منابع پایان نامه ارشد با موضوع معرفت دینی، علم و دین، علوم تجربی، جهان بینی

دانلود پایان نامه ارشد

حساب می آوردند. در جهان اسلام ظهور یک جریان ضد عقلی و حاکمیت بعضی حکمرانان متعصب مذهبی، علوم عقلی به طور کلی و علوم طبیعی و ریاضی بالأخص در انزوا قرار داد. در جهان مسیحیت نیز ظهور نحله های فلسفی تجربه گرا و توفیق چشمگیر علوم در توصیف پدیده های مختلف، انسان غربی را به خود متکی و از دین دور کرد. علم، جای دین سنتی را گرفت و حلال مشکلات تلقی شد. خواستند کل طبیعت را بدون خدا توضیح دهند. جو حاکم جو لامذهبی، و بلکه بهتر است بگوییم ضد مذهبی شد. در کلاس ها، و کنفرانس ها و کتب علمی نمی بایست صحبت از خدا و دین بشود. این جو هنوز هم حاکم است. هنوز کسانی نظیر ریچارد داکینز4، هستند که دین را به ویروس کامپیوتری تشبیه می کنند. ویروس ها با آوردن دستورالعمل «مرا گسترش ده» شیوع پیدا می کنند. از نظر آن ها دین نیز چنین است. ( علی زاده، 1382، ص. 251 ).
گرایش های اولیه به علوم باستانی در اسلام خیلی قبل از نهضت ترجمه و به واسطه رویارویی مدام با مسیحیت و فرهنگ یونانی مآبی(هلنی) شروع شد. مسلمین حتی بیش از یک قرن قبل از دارالترجمه هم به علوم کیمیاگری و اخترشناسی (طالع بینی) که هر دو رابطه نزدیکی با طب دارند، علاقه نشان می دادند. در اوایل سده 700م، اومویان، برای پیش بینی احوال آینده، رصدخانه ای در دمشق بنا نهادند. در نیمه دوم قرن هشتم میلادی منصور؛ دومین خلیفه عباسی، تعداد زیادی از دانشمندان مختلف، از جمله فیزیکدانان جندی شاپور از ایران و اخترشناسان هندی را در بغداد گرد آورد. پیش از آن آثار شیمیدانان برجسته، جابربن حیان(متوفی 800م) در بسیاری از زمینه های علوم ما قبل اسلام، نامی آشنا به شمار می رفت. (بکار، سلطانی، 1386، ص. 46 ).
اما علیرغم همه این نشانه های گرایش به علم و فلسفه در اسلام، تلاش واقعی مسلمانان برای گسترش علم به صورت کاملاً آکادمیک آن، بعد از نخستین ترجمه های متون فلسفی، علمی و پزشکی از زبان های یونانی، هندی و فارسی به عربی شروع شد. کندی اولین متفکر مسلمانی است که به مطالعه علم و فلسفه به روشی نظام مند پرداخت. (همان، ص. 46 ).
مسأله علم دینی فقط در جهان اسلام مطرح نبوده است. در جهان مسیحیت نیز در سه دهه اخیر این مسئله با قوت مورد بحث قرار گرفته و حتی در آن خصوص کنفرانس هایی برگزار گردیده است که یکی از آن ها کنفرانس علم یک زمینه خداباورانه بود که درتابستان 1377ش. /1998م. در کانادا برگزار شد. (علی زاده، 1382، ص. 264 ).
فلسفة علم دینی نیز از شاخه های فلسفة معرفت دینی است؛ فلسفة معرفت دینی، عهده دار« مطالعة فرانگر عقلانی احکام کلی معرفت حاصل از سعی موّجه برای اکتشاف داده‌های دینی» است. فلسفة علم کلام دینی، فلسفة علم اخلاق دینی، فلسفة علم احکام دینی (فقه) از دیگر شاخه های فلسفة معرفت دینی است، همانگونه که فلسفة معرفت دینی، غیر از فلسفة دینی معرفت است، فلسفة علم دینی نیز، غیر از فلسفةدینی علم است. فلسفة معرفت‌دینی و نیز فلسفة علم دینی از زمرة فلسفه‌های مضاف به علوم‌اند. [جهت ملاحظۀ تعريف، تقسیمات و اقسام فلسفه های مضاف و مسائل آن، رک: مقاله نخست کتاب فلسفه های مضاف، به اهتمام عبدالحسين خسروپناه.] (رشاد، 1387، ص. 6 ).
