منابع پایان نامه ارشد با موضوع نظام ارزشی، ایالات متحده، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه ارشد

میشود. این بچهها نه تنها باید به رقابت با بچههای طبقه متوسط بپردازند بلکه بوسیله بزرگسالانی که با «خط کش طبقه متوسط» یعنی نظامی از استانداردها، که برای بچههای طبقه پایین رسیدن به آن مشکل است، ارزیابی میشوند. این استانداردها شامل، مشارکت، به تاخیر انداختن پاداش، وضع اهداف دراز مدت، و احترام به داراییهای دیگران است. تمامی این موارد به طور ذاتی در ارتباط با ثروتمند بودن یک فرد و داشتن والدینی کاملاً مطلع از آینده و پرداخت شدن کامل حقوق می باشد. هیچکدام از این استانداردها برای والدین بچه های طبقه پایین، بدیهی و روشن نیست و نمی توان از آنها انتظار داشت که به فرزندانشان دروغ بگویند. در این چارچوب رقابتی، بچههای طبقه پایین ، در راه کسب موفقیت، در میان دانشآموزان جلوتر و معلمان عقب می مانند. آنانی که بیشتر احساس زیان میکنند، بیشتر از محرومیت در رنج هستند.کوهن با بکار گیری ساز و کار فرویدی قالب بندی واکنش( سازو کاری دفاعی برای غلبه بر تشویش) نوعی واکنش خصمانه را که ممکن است نسبت به ارزشهای طبقه متوسط اتفاق افتد، نشان می دهد.
از آنجایی که بسیاری از بچههای طبقه پایین در دام محرومیت موقعیتی گرفتار میآیند، اشکال گوناگونی از تطابق با طبقه متوسط اتفاق میافتد.برای برخی، تنظیم با خط کش اندازه گیری طبقه متوسط منجر به یک «راه حل جمعی» برای مساله موقعیت میشوند. این راه حل به پیشنهاد کوهن نیازمند نوعی تغییر در شیوه به دست آوردن موقعیت است. این مساله از راه ایجاد «هنجارهای جدید؛ ملاکهای جدید موقعیت که ویژگیهای آنها را به عنوان ویژگیهای شایسته و سزاوار تعریف میکند؛ اشکال رفتاری که آنها قادر به اعمال آنها هستند»، به صورت مشترک امکانپذیر است، لذا یک هنجار فرهنگی جدید، یعنی خرده فرهنگ بزهکاری، برای حل مشکلات موقعیتی طبقه پایین به وجود می آید.
این خرده فرهنگ بزهکاری است که ویژگی غیر سودگرایی، بدخواهی و منفی گرایی بزهکاری ولگردان را تشکیل می دهد. با ترک و واژگون سازی نظام ارزشی طبقه متوسط، اعضای گروههای ولگرد میتوانند با انجام آنچه که به خوبی قادر به انجام آن هستند مثلاً قوی و پر طاقت بودن و یا روی پای خود ایستادن، به سادگی به موقعیت یاد شده دست یابند. از آنجایی که نیاز به موقعیت وجود دارد، خرده فرهنگ بزهکاری نیز به عنوان راه حلّی در دسترس برای مردان جوان طبقه پایین وجود خواهند داشت.
هرچه جوانان یک طبقه پایین با آنانی که در خرده فرهنگ بزهکاری هستند همکنش و تعامل بیشتری داشته باشند، احتمال اینکه این جوانان تعاریف و رفتارهای آن خردهفرهنگ را بگیرند بیشتر است. کوهن بر این باور است که فشارهای ناشی از نابسامانی اجتماعی (یا تفاوت سازمان اجتماعی) یک موقعیت رایج مشترک را برای بسیاری از بچههای طبقه پایی به وجود میآورد.اینکه این بچه ها بزهکار شوند یا نه، بستگی به میزان قدرت همکنش و تعامل آنها با اعضای خرده فرهنگ بزهکار دارد.آنانی که دارای همکنش و تعامل دایمی هستند و بزهکاران و ولگردان را به عنوان افرادی مهم در نظر خود تلقی میکنند، احتمال بیشتری دارد که خرده فرهنگ بزهکاری را به عنوان راه حل مسایل خویش بیابند.

