منابع پایان نامه ارشد با موضوع قانون کار

دانلود پایان نامه ارشد

سارقين مسلح و يا قاچاقچيان. د: هر گونه حملات زميني، هوايي و دريايي دشمن. ه: رفت و برگشت از منطقه عمليات تا محل مرخصي. و: مأموريت عليه اشرار، سارقين مسلح ، قاچاقچيان، ضد انقلاب و يا به سبب عمليات خرابكاري عوامل دشمن. ز: هر گونه آموزشهاي رزمي و عمليات مانوري. ط: حين آزمايش و تحقيقات در زمينه اسلحه و مهمات و وسائل جنگي و خنثي سازي مواد منفجره و محترقه به سبب مأموريت. ي: به سبب سوءقصد اعم از اين كه در ايام خدمت يا غير خدمت باشد. ( شهلايي و همکار، پيشين: 166)
عمده دلايل جانبازي که در بالا مطرح شد در ارتباط با جنگ و درگيري هاي رزمي با دشمن يا ضد انقلاب و عوامل خرابکار ميباشد که قانونگذار موارد را مشخص نموده است. بدينگونه که در صورت وقوع هرگونه حادثه براي کارکنان ابتدا يک صورتجلسه اوليه براي فرد سانحه ديده تهيه و شاهدين حادثه و مقامات مسئول آن را تأييد مينمايند، سپس صورتجلسه تکميلي بر اساس آن توسط سازمان فرد حادثه ديده تهيه و به همراه مدارک پزشکي به کميسيون پزشکي ارسال و معرفي ميگردد، پس از تأييد صدمات و آسيبهاي جسمي و روحي وارده بر فرد توسط کميسيون پزشکي، مراتب وضعيت فرد با مدارک پيشگفته در هيأت ماده 120 قانون ارتش مطرح و هيأت بر اساس مدارک مذکور به انطباق وضعيت فرد با شرايط جانبازي ميپردازد که در صورت تأييد، رأي به جانبازي ميدهد. در صورتي که فرد حادثه ديده به اين رأي اعتراض نمايد، وضعيت وي درهيأت ماده 121 قانون ارتش ( مرجع رسيدگي به اعتراض از آراء هيأت ماده 120 قانون ارتش)، مطرح و در خصوص آن تصميمگيري ميگردد.
قابل ذکر است در حالتي که بنا به تشخيص کميسيون پزشکي مربوطه صدمات جسمي و رواني وارده به کارکنان جانباز در حدي باشد که توانايي کار کردن را داشته باشند يا با کاهش مدت زمان خدمت روزانه بتوانند به کار ادامه دهند، خدمت چنين کارکناني خاتمه نيافته و تا زمان بازنشستگي عادي يا تشديد ضايعات جانبازي به نحوي که ادامه خدمت ميسر نباشد، به خدمت ادامه خواهند داد.
2-معلوليت:
بر اساس ماده 108 قانون ارتش، هرگاه کارکنان به عللي غير از علتهاي جانبازي، يک يا چند عضو خود يا بخشي از آن را براي هميشه از دست دهند، يا بيش از يک سال به منظور درمان بستري گردند و يا به علت فقدان سلامتي، تمام يا بخشي از توان کاري خود را از دست بدهند و تا يک سال کارايي خود را به دست نياورند، معلول محسوب ميشوند. بدينگونه که ازکارافتادگي چنين کارکناني در شرايط عادي خدمت و خارج از مأموريتهاي محوله رزمي، ناشي از آسيب جسمي يا بيماري بوجود آمده باشد. تشخيص معلوليت کارکنان ارتش، پس از تأييد صدمات وارده به فرد توسط شوراي پزشکي مربوطه، با کميسيون موضوع ماده 120 قانون ارتش ميباشد. معلوليت نيز به تناسب اينکه در حين
انجام وظيفه و در محل کار و به سبب آن باشد يا نباشد به دو نوع تقسيم بندي ميگردد.