از بررسی پژوهش های تجربی و دستاوردهای علمی در بستر تاریخ علم آشکار می شود که مفاهیم علمی صرفاً برگرفته از طبیعت نیستند و مفاهیم نظری و مبادی مابعدالطبیعی در نظریه های علمی کاملاً نفوذ دارند. اهداف علمی پژوهشگران و نگرش کلی جهان بینی آنان در نحوه شکل گیری علم تأثیر می گذارد؛ زیرا اهداف علمی دانشمندان، نوع پرسش های نظری آنان را تحت تأثیر قرار می دهد و با توجه به جهان بینی و فضای ذهنی رایج در روزگار خود و با تحت تأثیر قرار دادن پارادایم ها، گونه های خاصی از پاسخ ها را شایسته فحص و بحث می دانند و این تأثیر گذاری نه تنها در مقام گردآوری علم بلکه در مقام داوری و آزمون پذیری نیز ظاهر می شود. (نادری، خدابخشیان، 1385، ص. 5 ).

1-رویکردها در باب امکان علم دینی
1-1-رویکرد حداقلی
این رویکرد تلقی است که از رنسانس در مغرب زمین پدید آمده است و برخی اندیشمندان مسلمان هم طرفدار آن هستند. این رویکرد بر این باور است که دین به مسائل دنیوی و زندگی اجتماعی انسان ها ارتباطی ندارد و اصولاً اداره جامعه و برنامه ریزی توسعه و تکامل اجتماعی به خرد انسانی و عقلانیت ابزاری واگذار شده است. دین فقط رابطه معنوی انسان با خدای سبحان و سعادت اخروی او را تأمین می کند. و اگر احکام و قوانین آداب و مناسکی در دین است، به پوسته و قشر دین ارتباط دارد زیرا گوهر و حقیقت دین خداشناسی، خدایابی و سعادت اخروی انسان ها است. بنابراین جامعیت و کمال دین اسلام به سعادت ابدی انسان مربوط است و نه به تنظیم نظام معیشتی و دنیوی بشر. (همان، ص. 5 ).
1-2- رویکرد حداکثری
طبق این دیدگاه دین در همه صحنه ها و عرصه ها حاضر است و همه مجال های زندگی بشر را در بر می گیرد بنابراین تمام رفتارهای انسان اعم از رفتار های روحی و فکری یا سیاسی و فرهنگی و اقتصادی یا رفتارهای فردی و اجتماعی، قابلیت اتصال به دین را دارند. این گستردگی، عرصه فعالیت و کارکرد عقل را تنگ نمی کند بلکه عقل نیز با استمداد از دین شاخصه و ملاک های رفتارها را تشخیص می دهد. بنابراین همچنان که دین نسبت به مسئله ای از مسائل اخروی بی تفاوت نیست، نسبت به مسائل دنیوی نیز نمی تواند بی تفاوت باشد. (همان، ص. 5 ).
2- مؤلفه های علم در فرهنگ دینی
علم دارای مراتب و درجاتی معرفی گردید که قله آن علم الهی است که نظام تکوین، محصول آن علم است. علم الهی نسبت به موجودات، علمی حضوری و شهودی است و علم شهودی همان دانایی ای است که با توانایی قرین است. نازلترین مرتبه معرفت، دانش حسی است که این دانش در پرتوی مفاهیم کلی عقلی می تواند به کشف سایه نظام ربانی که در عالم ظاهر شده بپردازد و اگر از آن مبادی عقلی نیز محروم بماند، بدون اینکه راهی به یقین داشته باشد، وسیله و ابزار قدرت و عمل انسان در عالم طبیعت می گردد و می تواند علم مذموم شود. بدین ترتیب بهترین علم ها علمی معرفی شد که به شناخت خود و اصلاح خویش بینجامد و راه سعادت را نشان دهد و بدترین دانش ها دانشی است که انسان را اصلاح نکند و در دنیا متوقف سازد. (سوزنچی، 1389، ص. 24 ).
