منابع پایان نامه ارشد با موضوع قتل شبه عمد، قتل عمد، ضرب و جرح

دانلود پایان نامه ارشد

مُؤْمِنٌ فَتَحْرِ‌يرُ‌ رَ‌قَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِ‌يرُ‌ رَ‌قَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَ‌يْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللَّـهِ وَكَانَ اللَّـهُ عَلِيمًا حَكِيمًا » 135
هيچ مؤمنى را نرسد كه مؤمن ديگر را جز به خطا بكشد. و هر كس كه مؤمنى را به خطا بكشد بايد كه بنده‌اى مؤمن را آزاد كند و خونبهايش را به خانواده‌اش تسليم كند، مگر آنكه خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، مؤمن و از قومى است كه دشمن شماست فقط بنده مؤمنى را آزاد كند و اگر از قومى است كه با شما پيمان بسته‌اند، خونبها به خانواده‌اش پرداخت شود و بنده مؤمنى را آزاد كند و هر كس كه بنده‌اى نيابد براى توبه دو ماه پى‌درپى روزه بگيرد. و خدا دانا و حكيم است.
مجازات قتل در حکم شبه عمد در ماده 616 قانون تعزیرات و مجازات های بازدارنده پیش بینی شده است ، ماده فوق الذکر مقرر می دارد :
در صورتي كه قتل غير عمد به واسطه بي احتياطي يا بي مبالاتي يا اقدام به امري كه مرتكب در آن مهارت نداشته است يا به سبب عدم رعايت نظامات واقع شود مسبب به حبس از يك تا سه سال و نيز به پرداخت ديه در صورت مطالبه از ناحيه اولياي دم محكوم خواهد شد مگر اينكه خطاي محض باشد.
مجازات قتل شبه عمد از نظر فقه شيعه متشكل از مجازات‌هاي اصلي و تبعي است که عبارت است از : ديه ، كفاره ، تعزیر .
ديه :
تعریف دیه : دیه ، واژه ای عربی و به معنای جاری شدن چیزی ، نابودی و هلاکت است و در اصطلاح ، بهای خونی است که جاری و ریخته می شود . مرحوم محقق نجفی ( صاحب جواهر ) در توصیف دیه آورده است : منظور از دیه ، مالی است که به خاطر جنایت بر نفس یا اعضای انسان حر ، واجب می شود ، چه میزان مشخصی برای آن باشد و چه نباشد . هر چند دیه معین را اصطلاحا دیه و دیه نامعین را ارش و حکومت می نامند . 136در فارسی به آن خونبها گویند ، در فقه اسلامی عبارت از مالی است که به عنوان بدل نفس یا اطراف در جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص به قربانی یا اولیای دم پرداخت می شود و بدین ترتیب ، در کنار قصاص ، یکی دیگر از شیوه های مقابله با جنایات و جبران آنها می باشد .
لزوم پرداخت دیه که در آیاتی از قرآن مجید مورد اشاره قرار گرفته است ، حکمی است که توسط اسلام مورد تایید قرار گرفته و برای جلوگیری از تضییع حقوق اشخاص ، حدود و ثغور آن مشخص شده است . در موادی از قانون مجازات اسلامی نیز تعریف فقهی دیه منعکس شده است .137
ماده 14 ق. م . ا مصوب 92 ، دیه را یکی از مجازات های چهارگانه دانسته و ماده 17 همین قانون آن را مالی می داند که از طرف شارع برای جنایت جسمانی تعیین شده است و ماده 448 نیز همین توصیف را نموده است :
دیه مقدر، مال معینی است که در شرع مقدس به سبب جنایت غیرعمدی بر نفس، عضو یا منفعت، یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد، مقرر شده است .
و ماده ۴۵۰ قانون مذکور بیان می کند که در جنایت شبه عمدی، خطای محض و جنایت عمدی که قصاص در آن جایز یا ممکن نیست، در صورت درخواست مجنیٌ علیه یا ولی دم دیه پرداخت می شود مگر به نحو دیگری مصالحه شود .
بنابراین ، دیه در جنایات غیر عمدی واکنش اصلی می باشد و در جرایم عمدی که امکان قصاص در آنها وجود ندارد واکنش بدلی و جایگزین است .
ماهیت دیه :