نکات عمده این نظریه عبارتند از:
1- اعضای جامعه دارای نظام ارزشی مشترکی هستند که بر ارزشهایی خاص نسبت به دیگر ارزشها تاکید دارد. در ایالات متحده این ارزشها ارتباط تنگاتنگ با طبقه متوسط دارد.
2- اغلب این ارزشهای مشترک، بر اهدافی تاکید دارند که به بدست آوردن موقعیت منجر میشود. لذا موقعیّت به خودی خود به یک هدف تایید شده تبدیل میشود.
3- فرصتها برای رسیدن به این اهداف بیشتر در دسترس طبقه متوسط است تا طبقه پایین.
4- نهادهای اجتماعی بویژه مدرسه، بازتابدهنده ارزشهای مورد هدف طبقه متوسط هستند و از آنها برای ارزیابی آنانی که با این نهادها در تماس هستند، استفاده می کنند.
5- جوانان طبقه پایین به دلیل فرصتهای محدودشان، اغلب از سوی نظام مدرسه ، نامطلوب ارزیابی میشوند که به محرومیت آنها در دنبال کردن عامل موقعیت منجر می شود.
6- جوانان طبقه پایین به دلیل ناتوانی در بدست آوردن موقعیت، با استفاده از فرصت های رایج در مدرسه ( نمره، موقعیت اجتماعی) در حالی که هنوز عامل موقعیت را به عنوان یک ارزش حفظ میکنند، علیه ارزش های طبقه متوسط شورش (قالب بندی – واکنش) مینمایند.
7- در طی یک دوره زمانی، جوانان طبقه پایین به طور جمعی، یک نظام ارزشی جدید را در مقابل ارزشهای طبقه متوسط به وجود میآورند. استانداردهای این نظام ارزشی جدید، اغلب ضد آنچه که رایج است بوده و فرصت به دست آوردن موقعیت را به آن جوانان میدهد.
8- این «راه حل بزهکاری» از طریق انتقال ارزش ها از جوانانی به جوانان دیگر و از نسلی به نسل دیگر، به راه خود ادامه میدهند.و یک خرده فرهنگ بزهکاری در حال حرکت تغذیه میکنند.خردهفرهنگی که برای یک رفتار منفیگرا، بدخواه و سودگرا، موقعیت آفرین میباشد.75
در این نظریه کوهن بهخوبی و به صورت واضح به شرح مسایلی میپردازد که می توان گفت عوامل ابتدایی و بنیادین در علل گرایش اطفال و نوجوانان بزهکار به سوی جرم است. در این نظریه کوهن از ارزشهایی سخن به میان میآورد که در جامعه برای تمامی اقشار( چه متوسط چه پایین) تعریف شده و همه باید از آنها پیروی کنند. عدم پیروی از این ارزشها تخلف از ارزش های جامعه تلقی میشود. کودکان هر جامعهای غیر از محیط خانواده، اولین قدم در اجتماع را با ورود به مدرسه تجربه میکنند که محل بیان ارزشهای اجتماع برای آنهاست. در این میان چون این ارزش ها برای کودکان طبقه پایین غیر قابل اجرا میشود، او خود را در تضاد و تعارض با ارزش ها مییابد و در صدد ایجاد خرده فرهنگی سازگار با شرایط برای خود و هم نوعان خود میشود که گاهی این خرده فرهنگ در تضاد با ارزشهای طبقه متوسط و جامعه است که منجر به شکلگیری خردهفرهنگهای بزهکاری در میان این اقشار میشود.
