منابع پایان نامه ارشد با موضوع فرهنگ سیاسی، توسعه سیاسی، انقلاب اسلامی، انقلاب اسلامی ایران

دانلود پایان نامه ارشد

اساسی در یک جامعه که با رشد دموکراسی مترادف است» (خلیلی، 1389: 43).
در یک بررسی و رویکرد جامع، زمینه‌ها و شاخص‌های توسعه سیاسی شامل دوازده اصل ثابت هستند: فردگرایی مثبت باید تشویق گردد؛ تفکر از زمینه‌های استقرایی قوی برخوردار باشد؛ تفکر، متاع عمومی و تخصص، متاع خاص باشد؛ آموزش مهمترین رکن برنامه‌ریزی جامعه باشد؛ عموم مردم، منطق و شیوه‌های کار جمعی را بیاموزند؛ هویت عمومی جامعه فوق‌العاده قوی و مستحکم باشد؛ علاقه به جامعه و به دنبال آن قانون‌پذیری در میان مردم بنیادی باشد؛ منافع هیأت حاکمه با مصالح و منافع عمومی مردم همسو باشد؛ دولت تنها منبع فرهنگ اجتماعی نباشد و نهادهای غیردولتی در نظام اجتماعی مؤثر و فعال باشند؛ آرامش اقتصادی وجود داشته باشد؛ تصمیم‌گیری مبتنی بر اصلاح‌نگری و اصلاح‌پذیری باشد؛ انتخاب افراد بر پایه رقابت، توانایی و لیاقت صورت گیرد (سریع‌القلم، 1382: 104).
در یک جمع‌بندی، بنظر می‌رسد می‌توان شاخص‌های عمده توسعه سیاسی را در سه محور اصلی خلاصه نمود:
ـ مشارکت مردم در تصمیم‌گیر‌ها و ایفای نقش در محیط سیاسی ـ اجتماعی با ایجاد دموکراسی و نهادهای دموکراتیک؛
ـ شیوه‌ها و محتوای تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها بر مبنای تمسک به عقلانیت و برخورد گزینشی و عقلانی با پدیده‌های سنتی و مدرن در مسیر رشد و تعالی جامعه؛
ـ تعامل ارزش‌ها و فرهنگ سیاسی بومی با غیربومی در چارچوب نیازها و شرایط و مصالح ملی (معینی‌پور، 1391: 157ـ158).
با قید این نکته که اساساً نظریه توسعه سیاسی غربی، نظریه‌ای جهانشمول و تعمیم‌پذیر برای همه نقاط جهان نیست و از طرفی نفی وجود یک تکنولوژی سیاسی و جهانشمول به معنای تأییدی بر فقدان کامل فنون سیاسی مشترک نیست؛ لذا باید پذیرفت که توسعه سیاسی مزبور (از جنبه تحلیلی)، امری است که بی‌وقفه در حال تکوین و ابداع است و پدیده‌ای زمان‌مند و تاریخ‌مند است و بر گوناگونی‌های متعدد، استوار است (خلیلی، 1389: 31ـ32).

فصل 4 – فرهنگ سیاسی انقلاب اسلامی ایران [شرایط و زمینه های تاریخی- اجتماعی)

بی‌تردید، انقلاب اسلامی ایران یکی از تحولات بسیار مهم تاریخ سیاسی و اجتماعی ملت ایران است که تأثیرات وسیع و متنوعی در جهان اسلام داشته است. در این راستا، فرهنگ سیاسی و معرفتی مردم ایران در جریان انقلاب اسلامی که جهشی اساسی در فرآیند توسعه سیاسی ایران محسوب می‌گردد، بیانگر یکی از وجوه بارز قرابت غایت اندیشه سیاسی امام خمینی با معرفت اجتماعی مردم ایران است که خود را در مراحل مختلف انقلاب و تشکیل نظام جمهوری اسلامی و پایداری و بقای آن به رغم مشکلات و تنگناهای فراوان، نشان می‌دهد. لذا شناخت نسبی این فرهنگ سیاسی و معرفت اجتماعی، و اساساً رهیافت معرفتی و اندیشه شناختی انقلاب اسلامی ایران، در فهم آنچه به عنوان نقش عناصر «زمان» و «مکان» در اجتهاد عقلانی بیان شد و همچنین شناخت زمینه ها و شرایط تاریخی- اجتماعی معرفت شناسی توسعه سیاسی از نظر امام خمینی ، ضروری است.

