منابع پایان نامه ارشد با موضوع محل سکونت

دانلود پایان نامه ارشد

داوطلبانه، باشگاهها و احزاب قرار ميدهد. اين شبکهها همکاري ميان آنها را تشويق و آسان ميکنند. نتايج بررسي پاتنام نشان ميدهد که در ايتاليا ميتوان مناطق مدني و غيرمدني را از يکديگر تشخيص داد. مناطق مدني جاهايي هستند که زندگي به طور افقي سامان يافته و در آنها شهروندان احساس قدرت و اختيار براي مشارکت در تصميمگيريهاي عمومي ميکنند. آنها مشتاقانه مسائل عمومي را در مطبوعات دنبال کرده و به يکديگر اعتماد کرده و از قوانين طبعيت ميکنند. در اين مناطق سازمانهاي مدني مانند انجمنهاي سرودخواني، تيمهاي فوتبال، باشگاههاي حفاظت از پرندگان زيادتر هستند. مناطق غيرمدني ويژگيهاي بسيار متفاوت از مناطق مدني دارند و در آنها مفهوم شهروند، عجيب مينمايد. مشارکت افراد در مسائل عمومي و سياسي به سبب وابستگي شخصي و طمع فردي است. در انجمنهاي اجتماعي و فرهنگي مردم مشارکت کمي دارند. فساد، هنجار تلقي ميشود و قانون براي نقض کردن وضع شده است. تقريباً تمامي افراد احساس ضعف، استثمارشدگي و نارضايتي ميکنند. به نظر پاتنام با توجه به اين يافتهها عملکرد خوب نهادهاي دموکراتيک در شمال ايتاليا که مدنيتر است چندان جاي تعحب ندارد. عامل اصلي و مهم، سرمايه اجتماعي است. همکاري داوطلبانه در جامعهاي که سرمايه اجتماعي عظيمي را در شکل هنجارهاي عمل متقابل و شبکههاي مشارکت مدني به ارث برده بهتر صورت ميگيرد. از نطر او سرمايه اجتماعي، وجوه گوناگون سازمان اجتماعي مانند اعتماد، هنجارها و شبکههاست که ميتواند با تسهيل اقدامات هماهنگ، کارايي جامعه را بهبود بخشند. (ايماني جاجرمي، 1389، صص79-78)
– نقش رسانههاي جمعي در ايجاد سرمايه اجتماعي در آمريکا
در تحقيقي که موسسهAAPR Researc 17در مورد بافت اجتماعي آمريکا انجام داده است، مشخص شد که اعتماد به حکومت ملي در ميان 25 درصد از آنها که مورد پيمايش قرار گرفتند، پايين است، يعني کساني که گفتند هر روز به صحبتهاي راديويي گوش ميدهند. اما گرايشهاي اعتمادي آنهايي که گاهگاهي به راديو گوش ميکنند، همانند آنها که اصلاً گوش نميکنند بيشتر از گوشدهندگان منظم به راديو است.
سطوح بالاي تماشاي تلويزيون با داشتن اعتماد پايين پاسخگويان به ديگران و اعتماد نسبتاً بيشتر به آينده مرتبط است. ولي در عين حال بر اعتماد آنها به حکومت تاثيري نداشته است. خواندن روزنامه تاثيري بر اعتماد اجتماعي نشان نميدهد، اما اطمينان پاسخگويان را به آينده و اعتماد آنها را به حکومت در کل سطوح تقويت ميکنند. ليست عواملي که در پيشبيني و تبيين درگيرشدن در مسايل سياسي مهماند، به ترتيب کاهش ميزان اثرشان گزارش شدهاند:
– عضويت در سازماندهي: هر چه تعداد گروههايي که فرد بدانها تعلق دارد بالاتر باشد، احتمال درگيري در مسايل سياسي بيشتر است.
– اثربخشي سياسي: اعتقاد به امکان تاثيرگذاري در حکومتي که فرد تحت حاکميت آن زندگي ميکند، باعث تشويق وي به درگيري در مسايل سياسي ميشود.
