منابع پایان نامه ارشد با موضوع فرآیند کسبوکار، مدل پیشنهادی، مدل‌سازی

دانلود پایان نامه ارشد

معماری سرویسگرا در آن‌ها ایفا کننده نقش اصلی است. قسمتهای سبز رنگی که در کنار هر فاز نشان داده شده است بیانگر مباحث امنیتی آن فاز است. این چرخه حیات با کمک اهداف و معماری کسبوکار شروع به کار میکند؛ اولین فاز چرخه فوق فاز تعریف میباشد و سپس فازهای طراحی، مدل‌سازی و تجزیهوتحلیل را پیشرو داشته، در انتهای این فاز فرآیندهای مربوط به کسبوکار اگر درست تعریف شده باشند به فاز پیادهسازی و اجرا، سپس مدیریت و کنترل و ارزیابی و بهبود میروند ولی اگر نتایج تجزیهوتحلیل نشان دهنده مشکلاتی باشد ابتدا آن نقایص را رفع میکنیم و سپس به مرحله اجرا فرستاده میشود.
در فاز تعریف، مدیریت فرآیند کسبوکار ایفا کننده نقش اصلی است. در این فاز نیازمندیهای کسبوکار و نیازهای امنیتی عمومی جمعآوری و سپس فرآیندهای مربوط به کسبوکار تعریف میشوند، لذا ابتدا هسته اصلی کسبوکار و فرآیندهای مربوطه شکل میگیرند.
در فاز طراحی فرآیندهای کسبوکار توسط طراحان فرآیند که دانش گستردهای در رابطه با فرآیندهای مربوط به کسبوکار دارند، طراحی میشود. در این فاز تمامی نیازمندیهای مربوط به کسبوکار و ویژگیهای کیفی و امنیتی فرآیندها استخراج میشود. در این فاز شاخصهای سنجش و ارزیابی متناسب با فاکتورهای فرآیندهای کسبوکار تعریف و استخراج میشوند. یکی از فعالیتهای مهمی که در این فاز صورت میگیرد، استخراج ویژگیها و نیازمندیهای امنیتی لازم برای فرآیندها و زیر فرآیندهاست. به عبارتی برای دستیابی به یک مدل امن باید تمامی نیازهای امنیتی لازم را در این فاز تشخیص و ویژگیهای مرتبط با هر کدام را تعریف نماییم.
در فاز مدلسازی فرآیندهای طراحی شده را با در نظر گرفتن تمامی ویژگیها مدل میکنیم. نیازمندیها و ویژگیهای امنیتی که در فاز قبلی تعریف شده بودند در این فاز مدلسازی میشوند. به عبارتی این مدل امنیتی بیانگر ویژگیهای امنیتی است که سرویس کسبوکار مربوطه باید داشته باشد. در این فاز معماری سرویسگرا نیز به مدلسازی سرویسهایی که از فرآیندهای کسبوکار به دست آمده است میپردازد. باید به این نکته دقت نمود که مدل سرویسها دارای بستری مستقل از فرآیندهای کسبوکار میباشد بنابراین از رویکرد معماری محرک مدل57 استفاده مینماییم.
در فاز تجزیهوتحلیل به شبیهسازی و تجزیهوتحلیل فرآیندهای مدل شده میپردازیم، به عبارتی با شبیهسازی فرآیندها میزان بازدهی واقعی فرآیندهای کسبوکار را در یک محیط مجازی اندازهگیری میکنیم و استفاده از نتایج به دست آمده به تجزیهوتحلیل فرآیندهای مدل شده میپردازیم، این نتایج مشکلات موجود در فرآیند کسبوکار را پیدا میکند. اگر فرآیندهای مدل شده نیازی به بازبینی مجدد و تغییرات نداشته باشند به فاز پیادهسازی و اجرا وارد میشوند در غیر اینصورت دوباره مورد بررسی قرار میگیرند و تغییرات لازم بر روی آن‌ها اعمال میشود.