الف-معلوليت حين انجام وظيفه يا به سبب آن:
در صورتي که کارکنان ارتش؛ در محل خدمت و به سبب امور خدمتي، در حال رفت و برگشت به محل خدمت، خارج از محل خدمتي در ارتباط با امور خدمتي و مأموريتهاي عادي محوله، در رفت و برگشت از مرخصي، در اثر بيماريهاي ناشي از موقعيت يا شرايط خاص خدمتي، بيمار شده و يا در اثر حوادث و سوانح مصدوم و مجروح گردند، با تشخيص شوراي پزشکي مربوطه و تأييد کميسيون ماده 120 قانون ارتش معلول حين انجام وظيفه شناخته ميشوند.
ب-معلوليت عادي:
معلوليت عادي بدين گونه است که در صورتي که آسيب جسمي و رواني وارده به کارکنان به سبب کار و انجام وظيفه عادي نباشد، يعني آسيب ديدگي به سببي غير از موارد معلوليت حين انجام وظيفه باشد، معلوليت عادي محسوب ميگردد. نحوه تشخيص و تأييد آن مانند موارد بالا بر عهده شوراي پزشکي مربوط و کميسيون ماده 120 قانون ارتش ميباشد. ( آييننامه تعيين موارد فوت پرسنل و تشخيص جانباز و معلول، 9/9/1367)
ازکارافتادگي کارکنان که مصداق جانبازي است به سبب مأموريتهاي جنگي و رزمي و مرتبط با آن است ولي ازکارافتادگي عادي به سبب انجام وظايف محوله در شرايط عادي خدمت است. مانند رانندهاي که به طور عادي در سطح شهر وظيفه مأموريت هاي عادي روزمره را انجام ميدهد.
انواع ازکارافتادگي کارکنان ارتش با کارمندان دولت شبيه به هم بوده و در هر دو قشر مبناي تقسيم بندي ميزان ارتباط ازکارافتادگي با کار ميباشد. نوع ديگر ازکارافتادگي يعني جانبازي براي کارکنان ارتش مطرح گرديد که چندان در خصوص کارمندان کاربرد ندارد و علت آن هم شرايط ويژه شغلي کارکنان ارتش بوده که همواره در مقابل مخاطرات رزمي و دفاعي قرار دارند. البته کارمنداني که در جنگ تحميلي شرکت نموده و به سبب آن ازکارافتاده گرديدهاند نيز جانباز محسوب ميگردند و شرايطي مشابه کارکنان جانباز ارتش دارند.

بند دوم:آثار ازکارافتادگي
1-خاتمه خدمت:
پس از آنکه کارکنان ارتش به سبب حادثه توانايي کار کردن خود را از دست داده و جانباز يا معلول شناخته شوند، برابر ماده 108 قانون ارتش از نظر ادامه خدمت بدين گونه با آنها رفتار ميگردد.
الف- کارکناني که خسارت وارده بر عضو يا اعضاي آنان و ميزان کارايي از دست رفته ايشان درحدي باشد که امکان ادامه خدمت را از آنان سلب نمايد و پرسنلي که بيش از يک سال بستري باشند، بازنشسته ميگردند.
ب- پرسنلي که خسارت وارده برعضو يا اعضاي آنان و يا ميزان کارايي از دست رفته ايشان درحدي باشد که ادامه خدمت براي آنان توأم با مشقت باشد، ولي خودشان شخصاً مايل به ادامه خدمت باشند، به خدمت ادامه ميدهند و در صورت عدم تمايل به ادامه خدمت نيز بازنشسته ميگردند. چنين کارکناني ساعت خدمتيشان به نسبت ميزان جانبازي کاهش مييابد و به اصطلاح تقليل ساعات خدمت گفته ميشود33. ( آييننامه قانون تسهيلات استخدامي و اجتماعي جانبازان انقلاب اسلامي، 1377، مواد 9 و 11)
ج- پرسنلي که خسارت وارده بر عضو يا اعضاي آنان و يا ميزان کارايي از دست رفته ايشان جزيي بوده و امکان ادامه خدمت بدون مشقت براي آنان وجود داشته باشد، به خدمت ادامه خواهند داد.
