منابع پایان نامه ارشد با موضوع قانون مدنی، فقه امامیه، شرایط شاهد، فقهای امامیه

دانلود پایان نامه ارشد

415

4-1-4-10-2- مناصب
در این قسمت در نظر داریم که تعدادی از مناصبی را که جامعه اسلامی به لحاظ ارتباطش با عام و توده ی مردم از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است مورد بررسی قرار داده و بگوییم که آیا چنین فردی صلاحیت احراز این مناصب را با توجه به شرایط تولدش می تواند داشته باشد یا خیر؟
قضاوت
به نظر می رسد با توجه به حتمی بودن نزاع در جامعه انسانی و ضرورت پرداختن به امر دادرسی برای رفع اختلافات و ایجاد زمینه های سلامت جامعه برای نیل به اهداف والای خلقت در میان، جمیع فرق اسلامی ثبوت قضا و ضرورت آن را در شریعت اسلام پذیرفته اند و فقهای بزرگوار با تعابیری تقریباً همانند ونزدیک به هم و با استفاده از کتاب و سنت و اجماع در کتب خود به آن تصریح و تاکید کرده اند ، چنانکه شهید ثانی در کتاب روضه خود گفته است : «قوام و کمال نظام انسانی بدان وابسته است ».416
در قرآن هم آیات بسیار زیادی داریم که مربوط به قضاوت است و نشان دهنده ی این است که چقدر مسئله ی قضا و قضاوت در اسلام مهم است . 417
ضمن آنکه احادیث و روایت بسیاری هم در باب ضرورت قضا و اهمیت و لزوم حکم به عدالت و منع تصدی قضا برای غیر اهل آن نقل گردیده که در کتب معتبر روایی موجود است . 418
از مجموع همه ی مطالب فقط می توان به این نتیجه مهم رسید که داوری و قضاوت در اسلام دارای اهمیت خاص بوده و لازمه ی اجرای احکام اسلامی و رفع خصومت و حل اختلافات مسلمانان چنین اصلی را می طلبد .
اکنون با توجه به اهمیت منصب قضاوت در اسلام به بیان شرایط و اوصاف قاضی از دیدگاه شرع مقدس اسلام می پردازیم .
با صرف نظر از اختلاف آرایی که در قبول و یا رد مجموع آن ها وجود دارد، این شرایط عبارتند از : بلوغ ، عقل، اسلام، ایمان، عدالت، علم و اجتهاد ، ذکوریت ، حریت ، طهارت مولد (حلال زادگی) و اعلمیت . 419
آنچه از شرایط قاضی مربوط به بحث ما می شود که شایسته است مورد بررسی و مداقه قرار گیرد ، شرط (طهارت مولد) می باشد .
فقهای شیعه جهت اثبات شرط طهارت مولد (حلال زادگی) در قاضی به روایاتی استناد کرده اند و از روایات برای اثبات این شرط در قاضی بهره گرفته اند .
ما به قسمتی از این روایات در بحث طهارت مولد امام جماعت اشاره کردیم و در آنجا به این نتیجه رسیدیم که ولدالزنا نمی توانند امام جماعت جامعه ی اسلامی باشد و امت مسلمان را عهده دار گردد و گفتیم که اساس طهارت مولد یکی از شروط لازم برای امامت جماعت می باشد و از طرف دیگر هم می دانیم که بنابر اعتقاد اسلامی، منصب قضاوت و حکم کردن در میان مردم از آن پیامبر می باشد و در مرحله ی دوم از آن وصی و جانشین بر حق او می باشد . 420
صاحب جواهر در کتاب خود می گوید : «ثبوت ولایت قاضی و مشروعیت حکم او مبتنی بر اذن امام است و این امری است که مورد اتفاق نظر تمامی فقهای شیعه می باشد و اجماع به دو قسمش بر آن گواهی می دهد» .421
با توجه به مطالب بالا به خوبی فهمیده می شود که منصب قضا و داوری در میان امت اسلامی چه جایگاه رفیعی دارد و چقدر در انتخاب آن باید دقت شود و باید همراه با نظر امام باشد چرا که اگر بدون اذن امام باشد جایز نمی باشد .
با این مطلب ، به نتیجه دیگری هم دست می یابیم که قضاوت از هر لحاظ که نگریسته شود چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ دینی و چه به لحاظ دنیوی و اخروی ، خیلی با اهمیت تر و حساس تر از مقام امام جماعت می باشد و لذا وقتی شارع مقدس برای منصب امام جماعتی ، شرط طهارت مولد را نافذ و لازم دانسته است معلوم می گردد که برای منصب قضاوت که وظیفه مهم تر و خطیرتر می باشد به طریق اولی طهارت مولد را شرط دانسته است .
