منابع پایان نامه ارشد با موضوع ـــــ، محذوف)، (تو:، رابطه‌ای

دانلود پایان نامه ارشد

تو
ـــــ
نصف کرده/ مادی
خدا
مثل سیبی که
می‌نشیند/ مادی
(او: محذوف)
پشت سر تو
فرقی ندارد/ ذهنی
او، با تو، مؤمن
ـــــ
باشد/ رابطه‌ای
مرد من، حماسه‌ات، جاوید
ـــــ
یعنی= است/ رابطه‌ای
عشق، همین
ـــــ
می‌بینی/رفتاری
(تو: محذوف)
ـــــ
آه= تأسف می‌خورم/ ذهنی
(من: محذوف)
ـــــ
می‌سپارد/ مادی
معشوق را، چنین عاشق، به خدا، مؤمن
ـــــ
دست چین می‌کند/ مادی
پسرت، شبیه خودت
از شکوفه‌های انار
می‌گذارد/ مادی
(او: محذوف)، تاجی‌از خاطرات‌سرخ تو را
بر سرم
آه= افسوس می‌خورم/ ذهنی
(من: محذوف)
ـــــ
اضافه شود/ مادی
تار مویی سپید
اگر، در میان گیسویم
می‌شمارد/ مادی
(او: محذوف)، تارهای سپید مویم را، مؤمن
روز و شب
نیست/ وجودی
گله‌ای
از نبودن تو
می‌شود/ رابطه‌ای
نامه‌ام، خیس
با اشک
بریزد/ مادی
اشک، مؤمن
باید
ببارد/ مادی
مؤمن، ابر
باید
م (هستم)/ رابطه‌ای
عاشق، (من: محذوف)
بر تو، کمتر از فردا، بیش از عشقی که
داشتم/ وجودی
(من: محذوف)
دیروز
می‌نویسم/ مادی
(من: محذوف)
ـــــ
هستم/ رابطه‌ای
من، زنی
ـــــ
دوست دارد/ ذهنی
(او: محذوف)، مؤمن، تو را
از ازل
3-1-14- لیلایی (14)
می‌روم مریم من، پشت سرم گریه نکن
گوشة چادرت از اشک به شور آمده است
تو مگر قول ندادی که نریزی اشکی؟
تو خودت گفتی اگر گریه کنم می‌رنجی
جنگ ناگفته‌ترین حرف جهان را دارد
جنگ را صبر تو آسان‌تر از این خواهد کرد
پسرم حرف زدن را اگر آموخت و گفت:
پسرم مرد بزرگیست، خودش می‌فهمد
اگر از آتش ابلیس گذشت ابراهیم
گل مریم به خداوند قسم بی‌خبری ـ
مگذار اشک تو را باد به غارت ببرد
یک نفر می‌رسد از راه و پلاکم با اوست
آه! برخاست زن از خواب و کسی در می‌زد

بعد از این جان تو جان پسرم، گریه نکن
طاقتم طاق شده، جان به سرم، گریه نکن
زیر قولت زده‌ای تاج سرم، گریه نکن
تو خودت دست کشیدی به سرم، گریم نکن!
همسرم، همسفرم بال و پرم گریه نکن
من همان مرد تو! مرد خطرم، گریه نکن
مادرم! کو پدرم؟ کو پدرم؟ گریه نکن
رفته‌ام تا شرفش را بخرم، گریه نکن
من هم از آتش و خون می‌گذرم، گریه نکن
بی تو هر روز چه آمد به سرم، گریه نکن
به خداوند تو را می‌سپرم، گریه نکن
تو نمی‌بینی‌ام و پشت درم، گریه نکن
پسرش گفت که آمد پدرم، گریه نکن