در فاز پیادهسازی و اجرا نقش مدیریت فرآیند کسبوکار کم رنگ‌تر میشود چرا که در فازهای قبلی فرآیندهای کسبوکار تعریف و طراحی و مدلسازی شده و حال به شکل سرویسهایی تعریف شدهاند، لذا در این فاز نقش معماری سرویسگرا پررنگتر میشود چرا که پیادهسازی و استقرار فرآیندهای کسبوکار با استفاده از معماری سرویسگرا صورت میگیرد. معماری سرویسگرا هدایت طراحی مؤلفه‌های سرویس را بر اساس مدل سرویسها و توسعه سرویسهای کسبوکار انجام میدهد. در ادامه استقرار و پیادهسازی این سرویسهای کسبوکار اتفاق میافتد. در این فاز آنچه که مهم است این است که پیادهسازی بر اساس سیاست‌ها و نیازمندیهای مفهومی صورت میگیرد.
در فاز مدیریت و کنترل، کنترل کسبوکار، کنترل فرآیندها و مدیریت بلادرنگ فرآیندهای کسبوکار را پوشش میدهد. در اینجا مدیریت فرآیند کسبوکار در تهیه فرآیند کسبوکار یا تهیه مخازن قوانین برای دسترسی و ذخیرهسازی توسط سرویسهای کسبوکار نقش موثری دارد. بنابراین در این فاز مدیریت فرآیند کسبوکار و معماری سرویسگرا سهم عمدهای در همنواسازی فرآیندهای کسبوکار به عهده دارند.
فاز ارزیابی و بهبود، بر ارزیابی و بهینهسازی فرآیندهای کسبوکار و سرویسهای کسبوکار دلالت دارد لذا معماری سرویسگرا و مدیریت فرآیند کسبوکار به صورت ترکیب عطفی با یکدیگر در ارتباط بوده و هر دو نقش موثری را در این فاز ایفا میکنند. در این مرحله پیادهسازیهای سرویسهای مرتبط به فرآیندهای کسبوکار مورد پایش و ارزیابی قرار میگیرند و سپس نتایج به دست آمده از سرویسهای کسبوکار به اجرای فرآیندها بازگردانده میشود. با استفاده از این نتایج عمل بهبود و بهینهسازی فرآیندها و سرویسهای کسبوکار به صورت یک حلقه بسته مورد هدایت قرار میگیرد.
در ادامه به توضیح بیشتر موارد مطرح در این مدل میپردازیم. یک سرویس معماری سرویسگرا بیانگر یک مؤلفه نرمافزاری است که برای استفادۀ میان عملیاتی مناسب است. در حالی که یک سرویس کسبوکار بیانگر یک فعالیت کسبوکار است که ممکن است به عنوان یک مؤلفۀ فنی پیادهسازی و اجرا شود؛ و یا ممکن است چندین سرویس فنی با یکدیگر ترکیب شوند، تا یک سرویس کسبوکار را ایجاد کنند.
طراحی زیر مؤلفه‌های کوچک‌تر و ترکیب این زیر مؤلفه‌ها، میتواند نیازهای عملیاتی مختلفی را پوشش دهد. در این روش ما طراحی نهایی یعنی قابلیت و توانایی کسبوکار را با طراحی فنی برنامههای کاربردی کسبوکار پیوند میدهیم.
مدیریت فرآیند کسبوکار در رابطه با اجرای وظایف شناخته شده و به خوبی تعریف شده به شکلی سازمانیافته است. در حالی که معماری سرویسگرا در رابطه با ارائه برنامههای کاربردی و عملکردی سیستم به عنوان سرویسهای کسبوکار است. وظایف در مدیریت فرآیند کسبوکار مشابه سرویسهای ارائهشده در معماری سرویسگرا هستند. در صورتی که این وظایف در یک رویکرد بالا به پایین اجرا (پیاده سازی) شده باشند، سرویسهایی برای پشتیبانی یک فرآیند کسبوکار توسعه داده میشوند، و سپس برای استفادۀ مجدد در فرآیندهای دیگر در دسترس قرار میگیرند. اما، چنانچه این وظایف با رویکرد پایین به بالا اجرا شده باشند، معماری سرویسگرا بخشی از دارایی محسوب میشود که میتواند برای تسریع پیادهسازیهای مدیریت فرآیند کسبوکار در آینده مورد استفاده قرار بگیرد. آنچه که در اینجا بیشتر مد نظر ما میباشد رویکرد بالا به پایین است.
