منابع پایان نامه ارشد با موضوع محذوف)، مشارکین، رابطه‌ای، ـــ

دانلود پایان نامه ارشد

می‌دهد. در این شعر فرایندهای رفتاری هم مشاهده می‌شود، این فرایندها به رفتارهای انسان مربوط هستند. نگاهی به مشارکین فرایند نشان می‌دهد که شاعر تنها انسانی نیست که در این شعر حضور دارد، بلکه مشارکین انسانی دیگر نیز در شعر هستند مثل «آقا» در مصرع «گفتم: آقا صدای مرگ می‌آید»، «حبیب» در مصرع «حبیب همکلاسی‌ام گفت:» و «بچه‌ها» در مصرع «بچه‌ها صبر کنید!» . مشارکین غیرانسانی نیز عبارت‌اند از: «نقشة ایران» در مصرع «شبیه عزارئیل نقشة ایران را که»، «گچ» در مصرع «گچ را برداشت و با معادله‌ای ثابت کرد»، «زنگ مدرسه» در مصرع «ناگهان زنگ مدرسه به آوار خورد»، «دیوارها» در مصرع «دیوارها زودتر از ما تعطیل شدند» و «دستم» در مصرع «دستم را در جامیزی جا گذاشتم» در شعر دیده می‌شود.
شاعر در این شعر از عناصر پیرامونی نیز بهره گرفته و برای چهارده فرایند شعر، عناصر پیرامونی برگزیده است. او عناصر مکانی مانند «به سوی ما»، «به خانه»، عناصر زمانی مثل «زودتر از ما» و عناصر چگونگی مانند «چون گرد و غباری» را نیز در شعر گنجانده است.
در جدول (3-35) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر شش اشاره شده است.
جدول 3-35- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر «شش»
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
وارد شد/ مادی
او (عزرائیل)
درست شبیه عزرائیل، از در، کلاس
ترسیدیم/ ذهنی
همه
ـــ
ایستادیم/ رفتاری
(ما: محذوف)
تا پای مرگ
کشیده بودم / مادی
نقشة ایران را، (من: محذوف)
شبیه عزرائیل، با مقیاسی کودکانه، بر تخته سیاه
پاک کرد/ مادی
(او: محذوف)
ـــ
برداشت/ مادی
گچ را، (او: محذوف)
ــــ
ثابت کرد/ رابطه‌ای
(او: محذوف)
با معادله‌ای
دوست داریم/ ذهنی
هر که را، (ما: محذوف)
بیشتر
می‌میرد/ مادی
(او: محذوف)
زودتر
گفتم/کلامی
(من: محذوف)
ـــــ
ادامة جدول 3-35-
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
می‌آید/ مادی
آقا، صدای مرگ
ـــ
گفت/ کلامی
مرگ
ـــ
نشان دادم/ مادی
ش(به او)، (من: محذوف)
با انگشت
می‌آمد/ مادی
(او: محذوف)
سوار بر هواپیما، به سوی ما
خورد/ مادی
زنگ مدرسه
ناگهان، به آوار
شدند/ رابطه‌ای
دیوارها، تعطیل
زودتر از ما
منتظر ماندند/ رفتاری
(آنها: محذوف)
چون گرد و غباری
شویم/ رابطه‌ای
ما، تعطیل
هم
برگردیم/ مادی
(ما: محذوف)
با هم، به خانه
گفت/ کلامی
حبیب، همکلاسی‌ام
ـــ
صبر کنید/ رفتاری
بچه‌ها
ــــ
جا گذاشتم/ مادی
دستم را
در جا میزی

3-2-7- هفت
آن سوی خط
سربازی فندکش را
مثل منوّری
در تاریکی‌های آسمان روشن می‌کند
من این سو
کفشدوزکی را
روی قنداق تفنگم
به خواب می‌برم
هر دو آرزو می‌کنیم زمستان شود
و آسمان دستمال سفیدش را
به نشانة صلح ریزریز کند و
روی سرمان بریزد
من و کفشدوزکم