پرداخت دیه به مجنی علیه یا اولیای دم وی در قبال جنایتی که بر مجنی علیه وارد شده است هماهنگ با تفکری است که امروزه زیربنای آنچه را که آن را عدالت ترمیمی می نامیم تشکیل می دهد ، زیرا تکیه اصلی در این تاسیس بر جبران زیان قربانی جرم ، تا آنجا که با پرداخت ما به ازای مالی ممکن می باشد ، است . به علاوه ، برخی این تاسیس را در واقع تخفیفی از جانب خداوند دانسته اند . خداوند می فرماید « ذلک تخفیف من ربکم و رحمه » که منظور از آن این است که پیش بینی امکان عفو جانی و تبدیل قصاص به دیه در اسلام در واقع تخفیفی است نسبت به آنچه که در میان بنی اسرائیل در مورد بلا تغییر بودن حکم قصاص وجود داشته است . گرچه دیه دارای ماهیت خسارت و مجازات است اما جانب خسارت بودن آن بر جانب مجازات بودن ، برتری دارد .
مسئول پرداخت دیه :
گرچه دیه ، خسارت جسمانی است اما ماده 14 ق . م . ا آن را نوعی مجازات دانسته است و یکی از ویژگی های دیات آن است که شخصی هستند یعنی نسبت به شخص مجرم اعمال می شوند بنابراین اصل آن است که دیه را شخص جانی بپردازد . ماده 262 بر همین اساس ، آورده است : دیه جنایت عمدی و شبه عمدی ، بر عهده ی خود مرتکب است .138
کفاره :
یکی دیگر از مجازاتهاي قتل شبه عمد مانند انواع دیگر قتلها، دادن کفاره آن است که باید قاتل برده اي را آزادکند و اگر آن میسر نشد باید دو ماه متوالی روزه بگیرد و اگر آنهم ممکن نگردید شصت مسکین را اطعام کند، البته وجوب کفاره در این بحث اختصاص به قتل شبه عمد ندارد بلکه قتل عمدي و قتل خطا نیز موجب کفاره در این بحث اختصاص به قتل شبه عمد ندارد بلکه قتل عمدي و قتل خطا نیز موجب کفاره است چنانکه در بحث قتل عمدي مختصر توضیح داده شد نوع کفاره در قتل عمدي، کفاره، جمع است یعنی قاتل در عین آزاد کردن برده، باید دو ماه متوالی نیز روزه بگیرد و شصت مسکین را اطعام کند، لازم به ذکر است که موضوع کفاره امروز یک امري شخصی و عبادي تلقی شده است و ضمانت اجراي قانونی ندارد .
تعزیر :
اساساً در مجازات قتل شبه عمد، مجازاتی به عنوان تعزیر بر قاتل تحمیل میشود این امر بدان سبب است که در قتل عمدي و خطائی، این موضوع چندان مطرح نیست، زیرا در قتل عمدي چون قاتل قصاص میشود وحیات خود را در مقابل حیات مقتول از دست میدهد لذا چندان موردي براي بحث از تعزیرات باقی نمیماند و در قتل خطا نیز چون اصولاً قاتل مقصر نیست و تنها محکوم به پرداخت دیۀ قتل است جایی براي بحث از اجراي مقررات تعزیراتی نیست. بنابراین، قتل شبه عمد که باید به تحقیق از مجازات تعزیراتی آن بحث شود. از آنجا که منشأ تقصیر منجر به وقوع قتل شبه عمد، گوناگون و متفاوت است به نسبت اهمیت موضوعات مختلف، قوانین ویژه اي براي هریک از آنها تصویب شده است لذا جهت بدست آوردن حکم هر موضوعی باید نخست به قانون مربوط به آن مراجعه گردد.
بنابر این بطور کلی میتوان گفت که: با توجه به میزان تقصیر و آگاهی مرتکب از نتیجه احتمالی فعل یا ترك فعلی که منجر به قتل مجنی علیه شده است مجازات تعزیري وي تعیین میشود.
مجازات قتل خطاء محض نیز حسب ماده ۲۹۵ ق . م . ا مصوب 70 ، دیه می‌باشد . و طبق ماده ۴۶۳ همین قانون مصوب 92 ، در جنایت خطای محض درصورتی که جنایت با بینه یا قسامه یا علم قاضی ثابت شود، پرداخت دیه برعهده عاقله است و اگر با اقرار مرتکب یانکول او از سوگند یا قسامه ثابت شد برعهده خود او است.
تطبیق با قاعده اتلاف :
با دقت در تعریف قانون مجازات اسلامی و تعاریف فقهای از قتل خطای محض كه تقریباً با هم یكسان هستند متوجه می شویم كه برای تحقق این نوع قتل، ارتكاب هیچگونه تقصیری از سوی مرتكب شرط نمی باشد و صرف اینكه شخص مباشرت در از بین رفتن انسان دیگر نموده است برای انتساب قتل به او كفایت می كند كه این امر مشابه با موضوع اتلاف در حقوق مدنی می باشد كه در آنجا نیز تقصیر یا عدم تقصیر متلف شرط مسئولیت او نمی باشد. در حقیقت از مقایسه بحث قتل خطئی با بحث اتلاف كه هر دو ریشه فقهی دارند چنین استنباط می شود كه شارع مقدس اسلام همان احكام و قواعد حاكم بر موضوع اتلاف را در مورد قتل خطای محض جاری می نماید؛ بدین دلیل كه در موضوع اتلاف شارع معتقد است كه متلف باید تمام خسارتهایی كه به بار آورده است را جبران نماید چرا كه او عامل و باعث ایراد خسارت بوده است .

