منابع پایان نامه ارشد با موضوع قرآن کریم، تقدیم و تأخیر، آیات و روایات

دانلود پایان نامه ارشد

امید دیدار ما را ندارند، میگویند: قرآنی غیر این بیاور یا آن را تغییر ده. بگو من حق ندارم و در توانم نیست که آن را از پیش خود تبدیل کنم. من جز آنچه را که به من وحی میشود پیروی نمیکنم ، به یقین من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روزی بزرگ میترسم. بگو: اگر خدا میخواست آن را بر شما تلاوت نمیکردم و او هم شما را از آن آگاه نمیکرد زیرا که من بی تردید در میان شما عمری را قبل از ( نازل شدن ) آن گذراندهام پس آیا تعقل نمیکنید؟»
(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ ( لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ( ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ ( فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ( {الحاقة/47-44} « اگر او سخنی دروغ بر ما میبست. ما او را با قدرت میگرفتیم. سپس رگ قلبش را قطع میکردیم. و هیچ کس از شما نمیتوانست از ( مجازات ) او مانع شود»
(وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ( إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى ( عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى( {النجم/5-4} « آنچه میگوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست. آن کس که قدرت عظیمی دارد [ جبرئیل] او را تعلیم داده است.»
قراءات جزئی از قرآن کریم است که از طریق وحی بر پیامبر نازل شده است. رسول خدا آيات را به محض نزول آن بر اصحابش تلاوت میكرد. بعضی از آنها بر يك حرف و برخی ديگر بر دو حرف اخذ میكردند و امر در زمان رسول خدا بر اين اساس بود. صحابه بر اساس قرائتی كه رسول خدا ارائه میداد، قرائت میكردند. از احادیث روایت شده در این مورد، مثل حدیث عمر بن خطاب، أُبی بن کعب و ابن عباس249 متوجه میشویم که تعدد قراءات، سبب واحدی دارد و پیامبر این قراءات را همانگونه که از طریق وحی به او رسیده است، قرائت میکرد.250
قول دوم: مصدر قراءات لهجههای مختلف عربی است. این قول، که نظر طه حسین251 و علي عبد الواحد وافي252 میباشد، رد شده است زیرا همهی قراءات مربوط به لهجهها نمیباشد و برخی از قراءات که به دلیل اختلاف لهجهها وجود دارد، پیامبر آن را تأیید کرده است.253
قول سوم: گروهی قراءات را حاصل اجتهاد قراء میدانند. این نظر، مخالف با دیدگاه مسلمانان میباشد که علماً و عملاً با آن مخالفند. گروهي از متكلمين و ابن مِقْسَم و أبوقاسم خوئي254 بر اين باورند.255
قول چهارم: اختلاف قراءات از رسم الخط و شیوه نگارش مصاحف سرچشمه میگیرد، زیرا از نقطه و اعراب گذاري خالی بود. از طرفداران اين قول: نولدکه آلمانی،256 جولد زيهر،257 ابراهیم ابیاری،258 صلاح الدين المنجد.259
این قول به دلیل ایرادهایی رد شده است: اولاً در نقل قرآن کریم بر حافظه و ذهن افراد آشنا به قرآن اعتماد میکردند و به این دلیل به مصاحف و نوشتن اعتماد نمیکردند.260 ثانیاً قراءات، قبل مرحلهی تدوین مصاحف و نوشتن به وجود آمده است و قرآن را بر حسب سماع و روایت قرائت میکردند.261
پس از بیان این دیدگاهها، به این نتیجه میرسیم، که مصدر و مأخذ قراءات، وحی است، که جبرئیل آن را بر پیامبر اکرم ( به دلیل آسان گرفتن بر امت، نازل کرده است. از جمله آسان گرفتن بر امت، این بود که هر گروهی مطابق لغت و لهجهی و عادت خود از لحاظ تلفظ، قرآن را قرائت کنند. پس قراءات الفاظ مختلفی است که با عرضههای متعدد نازل شده است و از رسم الخط مصاحف، لهجههای مختلف و اجتهاد قراء به وجود نیامده است.

