منابع پایان نامه ارشد با موضوع نقاشي، هايي، اکسپرسيونيسم

دانلود پایان نامه ارشد

گروه Optical painting يا Op art: اساس اين نقاشي بر پويايي ادراک آن استوار بوده و همانطور که از عنوان آن بر مي آيد درخشش درنگاه از اصول آن مي باشد: اين زمينه نقاشي طي نمايشگاهي که در موزه «ويليام استيتز» در سال 1965 برگزار گرديد شناخته شد. وازارلي144، سوتو145، جوزف البرز146 و هنرمندان جوان ديگري چون ريچارد آنوسکيويز147 از اساتيد اين فن بشمار
مي روند.
گروه ششم که سريال آرت148 نام دارد، جديدترين نوع نقاشي آبستره است. اين نقاشي از تصاوير تکراري و ظاهراً غير قابل تشخيص با سکانس هاي تکراري يا رشته هاي تصاوير که نماي کلي آنها آبستره بنظر مي رسد تشکيل شده است. استفاده از قالب هاي يکنواخت يا مدوله با اينکه در نقاشي وجود داشته است ولي در پيکره سازي مدرن ريشه دارتر بوده و تجلي بيشتري يافته است هنرمندان جواني که اين راه را دنبال کردند با خصايص روحي و تمايلات فکري بسيار متفاوتي که داشتند گرايشات متعددي پيدا کردند. آنها جذب «ويتجنسنشن»149 تئوري رياضيات و يا تئوري خبررساني شدند و بدين ترتيب به گونه اي عقل گرايانه که در خدمت جامعه اي با تکنولوژي پيچيده است راه خود را انتخاب کردند. فرم هاي رشته اي آنها مبين اصلي هستند که مي تواند در آينده منشا نظم و ترتيبي باشند و مانند مينيمال آرت150 يا ساختارهاي ابتدائي که شايد امکان درک آثار هنرمنداني چون «لاري پونز»151، «دونالد جود»152، «سل لويت»153، «روبرت اسميتسون»154 روبرت موريس و حتي تني چند از اساتيد فن pop art مانند اندي وارهول155 که نقاشي هاي با تصاوير تکرار و غير ارادي داشته است به کمک آنها فراهم گردد.

