منابع پایان نامه ارشد با موضوع نزول قرآن، اصل برائت

دانلود پایان نامه ارشد

فدیه پرداخت میشود همانگونه که در جبران متلفات نیز چنین است، پس در این مسأله نیز حکم چنین میباشد.520
قول دوم: عدم وجوب پرداخت فدیه برای افراد پیر
افراد پیر هنگامی که توانایی روزه گرفتن را ندارند روزه و فدیهای بر آنها واجب نیست. مالکیه،521 شافعیه در قولی522 و برخی از علماء امامیه از جمله؛ مفید،523 شریف مرتضي،524عاملی525 قائل به این دیدگاه هستند و این قول مکحول، ربیعه و ابو ثور نیز میباشد. یادآوری این نکته لازم است که هر چند مالکیه فدیه را واجب ندانسته ولی پرداخت آن را مستحب میدانند.
این گروه برای قول خود به ادلهای استناد کردهاند از جمله:
دلیل اول: (و علی الذین یطیقونه فدیه طعام مسکین) خداوند فدیه را بر کسی واجب کرده که توان روزه گرفتن را داشته باشند افراد پیر توانایی روزه را ندارد پس فدیه بر آنها واجب نیست.526
دلیل دوم: مسافر و مریض اگر روزه را افطار کنند فدیهای بر آنها واجب نیست به دلیل آیهی (وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ( {بقره/185} و اصل برائت ذمه است مگر اینکه دلیلی وجود داشته باشد و افراد پیر به دلیل عذری که دارند بر مسافر و مریض قیاس میشوند.527
دلیل سوم: (لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا( {بقره/286} هنگامی که روزه در توان (وسع) افراد پیر نباشد از خطاب به سبب آن خارج میشود و در صورت افطار فدیهای بر او واجب نیست زیرا فدیه از کوتاهی کردن فرد واجب میشود و زمانی که افراد پیر توانایی روزه را ندارند کوتاهی در کار نیست.528
دلیل چهارم: احادیث
از ابن عمر روایت شده « أَنَّهُ قَرَأَ (فِدْيَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ(قَالَ هِيَ مَنْسُوخَةٌ»529
از سلمة بن اکوع روایت شده: « قَالَ: ” لَمَّا نَزَلَتْ: (وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ( «كَانَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يُفْطِرَ وَيَفْتَدِيَ، حَتَّى نَزَلَتِ الآيَةُ الَّتِي بَعْدَهَا فَنَسَخَتْهَا»530 فدیه برای کسانی که روزه نمیگرفتند و افطار میکردند حکمی خاص بوده که نسخ شده است پس بر افراد پیر که جایز است افطار کنند به دلیل نسخ آیه چیزی واجب نمیشود.
از ابن عباس ثابت شده است که این آیه نسخ نشده بلکه برای افرادی که از روزه گرفتن ناتوان هستند خاص است و قول ابن عمر و سلمة بن أکوع بر تخصیص آیه حمل میشود زیرا متقدمین در اصطلاح تخصیص را نسخ مینامیدند.
