منابع پایان نامه ارشد با موضوع ناخودآگاه، فعال نمودن

دانلود پایان نامه ارشد

از ويژگي‌هاي هر دو مفهوم يعني خلاقيت و حل مسئله مي‌باشد پس مي‌توان نتيجه گرفت که اين دو از فرآيندهاي تقريباً مشابهي پيروي مي‌کنند.

2-16-2. مراحل خلاقيت
والاس اعتقاد دارد كه خلاقيت داراي مراحلي به شرح زير است:
آمادگي33: منظور از آمادگي بررسي، جستجو، مطالعه و جمع‌آوري مدارك درباره موضوع مورد نظر است.
نهفتگي34: در اين مرحله نوعي توقف در كار ديده مي‌شود و فرد هيچ‌گونه تلاشي براي رسيدن به نتيجه انجام نمي‌دهد. در اين مرحله حتي ممكن است درباره مسئله فكر هم نشود
اشراق35: اين مرحله در فرآيند خلاقيت جايگاه خاصي دارد، چون در اين مرحله تفكر شكل مي‌گيرد و حل مسئله روشن مي‌شود. اغلب متفكران ظهور اين مرحله را ناگهاني مي‌دانند مرحله اشراق توأم با جنبه‌هاي عاطفي است چون فرد با تحقق مسئله كه از آن جدا بوده است، احساس لذت مي‌کند و اين امر خود انگيزه كار و تلاش بيشتر مي‌شود.
اثبات36: در اين مرحله فرد خلاق آنچه را به دست آورده است اعم از اختراع، اكتشاف يا نظريه تازه‌اش را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد، شواهد آن را دوباره مي سنجد و آن را از لحاظ منطقي آزمايش مي‌کند. در واقع اهميت و ارزش كار تازه به وسيله بازبيني در اين مرحله روشن مي‌گردد (والاس، به نقل از جويس و باسكا37، 2004:1).
آنچه از مراحل والاس ميتوان فهميد آن است كه اين مراحل همانند مراحل مطرح شده توسط اسبورن شباهت‌هايي را با فرآيند روش حل مسئله دارند و در هر دو آن‌ها مراحل تقريباً مشابهي وجود دارد.
هارولد و كنتز38 مراحل زير را براي خلاقيت بيان نموده‌اند:
1- مرور مطالعه ناخودآگاه: اين مرحله را به دشواري مي‌توان تعيين كرد زيرا در وراي ذهن آگاه انسان قرار دارد. معمولاً اين مرور و مطالعه گونه‌اي مجذوب شدن را در مسئله مي‌طلبد.
2- كشف ناگهاني: در اين مرحله ذهن ناآگاه به ذهن آگاه ميپيوندد.
3- بينش: بينش در اکثر موارد حاصل تلاش و كار زياد است. بينش ممكن است وقتي دست دهد كه انديشه‌هاي فرد به طور مستقيم بر روي مسئله مورد نظر متمركز نشده باشد.
4- صورت‌بندي منطقي يا اثبات قضايا: بينش مستلزم اين است كه يا با استدلال منطقي يا از راه آزمايش عملي به آزمون گزارده شود (طوسي و ديگران، به نقل از آفرين،1380:10-13).