3-3- نقاشان اکسپرسيونيسم و اکسپرسيونيسم انتزاعي
مونک،ادوارد (نقاش و چاپگر نروژي، 1863-1944، در جو سمبليم اواخر قرن نوزدهم، يکي از مهمترين پيام آوران اکسپرسيونيسم سده بيستم بود. آثار سرشار از روحيه شمالي او برهنه مدرن اسکانديناوي و آلماني قوي ترين تاثير را گذاشتند.
او در اسلو آموزش ديد (1880-1882) چندي بعد سفرهايش را به فرانسه، ايتاليا و آلمان آغاز کرد. ضمن اين سفرها نخستين دوران فعاليت خلاقه اش را در زمينه هاي نقاشي، چاپ دستي و طراحي صحنه گذرانيد. در برلين و پاريس، از طريق مجله هاي معتبر به معرفي هنر خود پرداخت (1895-1905). تاثير جنجالي نمايش آثارش در برلين (1892) به شکل گيري انشعاب برلين انجاميد. به سبب يک بحران رواني جدي به نروژ بازگشت (1909) ديوارنگارهايي براي دانشگاه اسلو ساخت (1910-1915). در سال هاي بعد در حوالي اسلو اقامت گزيد. به تک چهره منظره، و موضوع هاي اجتماعي روي آورد؛ و برخي از مضمون هاي آثار پيشين را دوباره به تصوير کشيد. نمايش بزرگي از سير تحول کارش در برلين برگزار شد (1927) نازي او را در فهرست (هنرمند فاسد) قرار داد.
مونک در نقاشي هاي اوليه اش تمايلي آشکار به واقع گرايي اجتماعي داشت. پس از ديداري از پاريس تحت تاثير اکسپرسيونيست ها قرار گرفت. در سفر مجدد به پاريس (1889) با آثار نبي ها و هنرمندان پست اکسپرسيونيسم روبرو شد. شور وان گوگ براي بيان قدرت گوگن در بازنمايي دو بعدي، ذهن منطقي سرا و خلاصه گويي تولوز – لوترک او را برانگيختند تا امکانات بياني خط و رنگ را بيازمايد. ولي عاطفه گرايي عصبي و بي پروايي او راهي به سوي اکسپرسيونيسم آينده گشود. (مثلاً: دختر بيمار 1886) تصوير(3-1)، خشونت و عصبيت کار او در باسمه هايش نيز رخ نمودند. سلسله تصويرهايش در دهه 1890 (که آنها را شعري از زندگي، عشق و مرگ مي نماميد) اگر چه همانندي هايي با ارنوو داشتند، به لحاظ عاطفه گرايي شديد، از آثار هنرمندان وابسته به اين جنبش متمايز بودند. اين تصويرها با خط هاي پيچان و رنگ هاي تيره، نفسانيت و اضطراب سمبليسم آن زمان را منعکس مي کردند. ذهنيت شمالي، تجربه هاي دوران کودکي و ژرف نگري در روان آدمي، مونک را به قلمرو تاريکي کشانيد. ولي پس از بازگشت به زادگاهش، درونگرايي و بدبيني او جاي به سرزندگي و نشاط داد. اسلوب کارش جسورانه تز و آزادتر شد و رنگ هايش درخشش و حرارتي بيشتر يافتند. مهم ترين دستاورد او در اين سال ها مجموعه ديوارنگارهاي دانشگاه اسلو بود که در محتواي تصويرشان بر نيروهاي مثبت طبيعت علم و تاريخ تاکيد شده بود. ديري نگذشت که مونک با قدرتي بيشتر به عاطفه گرايي و نماد گرايي پيشين بازگشت. در واقع هنر او هيچ گاه خصلت القايي و بيانگر را از دست نداد. شور او براي بيان عواطف به مدد نمادهاي بصري راحتي در واپسين تک چهره هاي شنيز مي توان باز شناخت. از جمله ديگر آثارش: تشويش (1894) شب (1890) و چهار دختر روي پل (1905) را مي توان نام برد.