بنابراين کارکنان جانباز و معلول در صورتي که ادامه خدمت براي آنان امکانپذير نباشد بازنشسته ميگردند اما اگر ادامه خدمت براي آنها توأم با سختي و رنج باشد ميتوانند بازنشسته شوند و اختيار با خودشان است. اگر تمايل داشته باشند به خدمت ادامه دهند، آنها را از ادامه خدمت منع نميکنند که در صورت ادامه خدمت ميتوانند به نسبت درصد ازکارافتادگي از کسر ساعت خدمت روزانه بهرهمند گردند.

2-اشتغال مجدد:
کارکناني که به سبب جانبازي يا معلوليت، بازنشسته ميگردند، در صورتي که حداکثر تا 5 سال پس از بازنشستگي، سلامت خود را به نحوي بازيابند که به تشخيص کميسيون عالي پزشکي، امکان ارجاع شغل به آنان وجود داشته باشد، در صورتي که واجد صلاحيت اعاده به خدمت باشند، با تمايل شخصي و اعلام خود آنها با تصويب مقامات مذکور در ماده 78 قانون ارتش، با شرايط خدمتي (درجه يا رتبه) قبل از بازنشستگي به خدمت اعاده ميگردند. (تبصره 2 ماده 108 قانون ارتش)
اعاده به خدمت کارمند ازکارافتاده در صورت به دست آوردن توانايي تا سن 60 سالگي امکانپذير است اما براي کارکنان ارتش ملاک اعاده به خدمت سن فرد نبوده و مدت زمان 5 سال از تاريخ بازنشستگي به سبب ازکارافتادگي مدنظر قرار گرفته است.
3-مستمري و امتيازات جانبازي و معلوليت:
1-به کارکنان ثابت( استخدام رسمي) و پيماني جانباز، حقوقي معادل مجموع حقوق دو درجه يا رتبه بالاتر از آخرين مزاياي شغلي که قبل از جانبازي دريافت ميکرده است، پرداخت ميگردد.
2-به کارکنان ثابت34( استخدام رسمي) و پيماني معلول، در صورتي که معلوليت آنها به سبب انجام وظيفه باشد، معادل آخرين حقوق و مزايا به علاوه دو رتبه با درجه تشويقي، مستمري پرداخت ميگردد و در صورتي که معلوليت عادي باشد، براي کارکنان ثابت مستمري معادل آخرين حقوق دريافتي پرداخت ميگردد.
3-براي جانبازان، امتيازات ويژهاي به سبب حسن انجام وظيفهاي که در خدمت به وطن داشتهاند، پيشبيني شده است که برخي از آنها به شرح زير ميباشد:
الف- به موجب ماده 109 قانون ارتش، جانبازان به تناسب آسيب وارده از يک ماه تا چهارسال ارشديت ترفيع درجه و رتبه برخوردار ميگردند. (آييننامه طبقه بندي صدمات وارده بر جانبازان و ميزان ارشديت استحقاقي آنان، 1368)
ب- به کارکنان جانباز رتبه حقوقي يک مقطع تحصيلي بالاتر اعطاء ميگردد. بدين ترتيب که مدرک تحصيلي آنان تغيير ننموده ولي از مزاياي ريالي يک مقطع تحصيلي بالاتر بهرهمند خواهند شد.( دستورالعمل نحوه احتساب يک مقطع تحصيلي بالاتر جانبازان،20/12/73)
ج-کارکنان جانباز ميتوانند از مأموريت آموزشي تحصيل در مراکز آموزشي بهرهمند گردند. بدين ترتيب که کليه سازمانها، از جمله ارتش، بايستي با مأموريت آموزشي مستخدمين جانباز خود که در يکي از مراکز آموزش عالي پذيرفته ميشوند، موافقت نمايند. ( قانون تسهيلات استخدامي و اجتماعي جانبازان، پيشين، ماده 14)
مستمري از کارافتادگي حين انجام وظيفه براي کارمندان دولت همانند کارکنان ارتش معادل تمام حقوق و مزاياي آخر خدمت با افزايش دو گروه حقوقي تشويقي پرداخت ميشود و در ازکارافتادگي غير ناشي از کار (عادي)، به کارمندان مستمري معادل يک سي ام متوسط حقوق ضربدر سنوات خدمت تعلق ميگيرد و سنوات کمتر از 15 سال کارکنان حادثه ديده 15 سال محاسبه خواهد شد اما براي کارکنان ارتش مستمري کامل معادل آخرين حقوق و مزايا پرداخت مي گردد. لذا با توجه به مقايسه بالا، قانون ارتش در خصوص مستمري از کارافتادگي عادي مناسبتر به حال کارکنان نسبت به قانون کارمندان است.