– هر چه فرد بيشتر روزنامه ميخواند، بيشتر در مسايل سياسي و اجتماعي مشارکت ميکند. (جوادييگانه و همکاران، 1384، ص150)
– بررسي رابطه بين تماشاي تلويزيون با ميزان تعهد مدني و اعتماد ميان فردي
اين پژوهش توسط “داون وي شه”18 در بين سالهاي 1995 تا 1998 انجام گرفته است. وي شه معتقد است که در بررسي رابطه بين استفاده از رسانههاي جمعي و ميزان اعتماد بايد به ابعاد مختلف رسانههاي جمعي توجه کرد و جزئيات رسانههاي جمعي را مورد نظر قرار داد. بحث نظري پژوهش وي شامل دو بخش، نظريه سرمايه اجتماعي پاتنام و رسانههاي جمعي ميباشد. در بخش اول با تکيه بر نظريه سرمايه اجتماعي پاتنام، اعتماد ميانفردي، اعتماد تعميميافته مبني بر درستي و صداقت ديگران و تعهد اجتماعي، عضويت در گروههاي رسمي و مشارکت اجتماعي تعريف شده است. بر مبناي نظريه پاتنام بين تعهد اجتماعي و اعتماد اجتماعي رابطه متقابلي فرض شده است. در بخش رسانههاي جمعي با تاکيد بر کارکردهاي رسانهها مانند کارکرد اطلاعاتي، کارکرد هويتي، کارکرد پيوستگي اجتماعي و کارکرد تفريحي و سرگرمي، ارتباط بين رسانههاي جمعي با ميزان اعتماد اجتماعي و تعهد مدني را اينگونه بيان نموده است: استفاده از رسانههاي جمعي موجب شناخت جهان اجتماعي که افراد در آن زندگي ميکنند، گرديده و به هويت فردي و محيطي آنها شکل داده و از اين طريق الگوي رفتار اجتماعي به آنها ميدهد که در زندگي مدني خود از آن استفاده کنند و موجب ارتباط با ديگران ميگردد. اما استفاده از برنامههاي سرگرمکننده، ميزان مشارکت افراد را در جامعه تغيير داده و در کاهش سرمايه اجتماعي موثر است.
ويشه در بخش ميداني مطالعه خود به تحليل ثانويه دادههاي پژوهش “مطالعه سبک زندگي” پرداخته است. او متغيرهاي مورد بررسي را به چهار گروه تقسيم ميکند:
متغيرهاي جمعيتي شامل سن، جنس، وضعيت تأهل و درآمد؛ متعير موقعيتي مانند نژاد؛ متغير نگرشي مانند اعتماد به دولت، اعتماد به تجار و ميزان رضايت از زندگي و متغيرهاي مستقل مانند رسانهها.
او براي تحليل خود برنامههاي تلويزيون را به پنج گروه تقسيم ميکند: برنامههاي خبري، برنامههاي علمي، سريالهاي اجتماعي، سريالهاي طنز، برنامههاي جديتر چون برنامههاي سياسي و مطالب روزنامهها را به دو گروه مطالب کوتاه شامل خبرهاي سخت و مطالب بلند شامل مقالات، سرمقالهها، يادداشتها و تفسيرها تقسيم کرده است.
نتايج تحليل رگرسيون نشان ميدهد متغيرهايي مانند سن، تحصيلات، وضعيت تأهل، محل سکونت، مشارکت اجتماعي، علايق سياسي، روزنامه خواندن، تماشاي برنامههاي علمي، سريالهاي تلويزيوني، وضعيت تأهل و علايق سياسي از متغيرهاي مهم تأثيرگذار بر تعهد مدني در اين تحقيق ميباشد. به عبارتي متغيرهاي رسانهاي، روزنامه خواندن، تماشاي برنامههاي علمي و تماشاي سريالهاي تلويزيوني موثر بر تعهد مدني ميباشد.
