منابع پایان نامه ارشد با موضوع کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، تکرار جرم، روانشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

ن محروم از آزادی مصوب 1990، اشخاص زیر سن 18 سالگی را بدون قید و شرط «نوجوان» نامیده است.4
در علوم روانشناسی کودک، برحسب سیر رشد فرد، دوران کودکی تفکیک شده است. به فاصله سنی 12 تا 18 سال دوره نوجوانی و به پایینتر از آن دوره کودکی گفته اند.5در حقوق کیفری ثمره علمی تفکیک دورههای مزبور، در نحوه واکنشی است که در قبال رفتار مجرمانه کودکان و نوجوانان بر حسب تکامل دوره سنی، عاطفی و ذهنی اتخاذ می شود.6به نظر می رسد با توجه به تفاوت واکنشهای مقرر در حقوق کیفری نسبت به رفتار مجرمانه در دوره های سنی مختلف قبل از بلوغ جسمی، ذهنی و عاطفی، می توان تفکیک سنی دوره کودکی و نوجوانی را بر حسب علوم روانشناسی کودک پذیرفت. بنابراین دوره کودکی از بدو تولد تا سن 12 سالگی و دوره نوجوانی از 12 تا 18 سالگی است.»7
علمای حقوق و فقهاء به جهت تأثیرات خاصی که دورة کودکی در حقوق و تکالیف دارد اقدام به تعریف آن نموده اند. از نظر عرف دوره کودکی پس از نوزادی شروع و تا رسیدن به سن قانونی ادامه مییابد. حد فاصل میان نوزادی ونوجوانی را عرف عام دورهای کودکی میگویند.
علماء حقوق ذیل کلمه صغیر می گویند: پسر و دختری که به بلوغ شرعی نرسیده است از محجورین است، به محض رسیدن به بلوغ حجر او محو می شود، بدون این که احتیاج به صدور حکم از سوی حاکم شرع باشد، اگر پیش از بلوغ به حدی رسد که دارای تمیز باشد او را صغیر ممیز گویند.
همچنین ذیل واژة بلوغ می نویسند: سن بلوغ و رشد با پیدایش یکی از پنج وضعیت برای طفل حاصل می شود که عبارت از روئیدن موی در بعض قسمت های بدن، (در صورت، زیر بغل و اطراف آلت)، احتلام در پسران، حیض در دختران، رسیدن به سن 9 سال تمام در دختران و 15 سال تمام در پسران، و استعداد بارور شدن دختران خواهد بود. اگر این ویژگی ها در کسی به منصة ظهور و مشاهده نرسد کودک است و الا نوجوان یا جوان خواهد بود. و نیز گفته شده که صغار جمع صغیر است و در اصطلاح «صغیر» به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمانی و روحی لازم برای زندگانی اجتماعی نرسیده باشد.
فقها هم در بخش های وسیع از فقه به تناسب بحث، به تعریف کودک پرداخته اند. حضرت امام خمینی(ره) در تحریر می فرماید: «الصغیر وهو الذی لم یبلغ حد البلوغ محجور علیه شرعا لا تنفذ تصرفاته فی أمواله» صغیر کسی است که به حد بلوغ نرسیده باشد، این شخص از تصرفات در اموال خود ممنوع خواهد بود و در ادامه می افزاید: هرچند که در کمال تمیزی و رشد باشد و تصرفاتش در نهایت سود و صلاح صورت گیرد. چنین شخصی از نظر فقها کودک تلقی میگردد.
دکتر وهبة الزحیلی در «الفقه الاسلامی و ادلته» می نویسد: «الصغر: طور به کل إنسان، یبدأ من حین الولاده الی البلوغ» کودکی دوره ای است که به هر انسانی خواهد گذشت، آغاز آن هنگامه ولادت و پایان آن رسیدن به حد بلوغ است. و در ادامه می گوید: علما حنفی و مالکی گفته اند: صغیر یا ممیز است یا غیر ممیز، و غیر ممیز کسی است که هفت سال تمام را سپری نکرده است. و ممیز به کسی گویند: که هفت سال تمام از عمرش گذشته است. چون پیامبر(ص) فرموده است: «وقتی فرزندانتان به هفت سالگی رسیدند،آنانرابهنمازعادتدهید.»
بنابراین مقطعی از عمر انسان به دورة کودکی اختصاص دارد، هر چند که از لحاظ عرفی، حقوقی و فقهی، مرز دقیقی برای آن تعیین نشده است. چون اوضاع شرایط محیطی، وراثتی و تغذیه در آن مؤثر است. اما با پیدایش یکی از حالات فوق انسان از وضعیت کودکی خارج و به دوره ای نوجوانی و جوانی وصل میگردد.8