علاوه بر استدلال بالا می توان به نظرات فقها هم رجوع کرد و از آن ها هم دریافت که طهارت مولد شرط لازم برای منصب قضاوت بر شخص قاضی می باشد .
محقق در کتاب المختصرالنافع خود یکی از صفات لازم را برای قاضی طهارت مولد ذکر کرده است . 422شهید ثانی در شرح لمعه ادعای اجماعی بودن شرط طهارت مولد را در قاضی نموده است . 423 شیخ انصاری در اوایل کتاب القضاء خود می گوید : در قاضی ، بلوغ ، عقل ، ایمان ، عدالت و طهارت مولود شرط می باشد 424
سید علی طباطبائی نیز در کتاب ریاض المسائل در اوایل کتاب القضاء به طهارت مولد اشاره می کند. 425
هدف ما از بیان همه این مطالب در باب قضاوت این بود که در پایان به پاسخ این سوال دست یابیم که آیا طفل متولد شده از طریق تلقیح مصنوعی می تواند عهده دار منصب حساس و سنگین قضاوت شود یا خیر؟
در پاسخ به این سوال باید بگوییم همان طور که قبلاً اشاره کرده ایم این اطفال از مصادیق ولدالزنا نمی باشند ، از طرف دیگر اگر بخواهیم این اطفال را ملحق به ولدشبهه نماییم ، در این حالت هم مشکلی از بابت عهده دار شدن منصب قضاوت برای این اطفال به وجود نخواهد آمد چرا که شرع ، فرزند ناشی از شبهه را در الحاق نسب در حکم فرزند ناشی از نکاح صحیح فرض کرده است ، فلذا این اطفال حلال زاده محسوب می شوند و می توانند همه ی مناصب را که احراز آن ها نیاز به طهارت مولد دارد را عهده دار گردند . 426
شهادت
در این قسمت می خواهیم به بررسی شهادت و شرایط شاهد و به ویژه این که آیا طهارت مولد از شرایط اساسی برای نفوذ شهادت شاهد محسوب گردیده است یا در فقه اسلامی طهارت مولد برای شهادت و پذیرش شهادت شاهد شرط نمی باشد ، بپردازیم و در نهایت هم ثابت کنیم کودکان متولد شده از طریق تلقیح مصنوعی می توانند شاهد قرار بگیرند و شهادت دهند .
آنچه در بیشتر اقوال فقهای امامیه آمده ، این است که یکی از شرایط شاهد ، طهارت مولد می باشد و وی باید حلال زاده باشد و اگر ولدالزنا باشد شهادتش پذیرفته نمی شود . 427
این قول خود را هم مستند به روایت می کنند . 428
از میان اقوال متعدد فقها ، فقط تعداد بسیار اندکی از جمله شیخ طوسی در المبسوط می باشد که شهادت ولدالزنا را به شرط داشتن عدالت پذیرفته است . 429
البته خود شیخ هم در کتاب دیگرش (الخلاف) گفته است که شهادت ولدالزنا مورد قبول واقع نمی شود و بر آن ادعای اجماع نموده است . 430
ماده 1313 ق.م. اصلاح شده در آبان 1370 نیز می گوید: 431 «در شاهد : بلوغ ، عقل ، عدالت ، ایمان ، طهارت مولد شرط است» ؛ قانون مدنی با این که شرط ایمان و عدالت را برای شاهد لازم دیده و فقدان همین دو شرط بسیاری از موارد شهادت را بلااثر می سازد ، طهارت مولد را هم برای شاهد لازم دانسته است .
ماده ی 155 قانون آئین دادرسی مدنی نیز می گوید : «مواردی که قاضی به شهادت شاهد به عنوان دلیل شرعی استناد می کند لازم است شاهد دارای شرایط زیر باشد :
1- بلوغ 2- عقل 3- ایمان 4- طهارت مولد 5- عدالت 6- عدم وجود انتفاع مشخصی برای شاهد یا دفع ضرر از وی و ….
پس با توجه به همه ی مطالب بیان شده در مورد شهادت ، به این نتیجه می رسیم که از دیدگاه مشهور فقهای امامیه و همچنین حقوقدانان و قوانین جاری کشور ، آنچه در مورد شهادت و شخص شاهد فهمیده و استنباط می شود ، آن است که شخص شاهد باید طهارت مولد داشته باشد و به عبارت دیگر حلال زاده باشد و ولدالزنا نباشد و اگر ولدالزنا باشد شهادت او پذیرفته نخواهد شد .
حال به بحث اطفال متولد شده از طریق رحم جایگزین بر می گردیم و می گوییم که چون هیچ دلیلی از قانون و شرع بر ولدالزنا بودن آنها برای ما به دست نیامد و از طرفی هر کس طاهر است ، مگر خلاف آن ثابت شود به این نتیجه می رسیم که این اطفال دارای طهارت مولد می باشند و حلال زاده محسوب می گردند و لذا شهادت آن ها نافذ و معتبر خواهد بود .

