منابع پایان نامه ارشد با موضوع کتاب مقدس، عشق و محبت، حسن و قبح

دانلود پایان نامه ارشد

نظري? شهريار ماکياول را يک “توجيه فني”501 از حيات سياسي ميداند که در تضاد با توجيه اخلاقي502 از حيات سياسي قرار دارد.503 اين حيات معنوي تنها از طريق دموکراسي ملهم از کتاب مقدس دست يافتني است.
به هر رو از آنجا که جوامع از عقلهاي ناب ساخته نشدهاند که خير هر کس با خير جامعه يکي باشد، لذا انسان با موجودي که کاملا عقلاني باشد خيلي فاصله دارد. انسان محفوف به احساسات و اميال است و جنب? بربريت و حيوانيت او بر جنب? عقلانيش غلبه دارد. مسئله اينجاست که تلاش جامعه اين است که گروهي از اشخاص باشند که ميخواهند تحت حمايت عقل زندگي کنند؛ اما مشکل اين است که افراد تشکيل دهند? آن جامعه از عقل خيلي استفاده نميکنند و بيشتر بهدنبال منافع فردي هستند.
ماريتن در اينجا اين پرسش را مطرح ميکند که آيا جامعه براي هر يک از ما است يا ما براي جامعه هستيم؟ وي بلافاصله در جواب ميگويد که: پاسخ به اين پرسش مستلزم دو امر است که در هر يک مقداري از حقيقت وجود دارد و آن تمايز ميان شخص و فرد است.504
فرد چه از نظر بيولوژيکي و چه از نظر ارتباطش با جامعه به عنوان يکي از اعضاي آن، جزء به شمار ميآيد. و قاعدتا کل از جزء، مهمتر است. لذا جامعه مقدم بر افراد است. مارتين ميگويد:
“لذا به صورت طبيعي انسان بايد خيرهاي اين جهاني و موقتي خود را تسليم زندگي اجتماعي کند و اگر ضرورتي پديد آيد جانش را نيز براي سعادت جامعه فدا کند. زندگي اجتماعي چه بسا بر انسان به عنوان فرد و به عنوان جزئي از کل، محدوديتهايي را تحميل کند”.505
انسان در مقابل خدمات متنوعي که جامعه به آنها ارائه ميدهد از قبيل: غذا، پناهگاه، امنيت، آموزش و بهداشت که در واقع سعادت اين جهاني او را تأمين ميکنند مسئوليت دارد که عواقب و لوازم آن را پذيرفته و در هنگام نياز جامعه، خود را در خدمت آن قرار دهد، مثلا چه بسا لازم باشد تا به هنگام جنگ جان خود را نيز فدا کند.
در اينجا ماريتن تأييد ميکند که اين رابط? بين فرد و جامعه صرفا نبايد يک رابط? کميتي و زيستي در نظر گرفته شود، بلکه بايد جنب? شخصي و اجتماعي506 انسان نيز در آن در نظر گرفته شود و اين امر مستلزم در نظر گرفتن امور اخلاقي از قبيل عدالت و دوستي مدني507 است که در بيان کتاب مقدس، عشق و محبت برادرانه خوانده شده است.508
از نظر وي غايت يک جامعه و دولت مدني فراهم کردن يک زندگي خوب انساني بر روي زمين است؛ اما اين ارزشها قابل مقايسه با کرامت روح انساني نيست.509 دولت مدني خوب و جامع? خوب غايت قصواي بشر نيست، بلکه تنها کمک کننده و فراهم کنند? زمينه است. سرنوشت انسان و غايت روح انسان فراتر از زمان است؛ لذا داراي حقوقي است که فراتر از حقوقياند که در جامعه قراردارند. اين همان اصل و اساس حقوق اساسي است که جامع? سياسي بايد به آن احترام گذاشته و امکان صدمه زدن به آن وجود ندارد.510