این مدل دارای ویژگی قابلیت انعطافپذیری است، قابلیت انعطاف پذیری از این واقعیت ناشی میشود که فرآیندهای کسبوکاری که جریان دارند، و سرویسهایی که مورد استفاده قرار میگیرند، به صورت جداگانه پیادهسازی و اجرا میشوند؛ لذا این امکان را فراهم میکند که برای هر هدف، بهترین ابزار مورد استفاده قرار گیرد. در نتیجه، با این پشتیبانی اصولی معماری سرویسگرا، سازمانها میتوانند سریعتر به منافع و مزایای مدیریت فرآیند کسبوکار دست پیدا کنند. بنابراین در مدل پیشنهادی مدیریت فرآیند کسبوکار یک مکمل طبیعی برای معماری سرویسگرا میباشد و همچنین به عنوان یک مکانیزمی عمل میکند که یک سازمان به واسطۀ آن میتواند معماری سرویسگرا را برای چالشهای مهم کسبوکار مورد استفاده قرار دهد. در این مدل باید به مسائلی همچون معماری کسبوکار (به ویژه اهداف استراتژیکی)، مدل‌سازی، نظارت، تعریف مسئولیت و قوانین در سازمان و تکنولوژیها دقت بیشتری نمود تا بتوانیم چالشهای احتمالی را مدیریت نماییم.
با آنکه معماری سرویسگرا و مدیریت فرآیند کسبوکار مکمل یکدیگرند، ولی با هم رابطه غیرمستقیم دارند. مدیریت فرآیند کسبوکار یک مجموعۀ سطح بالا از اصول مدیریتی است درحالی‌که معماری سرویسگرا یک مجموعۀ سطح پایین از اصول فنی است. چنانچه این دو رویکرد بخواهند در یک ردیف قرار بگیرند، باید به مسائل و نگرانیهایی از جمله معماری کسب و کار (به ویژه اهداف استراتژیکی)، مدلسازی و تکنولوژیها، بیشتر دقت نمود. در ادامه به توضیح هر کدام از این موارد در مدل پیشنهادی میپردازیم.
معماری کسبوکار و سازمان: قسمت اعظم معماری سازمان، ایجاد یک معماری کسبوکار است. در مدل پیشنهادی مطابق با محدوده معماری کسبوکار، عملیات و فرآیندها نیاز دارند که مأموریتهای تعریف شده سازمان را اجرا کنند. همه سازمانها همچنین بایستی یک استراتژی داشته باشند (یک برنامه برای اینکه چگونه به اهداف مشخص دست پیدا کنند) استراتژی به واسطۀ این فرآیندها، نه از طریق توابع اجرا میشود. هر تابع یک خروجی را سبب میشود؛ اما فرآیندها، خروجیهای کاری توابع را، به سمت اهداف مشخصی هدایت میکنند. در معماری سرویسگرا، این فرآیندها یک نقطۀ شروع برای طراحی قابلیت استفادۀ مجدد سرویسها به شمار میآیند.
مدلسازی: در مدل پیشنهادی مالکان فرآیند، معماران فرآیند کسبوکار، مشاوران فرآیند کسبوکار، و تحلیلگران فرآیند کسبوکار با یکدیگر، بر روی یک مدل مفهومی فرآیند، و همچنین بر روی طراحی منطقی سطح بالایی کار میکنند. در حالت ایدهآل، آنها از یک مدل “آنچه که در حال حاضر هست” به سمت “آنچه که باید باشد” در یک چرخۀ تعاملی پیشرفته پیش میروند (زیرا یک مدل فقط یک تصویر لحظهای از این است که یک کار چگونه باید انجام شود). در رویکرد مدیریت فرآیند کسبوکار، یک فرآیند همیشه در حال تغییر است چرا که وضعیت آتی، غیر قابل پیشبینی است؛ لذا این حالتها زودگذر خواهند بود. از اینرو معماران فرآیند، مشاوران و تحلیلگران باید این طراحیها را با مالکان فرآیند انجام دهند به همین دلیل کار کردن با ابزارهای مدلسازی و شبیه سازی برایشان راحت‌تر خواهد بود.