4-2- بخش دوم : آثار مالی
4-2-1- ارث
ارث در لغت به معنا بقاءست.
«ارث» یعنی باقی432 و «وارث» از اسم های باری تعالی است.
ابن منظور افریقی گفته: ارث صفتی از صفات خداست و به معنی باقی همیشگی است که همه خلایق را به

ارث می برد و بعد از فنای آنها باقی می ماند . 433
ابن اثیر گوید: از اسماء خدای تعالی وارث است که او خلایق را به ارث می برد و بعد از فنای آن ها باقی می ماند. 434
ارث شرعاً عبارت از انتقال حق غیر است بعد از مرگ به دیگری به نوع جانشینی435 و این به وسیله سبب یا نسب می باشد .
علامه ملا احمد نراقی در بحث ارث می فرماید : 436
اسباب ارث با استقراء و ضرورت از دلیل سبب و نسب دو چیز است ، مراد از نسب در عرف ، متصل بودن دو شخص از جهت ولادت شرعی است ، پس با قید «عرفاً» کسانی خارج می شوند که به یکدیگر اتصال دارند ولی اتصال آنان بسیار دور است ، مثل ولادت از آدم و پیامبر و…
با قید شرعی ، ولدالزنا ، خارج می شود [زیرا شارع مقدس، این ولادت را معتبر ندانسته است] و نیز با این قید پاره ای از مصادیق که [عرفاً از ولادت خارج شده و ولدت دانسته نشده اند] شارع آن را به انسان ملحق کرده است ولو آن که تولدش معلوم نیست ، داخل می شود» .
شهید ثانی و محقق اردبیلی در شرح کلمه «نسب» می نویسند :
نسب اتصال بین دو شخص است به سبب ولادت و سبب اتصال خاص بین دو شخص است . 437
مرحوم فاضل آبی هم در شرح کلمه می نویسد : 438 سبب دو قسم است زوجیت و ولاء .
در نتیجه اسباب و چیزهایی که باعث می شوند ، انسانی از انسان دیگر ارث ببرد ، دو گونه است :
1- رابطه نسبی : که بین مورث و وارث نسبت قرابتی باشد .
2- رابطه سببی : که شارع مقدس آن را معین کرده و آن ها را به دو سبب منحصر کرده است «زوجیت و ولاء» .
علامه اردبیلی سپس می فرمایند : 439
این حصر ، حصر شرعی است ، در نتیجه فرزند رضاعی و خواهر و برادر رضاعی ، پدر و مادر رضاعی از یکدیگر ارث نمی برند . علاوه بر این، گاهی نسب ثابت و ولادت حاصل می شود ولی کفر یا زنا که از موانع ارث شمرده شده مانع آن می شود . 440
علامه حلی می فرماید ، ولدالزنا از پدر و مادر ارث نمی برد و آنها هم از این فرزند ارث نمی برند . 441
علامه اردبیلی در شرح آن می نویسد : 442 در شرع مقدس ثابت شده که با زنا، نسب ثابت نمی شود ، به جهت قول پیامبر که فرمودند : فرزند مال فراش است و برای زناکار بهره ای نیست ، پس این بچه ، پدر و مادر شرعی ندارد اگر زنا از ناحیه ی هر دو باشد .
همه کتب فقهی و قانون مدنی (ماده 861) نسب را به طور مطلق شرط وراثت دانسته اند و ولدالزنا را از این مورد استثناء نموده اند . 443