ب- معارض با قانون
نظریه منع«برچسب زنی» در جرمشناسی که مبتنی بر توصیه به مقامات انتظامی، قضایی و جامعه از توصیف رفتار افراد در قالب عناوین مجرمانه و استعمال واژه های مجرم و یا بزهکار به ایشان است، اگرچه به چالش کشیده شده است9 و این چالش در مورد بزرگسالان قابل تامل است، لیکن به نظر میرسد که در مورد کودکان و نوجوانان به طور کامل باید رعایت شود. زیرا آنان که در جریان سیر طبیعی خود به سوی رشد و کمال عقل گام بر میدارند تلقین پذیرند. وقتی که متصف به رفتار مجرمانه میگردند، خود را در قالب این عنوان یافته و با آن هماهنگ میشوند و خلاصی از ذهنیّت توصیف به «مجرم بودن» یا «بزهکار بودن» چنانچه محال نباشد حداقل بسیار دشوار است. به علاوه و مهمتر اینکه رفتار مجرمانه کودکان و نوجوانان گذرا و ناپایدار است و در جریان رشد و به تدریج تا زمان بلوغ و پختگی روانی و ذهنی اصلاح میگردد.10و از طرفی فاقد مسئولیت کیفری و یا فقد مسئولیتی همسان با بزرگسالان میباشد.پس چگونه میتوان ایشان را مجرم یا بزهکار نامید؟؟
به همین جهت وفق قسمت «ف بند 5 اصول بنیادین رهنمودهای سازمان ملل برای پیشگیری از بزهکاری نوجوانان (رهنمودهای ریاض) مصوب سال 1991 میلادی» بنابر عقیده رایج میان کارشناسان، زدن برچسب منحرف، بزهکار و مستعد بزهکاری به نوجوان غالباً موجب پیدایش الگوی رفتاری ناپسند در ایشان میگردد.11همینطور ماده 8 مقررات پکن نیز به حق نوجوانان مبنی بر حفظ حریم خصوصی ایشان از برچسب خوردن به عنوان بزهکار یا مجرم و افشا هویت ایشان تاکید نموده است.12
لذا با عنایت به مراتب مزبور به نظر میرسد که اتخاذ واژه معارض با قانون در برخی متون دادرسی اطفال در زمینه توصیف آن دسته از کودکان و نوجوانانی است که رفتار ایشان در مغایرت با قوانین کیفری و دارای عناوین مجرمانه است، به مراتب شامل بار منفی کمتری نسبت به واژههای بزهکار، مجرم یا منحرف میباشد. به کار بردن واژه های مزبور به صورت نا خودآگاه رفتاری ضداجتماعی در کودکان و نوجوانان به وجود میآورد.13