در این نگرش، البته علمی ارزشمند است که در انسان تأثیر خود را بگذارد و اوج این تأثیرگذاری، خشیتی است که عالم نسبت به خداوند پیدا می کند و غیر عالم به این مقام نمی رسد. اما اگر این علم تأثیرش را در عالم نگذارد، چنان مضر خواهد شد که ضررش نه تنها دامنگیر شخص عالم می شود و به هلاکتش می انجامد، بلکه عالمی را نابود می کند. (همان، ص. 26 ).
در تمدن اسلامی، شکوفایی علم و ایمان و تنزل این دو، همواره توأم بوده است: دوره شکوفایی تمدن اسلامی، دروه شکوفایی علم بوده، و دوره انحطاط این تمدن دوره انحطاط علم؛ اگر چه در طول تاریخ پر فراز و نشیب این تمدن، نحوه جمع بین برخی از دانش ها (مثل فلسفه) با دینداری گاه محل بحث اندیشمندان جامعه قرار گرفت، اما در مجموع هیچگاه تعارض علم و ایمان، به نحوی که رشد یکی با انحطاط دیگری توأم شود مشاهده نشد؛ جز در دوره معاصر، که برخی از تحصیل کردگان غربی سعی کردند تعارض علم و ایمان در مسیحیت را – مسیحیتی که در آن، دوره ایمان گرایی، دوره انحطاط علم بود و دوره علم گرایی، دوره انحطاط ایمان – در مورد تمامی ادیان از جمله اسلام صادق وانمود کنند. با این اوصاف، در نگرش دینی، علمی حقیقتاً علم شمرده می شود که بتواند نگرش توحیدی را در اندیشه، خلق و خوی، و رفتار انسان متجلی سازد، و در غیر این صورت یک امر زیادی (فضل) است نه علم. می توان این مسأله را از منظر دیگر نیز نگریست : در منطق دین، علمی حقیقتاً علم شمرده می شود که نه تنها در دنیا بلکه تا ابد همراه آدمی باشد. (همان، ص. 30 ).
مسیحیت در قرون وسطی حاکم مطلق در غرب بود و تلاش می نمود هر معرفت و اندیشه ای را از فیلتر کلیسا و کشیشان حاکم بگذراند و کار را به جایی رساند که ثمرات و نتایج کار دانشمندان یا باید با تعالیم انجیل سازگار می شد و یا نفی می گردید. تلاشی که علمای یهود و نصارا برای نجات یهودیت و مسیحیت از تهاجم علوم تجربی در تورات و انجیل، بناچار، مطابق اقتضای زمان نزول است و به دین ربطی ندارد و حوزه مطالب دینی، غیر از حوزه تحقیقات علوم تجربی است و در نتیجه هیچ تعارضی میان علم و دین وجود ندارد و دین یهود و مسیحیت هم چنان بر حقانیت خویش باقی است. نتیجه چنین تدبیری اگر چه به صورت موقت، اهل کتاب را از بخشی از تهاجمات علوم تجربی مصون نگه داشت، پی آمد عملی آن جدایی علم از دین و دین از سیاست و امور اجتماع بود که در غرب رخ داد و بعد از رنسانس موجب شد که دین به صورت امری شخصی نه اجتماعی، و فرعی و نه اصلی، و صرفاً اخروی و نه دنیوی، در حاشیه زندگی مردم، در خلوت دل افراد و در کنج کلیسا و کنیسه ها در آید. (امیری، 1385، ص. 159 ).