4-2-1-1- توارث بین صاحب اسپرم و کودک
کودک حاصل از اسپرم از جهت بیولوژی و خونی با صاحب اسپرم علقه طبیعی دارد و در عرف نیز فرزند صاحب اسپرم محسوب می گردد .
در حقوق اسلام نیز صاحب اسپرم پدر کودک است و در قانون مدنی ایران ماده 861 به اقتباس از حقوق اسلام و فقه امامیه ، موجبات ارث نسب و سبب است و به موجب ماده 862 اولین طبقه ای که بین آنان توارث برقرار است پدر و مادر و اولاد است .
در عرف، حقوق و شرع ، فرزند به کسانی گفته می شود که از اسپرم مرد و تخمک زنی به وجود آمده باشند که صاحبان اسپرم و تخمک ، پدر و مادر محسوب می شوند و از جمله موانع توارث بین چنین افرادی به موجب ماده 884 قانونی مدنی ، ولادت ناشی از زناست و حکم ماده مزبور چنین است :
ولدالزنا ، از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی برد لیکن اگر حرمت رابطه ، که طفل ثمره آن است نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگری به واسطه اکراه یا شبهه ، باشد ، طفل فقط از این طرف و اقوام او ارث می برد .
بنابراین منحصراً فرزندان ناشی از زنا از جهت توارث رابطه ای با زانی یا زانیه ندارند و عمل زنا مانعیت دارد نه عدم وجود رابطه علقه زوجیت بین زن و مردی که طفل ، حاصل از مقاربت بین آنان است .
قانون ایران به تبع از فقه امامیه ، فرزند ناشی از مقاربت با شبهه یا اکراه را از موانع ارث قرار نداده است . بنابراین به طریق اولی در مورد کودک ناشی از رحم اجاره ای که مقاربتی با مادر اجاره ای رشد کرده و متولد شده است ، توارث برقرار است و آنان از یکدیگر ارث می برند . 444
در حقوق اسلام نیز این ممنوعیت وجود ندارد و با توجه به این که فرزند مزبور ناشی از لقاح بوده با نسب معتبر بوده و ولدالزنا شناخته نشده است .
در موضوع مورد بحث ، اگر جنین ترکیب شده از اسپرم و تخمک زن و شوهری

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع تلقیح مصنوعی، امام خمینی (ره)، امام خمینی، فقهای امامیه Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قانون مدنی، حرمت نکاح، نیازمندی ها، تلقیح مصنوعی