ج- بازپروری
اصطلاح بازپروری متضمن این معناست که بزهکار دارای سابقه و تواناییهای یک شهروند مولد است و به همین دلیل قبل از هر چیز او باید دوباره آموزش دیده و به سوی ارزش هایی که در یک حیات مولد و برای یک شهروند مفید ضروری است سوق داده شود. برخی از متخصصان معتقندند به جای بازپروری (Rehabilitation) باید اصطلاح پرورش(Habilitation) استفاده کرد. «پرورش» بر این واقعیت تاکید میکند که بسیاری از مجرمان در محیطی جرمزا و بدون دستیابی به حتی احساسات اخلاقی یا کلاسهای درس و امکانات اشتغال رشد میکنند و نمیتوانند بنیان زندگی مستقل و فارغ از بزهکاری را پی بریزند. برای چنین گروهی از بزهکاران «پرورش» دقیقاً به معنای نیاز به برخورداری از مهارتهای اساسی برای اولین بار است.
استفاده بسیار متداول از بازپروری متضمن پذیرش نکاتی چند راجع به بزهکار و برنامههای اصلاح و تربیت میباشد، که از آن جمله است:
1- بزهکاران (زندانی) مشکلاتی دارند که علت مستقیم بزهکاری آنان است.
2- پرسنل برنامههای اصلاح و تربیت دقیقاً میتوانند این مشکلات را تشخیص داده و درمانهای مناسب را برای اشخاص در دسترس داشته باشند.
3- این درمانها ترجیحاً به مورد اجرا در خواهند آمد.
4- مشکلات در نتیجه استفاده از این درمانها «رفع» شده و یا حداقل کاهش مییابند.
5- به علاوه در نتیجه کاهش مشکلات مذکور رفتار جنایی افراد نیز کاهش خواهد یافت.
به این ترتیب هدف اصلی از بازپروری بزهکاران، پیشگیری از تکرار جرم آنها و یا کاهش نرخ آن است. راهبرد بازپروری برتغییر رفتار بزهکاران جهت عدم استمرار اعمال مجرمانه آنها تکیه می کند. در این راستا هدف آن است که با «تشخیص» تفاوتهای آنها، مناسبترین و موثرترین شیوه برای تغییر رفتار غیرقانونی بزهکاران اتخاذ گردد. این تشخیص با استفاده ار تئوریهای روانشناسی و دانشهایی که میتوانند در تغییر و اصلاح رفتارهای غیر قانونی و مجرمانه بزهکاران مورد استفاده قرار گیرند، صورت میپذیرد.
پژوهشگران روانشناسی تاکید میکنند که برنامههای اصلاحی و درمانی موثر برای پیشگیری از تکرار جرم، باید از اصولی چند تبعیت کنند. اول آنکه درمان باید مستقیماً متوجه آن دسته از ویژگیهایی باشد که قابل تغییر بوده (ویژگی های دینامیک یا سیال) و در ارتباط مستقیم با رفتار مجرمانه فرد هستند. عوامل جرمزا عوامل متعددی هستند که در بروز رفتار مجرمانه مؤثرند. سن، جنس و اشتغال به ارتکاب جرم در سنین اولیه از آن جمله اند. در مقایسه با سایر عوامل، ارتکاب جرم در سنین نوجوانی برای پسران، احتمال ارتکاب مستمر جرم را در آینده افزایش میدهد. با این وجود چنین ویژگیهای آماری و از جمله سن و جنس-گرچه میتواند در پیشبینی تکرار جرم مورد استفاده قرار گیرد- اما در برنامههای درمانی قابل استفاده نیستند .در حالیکه فاکتورها و عوامل سیال و قابل تغییر باید بخشی از آماجهای برنامههای درمانی را تشکیل دهند.
علاوه بر این، دردرجه دوم، برنامههای اصلاحی و تربیتی که برای بازپروری بزهکاران تنظیم میگردد، ضرورتاً باید بوسیله کارکنان کارآزموده و ماهر، به همان ترتیبی که برنامهریزی شده اند، به مورد اجرا درآیند. اجرای برنامههای مذکور بوسیله پرسنل فاقد مهارت و کاردانی نمیتواند کاهش تکرار جرم را در پی داشته باشد.
در اجرای برنامههای اصلاح و تربیت اصل سومی نیز باید رعایت شود و آن این است که برنامهها کسانی را باید مورد هدف قرار دهند که در معرض تکرار جرم هستند، زیرا کاهش تکرار جرم قابل اندازهگیری و ارزیابی است. بسیاری از بزهکاران از درجه تکرار جرم اندکی برخوردارند و تاثیر برنامههای اصلاح و تربیت بر کاهش تکرار جرم آنها به سختی قابل ارزیابی است.
آخرین اصل اجرای برنامه های اصلاحی و درمانی موثر این است که این برنامه ها باید به ترتیبی اجرا شود که با تواناییها و قابلیتهای فراگیری بزهکاران متناسب باشند. بر این اساس باید ویژگیهای رفتار فردی و اجتماعی بزهکاران مدنظر قرار گیرد.14