2-16-3. درجات خلاقيت
دانشمندان معتقدند كه خلاقيت داراي سطوح مختلفي است و انسان‌ها بنا بر توان و قدرت خلاقهاي كه از آن بهره ميبرند ميتوانند در هر كدام از سطوح خلاقيت قرار گيرند و در اين صورت تنها قادرند كه محصولاتي در حيطه همان سطح توليد نمايند.
تايلر39 با توجه به محصولات فكري بشر، پس از بررسي و تحقيق در کيفيت آن‌ها 5 سطح خلاقيت را شناسايي كرده است كه هر يك از آن‌ها داراي درجات مختلفي از خلاقيت هستند:
1- خلاقيت بيانگر40: كه بيان و اظهار وجود آزادانه شخص را امکان‌پذير مي‌سازد.
نقاشيهاي في‌البداهه كودكان و ابتكارات آنان به هنگام بازي با يكديگر يا با اسباب‌بازي‌هاي مختلف از جمله اين نوع خلاقيت است كه در آن كيفيت محصول اهميت چنداني ندارد، لكن اين اظهار وجود براي تظاهر خلاقيت در سطح بالاتر لازم است.
2- خلاقيت مولد41: اين سطح خلاقيت به وسيله اين واقعيت از سطح قبلي متمايز مي‌گردد كه فرد کوشش‌هاي نسبتاً زياد و در عين حال هدفمندي براي توليد يك شي جديد يا حل مشكلي به خرج مي‌دهد
3- خلاقيت اختراعي42: اين نوع خلاقيت به وسيله توانايي شخصي در تجزيه و تحليل موقعيت و ساختن تركيبات جديدي از عناصر شناخته شده مشخص مي‌گردد. در اين نوع از خلاقيت هيچ‌گونه اثري از عقايد زيربنايي جديد ديده نمي‌شود در واقع مباني شناختي همان طور كه هست باقي مي‌ماند، ولي ساختن تركيبات جديد از عناصر شناخته شده به طور مرتب و نظام‌دار عملي مي‌گردد درجات خلاقيت از روي كميت و كيفيت تجزيه و تحليل تركيبات گذشته و ساختن تركيبات جديد مشخص مي‌شود. نويسندگي، معماري و تغييرات جزئي در ساختن ماشين‌ها از اين نوع خلاقيت است” (تايلر، به نقل از قاسم‌زاده،1382: 58).
4- خلاقيت نوآورانه: “با استفاده از اين نوع خلاقيت تغييرات معني داري بوجود مي آيد. ايجاد زير مكتب هاي فلسفي و اقتصادي و اختراع ماشين و ابزارهاي جديد رابايد محصول اين سطح خلاقيت دانست درجات مختلف اين سطح از خلاقيت بوسيله كميت و كيفيت ابداعات تازه‌اي كه شخص به كار مي برد مشخص مي‌گردد. ميزان قبولي عام و ميزان استفاده اي كه مردم مي‌توانند از محصول داشته باشند، يكي ديگر از ملاك هاي درجه بندي اين سطح خلاقيت است” (تايلر، به نقل از قاسم‌زاده،1382: 58).
5- خلاقيت شهودي: محصول اين سطح از خلاقيت توليدي چيزي کاملاً تازه و متفاوت از آنچه كه تا به حال وجود داشته است مي‌باشد. شخصي كه به اين درجه از خلاقيت برسد داراي آن چنان توانايي است كه تجربيات گذشته را جذب مي‌نمايد، ولي اين جذب زمينه نگرش او را چنان اشغال نمي‌کند كه نتواند خود را تزقيد آن نجات دهد، بلكه به فراسوي آن‌ها مي رود و چيزي نو مي‌آفريند (تايلر، به نقل از قاسم‌زاده،1382: 58).
اشخاصي كه در اين سطح از خلاقيت قرار دارند. بيشتر تنگناها و نواقص را مي‌بينند و تغييرات جزئي آن امور هم به نظر آنان نمي‌تواند مشكلات را حل كند بلكه فقط “طرحي نو” مي‌تواند مشكل گشا باشد. تايلر به عنوان مثال از انشتين،فرويد و پيكاسو به عنوان كساني كه به اين سطح از خلاقيت رسيده اند نام مي برد” (تايلر، به نقل از قاسم‌زاده،1382: 58).
2-16-4.ابعاد خلاقيت
ابعاد خلاقيت داراي سه بُعد غير شناختي ، شناختي و انگيزشي است . ابعاد غيرشناختي خلاقيت شامل ويژگي‌‏هاي خلاق در امور حرکتي ، هنري و توانايي‌‏هاي خاصي است که در سطح افراد مشابه کمتر مي‌‏توان شاهد آن بود. ( منطقي ) ابعاد شناختي خلاقيت نيز ناظر بر وجود تفکر واگرا در فرد است . فرد خلاق توانمندي توليد ايده‌‏هاي بيشتري دارد و جريان توليد ايده‌‏ها نزد او از انعطاف‌‏پذيري ذهني بالاتري برخوردار است. او در جريان توليد ايده‏‌هايش ايده‌‏هايي بديع و ابتکاري نيز توليد مي‌‏کند که اين ايده‌‏ها به ذهن کمتر کسي خطور مي‌‏کند . ابعاد انگيزشي خلاقيت ناظر به انگيزه‌ي دروني فرد است و وي را بر آن مي‌‏دارد که بدون آن که الزاماً پاداش بيروني وجود داشته باشد، به شکل مستمر و پي‌‏گير به کار مورد علاقه‌‏اش بپردازد.
