منابع پایان نامه ارشد با موضوع محیط زیست، حمل و نقل، تراکم جمعیتی، آلودگی محیط زیست

دانلود پایان نامه ارشد

چشمگیری تحت تأثیر تلقیات و ترجیحات شخصی طراحی یا تیم طراحی از «محیط شهری مطلوب» به مثابۀ یک کل واحد قرار میگیرد. این رویکرد سرمشقی به طور نهفته یا آشکار حامل سابقۀ «هنری» و «زیباشناختی» و «ایدئولوژیک» میباشد. در رویکرد «سرمشقی» کار با انتخاب یکی از الگوها، نظریهها و سرمشقهای غالب طراحی و تراکم متناظر آن آغاز میشود، (کار از ابتدا با «انتخاب راه حل» آغاز شده و سپس در مراحل بعد چنانچه راه حل برگزیده با برخی از واقعیتها و قیود محیط، مغایر و تناقض پیدا کند، (البته در حدودی که کلیت سرمشقی دچار فروپاشی شود)، تراکم انتخاب شدۀ اولیه، تعدیل و اصلاح میشود.
بسیاری از طراحان، خودآگاه یا ناخودآگاه، در طراحی خود الگوهایی نظیر «باغشهرها» و «واحد همسایگی» و واحدهای برنامهریزی شده» و … را مورد استفاده قرار دادهاند؛ که این الگوها دارای کلیتهای منسجمی میباشند که از مجموعههای پیش فرضهایی نهفته در الگوی مزبور ناشی میگردد. این پیش فرضها میتواند در خصوص شکل و اندازۀ خانوار، ترکیب عناصر اصلی شهر و محله و توزیع فضایی مناسب آن … الگوی مورد نظر را چه به شکل آشکار، یا به شکل نهفته، در قبال مسئله تراکم جمعیتی مشروط کند؛ به عبارت دیگر همانگونه که کوین لینچ میگوید: «هر الگوی مشخصی از طراحی، حدود تراکم متناظر خاص خود را دارد».(Lynch & Hacke,1984: 252)
یکی از اولین الگوهای ارائه شده از واحد همسایگی، الگوی واحد همسایگی48 پیشنهادی «کلارنس پری» است. الگوی مزبور که در سال 1929 در چارچوب طرح «برداشت منطقهی نیویوریک و محیط آن» مطرح شد، بعدها به عنوان یکی از رایجترین سرمشقها مورد استفاده شهرسازان بیشماری در سراسر جهان قرار گرفت. کلارنس پری واحد همسایگی را به مثابۀ سطحی که جمعیت آن بتواند دانشآموزان مورد نیاز برای تشکیل یک دبستان ابتدایی را فراهم سازد، تعریف نموده است. در این الگو، از طریق تعریف عناصر متشکلۀ واحد همسایگی و نحوۀ ارتباط آنها با (مدرسه به عنوان کانون واحد همسایگی، اصل دسترسی پیاده به مدرسه و …) خود به خود محدودۀ تراکم جمعیتی مناسبی برای واحد همسایگی به وجود میآورد.
برخی از ویژگی های الگوی واحد همسایگی پری از این قرار است:
شریانهای اصلی و ترافیک عبوری نمیبایست واحد همسایگی را قطع نمایند، خیابان مذکور میبایست حدود همسایگی را تعریف کند.
استفاده از کل – دو– ساک: الگوی خیابان های داخلی واحد همسایگی می بایست با استفاده از کل– دو– ساک و معابر با انحنا طراحی شود تا موجب تشویق حرکت ترافیکی آرام، ایمن و کم حجم گردیده و جوّ مسکونی واحد همسایگی حفظ شود.
نقطه کانونی واحد همسایگی دبستان ابتدایی آن است که به همراه نهادهای دیگر که عملکرد خدماتی آنها در محدودۀ واحد همسایگی است در قطعه زمین همگانی، یا یک فضای سبز مستقر میگردد.
واحد همسایگی دارای خدمات خرید، کلیسا، کتابخانه و یک مرکز اجتماعات در نزدیکی دبستان ابتدایی خواهد بود.