گفتار سوم: از کارافتادگي کارگران
ماده 21 قانون کار يکي از راههاي پايان خدمت کارگران را ازکارافتادگي کلي بيان کرده ولي قانونگذار تعريفي از آن ارائه ننموده است و آن را تابع قانون تأمين اجتماعي قرار داده است. در تأمين اجتماعي وقايعي را که قابل استناد به کار است و به تماميت جسماني و يا رواني آنهايي که به دستور ديگري در حال انجام کاري هستند صدمه اي وارد مي آورد خطرهاي حرفهاي يا حوادث ناشي از کار به معناي عام ناميده اند.( عراقي، 1386: 115)
لذا برابر اين قانون، ازکارافتادگي کلي عبارتست از کاهش قدرت کار بيمه شده به نحوي که نتواند با اشتغال به کار سابق يا کار ديگري بيش از يک سوم درآمد قبلي خود را بدست آورد35 و ازکارافتاده کسي است که در حين اشتغال و پيش از رسيدن به سن بازنشستگي توان و قدرت کار کردن را از دست ميدهد. ( رفيعي، پيشين: 354) بنابراين چنانچه کارگري بر اثر بيماري يا حادثه غيرقابل علاج تشخيص داده شده و طبق نظر کميسيون پزشکي مربوط، توانايي خود را کلاً يا بعضاً از دست داده باشد بنحوي که درجه کاهش قدرت کار بيمه شده شصت شش درصد و بيشتر باشد، ازکارافتاده کلي تلقي خواهد شد. قرارداد چنين کارگري خاتمه يافته و خاتمه خدمت کارگر تحقق مييابد. تشخيص موارد از کارافتادگي کلي و جزئي و يا بيماريهاي ناشي از کار يا ناشي از غير کار به استناد قانون تأمين اجتماعي بر عهده کميسيونهاي پزشکي مندرج در قانون ياد شده خواهد بود36. ( رفيعي، 1393: 224)
بند اول: انواع ازکارافتادگي
از کارافتادگي کارگران را بر مبناي ميزان ارتباط آن با کار به دو نوع از کارافتادگي ناشي از کار و از کارافتادگي ناشي از غير حرفه و کار تقسيم ميگردد. از کارافتادگي ميتواند ناشي از بيماري و يا حادثه شغلي يا غير شغلي باشد.
1- از کارافتادگي ناشي از کار و حادثه شغلي:
در صورتي که کارگر بر اثر حوادثي که ناشي از کار و فعاليت شغلي دچار آسيب جسمي و رواني گردد و برابر نظر شوراي پزشکي مربوطه37 توانايي کارکردن نداشته باشد، ازکارافتاده محسوب ميشود.
ماده 5 توصيه نامه شماره 121 سازمان بين المللي کار به ذکر مواردي که در حکم حادثه ناشي از کار تلقي مي شوند، پرداخته است و کشورهاي عضو را مکلف ساخته تا تحت شرايط تعيين شده با اين موارد همانند حادثه ناشي از کار رفتار کنند: 1- حوادثي که صرف نظر از سبب آن، در طي ساعت کار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی توسعه مدل Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قانون کار، سابقه خدمت