مناقشهی ادله و قول راجح
ضمن بررسی ادله گروه اول به نظر میرسد که استدلال آنها خالی از ایراد نیست، در مورد دلیل اول آنها باید گفته شود آیه خطابش به کسانی است که میتوانند روزه بگیرند ولی روزهی آنها با مشقت همراه میباشد و این شامل افراد ناتوان نمیشود چه آنکه انسانهای ناتوان متفاوت با کسانی هستند که روزه برای آنها با مشقت همراه باشد از طرف دیگر برخی از علماء براین استدلال ایراد وارد کرده و گفتهاند که آیه منسوخ شده است و از میان صحابه عبدالله بن عمر و سلمة بن الأكوع بر منسوخ بودن این آیه قائلند. آنچه از سلمة بن الأكوع روایت شده است: « لَمَّا نَزَلَتْ { وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ }كَانَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يُفْطِرَ وَيَفْتَدِيَ حَتَّى نَزَلَتْ الْآيَةُ الَّتِي بَعْدَهَا فَنَسَخَتْهَا.»531 پس استدلال به آیهی منسوخ صحیح نیست.532
در جواب این ایراد گفته شده: مفهوم نسخ نزد متقدمین اعم از اصطلاح متأخرین میباشد. نسخ نزد متقدمین به معنی تخصیص میباشد بر این اساس به دلیل جمع بین ادله مراد از نسخ در قول ابن عمر و سلمة ابن الأکوع تخصیص آیه بر افراد پیر و ناتوان و کسانی است که با مشقت روزه میگیرند.533 از طرف دیگر اگر قائل به منسوخ بودن آیه نباشیم، حکم به افطار و پرداخت فدیه عوض آن به نسبت افراد پیر و ….به جای خود باقی است534 همچنانکه ابن عباس میگوید: «(َعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ( قَالَ كَانَتْ رُخْصَةً لِلشَّيْخِ الْكَبِيرِ وَالْمَرْأَةِ الْكَبِيرَةِ وَهُمَا يُطِيقَانِ الصِّيَامَ أَنْ يُفْطِرَا وَ يُطْعِمَا مَكَانَ كُلِّ يَوْمٍ مِسْكِينًا وَالْحُبْلَى وَالْمُرْضِعُ إِذَا خَافَتَا أَفْطَرَتَا وَأَطْعَمَتَا»535
اما در مورد دلیل دوم نیز مخالفین میتوانند بگویند که: این حکم برداشت صحابی است و مذهب صحابی حجت نمیباشد از طرف دیگر معنای «طاقت» همان چیزی است که قبلاً گذشت نه به معنای طوق و … در مورد دلیل سوم نیز آنچه بیان شده حکم پیامبر نیست بلکه مذهب صحابی است که نمیتواند حجت قطعی در این زمینه باشد. اما در مورد قیاس این افراد به گروههای دیگر میتوان چنین گفت که: قیاس در عبادات صحیح نیست، از طرف دیگر مقیس علیه در مثالهای ذکر شده کاملاً متفاوت هستند چه آنکه حکم به آنها تعلق گرفته ولی در مورد افراد ناتوان حکم به آنها تعلق نگرفته است چه آنکه یکی از شروط تکلیف، قدرت و توانایی شخص بر انجام فعل میباشد حال آنکه چنین افرادی قادر نیستند پس حکم به آنها تعلق نگرفته است.
اما در مورد ادلهی گروه دوم: باید گفته شود که بر دلیل اول دو ایراد وارد شده است: اولاً برخلاف اجماع اصحاب رسول خدا است زیرا صحابه بر وجوب فدیه بر افراد پیر اجماع دارند.536 ثانیاً قرائت (یُطَوَّقُونه) به طور روشن دلالت میکند که افراد پیر و ناتوان از جمله کسانی هستند که مکلف به روزه گرفتن هستند و روزه گرفتن برای آنها مشقت به همراه دارد.
در مورد دلیل دوم نیز باید گفته شود: درست است که مسافر و مریض فدیهای بر آنها واجب نیست ولی قضای روزه را دارند. بنابراین وجه استدلال به این آیه توسط آنها خالی از اشکال نیست، ولی اگر به آیهی مورد نظر دقت شود میبینیم که این آیه محکم است و منسوخ نیست چند حکم بیان شده است. حکم اول: آنهایی که قادر بر روزه هستند که بر آنها واجب است که روزه بگیرند، آنهایی که روزه گرفتن بر آنها با مشقت همراه است بدین معنی که روزه گرفتن برای آنها با مشقت و سختی همراه است که این گروه به جای روزه فدیه میدهند و اما گروهی که حکم وجوب به دلیل عدم توانایی تعلق نگرفته، فدیهای بر آنها نیست چه آنکه به نسبت آنها روزه واجب نیست که در صورت عدم توانایی آن، فدیهای به ایشان تعلق بگیرد.