از دیگر الگوها، الگوی واحد همسایگی «کلارنس اشتاین»49 که به طور چشمگیری مشابه الگوی «کلارنس پری» است. اهمیت کار «کلارنس اشتاین» در عملیاتی کردن الگوی «پری» در چهارچوب طرح معروف «رادبرن» میباشد. طرح شهرک رادبرن در نیوجرسی بعدها به طور مستقیم یا غیرمستقیم سرمشق و الگوی طرحهای بسیار زیادی در جهان، از جمله ایران از نظر کاربرد کل – دو – ساک و تراکم قرار گرفت.
کلارنس اشتاین و هنری رایت50 در طرح شهرک رادبرن در حومه نیوجرسی رویکرد جدیدی را در شهرسازی پایه نهادند که در تجارب بعدی جهانی بسیار تأثیرگذار بود. آنها در این طرح ایدۀ «سوپر بلوک»51 را که مبنای تفکیک شدن ترافیک سواره و پیاده از یکدیگر میبود معرفی کردند (عزیزی، 1388: 73- 78).
از دیگر الگوهای متأخر واحد همسایگی باید به الگو «پدسترین پاکت» یا توسعۀ حمل و نقل عمومیگرا اشاره کرد. الگوی مزبور متشکل از واحدهای مسکونی، مغازههای خردهفروشی و دفاتر واقع در فاصله مایلی از 1/4ایستگاه حمل و نقل عمومی (راه آهن سبک نظیر تراموا) است. از مساحت «شهرهای جدید» کوچکتر بوده و از مساحت «واحدهای برنامهریزی شده» بزرگتر و جمعیت متنوعتری دارد. تراکم الگو با توجه به اینکه در مساحتی در حدود 10 جریب، محل سکونت 5000 نفر و محل اشتغال 3000 نفر پیشبینی شده است، برابر 50 نفر در جریب (یا 123 نفر در هکتار) میباشد .(Kaiser et al, 1995:345)
از جمله تلاشهای صورت گرفته در زمینه الگو در ایران در زمینهتهیۀ الگوی واحد همسایگی به الگوی پیشنهادی «حبیبی و مسائلی» اشاره کرد. هدف اصلی مطالعه مزبور دستیابی به «سرانههای قابل قبول جهت کاربری شهری» ذکر شده است (عزیزی، 1388: 81).
2-32-2- رویکرد برنامهای 52
در مقابل رویکرد «سرمشقی» که نوعی رویکرد کلگرا53 راهحلگراو تا حدودی باسابقه ی هنری معرفی گردد میبایست از رویکرد برنامهای نام برد رویکرد برنامهای را اجمالاً می توان رویکردی جزگرا – مسئلهگرا54 و با سابقۀ علمی55 تعریف کرد.
رویکرد برنامهای، رویکردی تحلیلی و مسئله گشایانه است که به محیط شهری همچون سیستمی متشکل از جزء سیستمهای طبیعی / مصنوع و کالبد/ غیرکالبدی مینگرد. به طور کلی در این رویکرد برای هر یک از اجزای محیط «ظرفیت حمل»56 یا «ظرفیت پذیرش»57 محاسبه و تعریف میگردد که در نهایت منجر به تصمیمگیری عقلایی در مورد مسئله تراکم را فراهم میآورد.
به طور کلی «ظرفیت حمل» هر یک از اجزای محیط میتواند محدود کننده تراکم جمعیتی قرار بگیرد و خود ظرفیت حمل، بویژه در مورد خدمات شهری تابعی از قاعدۀ «آستانه دامنه» است و سطح تخصصی بودن آن اندازه معینی دارد.
«ظرفیت حمل» چنین تعریف شده است: توانایی یک سیستم طبیعی یا انسان – ساخت در جذب رشد جمعیت، توسعۀ کالبدی و تراکم میباشد، به نحوی که سیستم مزبور دچار اضمحلال و فروپاشی نگردد؛ بنابراین رویکرد برنامهای پایههای اصلی تصمیمگیری در مورد تراکم مطلوب با شناخت محدودیتهای و امکانات سیستمهای مصنوع (خدمات شهری، زیرساختارهاو …) و سیستمهای طبیعی (اکوسیستمها) است(Kaiser et al,1995:218).