1-4- مفهوم فرهنگ سیاسی و نقش آن در توسعه سیاسی
یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های تأثیرگزار بر روند نوسازی، فرهنگ سیاسی است (مصلی‌نژاد، 1389: 1). به تعبیر لوسین پای در مجموعه «فرهنگ سیاسی و توسعه سیاسی»:
«فرهنگ سیاسی، سلسله‌ای از عقاید، سمبل‌ها و ارزش‌ها است که وضعیتی را که «عمل سیاسی» در قالب آن رخ می‌دهد، تعریف می‌کند» (Pye,1968:8).
بنابراین، رهیافت فرهنگ سیاسی، یکی از متغیرهای اساسی در ارزیابی توسعه سیاسی به حساب می‌آید، زیرا:
«ویژگی‌های فرهنگی، و توسعه فرهنگی شرط لازم و اولیه توسعه سیاسی است و سطح توسعه‌یافتگی سیاسی جامعه همواره از طریق روحیات و خصوصیات فرهنگی غالب آن سنجیده می‌شود» (فتحی، شهریور 1378: 4).
بنابراین، چنانچه بپذیریم که: «فرهنگ سیاسی به عنوان بخشی از فرهنگ اجتماعی، مجموعه‌ای از نگرش‌ها و جهت‌گیری یک ملت نسبت به نظام سیاسی، نخبگان سیاسی و قدرت سیاسی است که در تطور تاریخی و در ارتباط با رویدادهای مختلف که در درون جامعه رخ می‌دهد و شکل می‌گیرد، نوع و میزان رابطه مردم با سیاست و قدرت فائقه را تعیین می‌کند» (ازغندی، 1389: 72).
در تعریفی فشرده و مانا می‌توان گفت:
«فرهنگ سیاسی عبارت است از تلقی مردم و جهت‌گیری آنها نسبت به نظام سیاسی و کارکردهای آن، که در این زمینه انگاره‌ها و ایستارها نسبت به اقتدار، مسئولیت‌های حکومتی و الگوهای مربوط به جامعه‌پذیری سیاسی مورد توجه قرار می‌گیرند» (Robertson,1993:382).
بر همین اساس، «مفهوم پیوستگی نظام ـ جمعیت که نهادهای سیاسی را با تمایلات توده در ارزش‌های سطح فردی پیوند می‌دهد، برای کل ادبیات فرهنگ سیاسی ضروری است، از این دیدگاه، سرنوشت نظام سیاسی، عمدتاً بوسیله نگرش‌های سیاسی و نگرش‌های ارزشی مردم تعیین می‌شود» (اینگلهارت و ولزل، 1389: 323). «از لحاظ هستی‌شناسی نیز، فرهنگ‌گرایی [مردم] دارای یک کل باوری روش شناختی است که هنجارها را بصورت بین‌الاذهانی و میان فردی در نظر می‌گیرد. بر این اساس اعضای یک گروه یا اجتماع دارای جهت‌گیری‌ها و ایده‌های مشترکی هستند که می‌توان آنها را در کلیه نهادهای جامعه به صورت‌های سیاسی، مذهبی، اجتماعی و اقتصادی و اصولاً در کل جامعه مشاهده کرد» (قوام، 1391: 108). بدينترتيب ” تفاوت ميان رفتار و مواضع و جهان بيني سياسي افراد ، ساخته‌ي شرايط عيني يا ساختارهاي موجود نيست، بلكه براساس نوع مشخص ترتيب فرهنگي آنها و نيز آداب و رسومي كه آنها در آن پرورش يافته‌اند، استوار است”( رحيق اغصان، 1384 : 278).