بيکن156، فرنسيس (1909-1992) به سبب شيوه مستقل و شخصي اش در تجسم وضعيت فاجعه آميز انسان مدرن، يکي از شاخص ترين اکسپرسيونيست هاي معاصر به شمار مي رود. او در دابلين به دنيا آمد ولي از جواني در لندن اقامت گزيد. (1925) او چند سالي را در برلين و پاريس گذرانيد. نخست، به عنوان متخصص طراحي داخل بنا به کار مشغول شد، سپس با بودن آموزش هاي رسمي، راه نقاشي را پيش گرفت (حدود 1930) در مدت بيش از ده سال فعاليت و ارائه آثارش در چند نمايشگاه، نتوانست چندان موفقيتي کسب کند. ولي با اثر بحث انگيزي تحت عنوان مشق هاي سه گانه از پيکرها براي موضوع صليب (1944) تصوير(3-2)، به جايگاهي بلند در نقاشي اروپا دست يافت. بيکن، معمولاً پيکر مرد يا زني را در فضايي بسته جاي مي دهد و در جنبه هاي نفرت انگيز اشکال و حرکات او غلو مي کند. صحنه هايي را که با پيکره هاي کژنما و جنبنده در پرده هاي سه لته
مي نماياند، غالباً تکان دهنده و اضطراب آور به نظر مي آيند. قالب بندي چند لته، عملاً توسط وي براي نقاشي نوين مناسب مي شود: در پرده هاي سه لته اش ارتباط ميان لته ها نه چندان بر اساس روايت بلکه عمدتاً صوري است. بدين سان، فضاها از يکديگر متمايز و در عين حال با هم متصل
مي شوند.
نمايشگاه بر پا شده توسط اين گروه آثارش را ارائه کرد (1912). در همين سال دلنه را در پاريس ديد. تحت تاثير او قرار گرفت و دست به ترجمه مقاله او ]درباره نور[ زد. به اتفاق او به توس سفر کرد (1914). در دوران جنگ جهاني اول به خدمت ارتش درآمد. آثارش را در نگارخانه دادا (مونيخ) به نمايش گذاشت (1917) در بوهوس (1920-1931) و سپس در هنرکده دوسلدرف (1931-1933) به تدريس پرداخت. با کاندينسکي، ياولنسکي و فاينينگر گروه چهارم آبي فام را تشکيل داد. (1924) نازي ها او را از کار بازداشتند و آثارش را در موزه ها حذف کردند. به سوئيس بازگشت (1934) او در کار تعليم بسيار جدي و پرشور بود. «دفتر طراحي آموزشي» و نوشته اي نظري اش زمينه ساز روش هاي نوين آموزشي هنر بوده اند. نخستين مشق هاي مدادي که در موضوع منظره، به دهه 1980، مربوط مي شوند،جستجوي کما بيش (امپرسيونيسم گونه) را باز
مي تابد. در مرحله بعد باسمه هايي در مضامين گرتسک ساخت. دقت و مهارت رسامي و حضور عنصر بيانگري در اين آثار، ريشه در سنت اروپايي شمالي داشتند بعداً منظره ها و تک چهره هايي با مرکب کشيد. تماس او با کاندنيسکي، مارک، ماک و سپس دلنه و ديدارش از تونس، با رهايي از قيد انضباط تکرنگي انجاميد. نقاشي هاي آبرنگي اش با رنگ هاي درخشان، حاکي از ورود آگاهانه او به قلمرو رنگ ناب بود. اين سرآغازي بود براي آفرينش يک سلسله شعرهاي تصويري نمونه که برخلاف آثار پيشگامان نقاشي انتزاعي پيوندي را با واقعيت جهان بروني حفظ مي کردند. در پرده هايي چون ماجراي يک بانوي جوان (1922) به شيوه خاص خود در کاربست رنگ هاي لطيف و خط هاي سيال شدت يافت. او رنگ را نيروي عاطفي و خط را تعيين کننده عمل نقاشي مي دانست و در آثارش از وسايل هنري مختلف و قالب مختلط بهره مي گرفت.
بديهه سازي در اين ميان اهميت بسيار دارد. نقاشي هاي بيکن را معادل بصري «ادبيات موقعيت هاي حاد» که در اواخر دهه 1940 رواج داشت دانسته اند. در واقع او، موقعيت هاي حاد را از طريق تحريف هولناک پيکرها در فضاي پر و پيچ و تاب و فرساينده نمايان مي سازد. به همين سبب بيکن و آلبرتو جاکمتي از رهبران جنبش «پيکرنمايي جديد» با خصلت اگزيستانسياليست شناخته شده اند.
بيکن، غالباً فکر اوليه نقاشي هايش را از عکس هاي راديوگرافي، تصاوير سلسله وار، فيلم هاي سينمايي و غيره را بر مي گرفت. او از ميان آثار استادان قديم، به نقاشي هاي رامبرانت، ولاسکوئز گويا دلبستگي خاصي داشت. (به عنوان مثال: در سلسله پرده هايي که پاپ را در حال فرياد زدن منشان مي دهند، او از تک چهره پاپ اينوسنت دهم اثر ولاسکوئز، چهره پرستار فرياد زننده در فيلم رزمناو پوتمکين اثر آيزنشتاين و زن فرياد زننده در پرده کشتار معصومان مقدس اثر پوسن بهره گرفته است) اما بيکن در شيوه و اسلوب نقاشي خود کمال گراست، او مي تواند تعادلي ميان نظم و تصادف برقرار کند، بدان سان که تصويرها به طرز «اتفاقي» از کاربست رنگ ماده بر روي بوم حاصل آينده. از جمله ديگر آثارش: سري در ميان دو شقه گاو (1954).