2-33- راهبردها
2-33-1- راهبرد تمرکز: الگوی توسعۀ واحدهای برنامهریزی شهری شده
یکی از شیوههای مرسوم برای استفادۀ مؤثر از زمینهای شهری، استفاده «توسعۀ واحدهای برنامهریزی شده» به جای الگوی متعارف تفکیک اراضی است. آیین نامه زونینگ معمولاً به عنوان تکنیکهای کنترل تراکم جمعیتی عمل مینمایند، به حالت تعلیق درآمد و یا تغییر مییابند. با تغییر برخی از مقررات متعارف در مورد یک قطعۀ معین زمین که به شیوۀ «توسعه واحدهای برنامهریزی شده» برنامهریزی و طراحی میگردد، ضمن تأمین کیفیتهای محیطی مطلوب (نظیر تأمین فضای باز همگانی وسیع، خدمات محلهای و …) امکان حصول به تراکم مسکونی پرداخته میشود.
PUD یا واحد برنامهریزی شده58، شیوه جدیدی از طراحی محلات و واحدهای همسایگی مسکونی است که محیط بهتری را برای مردم ساکن در آن و منابع بیشتری را برای سازندگان ایجاد میکند.

2-33-2- راهبرد تمرکز: سیاستهای تحکیم شهری59
«سیاستهای تحکیم شهری» در برخی کشورها نظیر استرالیا، کانادا و آمریکا به منظور بالا بردن تعداد واحدهای مسکونی در بافتهای موجود شهری و غالباً به صورت مسکن با تراکم متوسط درصدر دستور کار سیاستگذاران مسائل شهری قرار گرفته است. این سیاست به عنوان وسیلهای جهت صرفهجویی در هزینه زیرساختها و کاستن از تقاضا برای زمین در پیرامون شهرها، کاستن از فاصلۀ سفر و افزایش میزان استفاده از حمل و نقل همگانی مدنظر قرار داشتهاند.
سیاستهای «تحکیم شهری» به طور عام شامل چهار مورد زیر میشود:
ساخت و ساز و قطعات بیاستفادۀ زمین درون شهر (توسعۀ میانافزا)60
تفکیک مجدد قطعات مسکونی در کشورهایی که سابقۀ استفاده از قطعات بزرگ مسکونی دارند.
کاهش دادن اندازه سطح حداقل مجاز قطعۀ تفکیکی مسکونی در طرحهای کاربری زمین
اجازه دادن به ساخت و ساز مسکن با تراکم متوسط در نواحی که قبلاً برطبق طرحهای جامع برای مسکن کم تراکم پیشبینی شده بود.
این راهبرد دفعی و کوتاه مدت قلمداد میشود (عزیزی، 1388: 54).

2-33-3- راهبرد عدم تمرکز متمرکز
گروئن61نیز با تدوین نظریه «کلانشهر سلولی» خود ایدۀ کهکشانی از سکونتگاهها را دنبال کرد. او احساس میکرد رویکرد پیشنهادیاش میتواند به حفظ نمودن «حس شهریّت» تنوع و طراوت زندگی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی زندگی در مرکز شهر کمک کند «گروئن» به جای توسعۀ هرز و بیرویه حومهای، یا سلسله مراتب منطقهای از شهرها، گونهای از زندگی کلانشهری با تراکم زیاد را پیشنهاد کرد که میتوانست در قالب مجموعهای از شهرها که هریک توسط نواحی طبیعی احاطه شده متشکل از مجموعهای از سلولهای کوچکتر یا واحد همسایگی باشند. در طرح پیشنهادی گروئن یک ناحیه مرکزی شهر با جمعیتی حدود 50 هزار نفر که توسط 30 شهرک و هریک با جمعیتی برابر 65 هزار نفر احاطه میگردید در نظر گرفته شده بود.
به طور کلی راهبرد عدم تمرکز متمرکز به واسطۀ ملاحظات محیطی مقبولیت بسیار زیادی یافته، زیرا پتانسیل کاستن از مصرف انرژی را داشته و به طور خاص مشوق استفاده از سیستم حمل و نقل همگانی و سیستمهای حرارتی و نیروی مشترک میگردد (منبع قبلی:67).

