منابع پایان نامه ارشد با موضوع قانون کار، سابقه خدمت

دانلود پایان نامه ارشد

بازنشستگي موضوع ماده واحده مزبور محروم خواهند شد. نظر به اينکه مراد مقنن اشتغال به کار مستمر در يک کارگاه در قبال دريافت حقوق است و تعميم و تسري حکم قانونگذار به مواردي که بيمه شدگان بازنشسته به منظور کمک به معيشت خود و خانواده به کار نيمه وقت با دريافت اجرت اشتغال ميورزند و اطلاق فرد شاغل تمام وقت حقوق بگير به اشخاص مذبور و نتيجتاً حذف مستمري بازنشستگي آنان موافق هدف و حکم مقنن نيست، بنابراين دادنامههاي شماره 629 مورخ10/5/1382 شعبه چهارم تجديدنظر، شماره 717 مورخ 15/5/1381 شعبه اول تجديدنظر، شماره 1162 مورخ 18/12/1383 شعبه دهم تجديدنظر ديوان بر ورود شکايت و تأييد استحقاق شاکيان به دريافت مستمري بازنشستگي در مدت اشتغال به خدمت نيمه وقت موافق اصول و موازين قانوني است….)). ( رفيعي،1393: 157)
3-مستمري بازنشستگي و پاداش پايان خدمت:
کارگري که برابر بند ب ماده 21 قانون کار، بر اساس موارد عنوان شده در بند بالا بازنشسته ميشود، برابر ماده 23 قانون کار مستمري بازنشستگي آن تابع قانون تأمين اجتماعي ميباشد و برابر ماده 77 قانون تأمين اجتماعي به وي به ازاء هر سال سابقه پرداخت بيمه يک روز حقوق پرداخت ميشود و مبناي محاسبه آن نيز متوسط حقوق دو سال آخر کارگر مي باشد. همچنين برابر ماده 31 قانون کار، کارفرما بايد بر اساس آخرين مزد کارگر به نسبت هر سال سابقه خدمت به ميزان 30 روز مزد به وي به عنوان مزاياي پايان کار پرداخت نمايد.
مستمري بازنشستگي و پاداش پايان خدمت کارگران و نحوه محاسبه آن نيز مانند کارمندان و کارکنان ارتش ميباشد.

مبحث دوم :
ازکارافتادگي

ازکارافتادگي حالتي است که فرد بنا به دلايلي دچار مشکل جسمي و يا رواني شده و قادر به انجام کار نباشد. بدين گونه که فردي که توانايي کارکردن دارد بر اثر حوادث و اتفاقات پيشبيني نشده، دچار آسيب جسمي و رواني شده( معلول گرديده) و ديگر توانايي که لازمه کارکردن در شغل مورد نظر است، را ندارد. به عنوان مثال فردي که به عنوان راننده در سازمان يا کارگاهي مشغول به کار ميباشد در صورتي که از ناحيه دست يا پا دچار معلوليتي شود ديگر قادر به رانندگي کردن نبوده و ازکارافتاده محسوب ميگردد.
بنابراين ازکارافتادگي عبارت است از ناتواني در انجام فعاليت حرفه اي، در صورتي که احتمال دائمي بودن آن وجود داشته باشد يا بعد از مدتي که شخص در طي آن مستحق مزاياي مربوط به ناتواني موقت در انجام کار است، باقي بماند.( عراقي، 1386: 358) افراد شاغل در صورتي که دچار آسيب جسمي يا فکري شده بهطوري که ديگر نتوانند وظايف شغلي خود را انجام دهند، سازمان يا کارفرما ديگر به وجود آنها احتياجي ندارند و به ناچار از کار بيکار ميشوند. بديننحو، ازکارافتادگي به عنوان يکي از راههاي پايان خدمت متجلي ميشود و اين از کارافتادگي افراد شاغل مورد توجه قوانين قرار گرفته و در قوانين مرتبط با کارگران، کارمندان و کارکنان ارتش نيز مورد بحث قرار گرفته است که در اين مبحث به آن خواهيم پرداخت. لازم به ذکر است که ازکارافتادگي مورد نظر در اين مبحث از کار افتادگي کلي بوده به طوري که فرد شاغل قادر به ادامه کار نباشد. ولي در صورتي که ميزان توانايي مستخدم به نحوي کاهش يافته که توان کارکردن داشته باشد و يا بتواند در کار سبکتري از لحاظ فعاليت جسمي و فکري نسبت به کار قبلي گمارده شود، ازکارافتادگي جزئي ناميده ميشود که از موارد پايان خدمت نبوده و مورد بحث ما نمي باشد.