تکنولوژیها: مدل پیشنهادی با ابزارهای جدیدی از جمله بستههای مدیریت فرآیند کسبوکار، موتورهای قوانین کسبوکار و ابزارهای تجزیهوتحلیل فرآیند کسبوکار که به منظور پشتیبانی هر چه بیشتر کاربران در سرتاسر چرخهحیات پیشرفت فرآیند طراحی شدهاند، همگرا خواهد بود.

3-3-2 شرح کامل فازهای چرخهحیات مدل پیشنهادی
مدل پیشنهادی از فازهای تعریف، طراحی، مدلسازی، تجزیهوتحلیل، پیادهسازی و اجرا، مدیریت و کنترل و ارزیابی و بهبود تشکیل شدهاست. در بخش قبلی اشاره مختصری به این فازها کردیم؛ اما در این بخش به توضیح کامل هرکدام از این فازها میپردازیم.
فاز تعریف در مدیریت فرآیند کسبوکار سرویسگرای امن: در این فاز نقش مدیریت فرآیند کسبوکار پررنگتر از نقش معماری سرویسگراست. در این مرحله طراح فرآیندهای کسبوکار اطلاعات مورد نیاز را از طریق کارشناسان خبره کسبوکار جمعآوری مینماید. در این فاز باید فرآیندهای کسبوکار را بر اساس نیازمندیها، استراتژی و اهداف کسبوکار تعریف نموده و سازمان، فرآیندهای کسبوکار و محیط فنی و تکنیکی آن بررسی ‌شوند تا بر مبنای این بررسیها فرآیندها شناسایی، بازبینی و اعتبارسنجی شوند. پس از شناسایی فرآیندها باید فرآیندهای موجود را درک و اندازهگیری نمود. در این قسمت مرزهای بین فرآیندها را تعریف میکنیم، در مرزبندی هر فرآیند باید ترتیب و اولویت فرآیندها را نسبت به هم دقیقاً مشخص نمود و اطلاعات مربوط به فرآیندها و ویژگیهای آن‌ها را جمعآوری میکنیم. هر فعالیت از فرآیند را افراد خاصی در سازمان انجام میدهند که به آن ایفا کنندگان گفته می‎شود. در اینجا، ایفا کنندگان فعالیت‎های تعریف شده در فرآیند تعیین می‎گردند. ایفا کنندگان می‎توانند به طور مستقیم یا با پیروی از منطق خاصی انتخاب شوند. رابطه میان استراتژی و فرآیندها و سیستمهای اطلاعاتی کسبوکار را در شکل 3-3 به تصویر کشیدهایم.

شکل3-3 رابطه میان استراتژی، فرآیند، سیستم
در این فاز اهداف فرآیندها تدوین میگردد، این اهداف باید هم‌راستا با اهداف، سیاستها، رویهها و چشماندازهای کسبوکار باشد به عبارتی این اهداف بیانگر مقاصد کسبوکار و یا دستیابی به آن‌ها میباشد.
نتیجه این تحلیلها و مستندات شامل تعریف فرآیندها و زیر فرآیندها، اطلاعات یکپارچگی فرآیندها، توالیها و وظایف اصلی هر فرآیند و زیر فرآیند است که به عنوان یکی از بخشهای اصلی خروجی این فاز مطرح میشوند. خروجی این فاز حاوی اطلاعاتی است که در این بخش تحلیل و جمعآوری میشود بخشی از این اطلاعات شامل دادههای کسبوکار و دادههای فرآیندی است که در جداول 3-1 و 3-2 اجزاء آن‌ها را بیان میکنیم.

جدول 3-1 دادههای کسبوکار
دادههای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع فرآیند کسبوکار، مدل پیشنهادی، سیستمهای مدیریت Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع فرآیند کسبوکار، مستندسازی، منابع اطلاعاتی