فصل دوم:
آثار فقهی اختلاف در قرائت آیات طهارت، نماز و روزه

2-1) بخش اول: اثر اختلاف قراءات در آیات طهارت
دین اسلام یک برنامهی کامل برای زندگی بشر است و تمام جنبهی حیات مادی و معنوی را در نظر میگیرد یکی از این جنبهها که در اسلام، اهمیت زیادی دارد طهارت و پاکیزگی است لذا اسلام، «طهارت را نیمی از ایمان» و «نظافت را مبنای دین» دانسته و همواره پیروانش را به طهارت و پاکیزگی تشویق می نماید و کسانی را که به آن بیتوجهاند سرزنش میکند. در اهمیت طهارت و پاکیزگی همین بس که علاوه بر آیات و روایات زیادی که در این زمینه وجود دارد، یکی از بخشهای مهم و مفصل کتب فقهی «طهارت» است و همواره مورد توجه فقهای اسلام قرار گرفته و کتابهای زیادی در این باره تألیف شده است.
طهارت، اصطلاحی فقهی و عنوانی عمومی است برای حالتی که با برخی افعال شرعی مثل وضو، غسل و تیمم به وجود میآید و نیز چیزهایی که باعث از بین رفتن نجاسات می‌شوند.طهارت از نجاست جزو شرایط صحیح بودن برخی از عبادات مثل نمازاست.
در آیات طهارت سه موضوع تحت تأثیر اختلاف قراءات قرار گرفته استاز جمله:
1. شستن یا مسح پا در وضو
2. اختلاف بر باطل شدن وضو با لمس نامحرم
3. حکم وطء بعد از قطع شدن خون حیض و قبل غسل کردن
حکم مس مصحف در مورد آن یک قرائت متواتر و سه قرائت شاذ روایت شده است که مورد بررسی قرار نمیگیرد زیرا به قراءات شاذ استدلال نمیشود. بقیهی موارد را در صفحات قبل مورد بررسی قرار میدهیم.