آدم برفی می‌سازیم برای جنگ بعدی
تو آن‌ها را اسیر می‌کنی و
انگشتانشان را با فندکت
آب می‌کنی(همان: 21-22)
سعدآبادی در شعر «هفت»، نه فرایند را به کار برده است که شش فرایند آن مادی، یک فرایند ذهنی، یک فرایند رفتاری و یک فرایند نیز رابطه‌ای است. بسامد بالای فرایندهای مادی در این شعر نشان می‌دهد که این فرایندها در جواب سؤالاتی مانند چه اتفاقی‌افتاد؟ یا چه کرد و …. بیان می‌شوند. شاعر در این شعر از فرایندهای رفتاری که در واقع حد واسط فرایندهای مادی و ذهنی هستند و بر بروز رفتار و کنش‌های انسانی دلالت دارند نیز بهره برده و به فرایندهای ذهنی نیز کمی توجه نشان داده است. فرایندهای ذهنی با فرایندهای مادی متفاوت هستند، این فرایندها بیشتر به جنبه‌های ذهنی، احساسی و شناختی توجه دارند. سعدآبادی در این شعر از یک فرایند رابطه‌ای نیز استفاده کرده است. آن هم در مصرع «هر دو آرزو می‌کنیم زمستان شود». فرایندهای رابطه‌ای بر بودن و هستی رویدادی تأکید می‌کنند.
نگاهی به مشارکین فرایند نشان‌دهندة آن است که علاوه بر حضور شاعر در این شعر و گفت‌گو با مخاطب فرضی، مشارکین انسانی دیگر نیز مانند «سرباز» در مصرع «آن سوی خط سربازی فندکش را مثل منوّری در تاریکی‌های آسمان روشن می‌کند» حضور دارند. مشارکین غیرانسانی که در شعر حضور دارند عبارت‌اند از: «کفشدوزکی» در مصرع «من این سو کفشدوزکی را روی قنداق تفنگم به خواب می‌برم»، «زمستان» در مصرع «هر دو آرزو می‌کنیم زمستان شود»، «آسمان» در مصرع «آسمان دستمال سفیدش را به نشانة صلح ریز ریز کند»، «آدم‌برفی» در مصرع «من و کفشدوزکم آدم برفی می‌سازیم برای جنگ بعدی» و «انگشتانشان» در مصرع «وانگشتانشان را با فندکت آب می‌کنی».
بررسی عناصر پیرامونی در شعر نیز نشان می‌دهد که شاعر در شعر «هفت» از این عناصر بهره گرفته است. در میان عناصر پیرامونی، عناصر مکانی در این شعر از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند مثل «آن سوی خط»، «در تاریکی آسمان» و «این سوی». البته شاعر از عناصر چگونگی چون «مثل منوری» و عناصر زمانی مثل «برای جنگ بعدی» هم استفاده کرده است.
در جدول (3-36) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر هفت اشاره شده است.
جدول 3-36- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر «هفت»
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
روشن می‌کند/ مادی
سربازی، فندکش را
آن سوی خط، مثل منوری، در تاریکی‌های آسمان
به خواب می‌برم/ رفتاری
من، کفشدوزکی را
این سو، روی قنداق تفنگم
آرزو می‌کنیم/ ذهنی
(ما: محذوف)، هر دو
ـــ
شود/ رابطه‌ای
زمستان
ــــ
ریز ریز کند/ مادی
آسمان، دستمال سفیدش را
به نشانة صلح
بریزد/ مادی
دَ = (آسمان: محذوف)
روی سرمان
می‌سازیم/ مادی
من و کفشدوزکم، آدم برفی
برای جنگ بعدی
اسیر می‌کنی/ مادی
تو، آن‌ها را
ــــ