2-4- واکاوی فرهنگ سیاسی انقلاب اسلامی ایران
تعارضات اجتماعی و سیاسی، که بنیان انقلاب اسلامی ایران را تشکیل می‌دهد سابقه‌ای طولانی داشته و به تعارض دینی ـ دنیوی اولیه‌ای بازمی‌گردد که از یک قرن قبل در جریان نهضت مشروطه (1322ـ1329ق) و مقابله با استبداد سلطنتی و درخواست اعمال حاکمیت مردم، و همچنین نهضت ملی شدن نفت (1331ـ1332) با هدف محدود کردن قدرت شاه و پایان دادن به سلطه خارجی، و قیام 15 خرداد 1342 در اعتراض به وابستگی شدید رژیم شاه به غرب و روند سکولاریزه شدن اداره کشور بازتاب یافته بود (بیمن، دایرۀ‌المعارف جهان نوین اسلام، 1388: 574ـ576).
در حقیقت، «شکل‌گیری دولت مطلقه و نظام سلطنتی مدرن در دوره رضا شاه و تداوم آن در دوره محمدرضا پهلوی، چند فرهنگی را بوجود آورد و به تدریج این شکاف‌ها بدون اینکه راه حل مشخصی پیدا کند در درون نظام نهادینه گشت. ترجمان این شکاف‌های متراکم، ظهور شکاف دولت ـ جامعه بود که در دوره پهلوی، ماندگاری نظام را با مشکل روبرو کرد و در وضعیتی بحرانی با پدیده انقلاب روبرو شد. زیرا، بعد از حادثه بزرگ ورود مدرنیته به ایران، در دوره پهلوی، دولت مطلقه مدرن با تکیه بر سه پایه «سکولاریسم»، «مرکزگرایی» و «وابستگی به خارج» شکل گرفت. هر یک از این سه پایه مذکور، شکافی فرهنگی را در پی داشت. براساس سکولاریزم، شکاف دین و دولت بوجود آمد. مرکزگرایی شکاف بین مرکز و پیرامون را بوجود آورد. و وابستگی به خارج نیز شکاف داخل و خارج را به همراه داشت. درباره هر یک از این شکاف‌ها، در یک طرف دولت و در طرف دیگر مجموعه نیروهای اجتماعی ـ سیاسی قرار می‌گرفت و در نتیجه سه شکاف مزبور به شکاف دولت و جامعه تبدیل شد. این شکاف‌ها در دوره پهلوی دوم و مشخصاً در دهه 40 و 50 با اقدامات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دولت تعمیق یافت» (شفیعی، 1389: 274ـ275).
بدین ترتیب، حکومت محمدرضا پهلوی هرگز بطور گسترده مشروع تلقی نشد و همواره متزلزل و بی‌ثبات بود. فساد سیاسی نیز که از ویژگی‌های عمده سلسله پهلوی بود. از دیگر شاخص‌های عمده توسعه نیافتگی سیاسی بود. این عوامل موجب شد که “انقلاب اسلامی ایران، انقلاب تمام ملت در مقابل دولت باشد (کاتوزیان، 1371: 12ـ13). به همین سبب نیز علاوه بر پژوهشگرانی چون آبراهامیان و کاتوزیان که تحلیل خود را از انقلاب ایران، عمدتاً بر محور توسعه نیافتگی سیاسی جامعه مدرن ایران و دولت مطلقه پهلوی استوار ساخته‌اند (آبراهامیان، 1378: 487ـ489)، اساساً توسعه‌نیافتگی سیاسی به عنوان یکی از ویژگی‌های ثابت رژیم پهلوی تا آستانه انقلاب اسلامی 1357 توسط عمده کارشناسان ایرانی و غیرایرانی مورد تأیید و تأکید قرار گرفته است (کمالی، 1381: 255ـ256).
بدین ترتیب و در شرایطی که قدرت مذهبی در لایه‌های اجتماعی ایران رو به افزایش بود، کاهش نقش دولت سنتی استبدادی و ظهور دولت مدرن مطلقه، زمینه را برای افزایش تضادهای دین و دولت در ایران فراهم آورد (مصلی‌نژاد، 1389: 252). زیرا، باید توجه داشت که اساساً قدرت مطلقه [مانند رژیم شاه] نه تنها مبتنی بر روابط شخصی است، بلکه موجب نهادزدایی از سیاست و گسترش روابط شخصی و غیررسمی شدن فرآیندهای سیاسی نیز می‌گردد» (بشیریه، 1380: 104).