گفتار دوم: پيوند مکراسي با اخلاق
از ديرباز، پرسش از نسبت دموکراسي و اخلاق از زمرة پرسشهاي دشوار انديشة سياسي بوده است. چرا که اخلاق تأثير زيادي بر مباني دموکراسي دارد. مبانياي همچون: ارزش اخلاقي حاکميت انسان بر سرنوشت خويش، ارزش جان انسانها، کرامت جسمي و معنوي انسان به عنوان يک شخص، ارزش آزادي و مسئوليت پذيري اخلاقي در ارتباط با حق اکثريت، مشروعيت تصميمگيريهاي جمعي، حسن و قبح عرفي شدن امور عمومي و تأثير آن بر مساله روابط انسانها در جهان معاصر.
دموکراسي به عنوان مهمترين شيوة مديريت جوامع انساني در عصر حاضر، در مواجهه با اصول و مباني اخلاقي رايج در جوامع ديني، پرسشها و چالشهاي زيادي را مطرح کردهاست که مهمترين آنها عبارتند از:
1. به دليل پذيرش عمومي روشهاي دمکراتيک جهت ادارة جوامع از سوي فرهنگهاي مختلف ملي و گسترش دامنة نفوذ نهادهاي بينالمللي، اين روشها به صورت يک ضرورت جهاني درآمدهاند. به نحوي که به تدريج از نظامهاي سياسياي که غير از آن وجود دارند، به نظامهاي استبدادي ياد ميشود.
2. پارهاي از مشکلات و بغرنجهاي اخلاقي ناشي از تصميمگيريهاي قانوني مختلف در مورد مسائلي نظير: همجنسبازي، نشريات مبتذل (پورنوگرافي) و سقط جنين، اخلاقگرايان و صاحبنظران هوادار نظم سياسي اخلاقگرا را به ترديد جدي افکنده است.
در خلال قرن بيستم، اين دغدغههاي اخلاقگرايانه، بسياري از فيلسوفان و متکلمان ديني را برانگيخته است تا پيوسته به مباني و ريشههاي اخلاقي دموکراسي بازگشته و به ارزيابي نقاط ضعف و قوت ادل? طرفداران ليبرال دموکراسي بپردازند. هدف اصلي از اين ارزيابيهاي اخلاقي، جستجوي راهکارهاي تصحيح شيوههاي دمکراتيک بودهاست.
ماريتن ميان تمايلات ذاتي طبيعت انساني با عارضيها تفاوت ميگذارد و معتقد است كه آن تمايلات حقيقي ذاتي طبيعت انساني است كه مسئوليت قانونگذاري و تنظيم رفتار و اعمال انساني را داشته باشد. همچنين ماريتن ميان فلسف? اخلاق و قانون اخلاقي511 فرق ميگذارد و مينويسد:
“قانون اخلاقي قبل از وجود فلسف? اخلاق کشف شد بود. فلسف? اخلاق بايد به صورت نقادانه به تحليل استانداردهاي اخلاقي بپردازد كه اعتبار آنها قبلا در يک وضع غير قابل اثبات و غير قابل استدلال کشف شد بود”.512
گفتار سوم: دموکراسي و عقلاني کردن اخلاق زندگي سياسي
از مسائل مهم در حوز? فلسفه سياسي رابط? دولت و مردم ميباشد. در اين زمينه، بحث اصلي بر سر نحو? استفاده دولتها از وسايل در رسيدن به مقصود است. و اينکه آيا آنها ميتوانند از هر وسيلهاي براي رسيدن به مقصود استفاده نمايند. همچنين وسايلي كه مردم ميتوانند توسط آنها هدايت و کنترل دولت را در دست داشته باشند، چيست. بدين جهت در اين بخش، نخست به بررسي رابطه وسيله با هدف ميپردازيم.
اين موضوع از مسايل عمد? فلسفه سياسي است كه اگرچه در مقام نظري پاسخ روشني دارد، اما در مقام عمل با دشواريهايي روبرو است. ماريتن معتقد است كه هدف غايي و مهمترين مسئوليت جامعه سياسي تأمين تحصيلات مادي افراد يا سلط? صنعتي بر طبيعت يا سلطه سياسي بر انسانها نيست، بلکه بهبود شرايط زندگي انسان و تحصيل رفاه عمومي اکثريت جامعه به نحوي است كه تک تک اشخاص بدون هيچگونه امتياز طبقاتي بتوانند مستقلانه و متناسب با يک زندگي متمددانه با برخورداري از حقوق سياسي و فضيلتهاي مدني و بالندگي فکري به حيات خويش ادامه دهند.513
در رابطه با وسايلي كه براي نيل به اين اهداف لازم است به کار گرفته شود، اگر چه ميدانيم كه بايد آنها متناسب با اهداف باشند و به کار گرفتن ابزارهاي بد، کاري بيمعني وعبث است، اما براي انساني كه حيوان عاقل است بسيار سخت خواهد بود كه زندگي خويش را در اختيار عقل قرار دهد. در واقع عقلي کردن زندگي سياسي کاري بس دشوار است.
دو برداشت متفاوت از عقلي کردن زندگي سياسي وجود دارد:
1. سادهترين راه كه پاياني خوب ندارد شيوهاي است كه ماريتن آن را تکنيکي و يا حرفهاي و يا هنرمندانه مينامد. “عقلاني کردن حرفهاي زندگي سياسي” از طريق وسايلي كه خارج از انسان مي باشند.
2. راه دوم كه ماريتن آن را “عقلاني کردن اخلاقي زندگي سياسي از طريق وسايلي كه در درون آدمي است” مينامد از طريق آزادي و فضيلت است.514

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع کرامت انسان، رفتار انسان، مفهوم دولت، حقوق انسان Next Entries پایان نامه رایگان درمورد فرق و مذاهب، روانگردان، جنس مخالف