آب می‌کنی/ مادی
انگشتانشان را، (تو: محذوف)
با فندکت

3-2-8- هشت
با دوچرخه‌ای از دنیا می‌روم
هر چند مادرم گفته بود
زیاد از خانه دور نشو
نمی‌دانید چه لذتی دارد
بیرون از مرزهای زندگی
دراز کشیدن
شبیه دوست ارمنی‌ام
که با بمبارانی از دنیا رفت و
رو به سکوت دراز کشید
دراز می‌کشم و
به این فکر می‌کنم
چگونه مادرم
ملحفة سفیدش را تکاند
و تمام جهان به یکباره صلح شد
ملحفه‌ای که روی سر «وارطان» کشیده شد
انگار صلحی است اجباری
حسی عجیب می‌گوید
بلند شو
دوچرخه‌ات را بردار
و به دنیا برگرد
می‌گوید
دست کوچه را بگیر و
به ثبت احوال ببر
آنجا مردی کم حوصله
با سبیل‌های تکراری
نام «وارطان» را با کوچه سهیم می‌کند (همان:23-24)
نگاهی به شعر «هشت» نشان می‌دهد که شاعر از بیست فرایند در این شعر بهره گرفته است که از این تعداد نه فرایند آن مادی، دو فرایند رفتاری، سه فرایند رابطه‌ای، سه فرایند ذهنی و سه فرایند نیز کلامی هستند. شاعر در این شعر از تنوع فرایندها بهره برده است، تا بتواند فضای حاکم بر شعر را تغییر دهد. تعداد فرایندهای مادی در این شعر نسبت به سایر فرایندها بیشتر است. این فرایندها که نمونه‌های آن در شعر با فعل‌های «می‌روم، بلند شو، بردار و ….» دیده‌ می‌شوند، بر وقوع و انجام کار دلالت دارند. سعدآبادی در این شعر فعالیت‌های انسانی نظیر دراز کشیدن و … را به وسیلة فرایندهای رفتاری نشان داده و به کمک فرایندهای رابطه‌ای به توصیف و شناسایی در شعر پرداخته است. در شعر فرایندهای ذهنی نیز که در بردارندة حالات حسی و یا واکنش‌های ذهنی و روانشناختی هستند نظیر «لذتی دارد» در مصرع «نمی‌دانید چه لذتی دارد…» نیز به چشم می‌خورد. علاوه بر این شاعر از فرایندهای کلامی هم بهره برده است، این فرایندها به سخن گفتن و ارتباط کلامی دلالت دارند.
بررسی شعر از لحاظ مشارکین فرایند نشان می‌دهد که شاعر تنها انسانی نیست که در شعر حضور دارد بلکه «مادر» در مصرع‌های «هر چند مادرم گفته بود»، «چگونه مادرم ملحفة سفیدش را تکاند» و «مردی» در مصرع «آنجا مردی کم حوصله…» مشارکین انسانی دیگری هستند که در شعر حضور دارند. در کنار این مشارکین انسانی، مشارکین غیرانسانی نیز مانند «صلحی اجباری» در مصرع «انگار صلحی ست اجباری»، «حس عجیب» در مصرع «حسی عجیب می‌گوید»، «دوچرخه‌ات» در مصرع «دوچرخه‌ات را بردار» و «دست کوچه» در مصرع «دست کوچه را بگیر» به چشم می‌خورند. در این شعر عناصر پیرامونی نیز به چشم می‌خورد، شاعر برای چهارده فرایند عناصر پیرامونی در شعر گنجانده است. او در این شعر به عناصر مکانی مانند «از دنیا»، «از خانه»، «بیرون از مرزهای زندگی» و … ، عناصر علت مثل «چه»، «چگونه» و … و عناصر چگونگی مثل «با دوچرخه‌ای»، «شبیه دوست ارمنی‌ام و … اشاره کرده است.
در جدول (3-37) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر هشت اشاره شده است.