از دوره رنسانس به بعد، علم و شناخت در عالم غربی مسیحی وضعیت جدیدی پیدا کرد که برای درک عمیق آن، نگاهی به تاریخ تحولات علم و دانش پس از رنسانس ضروری و طبیعی است که این نگاه از منظر فلسفی باشد. در فرهنگ جدید غربی، نام «علم» با روش «تجربی» گره خورده است. فرهنگ و تمدن جدید غرب غالباً منشأ خود را در فرهنگ و تمدن یونان باستان جستجو می کند، فرهنگی که در ابتدا آنچه در آن به نام علم شهرت داشت، نظریه پردازی هایی در حوزه های جهان شناسی بود. (سوزنچی، 1389، ص. 31 ).
انقلاب علمی و جدا شدن علوم جدید از بستر سنتی و قدسی بوده است. آغاز علم نوین را دوران کپرنیک، گالیله، کپلر، و نیوتن می دانند با این حال انقلاب علمی رسماً به حدود سال 1600م یا قرن 17 موسوم شده است. نیوتن، کار بنیان گذار علم نوین را تکمیل کرد. او انقلابی را که پیشاپیش در جهان نگری علمی آغاز شده بود به ثمر رساند. علم به معنای اخص از رنسانس به بعد تأثیری شگرف در شناخت پدیده های طبیعی، ساختن ابزار تغییر طبیعت و اندیشه های فلسفی گذاشت. تجربه گرایی روندی را آغاز کرد که طی آن شکل یک نظریه فلسفی مثبت را به خود گرفت و به وسیله عقل گرایی، علم نوین را پیش برد. دوران علم نوین تجربه گرایانی مانند فرانسیس بیکن، جان لاک، هیوم، را به ما معرفی و عرضه می دارد. (مظاهری، علوی، 1388، ص. 139 ).
3- محورهای اساسی علم دینی
علم و دین هر کدام دستگاه مفهومی جداگانه برای خود دارند. علم دینی تلفیق تدریجی و تشکیکی علم و دین است. تشکیکی بودن یعنی علم دینی سطوح مختلفی دارد که نازل ترین آن، الهام گرفتن گزاره، مدل، تئوری و… علم از دین است؛ هر چند این ارتباط الزاماً منطقی نیست و می تواند استعاری باشد. برای مثال از عبدالسلام پرسیدند که نظریه ی وحدت نیروی خود را از کجا آوردی ؟ گفت از اعتقاد به توحید. یا دکارت اصل بقای حرکت خود را از الهیات مسیحی اخذ کرد. این رابطه غیر مستقیم است و در سطح علم، خود را خیلی نشان نمی دهد. اما بالاترین سطح تلفیق علم و دین جایی است که گزاره های دینی در گزاره های علم تأثیر منطقی و مستقیم داشته باشد. یا مفاهیم علمی در مفاهیم دینی تأثیر مستقیم داشته باشند. (قائمی نیا، 1390، صص. 33-32 ).
4- معیار صحت علم دینی
نظر مشهور که متأثر از منطق ارسطویی و فلسفه اسلامی است – که به چیستی اشیاء نظر دارد و نگاه ابزارانگارانه به علم ندارد – همان تطابق با واقع است؛ یعنی اگر یافته و گزاره علمی تطابق با خارج و نفس الامر داشت علمی و صحیح است و گرنه نمی توان آن را در علم دینی جای داد. (نادری، خدابخشیان، 1385، ص. 22 ).
4-1- حقیقت گرایی
بر پایه این معیار، صرف مطابقت با واقع، با نظر به شواهد تجربی، معیار حقیقت نیست، بلکه باید امور واقع و شواهد تجربی مربوط به آن ها، در قالب تفسیر رمزی جهان قرار گیرد و به سخن دیگر، با حقیقت نهایی و نهانی امر مورد مطالعه هماهنگ باشند و در نهایت با نظام یکپارچه ای از حقایق مرتبط با یکدیگر که روح

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جوادی آملی، علم و دین، تعریف دین، علوم تجربی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع علوم انسانی، علوم تجربی، قبض و بسط، نظریه پردازی