2-1-1) شستن یا مسح پا در وضو
(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَيْدِيَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَيْنِ({مائده/6}
شستن یا مسح پا در وضو از بحثهايي است كه به دلیل قراءات مختلف وارد شده در آیهی فوق الذکر بیشترین اختلافها را در پی داشته است و هر قرائتي بر معني مباين با قرائت ديگري دلالت دارد و هر گروهي قرائت خود را توجيه ميكنند به طوری که همین اختلاف، سبب اختلاف فقهاء شده است.
در مورد کلمهی «أرجلکم» در این آیه سه قرائت به شرح ذیل روایت شده است:
1. نصب: علي، عبدالله بن مسعود، ابن عباس (در روايتی، إبراهيم)، ضحاك، نافع، ابن عامر، كسائي وحفص عن عاصم کلمهی (ارجلکم) را منصوب قرائت میکنند بنابراین شستن آن را به دلیل عطف بر اعضای شسته شده در وضو واجب میدانند.262
2. خفض: ابن کثیر، ابوعمرو، حمزه و روایت ابوبکر از عاصم لفظ (أرجلِكم) را مخفوض قرائت کردهاند263 که دو معني از آن استنباط میشود: يكي اينكه معطوف بر (رؤوس) باشد و مراد از آن مسح است و احتمال ديگر اينكه عطف بر (وجوه و ايدي) باشد و به دليل مجاورت با کلمهی (رؤوس) مخفوض شده و غسل آن فرض است.264
3. رفع: قرائت رفع آن از حسن بن ابوحسن و اعمش روایت شده265 که خود محتمل دو معناست: رفع به ابتداء: يعني (و ارجلُكم واجب غسلها يا مفروض غسلها) که گویای شستن است و یا (وارجلُكم واجب مسحها) که بیانگر مسح است.266
قرائت نصب و خفض آن متواتر است ولی قرائت رفع آن شاذ است.267
قرائتهای مختلف در این آیه سبب شده که علماء در مورد شستن یا مسح کردن پا در وضوء چهار قول داشته باشند که به شرح ذیل است:
قول اول: وجوب شستن پا هنگام وضو:
این قول، دیدگاه جمهور اهل سنت و بسیاری از سلف و خلف میباشد.268 که برای قول خود به ادلهای از قرآن و سنت استدلال کردهاند.
الف) ادلهی قرآنی:
1. (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَيْدِيَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَيْنِ({مائده/6}
وجه دلالت: كلمهي (ارجلكم) معطوف بر (وجوه و ايدي) است يعني صورت و دستها را تا آرنج و پا را تا قوزك (كعبين) بشوئيد و سر را مسح كنيد از اين رو در آيه تقديم و تأخير وجود دارد و در لغت عرب تقدیم و تأخیر جايز است زيرا حرف (واو) براي مطلق جمع به كار ميرود و مقتضي ترتيب نيست به عنوان مثال خداوند میفرماید:(يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِين( {آل عمران/43}در این آیه لفظ (واسجدی) قبل از (ارکعی) آمده است كه در اصل رکوع قبل از سجده میباشد و علت مقدم شدن کلمهی (واسجدی) در این آیه این است که در نماز اصل سجده کردن است.269 در این آیه نیز مسح سر، بین اعضای شسته شده آمده تا ترتیب وضو رعایت شود.270 ابوالبقاء در این مورد میگوید: «کلمه (ارجلکم) معطوف بر (وجوه) است و در عرب این امر بدون هیچ اختلافی جایز است و نصوص سنتی که در مورد شستن پا روایت شده این استدلال را تقویت میکند.»271
2. لفظ (أرجل) دو قرائت متواتر نصب و خفض دارد و از قواعد اصولي اين است كه دو قرائت متواتر هنگامي كه در آيهي واحد در تعارض باشند حكم دو آيه را دارد. ناچاريم اولاً كه در تطبيق آن دو تا جايي كه ممكن است سعي بر جمع آن كنيم، زيرا «اعمال الكلام اولی من اهماله»272 است سپس بين آن دو ترجيح قائل شويم یعنی گام اول در صورت صحت و قوت هر دو، به هر دو عمل میکنیم در غیر این صورت ترجیح یکی بر دیگری و اگر نشد اهمال هر دو به سنت ثابت توجه ميكنيم زيرا سنت تفسير و مبين قرآن است و اگر در سنت چیزی پیدا نکردیم به اقوال صحابه يا قياس رجوع میکنیم.273
با دقت نظر ميفهميم كه دو قرائت معني غسل ميدهد، قرائت نصب آن، كه وجه دلالت آن را در مورد قبل بيان كرديم و قرائت خفض در آن دو وجه وجود دارد:
وجه اول: کلمهی (ارجلکم) لفظاً مجرور شده ولی فی المعنی منصوب است و به دلیل مجاورت با کلمهی مجرور (رؤوس) اعراب آن را گرفته است و (ارجل) در اعراب معطوف بر )رؤوس(است ولی حکم آن دو مختلف است.274
وجه دوم از وجوه قرائت خفض: منظور از مسح پا غسل آن است. زيرامسح اسم جنس بوده و دو نوع را در برميگيرد: جاري کردن آب بر عضو و جاري نکردن آب بر عضو. همچنان که عرب ميگويند: «تمسحت للصلاة»: يعني براي نماز غسل کردم.(مَسَحَ اللَّهُ مَا بِكَ أَيْ غَسَلَ عَنْكَ الذُّنُوبَ وَالْأَذَی) پس هر مسحي که جاري شدن آب در آن باشد، غسل ناميده ميشود. با پيدا کردن يک اسم مخصوص براي نوعي خاص ازمسح، نوع ديگر آن همان نام مسح را به خود میگیرد، بنابراين مسح عام بوده که هم غسل را متضمن است و هم نوع خاصي دارد که غسل ندارد. بايد اضافه کرد که در آيه مورد نظر مسح در مقابل غسل به کار نرفته بلکه مراد از واژه مسح در آيه معني عام واژه است که هم غسل را شامل ميشود و هم مسح به معني خاص زيرا درآيه «إلى الكعبين» آمده و نفرموده «إلى الكعاب»، چنان که براي دستها فرموده بود «إلى المرافق» و اين تعبير يعني اين که در هر پا يک «کعب» وجود ندارد، آنچنان که هر دست يک «مرفق = آرنج» دارد، بلکه هر پا دو «کعب = قوزک» دارد و امر خداوند به مسح تا دو قوزک به معني امر به شستن پا بوده و مسح در اينجا مسح به معني غسل است و نه مسح به معني خاص و يا مسح به معني عام آن. چرا که قائلان به مسح پا، پشت پا را مسح میکنند و اصل دوقوزک در هر پا را رعايت نميکنند.275
زمخشري در مورد این آیه میگوید: «علت مخفوض بودن لفظ «ارجلکم» به وجوب صرفهجویی در ريختن آب اشاره دارد. زيرا عادت بر اين بود كه در شستن آن زيادهروي ميكردند پس قصد از مجرور كردن آن، از بین بردن عادتي بود كه مردم در شستن آن زیادهروی میکردند.»276
3. دو قرائت مثل دو آيه است و هر يك از آنها بر يكي از حالتهاي پا نازل شده است. دو حالت پا يعني پوشيدن خفين يا نپوشيدن آن.277
4. (امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَيْنِ( وجه دلالت اين است كه شارع حكيم قوزک پا را (كعبين) حد و غایت طهارت پا قرار داده است278 و اين غایت فقط به وسيله شستن با آب حاصل ميشود. در مسح حدی برای آن مشخص نمیکنند مثل قول خدای تعالی (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ({نساء/43} که در تیمم صورت و دست را با خاک مسح میکنند حدی برای آن قرار ندادهاند279و عبارت (أرجلکم إلی الکعبین) بر این دلالت میکند که در هر پا دو کعب وجود دارد و اگر هر پا یک کعب داشته باشد باید (إلی الکعاب) گفته میشد.280
ب) ادلهی سنت:
قائلین به شستن پا علاوه بر ادلهی قرآنی، به نصوص سنت استدلال کردهاند و بر این باورند که سنت مبین قرآن است و گویای شستن پا میباشد از جمله نصوص وارد شده عبارت است از:
1. از جابر، ابوهریره، عایشه، عبدالله بن عمر و دیگران روایت شده است: «رَجَعْنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ مَكَّةَ

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قراءات، مصاحف، شاذ، هفتگانه Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع حالت طبیعی، جنس مخالف