پالک، جکسن (نقاش آمريکايي 1912-1956) از پيشگامان نقاش کنشي به شمار مي آيد.
او در لس آنجلس و نيويورک (1929-1931) هنرآموزي کرد. آثار اوليه اش تاثير نقاشي هاي خيال پردازانه رايدر را نشان مي دهد. سپس مجذوب کار استادان ديوارنگار مکزيکي شد و با آنها همکاري کرد. در اواخر دهه 1930، تحت تاثير پيکاسو، ميرو، و سورئاليست هايي چون ماسن قرار گرفت. سرانجام به هنر انتزاعي روي آورد (به عنوان نمونه ماده گرگ 1943). تصوير(3-3). او از نظريه خودکاري سورئاليسم به نحوه شخصي تري بهره گرفت: و پيشامد و بازي را اساس کار خود قرار داد.
پالاک معتقد بود که عمل نقاش في النفسه، مي توان سرچشمه محتوي و معناي کار هنري باشد. به عبارت ديگر هر چکه با قطره رنگ در اين آثار، مدرکي است بصري از حرکات تند يا ملايم نقاش. پالاک اين عقيده را که نقاش بايد مانند نطق و خطابه طي يک سلسله طرح هاي ابتدايي و هميشه توام با اثر نهايي در مغز انسان، خلق شود، رد کرد به انتقاد او، ساختمان يک اثر هنري در جريان پيشرفت خلاقيت آن به وجود مي آيد. و آن فرمي که به وسيله حرکات هنرمند به هنگام کار و بر حسب مقتضيات لحظه اي پديدار مي شود. نظير جريان زندگي، جريان نقاش نيز به صورت مجاز فرض مي گردد، تصادف و حرکات نقاش، راه مختوم به ايجاد يک اثر هنري را تعيين مي کند. فکر با فرم زاده مي شود.
دلبستگي هميشگي پالک به اساطير در آثار دهه 1940 بارزتر شد (مثلاً: توتم) چندي بعد با رنگ پاشيدن بر روي بوم گسترده روش غير متعارف را در پيش گرفت که به نقاش کنشي انجاميد (1947). پالک نقش مهم در شکل گيري نقاشي معاصر آمريکايي داشت. از جمله ديگر آثارش: پاسيفائه (1943) تصوير(3-4)، تابستان: شماره 9 (1948) جزيره زرد (1952) قطب هاي آبي (1953) .

دکونينگ ويلم (نقاش هلندي 1940) يکي از برجسته ترين نقاشان رنگ پرداز در جنبش اکسپرسيونيسم انتزاعي به شمار مي آيد.
در رتردام هنر آموخت. تحت تاثير جنبش داستيل و اکسپرسيونيست هاي بلژيکي قرار گرفت به ايالات متحده آمريکا رفت (1926): و در آنجا به کارهاي تجارتي و بنا آرايي مشغول شد طرح هايي براي اداره پيشرفت کار اجرا کرد (1953). او دستيار لژه درسه نقاشي ديواري براي «خط فرانسه» بود. سپس به گروه نيويورکي اکسپرسيونيسم انتزاعي پيوست. بعدها در دانشگاه ييل به تدريس هنر پرداخت.
نقاشي دکونيگ در سورئاليسم گرکي ريشه دارد. او غالباً، از اشاره آشکار به واقعيت که ممکن است سرآغاز کار باشد و يا در جريان اجراي کار پيش آيد – بهره مي گيرد. سلسله پرده هايش با عنوان زنان (1952)، نخستين نشانه «پيکرنمايي جديد» در مکتب نيويورک بود. او با انگاره ها و اسلوب خشن خود هيجان عمومي را بر انگيخت. پس از يک دوره نقاشي از مناظر به مضمون زن بازگشت (1963) اين باره، قلم زني شلاقي و شکل هاي شعله آسا به کار گرفت. از جمله ديگر آثارش، زن و دوچرخه (1952-1953) تصوير(3-5)، دري به رودخانه (1960) ديدار (1966-1967).
دکونينگ در سال 1948 نمايشگاهي از نقاشي هاي سياه و سفيد خود برپا

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ناخودآگاه Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع نقاشي، انتزاعي، هايي