گفتار اول: ازکارافتادگي کارمندان
از ديگر موارد خروج کارمند از خدمت دولت ازکارافتادگي است. حالت ازکارافتادگي وضع مستخدمي است که قادر به کار کردن نباشد. ازکارافتادگي ممکن است در حوادث ناشي از کار و يا به سبب حوادث خارج از کار باشد.
بنابراين حالت ازکارافتادگي از حالتهايي است که مستخدم رسمي به علت نقض عضو يا معلول شدن قادر به ادامهي فعاليت شغلي نيست و اداره با پرداخت حقوق وظيفه به چنين مستخدمي وي را از کارکردن باز ميدارد و به فعاليت شغلي مستخدم پايان داده ميشود. ولي مستخدم و خانواده اش از کمک مالي اداره بر خوردارند. چنين تصميمي از سوي قانونگذار بجا و درست است. چون مستخدم به سببي که مستقل از اراده و ميل او بوده از ادامهي کار اداري ناتوان است. به اين جهت بايد از وي و خانوادهاش حمايت شود و از حداقل کمک استفاده کنند. حقوق وظيفه که قانون براي مستخدم ازکارافتاده يا نقص عضو برقرار ميکند بر جهت اين که معلوليت يا نقض عضو ناشي از کار نباشد يا باشد فرق ميکند. ( ابوالحمد، پيشين: 286-285)
ماده 48 قانون مديريت خدمات کشوري يکي از طرق انتزاع کارمندان رسمي را از کارافتادگي کلي کارمند اعلام کرده است اما در اين قانون شرايط و چگونگي ازکارافتادگي بيان نشده است. بنابراين در اين مورد بايد به قانون استخدام کشوري و ديگر قوانين و آيين نامه هاي مرتبط رجوع کرد. ( امامي، پيشين: 310)
بند اول: انواع ازکارافتادگي
ازکارافتادگي کارمندان بر دو نوع است. ازکارافتادگي به سبب حادثه ناشي از کار يا به سبب انجام وظيفه و از کارافتادگي ناشي از هر علت ديگر.
1-ازکارافتادگي حين کار يا به سبب انجام وظيفه:
اگر مستخدم به علت حادثهي ناشي از کار يا به سبب انجام وظيفه، معلول يا ناقص شود به گونهاي که توانايي ادامه کار نداشته باشد، از کارافتاده محسوب ميگردد. اين نوع ازکارافتادگي به تشخيص شوراي پزشکي صورت ميپذيرد و در صورتي که شوراي پزشکي از کارافتادگي کارمند را تأييد کند، ازکارافتاده ناشي از کار يا انجام وظيفه محسوب گرديده و به خدمت وي خاتمه داده مي شود.