د- کانون اصلاح و تربیت
بزهکاری کودکان و نوجوانان و روشهای خاص اصلاح و تربیت آنان، با توجه به شرایط سنّی و اجتماعی و علل و انگیزههای غالباً متفاوت بزهکاری در این قشر با بزرگسالان، موجب تغییر نگرش و توجه جرمشناسان و جامعهشناسان و مددکاران اکثر جوامع شده و در نهایت موجب گردید تمهیداتی جهت نگهداری و تربیت و تهذیب کودکان و نوجوانان معارض با قانون با قوانین خاص در نظر گرفته شود. به همین منظور در ایران در سال 1347 در منطقه شمال غرب تهران واقع در منطقه شهر زیبا ساختمان و ابنیه اولین مجتمع نگهداری این کودکان و نوجوانان معارض با قانون با نام «کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان» تاسیس و شروع به فعالیت نمود.
طبق ماده 17 آییننامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور مصوب 20/9/1384، کانون مزبور چنین تعریف شده است: «كانون اصلاح تربيت مركزي است كه اطفال و نوجوانان بزهكار كمتر از 18 سال تمام در آنجا براي اصلاح، تربيت و آموزش نگهداري مي شوند.»
به عبارت دیگر کلیه ارکان و بخشهای کانون اصلاح و تربیت در مسیر این هدف قرار دارند تا کودکان و نوجوانانی که دارای شخصیت معارض با قوانین جامعه دارند را با شیوههای خاص، مورد اصلاح و تربیت قرار دهند تا در نهایت کودک یا نوجوان بتواند با بهرهگیری از روشهای تربیتی اعمال شده، به عنوان نیرویی مفید و مولد دوباره به اجتماع بازگردد. در فصل دوم این بخش کانون اصلاح و تربیت به صورت کامل تحت عنوان یک فصل، با تمامی ارکان و اهداف مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

گفتار دوم: سابقه تشکیل کانون اصلاح و تربیت در مکاتب کیفری و اسناد بینالمللی

در این گفتار به عقاید و نظرات مکاتب مختلف و اسناد بین المللی در ارتباط با مسئله اصلاح و تربیت اطفال و نوجوانان بزهکار خواهیم پرداخت. با مطالعه نظرات اندیشمندان مکاتب مختلف به این نتیجه میرسیم که سالیان درازی تفاوتی در میزان مجازات اطفال و بزرگسالان دیده نمیشود. قوای حاکمه در مواجهه با بزهکاری تمام توجّه خود را به جرم ارتکابی معطوف کرده و از مجازات به عنوان ابزاری برای ایجاد رعب و ترس و عامل بازدارنده استفاده مینمایند. به فرد مجرم توجه نکرده و برای بازگشت مجدد او به جامعه تدابیر اصلاحی و تربیتی اتخاذ نمیکنند. امّا با گذر زمان و ظهور مکاتب مختلف و اندیشههای نو در خصوص وضع قوانین و توجه به فرد بزهکار، موضوع اصلاح و تربیت بزهکار

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، تکرار جرم، کودک و نوجوان Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع مکتب کلاسیک، ارتکاب جرم، عوامل اجتماعی، نوجوانان بزهکار