تحليل ثانويه يافتهها نشان ميدهد که بين تمامي متغيرهاي مستقل با متغير اعتماد ميانفردي رابطه معنيداري وجود دارد. ميزان روزنامه خواندن، تماشاي دسته جمعي برنامههاي تلويزيون، تماشاي برنامههاي علمي و تماشاي تلويزيون ملي موجب تغيير در اعتماد ميانفردي افراد ميگردد. در بررسي رابطه بين تلويزيون با تعهد مدني و اعتماد ميانفردي بايد شرايط وجود رابطه و همچنين نوع برنامهاي که مورد علاقه مخاطبان بوده و به طور مداوم آن را تماشا ميکنند، مورد توجه قرار گيرد. (حسينپور، 1389، صص32-131)
– سرمايه اجتماعي، تلويزيون و جهان زشت، اعتماد، خوشبيني و مشارکت
اين پژوهش توسط” اوسلنر”19 بين سالهاي 1955 تا 1988 انجام گرفته است. اوسلنر در رد ادعاي پاتنام مبني بر تأثير تلويزيون در کاهش سرمايه اجتماعي در بين دو نسل يعني در فاصله 1950 تا 1993 با استفاده از دادههاي مربوط به پژوهش اجتماعي GSS 20وضعيت سرمايه اجتماعي را در بين دو نسل يعني نسل اول که محصول انفجار جمعيت در دهه پنجاه آمريکاست و به نسل انفجار جمعيت معروف است و نسل دوم که در اواخر دهه هفتاد متولد شدهاند را اينگونه استدلال ميکند که هر دو نسل از نظر تاريخي، شرايط اقتصادي، اجتماعي و سياسي متفاوتي را تجربه کردهاند. در حالي که پاتنام دليل کاهش اعتماد اجتماعي در نسل اول را توسعه تلويزيون در دهه شصت و هفتاد ميداند، اوسلنر دليل تفاوت در ميزان اعتماد اجتماعي در اين دونسل را تفاوت در شرايط حاکم بر زمان آن ميداند و استنباط ميکند اگر نسل دهه پنجاه داراي اعتماد اجتماعي و در نتيجه مشارکت مدني
پايينتري ميباشد، به دليل شرايط دشوار سياسي- اقتصادي مانند جنگ ويتنام، ماجراي واترگيت، بحران اقتصادي و بيعدالتي اجتماعي ميباشد که تحمل کرده است و موجب کاهش ميزان اعتماد اجتماعي و مشارکت مدني در بين اين نسل گرديده و ارتباطي با گسترش تلويزيون در دهه 60 و 70 ندارد.
اوسلنر معتقد است که اعتماد بيشتر مربوط به به نگاه مثبت به جهان بوده و ريشه در رضايت و خشنودي فرد از زندگي شخصي خود و عواملي مانند موقعيت مالي، تحصيلات و ارزشهاي فردي افراد دارد. اوسلنر همچنين به تحليل رابطه سه متغير خوشبيني، اعتماد اجتماعي، مشارکت مدني و تلويزيون ميپردازد. هدف اصلي او مقايسه تأثير دو متغير خوشبيني و ميزان تماشاي تلويزيون بر اعتماد و مشارکت مدني است. او بر اساس يافتههاي تحقيق نتيجه ميگيرد که بين ميزان تماشاي تلويزيون و اعتماد اجتماعي مخاطبان رابطه ضعيفي وجود دارد و همچنين در ميزان اعتماد اجتماعي افرادي که در شبانهروز بيشتر از 10 ساعت تلويزيون ميبينند و افرادي که هرگز تلويزيون تماشا نميکنند، تفاوت ناچيزي وجود دارد. همچنين بين ميزان تماشاي تلويزيون و مشارکت مدني با محاسبه ضريب رگرسيون نتيجه ضعيفي ( 039/.) به دست آمده است. بين برنامههاي تلويزيون با ميزان خوشبيني رابطه مثبت و معنيداري وجود دارد و تماشاي زياد اين برنامهها(نمايشهاي کمدي، دراماتيک و برنامههاي عمومي) موجب افزايش اعتماد مخاطبان ميگردد. ( گاما= 140 /.)