الف) بُعد شناختي‏ نظريه‌ي شناختي بر تفکر واگرا مبتني است . تفکر واگرا درعين‌‏حال، تفکري است که براي هر پرسش ، پاسخ مشخصي ندارد و به پاسخ‌‏هاي متعدد و در جهت‏‌هاي گوناگون مي‌‏پردازد ؛ در حالي که در تفکر همگرا پاسخي معين و مشخص به پرسش داده مي‌‏شود . مهم‏ترين ويژگي‌‏هاي تفکر واگرا عبارت‌‏اند از :
?) سيالي : توانايي برقراري معني‌‏دار بين انديشه و بيان آن که افراد را قادر مي‌‏سازد راه‏‌حل‏‌هاي متعددي براي حل يک مسئله‌ي واحد ارائه دهند . به عبارت ديگر، سيالي به کميت پاسخ‌‏هاي فرد به يک مسئله مرتبط است . اين ويژگي مبتني بر اين عقيده است که کميت موجب دگرگوني کيفيت مي‌‏گردد .
?) اصالت ابتکار: توانايي تفکر با شيوه‌ي غيرمتداول و خلاف عادت رايج، اصالت ابتکار مبتني بر ارائه جواب‏‌هاي غيرمعمول ، تعجب‌‏آور و زيرکانه به مسائل است .
?) انعطاف‏‌پذيري : توانايي تفکر با راه‏‌هاي مختلف براي حل مسئله جديد است . تفکر قابل‌انعطاف ، الگوهاي جديدي براي انديشيدن طراحي مي‌‏کند .
?) بسط: توانايي توجه به جزئيات در حين انجام يک فعاليت است. انديشه‌ي بسط يافته به کليه‌ي جزئيات لازم يک طرح مي‌‏پردازد و چيزي را از قلم نمي‌‏اندازد (عابدي 2002). گيلفورد و تورنس از بُعد شناختي به خلاقيت نگريسته‌اند و بر همين اساس، آزمون‏‌هاي خويش را از خلاقيت تدوين کرده‌اند. گيلفورد در آزمون چهارگانه‌‏اي تفکر واگرا را مي‌‏سنجند، مانند: سيالي فکري، سيالي کلامي، سيالي بياني، سيالي تداعي. موارد استفاده از اشيا، طراحي و… (عابدي 2002).
ب) بُعد انگيزشي‏: انگيزه توسط محققاني مانند آمابيل مورد توجه قرار گرفته است. او اعتقاد دارد که توجه زياد به بُعد شناختي، باعث شده است که ابعاد غيرشناختي و به خصوص انگيزه، علي‌‏رغم اهميت زياد آن، مورد توجه قرار نگيرد. انگيزه شامل دو نوع دروني و بيروني است. انگيزه‌ي دروني انگيزه‌‏اي است که فعاليت، به خاطر خود عمل انجام مي‌‏گيرد، زيرا خودکار، جالب و لذت‏‌بخش يا رضايت‏‌آميز است. برعکس، در انگيزه‌ي بيروني انجام کار براي تحقق هدف بيروني است. آمابيل معتقد است خلاقيت نتيجه‌ي تعامل سه عاملِ مهارت‏‌هاي فردي، استعدادهاي دروني و انگيزه است و محل تلاقي اين سه عنصر اصلي نيز بستر اصلي رشد خلاقيت است (تايلر، به نقل از قاسمزاده،1392).
2-17. ديدگاه‌هاي مكاتب مختلف درباره خلاقيت
از آنجا كه هر مكتب از ديدگاه خاص خود به عنصر خلاقيت نگاه مي‌کند، بدون شك طيفي از عقايد و ديدگاه‌ها درباره خلاقيت ايجاد مي‌شود كه اساس تفاوت آن‌ها در ايده‌هاي خاص است كه هر كدام از اين مكاتب به آن پايبند هستند محقق در اين مقوله براي درك بهتر ديدگاه مكاتب موجودي به شرح چند مورد از آن‌ها مي‌پردازد با اين اميد كه فهم “خلاقيت” مبتني بر يک ديد وسيع و جامع انديشانه باشد.
1-رفتارگرايان43
آفرينندگي يا خلاقيت از منظر اين ديدگاه چيزي جز تكوين تداعي بين محركها و پاسخ‌هاي دور از هم نيست. يا به عبارتي ارتباط بين دو ايده منجر به تفكر ميگردد و وقتي ايدهاي در ذهن باشد، ايده مشابه آن نيز به دنبال آن خواهد آمد (تركمن،1381:23).
بنابراين وقتي كه فرد با مسئله‌اي روبرو گردد با تداعي اطلاعات قبلي كه در ذهن دارد به ايده بسيار تازه‌اي براي حل مسئله دست مي‌يابد.
پس خلاقيت عبارت است از هرچه فعال نمودن تداعيها و ارتباطات و تداعي بيشتر به خلاقيت بيشتري منجر مي‌شود.
مدنيك44 (1962) اعتقاد دارد كه تفكر خلاق عبارت است از شكل دادن به تداعيها به صورت تركيبات تازه و مفيد كه پاسخگوي الزامات خاصي باشد هرچه كه عناصر تركيب تازه غيرمشابه‌تر از يكديگر باشند فرآيند مربوطه خلاقتر خواهد بود (تركمن،1381: 23).