2- نقص عضو و ازکارافتادگي ناشي از کار يا به سبب انجام وظيفه نباشد.( غير ناشي از کار)
هرگاه مستخدم رسمي معلول يا به علت حادثهاي ناقص شود به نحوي که از کار کردن باز بماند و اين از کارافتادگي مورد تأييد شوراي پزشکي مربوطه باشد ولي ازکارافتادگي به سبب انجام وظيفه يا کار نباشد. چنين فردي ازکارافتاده غير ناشي از کار محسوب ميشود. مثل اينکه مستخدم در مرخصي بوده و در سفر تفريحي تصادف نموده و معلول گردد. چنين فردي به سبب ناتواني در انجام وظايف شغلي ازکارافتاده محسوب و به خدمت وي خاتمه داده ميشود. تشخيص و تعيين نوع معلوليت و درجات نقص عضو و يا اعضاء و يا کاهش تواناييها براي انجام کار در مورد معلولين عادي و حوادث ناشي از کار و بيماران ناشي از شرايط خاص کار مشمول اين آيين نامه که در بخش دولتي شاغل هستند، بر عهده کميسيون پزشکي معتمد متشکل از سه نفر پزشک با معرفي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي بر حسب نوع معلوليت و يا بيماري خواهد بود. دبيرخانه اجرايي کميسيون پزشکي معتمد مربوط به معلوليتهاي شاغلين در بخش دولتي در سازمان بهزيستي کشور تشکيل ميگردد25. ( رفيعي،1393: 230)
علاوه بر موارد بالا در صورتي که مستخدمين دولت بهصورت داوطلب در جنگ تحميلي شرکت نموده و ازکارافتاده گردند، جانباز محسوب و از مزاياي جانبازي استفاده خواهند نمود. البته اين نوع ازکارافتادگي ناشي از کار محسوب نميگردد و برابر قانون حالت اشتغال جانبازان با آنها رفتار ميگردد. ( قانون حالت اشتغال مستخدمين، شهيد، جانباز، ازکارافتاده و مفقودالأثر جنگ تحميلي26، ماده يک)
بند دوم: آثار از کارافتادگي
1-خاتمه خدمت:
مستخدم دولت که دچار آسيب جسمي يا رواني گرديده و به تشخيص شوراي پزشکي قادر به ادامه کار نباشد، ازکارافتاده کلي محسوب و به خدمت وي پايان داده ميشود. لذا از تاريخ از کارافتادگي وضعيت اشتغال وي به وضعيت از کارافتاده تغيير مييابد.
2-اشتغال مجدد:
اشتغال مجدد مستخدم از کارافتاده به لحاظ از دست دادن توانايي کار کردن امکانپذير نميباشد. در صورتي که فرد به نحوي مجدداً تواناييهاي خود را به دست آورد در صورتي که سن وي کمتر از 60 سال باشد، مراتب وضعيت وي در شوراي پزشکي و امور استخدامي سازمان مربوطه مطرح و بررسي خواهد شد.( ماده 79 قانون استخدام کشوري)
3-مستمري و پاداش پايان خدمت:
الف: هرگاه كارمند دولت به سبب انجام وظيفه ازكارافتاده شود تمام حقوق و مزاياي آخر خدمت وي با رعايت افزايش دو گروه ( با احتساب گروه تشويقي) به عنوان حقوق بازنشستگي به وي پرداخت خواهد شد27 ، بدين ترتيب که در هر حالت معادل تمامي حقوق و مزاياي دريافتي که مبناي کسور بازنشستگي است در دو سال آخر خدمت با اعمال آخرين ضريب حقوق سال بازنشستگي مبناي حقوق بازنشستگي يا وظيفه خواهد بود28. (سايت سازمان بازنشستگي کشوري: 22/10/93)
ب: هرگاه كارمند دولت به سبب حادثه غير از کار، ازكارافتاده شود حقوق وظيفهاي برابر يکسيام متوسط حقوق ضربدر سنوات خدمت دريافت خواهد کرد. مشروطه بر اينکه از متوسط حقوق او تجاوز نکند در صورتي که سنوات خدمت مستخدم از پانزده سال کمتر باشد مدت خدمت پانزده سال محسوب خواهد شد.( امامي، پيشين، ص310)
ج: به همه ازکارافتادگان به ازاي هر سال خدمت برابر يک ماه آخرين حقوق و فوقالعاده هاي دريافتي از کسور بازنشستگي، پاداش پايان خدمت پرداخت ميشود. (ابوالحمد، پيشين: 286)

گفتار دوم: ازکارافتادگي کارکنان ارتش(جانبازي و معلوليت)
قانون جامع خدمات رساني به ايثارگران در ماده يکم29 به تعريف جانباز پرداختهاست. بدين ترتيب جانباز به کسي اطلاق مي شود که سلامتي خود را در راه تکوين، شکوفايي، دفاع و حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي و کيان جمهوري اسلامي ايران، استقلال و تماميت ارضي کشور، مقابله با تهديدات و تجاوزات دشمن و عوامل ضد انقلاب و اشرار از دست داده و به اختلالات و نقصهاي جسمي يا رواني دچار شود.