اوسلنر نتيجه ميگيرد، که بين تصوير مردم از دنياي تلويزيون و تصوير آنان از دنياي واقعي رابطه ضعيفي وجود دارد و در مواقعي هم که اين رابطه از شدت بالايي برخوردار باشد به اين دليل است که تصويري که تلويزيون از دنيا ارايه ميدهد با تصوير دنياي واقعي تفاوتي ندارد. او ميافزايد که بسياري از مخاطبان تلويزيون معتقدند که برنامههاي تلويزيون ملي با واقعيتهاي جامعه تفاوتهاي قابل ملاحظهاي داشته و در مقابل برنامههاي تلويزيون محلي در عين حال که تصوير واقعيتر از جامعه ارايه ميکند، اما عملاً تأثيري در ساخت دنياي پيرامون افراد ندارد. او تصور از محيط جامعه خود را بيشتر مبتني بر واقعيتهاي عيني جامعه ميداند و معتقد است تلويزيون تأثير چنداني در ساخت دنياي بيروني افراد جامعه ندارد. (حسينپور، 1389، صص30-129)
2-2- چهارچوب نظري سرمايه اجتماعي
1-2-2- سرمايه در مفهوم کلاسيک و جديد
مفهوم سرمايه را ميتوان از آراي مارکس دنبال کرد. در مفهومپردازي مارکس، سرمايه بخشي از ارزش اضافي است که سرمايهداران، کساني که ابزار توليد را در اختيار دارند، از گردش کالاها و پول در فرايندهاي توليد و مصرف آنرا به دست ميآورند. در اين گردش، به کارگران در مقابل کار (کالاشان) دستمزد پرداخت ميشود که به آنها امکان ميدهد کالاهايي (از قبيل غذا، مسکن و لباس) را براي ادامه حيات خود (ارزش مبادله) خريداري کنند. اما کالاي پردازش و توليد شده توسط سرمايهداران را ميتوان با قيمت بالاتري در بازار مصرف فروخت (ارزش مصرفکننده). در اين تصوير از جامعه سرمايهداري، سرمايه بيانگر دو عنصر مرتبط اما متمايز است. از يک سو سرمايه بخشي از ارزش اضافي است که به زعم مارکس توسط کارگران توليد شده اما نصيب سرمايهدار ميشود. از سوي ديگر، سرمايه بيانگر يک سرمايهگذاري از سوي سرمايهگذاران (در توليد و گردش کالا) به اميد بازدهي و کسب سود در بازار است. سرمايه به عنوان بخشي از ارزش اضافي محصول يک فرآيند است؛ در عين حال سرمايه و ارزش اضافي حاصل از آن مرتبط با يک بازدهي / بازتوليد فرآيند سرمايهگذاري و ارزش اضافي بيشتر هستند. و اين طبقه مسلط است که سرمايهگذاري ميکند و ارزش اضافي را نصيب خود ميکند. بنابراين سرمايه در مفهوم مارکسي (کلاسيک) نظريهاي درباره روابط اجتماعي استثماري ميان دو طبقه است.
از دهه 1960 به اين سو، شاهد ظهور نظريههاي جديد سرمايه همچون سرمايه انساني، سرمايه فرهنگي و سرمايه اجتماعي هستيم. اما به رغم تمام اصلاحات و جرح و تعديلهايي که در اين نظريه صورت گرفته، انديشه اصلي مفهوم سرمايه يعني “سرمايه گذاري با بازدهي مورد انتظار” در همه نظريههاي زير مجموعه نظرية سرمايه حفظ شده است. در عين حال، تبيين طبقاتي مستتر در مفهوم کلاسيک سرمايه، به عنوان يک جهتگيري نظري ضروري، حذف شده است. به طور مثال نظريه سرمايه انساني “شولتز”21 (1961) سرمايه را به مثابه سرمايهگذاري در آموزش با بازگشت سرمايه (سود) معين در نظر ميگيرد. کارگران در مهارتهاي فني و دانش سرمايهگذاري ميکنند تا بتوانند با کساني که فرايند توليد (بنگاهها و نمايندگيهاي آنها) را کنترل ميکنند براي پرداخت به مهارت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، اوقات فراغت، گروه مرجع Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، اقتصاد نهادگرا، بازده مورد انتظار