اگر به مصاحبههایی که با کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت صورت گرفته دقت کنیم، تایید نظریه کوهن را میبینیم. همه این کودکان و نوجوانان متعارض با قانون از طبقه پایین جامعه میباشند. میزان تحصیلات در میان آنها به ندرت از مقطع راهنمایی به بالا میباشد و در همان دوران ابتدایی- راهنمایی ترک تحصیل کردهاند. در توجیه این مساله میتوان از نظریه کوهن اینگونه استفاده کرد که ارزشها و فرهنگ هایی که جامعه از طریق مدرسه در پی نهادینه کردن برای آنها بود، در تضاد با شرایط آنها یافت میشد. به همین دلیل اکثر آنها برای فرار از این ارزشها اقدام به ترک تحصیل و گرایش به سمت خردهفرهنگهایی می کنند که کوهن از آنها به خردهفرهنگهای بزهکاری طبقه پایین یا همان «گروه ولگردان» یاد می کند. این امر زمینه ای برای پیروی از ارزش های این خرده فرهنگ ها و در نهایت گرایش به سمت بزهکاری می شود.
در بسیاری از مصاحبه های صورت گرفته به وضوح ویژگیهایی که کوهن برای اینگونه بزهکاری ها یاد میکند، دیده میشود. اغلب کودکان و نوجوانان علت اصلی خود را در ارتکاب سرقت (در انواع آن) را تلاش برای کسب لذت و هیجان بیان کردهاند. در واقع شکستن هنجارهای جامعه برای آنها همراه با لذتی است که انگیزه برای ارتکاب جرم میشود.76 آنها با این هنجارشکنی در پی آنند که ارزش های طبقه پایین را در مقابل ارزشهای جامعه (چیزی که کوهن از آن ارزشهای طبقه متوسط یاد میکند) نمایان کنند و تلاش برای اصلاح آنها جز از طریق ارزشسازی مجدّد برای آنها امکانپذیر نخواهد بود.

ب- نظریه نابهنجاری مرتون77
اگرچه عمر نظریه مرتون به سال های قبل از سال 1938 میرسد، اما هنوز هم در میان موثرترین نظریههای جرمشناختی قرار دارد. این نظریه هنوز تفاسیر و تحقیقات زیادی را به خود مشغول میکند و تغییرات گوناگونی در ارتباط با آن ارائه شده است. افزون آنکه عوامل نظریه نابهنجاری حداقل در بخشی از آن، در بیشتر نظریههای جرمشناختی معاصر یافت میشود.
نظریه نابهنجاری مرتون پیش از حرفه، یک نظریه در باره انحراف است؛ یعنی، بر بزهکاری تمرکز نمییابد. افزون آنکه مفهوم مرتون از انحراف مفهومی نسبتاً عمومی است. وقتی تصور یک فرد از جامعه بر «اهدافی» خوشتراش برای اعضای آن و راههای همسان برای رسیدن به آن اهداف تاکید میکند، انحراف عبارت است از هرگونه رفتاری که از ارزشهای پذیرفته شده ، تبعیت نمینماید. مثلاً مرتون از واژه « انحراف» برای نشان دادن رفتار دیوانسالاری همانند رفتار مجرمانه استفاده میکند.
مرتون اشاره میکند که برخی از «اهداف» به شدت از خلال جامعه مور تاکید هستند ( او از مثال موقعیتهای مالی یاد می کند). جامعه هم به برخی« ابزار» (مانند کار سخت، تحصیلات، شروع از پایین و حرکت به سوی بالا) تاکید دارد (به آنها مشروعیت می بخشد). .وقتی این اهداف به شدّت مورد تاکید قرار میگیرند، مانند مثال مرتون راجع به موقعیّتهای مالی در ایالات متحده، زمینه برای ظهور نابهنجاری آسان میشود. همه افراد دارای راهی یکسان برای دستیابی به موفقیت مالی یکسان نیستند و در نتیجه این افراد به دنبال راههای دیگر، یعنی احتمال راههای نامشروع برای کسب موفقیت هستند. به دلیل وجود نابرابری اجتماعی، راههای تایید شده برای رسیدن به اهداف موفقیت، به راحتی در دسترس برخی از گروهها در جامعه نیست. حتّی اگر گفته شود که اهداف برای همگان به طور مساوی به کار برده میشود. برخی از گروههای مردم مثلاً طبقه پایین اجتماعی و اقلیتها ممکن است در بدست آوردن موقعیتهای تجاری که به آنها اجازه دنبال کردن اهداف مربوط به موقعیتهای مالی را میدهد، فاقد هرگونه مزیّتی باشد.به نظر مرتون زمانی که این نابرابری بدلیل شیوهای که جامعه بدان ترتیب ساختاربندی شده، وجود دارد، ساختار اجتماعی، ساختاری نابهنجار است.