ماده 107 قانون ارتش که به روشهاي خاتمه کارکنان ارتش پرداخته به ازکارافتادگي اشاره ننموده اما در دو بند جداگانه به جانبازي و معلوليت اشاره نموده است. بدينگونه که ازکارافتادگي و کاهش تواناييهاي جسمي و فکري کارکنان ارتش با توجه به شرايط شغلي ويژه افراد نظامي که با فعاليتهاي خشن نظامي و امنيتي سروکار دارند تحت عنوان جانبازي و معلوليت شناخته شده است.
روش احراز جانبازي و معلوليت شبيه هم است و معيار جانباز بودن موارد مندرج در ماده 108 قانون ارتش بوده و در مابقي موارد معلول شناخته ميشود. با احراز جانبازي و معلوليت کلي کارکنان ارتش وضعيت خدمتي آنان از اشتغال به حالت اشتغال يا معلوليت تغيير يافته و خدمت آنان خاتمه مييابد. شايان ذکر است که جانبازي جهت ساير مستخدمين دولت و کارگران نيز در زمان جنگ تحميلي محتمل بوده ولي توجه به آن در قانون ارتش به دليل شرايط شغلي ويژه اين نوع مستخدمين ميباشد.
بنابراين در اين گفتار به تشريح از کارافتادگي کارکنان ارتش( جانبازي و معلوليت) خواهيم پرداخت.
بند اول: انواع از کارافتادگي
ازکارافتادگي کارکنان ارتش بر دو نوع است: ازکارافتادگي به سبب انجام وظيفه در حين انجام مأموريت که جانبازي ناميده ميشود و از کارافتادگي در شرايط عادي خدمت و خارج از مأموريت که ناشي از آسيب جسمي يا بيماري است و معلوليت ناميده ميشود.
1-جانبازي:
جانبازشدن، يکي از صورتهاي پايان خدمت ميباشد. بدينگونه که بر طبق ماده 107 و 108 قانون ارتش، کارکنان در صورتي که به سبب دلايل ذيل ناشي از انجام وظيفه و انجام مأموريتهاي محوله؛ يک يا چند عضو خود يا بخشي از آن را براي هميشه از دست دهند، يا بيش از يک سال به منظور درمان بستري گردند و يا به علت فقدان سلامتي، تمام يا بخشي از توان کاري خود را از دست بدهند و تا يک سال کارايي خود را به دست نياورند، جانباز شناخته ميشوند. تشخيص جانبازي کارکنان ارتش30، پس از تأييد صدمات وارده به فرد توسط شوراي پزشکي مربوطه، با هيأت موضوع ماده 120 قانون ارتش31 ميباشد. گفتني است که دلايل جانبازي کارکنان ارتش به سبب نوع فعاليت شغلي آنان است که داراي مخاطرات فراواني ميباشد.
دلايل که سبب جانبازي کارکنان ميگردد عبارتند از:
از کارافتادگي در؛ الف: ميدان نبرد به سبب مأموريت32. ب: هرگونه مأموريت رزمي يا جنگي و در طول رفت و برگشت به سبب مأموريت. ج: اسارت دشمن يا ضد انقلاب يا اشرار يا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق و دستمزد Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی توسعه مدل