2-17-1. مكتب شناخت گرايي
بنيان تفكر خلاق، از ديدگاه اين مكتب مبتني بر کل گرايي است و در آن پديده‌ها بر پايه ويژگي‌هاي كلي آن تبيين مي‌شود. نظرات اساسي اين مكتب پيرامون خلاقيت توسط ورتيمر45 مطرح شده است (ترجمه سيف، 1391).
او معتقد است كه تفكر پيرامون مسئله بايد شكلي كلي داشته باشد، يعني آن موقعيت به عنوان يك كل در نظر گرفته شود، در هنگام آموزش نيز بايد دقت شود كه ياد دهنده يا معلم مسئله را به عنوان يك موقعيت كلي ارائه كند و يادگيرنده نيز مسئله را در شكل كلي آن ببيند (ترجمه سيف، 1391 :315).
شناخت گرايان اعتقاد دارند كه نحوه دريافت، سازمان‌دهي، انبار كردن و به كار گرفتن اطلاعات مسير و كيفيت انديشيدن فرد را معين مي‌کند يعني موارد فوق است كه تعيين مي‌کند شخص به محصول خلاقيت دست يافته است يا خير (زيني وند، 1383 :7).
نكته مهم اين است که وقتي اساس و ماده اصلي حل مسئله درك شود ميتوان آن را به شرايط ديگري انتقال داد و اين تنها راه تفكر خلاق است. روش‌هاي سنتي آموزش كه مبتني بر حفظ و تكرار است منجر به رفتار مكانيكي
ميگردد و هرگز مولد نخواهد بود به عبارتي نمي‌تواند آن را به شرايط ديگر انتقال داد.
از نظر گشتالتيون در تفكر خلاق، بازسازي گشتالها با الگويي است كه از نظر ساختاري ناقص هستند (نلر، ترجمه مسدد، 1369 :30).

2-17-2. مكتب روانكاوي و روانكاوي جديد (نئوفرويديها)
در مكتب روانكاوي، خلاقيت نتيجه تعارضي است كه در ذهن ناخودآگاه ايجاد مي‌شود و اگر در تلاش فرد براي حل اين تعارض، اين راه حل با بخش آگاه يا “خود” هماهنگي پيدا كند، مي‌تواند راه‌حلي خلاق باشد، ولي اگر با بخش آگاه در تضاد قرار گيرد به بيماري رواني تبديل مي‌شود. بنابراين از ديدگاه روانكاوي خلاقيت و بيماري رواني از يک منبع نشأت مي‌گيرند. با اين تفاوت كه فرد خلاق برنا خودآگاه کنترل معقول دارد، اما بيمار رواني در كنترل رفتار ناخودآگاه خويش دچار افراط و تفريط شديدي است (جديدي، 1381:17).
فرويد46 معتقد است

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع مدارس متوسطه Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع نوجوان و جوان