با توجه به ابنکه بخشهای گوناگونی از جامعه وجود دارد که در آن راههای مشروع رسیدن به موفقیت به شدت محدود میباشد بیآنکه کاهشی مشابه در تاکید بر پیشرفت وجود داشته باشد، به نظر میرسد که ایالات متحده در یک حالت نابهنجار دائمی قرار دارد. افرادی که در این شرایط نابهنجار (به طور گسترده طبقات پایین) گرفتار آمدهاند بعداً در مقابل فشار ناشی از ناتوانی همساز کردن آرزوهایشان با فرصتهای محدودشان قرار می گیرند. بر اساس قالببندی نابهنجاری توسط دورکیم، این مساله بدان معنی نیست که شرایط دائمی است. چنانچه شرایط اجتماعی تغییر میکند، منجر به نابرابری های بیشتر یا کمتر میشود و به همین شکل درجه نابهنجاری نیز کم یا زیاد میشود.
با این همه باید اشاره نماییم که ابزار مشروع ضرورتاً، کاراترین روشها برای دستیابی به اهداف نیستند. ابزارهای دیگر، اگرچه احتمالاً نامشروع یا تاکید نشده از سوی اجتماع باشند، امّا ممکن است هم در دسترس و هم کاراتر باشند. به خاطر سپردن این مساله نیز مهم است که مرتون در کارخود، بر موفقیّت مالی به عنوان یک « مثال» اشاره دارد. منظور او این نبود که بگوید این مساله، تنها هدف عمدهای است که در جامعه امریکا وجود دارد.
خود اهداف موفقیّت ضرورتا قابل کاربرد در تمام طبقات اجتماعی در یک زمان نیستند. قطعاً هر طبقهای میتواند نوع اهداف موفقیت خاص خود را داشته باشد. لذا شماری از اهداف گوناگون، امکانپذیر میباشد. مرتون به جای بحث در مورد فهرستی از اهداف مشخص، درباره وجود یک پیام فرهنگی که تلاشهای بالا رونده و تحریکی را که گفته میشود برای تمامی آنانی که تمایل به پیشرفت دارند مشروع میسازد، سخن می گوید. سپس « تاکید» بر رسیدن به این اهداف است که مهم می شود. به این دلیل هرگونه آزمون این نظریه که بر یک هدف یا یک مفهوم از موفقیت تمرکز مییابد، به شکل اجتنابناپذیری ناقص خواهد بود.
شیوههای تطابقی که مرتون ارائه میکند به شرح زیر است:
مرتون پنج راه (شیوه) تطابق فشاری که به سبب راههای محدود برای رسیدن به اهداف و ابزارهای تایید شده اجتماعی ایجاد میشوند را ارائه مینماید. اگر تاکید بر اهداف و ابزارها حتی در چهره نوعی درک از محدود بودن ابزارها ظاهر شود آنگاه فرد، به صورت «منطبق» باقی می ماند. به باور مرتون اغلب مردم، این انطباق را دنبال مکنند؛ اگر چنین نکنند

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع تکرار جرم، قانون مجازات، مجازات اسلامی، ارتکاب جرم Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، ایالات متحده، تالیف کتاب درسی