2-34- تراکم جمعیت و اکولوژی شهری
افزایش تراکم جمعیت به اشکال مختلف و به طور مستقیم موجب ظهور تغییرات اکولوژیک در محیطهای شهری میگردد، تغییرات مذکور در اکثر موارد نه به صورت زنجیرههای عِلّی یا خطی، بلکه بیشتر در قالب حلقههای پسخور62 و در این حالت، عمدتاً پسخور مثبت، عمل میکنند. افزایش جمعیت، گسترش سطوح ساخته را موجب میشود و این گسترش به سهم خود منجر به ظهور تغییرات اقلیمی، هیدرولوژیک، خاک شناختی در محیط شهری و فضاهای پیرامون آن میگردد. در عین حال افزایش جمعیت، در شرایطی که از روشهای کنترل آلودگی محیط زیست کمترین استفاده به عمل میآید، سبب آلودگی محیط زیست نیز میشود:
مصرف هرچه بیشتر آب، به تولید هرچه بیشتر فاضلاب دامن میزند. در شرایطی که جمعآوری و دفع فاضلاب به روشهای علمی – فنی صورت نگیرد، مواد آلاینده موجود در فاضلاب وارد چرخه اکولوژیک مواد در طبیعت شده که در این حالت کنترل و دفع آلودگیها کار بسیار دشوار و هزینهساز میگردد.
به موازات افزایش جمعیت، مصرف کالاهای مختلف نیز روبه فزونی میگذارد. در این حالت شهر تبدیل به کارخانه تولید زباله شده و جمعآوری و دفع زباله نیز هرگاه متکی به روشهای علمی – فنی نباشد به ورود مواد آلاینده در چرخه مواد در طبیعت کمک میکند.
مصرف انرژی فسیلی نیز همراه با رشد جمعیت، افزایش مییابد. در مقیاس شهری، آلودگیها، تغییرات اقلیم شهری و در مقیاس جهانی افزایش دمای اتمسفر و تشدید اثر گلخانهای شناخته شدهترین پیامدهای اکولوژیک ناشی از مصرف فزاینده سوختهای فسیلی میباشند.
از آنجا که هسته اولیه اکثریت شهرها، بویژه شهرهای ایران در حاشیه یا در اراضی مرغوب کشاورزی بوده و سپس به موازات رشد جمعیت و گسترش فضاهای ساخته، روبه گسترش نهادهاند، از این طریق همه ساله مرغوبترین اراضی کشاورزی در زیر پیکر شهرها مدفون شده و برای همیشه از ارزشهای تولیدی خود محروم میگردد. بدین ترتیب فعالیتهای کشاورزی ناگزیر به سمت اراضی پستتر، با بازدهی تولیدی کمتر روی میآورند. این عمل باعث افزایش مصرف کودو سم شده و از یک سو موجب آلودگی محیط زیست شده و از سوی دیگر افزایش هزینه تولید محصول کشاورزی را موجب میگردد.
از دیدگاه اکولوژی شهری تراکم جمعیت شهری میتواند در صورتی که برنامهریزی شهری به شیوههای منطقی صورت پذیرفته باشد پیامدهای مثبتی را نیز به همراه داشته باشد؛ ایجاد و توسعه فضاهای سبز شهری و فضاهای سبزی که جهت برقراری موازنه اکولوژیک ایجاد میگردند، از این جملهاند.
با همه این اوصاف واقعیتی است که در برخی شهرها ایران توسعه فضاهای آزاد و سبز شهری در تعادل با تغییرات تراکم جمعیت و سطوح و احجام ساخته صورت نپذیرفته و به همین سبب پاسخگوی نیازهای اکولوژیک شهری نمیباشد (عزیزی، 1376: 31).

2-35- ظرفیت قابل تحمل محیط
به طور کلی مبانی نظری محیط زیست در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع مالکیت اتومبیل، تراکم شهری، توسعه شهر، عوامل اقتصادی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع تراکم جمعیتی، تراکم شهری، رشد جمعیت، خدمات شهری