بنابرآنچه گذشت به نظر میرسد قول دوم راجح است چه آنکه نص قرآن علاوه بر دلالت قرائتی بر آن و دقت در معنای «طاقت» همین معنا را تقویت کرده و عدم تعلق حکم به دلیل در وسع مکلف نبودن نیز مؤید این معناست.
بنابراین میتوان از مجموعه محتوای آیات و نصوص وارد شده، افراد را به سه دسته تقسیم کنیم: گروه اول: کسانی که قادر به انجام روزه هستند که طبق خطاب آیه باید روزه را بگیرند و در صورت قضا شدن، قضای آن بر آنها واجب میشود. گروه دوم: آنهایی که قادر به روزه گرفتن بوده ولی این روزه گرفتن با مشقت همراه است که بنابر قرائت دیگر آیه روزه را افطار کرده و کفاره میدهند. گروه سوم: انسانها ناتوانی که نمیتوانند روزه بگیرند (پیرمرد و پیرزن و مریضهای لاعلاج) چنین اشخاصی خطاب روزه به آنها تعلق نگرفته چه آنکه شرط تعلق فعل توانایی انجام آن است، حال آنکه این افراد نه امروز و نه در روزهای آینده بر چنین امری قادر نیستند که چنین اشخاصی نه روزه میگیرند و نه کفاره میدهند.

جمع بندی مطالب، نتیجهگیری، پیشنهادها
الف. جمع بندی مطالب
جمعبندی مطالبی که در این تحقیق به آن دست یافتهایم.
1. قراءات جمع «قراءة»، که در لغت به معني جمع و ضميمه كردن چیزی به چیز دیگر بيان شده است. در مورد معنی اصطلاحی قراءات تعاریف زیادی بیان شده است که خلاصه این تعریفات این است که علم قراءات کیفیت نطق الفاظ قرآن، کیفیت نوشتن الفاظ قرآن، مواضع اتفاق و اختلاف ناقلین قرآن، اسناد هر کیفیتی از کیفیتهای اداء قرآن به ناقل آن و تمییز آنچه متواتراً یا آحاداً صحیح است شامل میشود.
2. «طهارة) مصدر «طَهُرَ» است که معنی لغوی آن بر نظافت و رها شدن از ادناس حسی مثل چیزهای نجس یا ادناس معنوی مثل عیوب دلالت دارد و در اصطلاح به معنی پاک شدن از حدث اصغر، حدث اکبر و نجاست است.
3. کلمهی «صلاة» به معنی زیادی به کار رفته است که یکی از این معانی نماز است و در اصطلاح فقها عبادتي است كه متضمن اقوال و افعال مخصوصي ميشود كه با تكبير شروع ميشود و با سلام دادن پايان مييابد.
4. صوم در لغت به طور کلی به معنی اجتناب از انجام کاری است و در اصطلاح شرع، امساک مخصوصی که از خوردن، آشامیدن و غیره از اذان صبح تا اذان مغرب خودداری میکند.
5. به دلیل حکمتها و اهداف بزرگی که مهمترین آن آسان گرفتن بر امت اسلامی و بیان فضل این امت، قرآن بر سبعة احرف نازل شده است.
6. علماء اهل سنت بر نزول قرآن بر سبعة احرف، اتفاق نظر دارند ولی در مفهوم سبعة احرف آراء و اقوال مختلفی بیان شده است قولی که مقصود از احرف را لغات و لهجههای عرب میدانند به صواب نزدیکتر است.
7. نظر محدثان و مفسران اهل سنت و شيعه در مورد حدیث سبعة احرف متفاوت است. بیشتر علمای اهل سنت براین باورند که این روایات صحیح و متواتر هستند، ولي حديث سبعة احرف، نزد اکثر شيعه خبر واحدي است كه از ضعف سندي هم برخوردار است.