ب ) انتقال غیر عمدی بیماری منجر به ضرب و جرح و یا نقص عضو
در مطالب قبلی ، از مفاهیمی که در این قسم قابل ذکر بود به طور مفصل صحبت کردیم ، بنابراین از تکرار پرهیز نموده و تنها به بررسی مجازات قانونی در این قسم انتقال ا کتفا می کنیم .
به طور کلی الزامی که برای هر شخص وجود دارد رعایت یکسری قوانین و مقررات است و بر این اساس اگر هرکس به دیگری ضرری وارد کند بایستی آن را جبران نمایدکه در فقه از آن به قاعده ( لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام ) تعبیر شده است.
در این قسم از آن جهت که انتقال به شکل غیر عمدی و در سطح خفیف تری از صدمات جسمانی قرار می گیرد ، تنها به جبران خسارت ناشی از این انتقال بسنده می شود . همان طور که در مورد ضرب و جرح عمدی نیز گفته شد ، خساراتی مانند هزینه معالجه و امثال آن در انتقال غیر عمدی نیز بر عهده ناقل است . در واقع تنها مجازاتی که در این بحث می توان برای ناقل در نظر گرفت همین نوع مجازات است که در واقع مجازات نبوده و به نوعی جبران خسارت است . چرا که در باب عمدی بودن مجازات اصلی ، قصاص بود و در صورت عدم امکان قصاص ، پرداخت دیه به عنوان جانشین و بدل از مجازات قصاص قرار داشت . البته ذکر این نکته ضروری است که در ضرب و جرح عمدی نیز همیشه منجر به قصاص نخواهد بود و این موضوعی است که نسبت به مقدار و نوع جنایت و متناسب با آن مشخص می گردد . اما درانتقال غیر عمدی بیماری منجر به ضرب و جرح ، مجازات اصلی همان دیه یا ارش می باشد .
ماده 715 ق . م . ا مصوب سال 70 : هر گاه یكی از جهات مذكور در ماده (714 )موجب مرض جسمی یا دماغی كه غیر قابل علاج باشد و یا از بین رفتن یكی از حواس یا از كار افتادن عضوی از اعضاء بدن كه یكی از وظایف ضروری زندگی انسان را انجام می دهد یا تغییر شكل دائمی عضو یا صورت شخص یا سقط جنین شود ، مرتكب به حبس از دو ماه تا یكسال و به پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیه مصدوم محكوم می شود .
صدمات بدنی مذکور در این ماده دارای معانی خاصی است :
مرض جسمی : منظور امراض فیزیکی و مادی در مقابل امراض روانی یا دماغی است .
امراض دماغی : امراض دماغی شامل بیماری های روانی مختلف است .
حواس ظاهری : منظور از حواس ظاهری پنج گانه ؛ ( بینایی ، بویایی ، چشایی ، شنوایی ، لامسه ) است .
اعضایی که وظایف ضروری بدن را انجام می دهند : به طور کلی تمام اعضای بدن دارای وظایف ضروری می باشند . مع هذا در اینجا منظور اعضایی است مثل دست و پا و صدمات مغزی و کلیوی که نقصان در یکی از آنها یا از کار افتادن یکی از آنها موجب فلج شدن زندگی انسان می گردد .
به هر حال اعضایی که در قانون دیات دارای دیه کامل هستند می توان جز اعضایی دانست که وظایف ضروری بدن را انجام می دهند و در سایر موارد تشخیص با کارشناسان و تصمیم نهایی با دادگاه است .139
و در ماده 716 همین قانون مقرر می دارد : هرگاه يكي از جهات مذكور در ماه (714) موجب صدمه بدني شود كه باعث نقصان يا ضعف دائم يكي از منافع يايكي ازاعضاي بدن شود و يا باعث از بين رفتن قسمتي از عضو مصدوم گردد، بدون آنكه عضو از كار بيافتد يا باعث وضع حمل زن قبل از موعدطبيعي شودمرتكب به حبس از دو ماه تا شش ماه و پرداخت ديه در صورت مطالبه از ناحيه مصدوم خواهد شد.
دیه :
مجازات اصلی ضرب و جرح غیر عمدی ، دیه است و بسیاری از اعضای بدن ، دارای دیه مقدر شرعی است که دادگاه ها موظفند بر اساس همین دیه مقدر ، رای بدهند .140 ماده 558 ق . م . ا مصوب 92 ، به صورت کلی مقرر می دارد :
در جنایت غیرعمدی بر اعضاء و جنایت عمدی که قصاص ندارد یا قصاص در آن ممکن نیست یا بر دیه، مصالحه شده و مقدار آن مشخص نشده است به شرح مقرر در این قانون، دیه ثابت می شود.

ارش :
ارش در لغت ، عبارت است از دیه ، پاداش ، کیفر ، دیه جراحت ، تاوان زخم ها و ارش در اصطلاح فقهی به معنای فساد و نقص است و در واقع ، تفاوت قیمت صحیح و معیوب چیزی را گویند .141
حضرت امام راحل درباره ارش می فرماید : بدانید هر چیزی که در آن تقدیری نیست ، در آن ارش لازم است که نام گذاری به حکومت شده است .
ارش ، مشترک است میان ضررهای بدنی انسان و جبران نقصان مال و کالا ، به این معنا که ارش دارای معنائی گسترده تر از معنای دیه است زیرا دیه فقط

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قتل شبه عمد، مجنی علیه، عنصر معنوی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع مجنی علیه، نظم عمومی، آیات و روایات