جدول 3-37- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر «هشت»
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
می‌روم/ مادی
(من: محذوف)
با دوچرخه‌ای، از دنیا
گفته بود/ کلامی
مادرم
هرچند
نشو/ رابطه‌ای
دور، (تو: محذوف)
زیاد، از خانه
نمی‌دانید/ ذهنی
(شما: محذوف)
ـــ
لذتی دارد/ ذهنی
(شما: محذوف)
چه، بیرون از مرزهای زندگی، دراز کشیدن
از دنیا رفت/ مادی
(او: محذوف)
شبیه دوست ارمنی‌ام، با بمبارانی
دراز کشید/ رفتاری
(او: محذوف)
رو به سکوت
دراز می‌کشم/ رفتاری
(من: محذوف)
ـــ
فکر می‌کنم/ ذهنی
(من: محذوف)
به این
تکاند/مادی
مادرم، ملحفة سفیدش را
چگونه
شد/ رابطه‌ای
تمام جهان، صلح
به یکباره
کشیده شد/ مادی
ملحفه
روی سر وارطان
است/ رابطه‌ای
صلحی اجباری
انگار
می‌گوید/ کلامی
حسی عجیب
ـــ
بلند شو/ مادی
(تو: محذوف)
ــــ
بردار/ مادی
دوچرخه‌ات را
ـــ
برگرد/ مادی
(تو: محذوف)
به دنیا
می‌گوید/ کلامی
(او:حس عجیب
ـــ
بگیر/ مادی
دست کوچه را
ــــ
ببر/ مادی
(تو: محذوف)
ثبت احوال
سهیم می‌کند/ ذهنی
مردی کم حوصله، نام «وارطان را»، با کوچه
آنجا، با سبیل‌های تکراری

3-2-9- نه
ضربدرهای قرمز
نگذاشتند شیشه خرده‌ها
چون اشک
قطره قطره
از چشمان پنجره پایین بریزد
وقتی بمب
دست کشیدة همسایه را
در خانه‌ انداخت
می‌دانی؟!
اگر این دست
هنوز به فرمان بود
بلند می‌شد
احترام نظامی می‌گذاشت
لباس ضدگلوله‌اش را تن می‌کرد
و ماهی‌های شناور در قلب حیاط
تیر نمی‌خوردند
من ساعت‌ها در کمد
با لباس‌ها زندگی کردم
بیرون که آمدم
رنگ‌بندی دنیا عوض شده بود (همان: 25-26)
سعدآبادی در شعر «نه» از دوازده فرایند سود جسته که پنج فرایند آن مادی، سه فرایند رفتاری، سه فرایند رابطه‌ای و یک فرایند نیز ذهنی است. در این شعر به فرایندهای وجودی و کلامی اشاره نشده است. افزایش تعداد فرایندهای مادی که بر خلق کردن و تغییر دادن دلالت دارند در شعر دیده می‌شود و شاعر با استفاده از فرایندهای رفتاری در کنار فرایندهای مادی، فضای راکد و بی‌حرکت شعر را متحرک نموده است. سعدآبادی در این شعر از فرایندهای رابطه‌ای که ویژگی و صفتی را نشان می‌دهند، استفاده کرده است، نمونة آن را می‌توان در مصرع « … رنگ‌بندی دنیا عوض شده بود» دید. او در این شعر به مقدار کم از فرایندهای ذهنی بهره برده است، این فرایندها بر فکر کردن و احساس کردن دلالت می‌کنند.
نگاهی به شرکت‌کنندگان در فرایندها نشان می‌دهد تنها انسانی که در شعر حضور دارد و با مخاطب فرضی خود سخن می‌گوید شاعر است و شعر از مشارکین انسانی دیگر محروم است، امّا شاعر از مشارکین غیرانسانی استفاده کرده است مانند «ضربدرهای قرمز» در مصرع «ضربدرهای قرمز نگذاشتند»، «شیشه‌ خرده‌ها» در مصرع «شیشه‌خرده‌ها چو اشک قطره قطره از چشمان پنجره پایین بریزد»، «بمب دست کشیده» در مصرع «وقتی بمب دست کشیده همسایه را در خانه انداخت»، «این دست» در مصرع «اگر این دست هنوز به فرمان بود»، «بلند» در مصرع «بلند می‌شد»، «لباس ضدگلوله‌اش» در مصرع «لباس ضد گلوله‌اش را تن می‌کرد»، «ماهی‌های شناور» در مصرع «ماهی‌های شناور در قلب حیاط تیر نمی‌خوردند» و «رنگ‌بندی دنیا» در مصرع «رنگ‌بندی دنیا عوض شده بود».
بررسی شعر از لحاظ عناصر پیرامونی نشان می‌دهد که سعدآبادی برای شش فرایند

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع رفتار انسان Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ناخودآگاه، روابط انسانی