8. در مورد حجیت قراءات سبع میان علماء اهل سنت و امامیه اختلاف نظر زیادی وجود دارد. بعد از بیان اقوال و ادلهی این علماء و رد برخی از این ادله به این نتیجه رسیدیم که مواردى كه طرق روايى بر نقل آنها از امامان قارى اتفاق دارند متواتر هستند.
9. قرائت متواتر، قرائتی است كه موافق عربي و يكي از مصاحف عثماني و نقلش تواتر باشد.
10. قرائتي كه اسنادش درست باشد، اما شمار راويانش به درجه تواتر نرسند. در چنين روايتي شرط است كه همه راويان از قدرت حفظ مقبول و عدالت برخوردار باشند و این نوع قرائت، قرائت مشهور نامیده میشود.
11. قرائت آحاد، قرائتی است كه از سندي صحيح برخوردار است اما با يكي از اصول و مباني مسلم عربي يا رسم عثماني در تعارض باشند يا شهرت آن به حد شهرت سابق نرسد.
12. قرائتي كه سند آن صحيح نيست يا با رسم الخط مخالفت دارد يا در عربي براي آن وجهي نيست، قرائت شاذ میباشد.
13. نشأت قراءات به دو مرحله تقسیم میشود: مرحله اول در زمان رسول اکرم ( و مرحله دوم در زمان صحابه (.
14. گروهی مصدر قراءات را توقیفی و وحی میدانند و گروهی دیگر آن را غیرتوقیفی میدانند.
15. به دلیل قراءات وارد شده در کلمهی «ارجلکم» در آیه شش سوره مائده، اختلاف فقهاء درمسأله شستن یا مسح پا در وضو به چهار قول تقسیم میشود:
الف: قول اول:وجوب شستن پا هنگام وضو.
ب. قول دوم:فرض مسح پا هنگام وضوء.
ج. قول سوم: مخیر بودن در مسح یا غسل پا در وضوء.
د. قول چهارم: جمع بین غسل و مسح واجب است.
16. در مورد کلمهی (لَمَسْتُمُ( در آیه 43 سورهی نساء دو قرائت متواتر؛ (لَمَسْتُمُ( و (لَامَسْتُمُ( روایت شده است و به سبب اختلاف قراءات، در مورد این مسأله پنج قول وجود دارد:
الف. قول اول: عدم باطل شدن وضو با لمس زن.
ب. قول دوم:باطل شدن وضو در لمس زن همراه با شهوت و لذت.
ج. قول سوم: باطل شدن وضو با لمس زن مطلقاً.
د. قول چهارم: لمس با دست مبطل وضو است با غیر دست خیر.
هـ. قول پنجم: ابطال وضو در صورت لمس با قصد و عمد.
17. (يَطَّهَّرن(و (يَطْهُرن( دو قراءات متواتر درمورد این کلمه است که بر حکم فقهی تأثیر گذاشته است. قرائت (يَطَّهَّرن) بر غسل کردن دلالت دارد و قرائت (يَطْهُرن) به معنی قطع شدن خون حیض است. بر اين اساس فقهاء در مورد معناي طهري كه نزدیکی زن را براي همسرش جایز میکند اختلاف دارند که این اختلاف نظر به چهار قول به تقسیم میشود:
الف. قول اول: اگر خون بعد از حداکثر مدت حیض قطع شود نزدیکی با قطع شدن خون جایز است ولی اگر خون در حداقل زمان از مدت حیض قطع شود با قطع شدن خون نزدیکی جایز نمیشود.
ب. قول دوم: جوازوطء حائض بعد از قطع شدن خون و غسل کردن.
ج. قول سوم:جماع با حائض بعد از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع فدیه، سجدهی، افطار، (أَلاَّ Next Entries منابع مقاله درمورد انرژی باد، توربین بادی، نرخ تنزیل، تحلیل هزینه – فایده