بنابراین، ذات و درون مایه انقلاب، سمت و سوی دگرگونی در الگوهای مسلط یافت که در رهیافت عمومی مردم به سوی حاکمیت دین در عرصه عمومی سیاست و اجتماع، به مثابه تضمین‌کننده شؤون و ارزش‌های والای انسان آزاد و مختار، تجلی یافت. مفهومی که در لابه‌لای آثار متفکران دوران انقلاب اسلامی به وضوح به چشم می‌خورد. شریعتی، بازرگان، مطهری و صدر هر کدام به گونه‌ای در لابه‌لای آثارشان به مبحث «آزادی و کرامت انسانی» پرداخته‌اند. شریعتی در «چهار زندان انسان»، گرفتاری او را در بند جبرهای تاریخ، جامعه، طبیعت و خویشتن مطرح کرد و کمال آزادی او را در آزادی از این زندان‌ها دانست. مطهری در چندین اثرش از جمله «انسان و سرنوشت»، انسان را موجودی سرنوشت‌ساز تعریف کرد و بازرگان سخنرانی‌هایی را تحت عنوان «اختیار» ایراد نمود. سیدمحمدباقر صدر نیز در اثری که به فارسی تحت عنوان «انسان مسئول و تاریخ ساز از دیدگاه قرآن» ترجمه شده است به آیه «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (رعد : 11) اشاره کرده و می‌گوید: «قرآن روی اراده و اختیار انسان تأکید دارد و دیگر قوانین تاریخ و هستی تأثیری در اختیار و آزادی او ندارند» (نوری، 1385: ج 2)
بدین ترتیب، زمینه‌های تحول اجتماعی عظیم و گسترده انقلاب اسلامی ایران بر محمل‌های فرهنگی و مفاهیم توسعه انسانی، و همسو با مبانی معرفتی امام خمینی که در بعد بدان اشاره مي‌شود، شکل گرفت. انقلابی که متضمن مفهوم انقلاب درونی در افراد جامعه، ظلم‌ستیزی و مقابله با حکومت مطلقه و وابسته، و ارائه طرحی روشن برای مشروعیت بخشیدن مردمی به نظامی نوین و مبتنی بر رویکرد پیوند دین و دنیا و سیاست بود. اگر به تعبیری گفته شود:
«هر انقلاب دینی به مدلولات نیاز دارد که بدون آن تحقق‌اش مقدور نیست. اول فرض، امکان انقلاب است که بر پایه یک رشته فرض‌های معرفت‌شناختی و جامعه‌شناختی استوار است. انقلاب دینی در گرو دین انقلابی است و کسی که دست به انقلاب دینی می‌برد، باید باور داشته باشد که «دین» متضمن یک تئوری انقلابی است. دومین مسأله طرح مفهوم «مشروعیت» است. تئوری‌پردازان انقلاب دینی برای مفهوم، باید نظریه و طرح روشنی داشته باشد. و سوم آنکه از مدلولات تئوریک انقلاب دینی، مسأله دنیاگرایی دین است. انقلاب دینی معطوف به دنیا. یک تئوری مأخوذ از دین که معطوف به دنیا باشد لازم دارد تا از این راه، تاریخ دین و رسالت دینی را به نوعی بازخوانی کند» (سروش، «مدلولات معرفت‌شناسی و کلامی انقلاب اسلامی»، 1385: ج 2).
امام خمینی، نيز در زمینه همین نوع مفهوم‌یابی انقلاب دینی می‌گوید:
«این نهضت چون یک نهضت الهی بود… مسأله اصلی این نبود که رژیم سلطنتی برود … مقصود اصلی این بود که توحید را در عالم منتشر کنند، این حق را در عالم منتشر کنند …. مقصد این بود که دین اسلام را منتشر کنند، و حکومت، حکومت قرآن باشد، حکومت اسلام باشد» (امام خمینی، صحیفه امام، ج 8، ص 40ـ41).
لذا بنو عزیزی نیز از زاویه طرح جایگزین رژیم پهلوی در این انقلاب دینی، در مقاله «رویکردهای اجتماعی ـ روانی توسعه سیاسی» می‌گوید:
«با برداشت ابتکاری آیۀ‌الله خمینی از ولایت فقیه که حکومت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع توسعه سیاسی، جامعه مدرن، منابع انسانی، قدرت سیاسی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع انقلاب اسلامی، انقلاب اسلامی ایران، انقلاب ایران، نظام سیاسی