(همان: 33-35)
در شعر لیلایی (14) نیکوی از پنجاه و چهار فرایند سود جسته است که چهارده فرایند آن مادی، هجده فرایند رفتاری، شش فرایند رابطه‌ای، چهار فرایند ذهنی، شش فرایند کلامی و شش فرایند وجودی هستند. تنوع فرایندها در شعر حاکی از آن است که شاعر قصد داشته فضای حاکم بر شعر را تغییر دهد. نیکوی با بسامد بالای فرایندهای رفتاری در این شعر رفتارهای جسمانی و روانشناختی انسان را به خوبی به تصویر کشیده است، اگر در شعر فقط فرایندهای رابطه‌ای، وجودی و ذهنی وجود داشت، خواننده با فضایی ساکن و بی‌حرکت، به دور از پویایی روبرو می‌شد، بنابراین برای پرهیز از این مقوله شاعر با همراه کردن فرایندهای رفتاری و مادی، فضای شعر را پویا و متحرک نموده است. با نگاهی به شرکت‌کنندگان در فرایند می‌توان گفت علاوه بر حضور شاعر که با مخاطب خویش به گفت‌و گو نشسته است، مشارکین انسانی دیگری نیز در شعر حضور دارند، مثل: «مریم» در مصرع «می‌روم مریم من، پشت سرم گریه نکن»، «پسرم» در مصرع «بعد از این جان تو جان پسرم، گریه نکن»، «همسر» و «همسفر» در مصرع «همسرم، همسفرم بال و پرم، گریه نکن»، «مردِ خطر» در مصرع «من همان مرد تو! مرد خطرم، گریه نکن»، «پسر» در مصرع «پسرم حرف زدن را اگر آموخت و گفت..»، «مادر» و «پدر» در مصرع «مادرم! کو پدرم؟ کو پدرم؟ گریه نکن»، «پسر» در مصرع «پسرم مرد بزرگیست، خودش می‌فهمد»، «ابراهیم» در مصرع «اگر از آتش ابلیس گذشت ابراهیم»، «یک نفر» در مصرع «یک نفر می‌رسد از راه و پلاکم با اوست»، «زن» و «کسی» در مصرع «آه برخاست زن از خواب و کسی در می‌زد» و «پسرش» در مصرع «پسرش گفت که آمد پدرم، گریه نکن…». علاوه بر این مشارکین غیرانسانی نیز در شعر مشاهده می‌شود همانند «گوشة چادر» در مصرع «گوشة چادرت از اشک به شور آمده است»، «طاقت» و «طاق» در مصرع «طاقتم طاق شده، جان به سرم، گریه نکن»، «اشک» در مصرع «تو مگر قول ندادی که نریزی اشکی؟»، «تاج سر» در مصرع «زیر قولت زده‌ای تاج سرم، گریه نکن»، «جنگ» در دو مصرع «جنگ ناگفته‌ترین حرف جهان را دارد» و «جنگ را صبر تو آسان‌تر از این خواهد کرد»، «شرف» در مصرع «رفته‌ام تا شرفش را بخرم، گریه نکن»، «گل مریم» و «خداوند» در مصرع «گل مریم به خداوند قسم بی‌خبری»، «اشک» و «باد» در مصرع «مگذار اشک تو را باد به غارت ببرد»، «خداوند» در مصرع «به خداوند تو را می‌سپرم، گریه نکن» و «پلاکم» در مصرع «یک نفر می‌رسد از راه و پلاکم با اوست.
نیکوی در این شعر از عناصر پیرامونی متعددی استفاده کرده، از پنجاه و چهار فرایند، سی و پنج فرایند، بدون عناصر پیرامونی ذکر شده است و سایر فرایندهای او در شعر دارای عناصر پیرامونی هستند. علاوه بر این وجود عناصر مکانی مانند «پشت سرم» و «کو» و «پشت در» و عناصر زمانی مانند «بعد از این»، «هر روز» و عناصر سببی چون «اگر» نیز در شعر قابل ذکر است.
در جدول (3-14) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر لیلایی (14) اشاره شده است.
جدول 3-14- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر لیلایی (14)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
می‌روم/ مادی
(من: محذوف)، مریم من
ـــــ
گریه نکن/ رفتاری
(تو: محذوف)
پشت سرم
باشد/ رابطه‌ای
جان تو، جان پسرم
بعد از این
گریه نکن/ رفتاری
(تو: محذوف)
ـــــ
به شور آمده است/ مادی
گوشة چادرت
از اشک
شده/ رابطه‌ای
طاقتم، طاق
ـــــ
هستی/ وجودی
(تو: محذوف)، جان
به سرم
گریه نکن/ رفتاری
(تو: محذوف)
ـــــ
قول ندادی/ کلامی
تو
مگر
نریزی/ رفتاری
(تو: محذوف)، اشکی
ـــــ
زیر قول زدن/ کلامی
(تو: محذوف)، تاج سرم
ـــــ
گفتی/ کلامی
تو، خودت
ـــــ
گریه کنم/ رفتاری
(من: محذوف)
اگر
می‌رنجی/ ذهنی
(تو: محذوف)
ـــــ
دست کشیدی/ مادی
تو، خودت
به سرم
گریه نکن/ رفتاری
دارد/ وجودی
(تو: محذوف)
جنگ، ناگفته‌ترین حرف جهان را
ـــــ
ـــــ
گریه نکن/ رفتاری
همسرم، همسفرم، بال و پرم
ـــــ
گریه نکن/ رفتاری
(تو: محذوف)
ـــــ
خواهد کرد/ ذهنی
جنگ را، صبر تو، آسان‌تر
از این
هستم/ رابطه‌ای
من، همان مرد تو
ـــــ
هستم/ رابطه‌ای
(من: محذوف)، مردِ خطر
ـــــ
گریه نکن/ رفتاری
(تو: محذوف)
ـــــ
آموخت/ مادی
پسرم، حرف زدن را
اگر ـ
گفت/ کلامی
مادرم
ـــــ
است/ وجودی
پدرم
کو (کجا)
ادامة جدول 3-14
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
است/ وجودی
پدرم
کو (کجا)
گریه نکن/ رفتاری
(تو: محذوف)
ـــــ
است/ رابطه‌ای
پسرم، مرد بزرگی
ـــــ
می‌فهمد/ ذهنی
خودش
ـــــ
رفته‌ام/ مادی
(من: محذوف)
ـــــ
بخرم/ مادی
(من: محذوف)، تا شرفش را
ـــــ
گریه نکن/ رفتاری
(تو: محذوف)
ـــــ
گذشت/ مادی
ابراهیم
اگر، از آتش ابلیس
می‌گذرم/ مادی
من
هم از آتش و خون
گریه نکن/ رفتاری
(تو: محذوف)
ـــــ
قسم می‌خورم/ کلامی
گل مریم، به خداوند
ـــــ
ی (هستی)/ رابطه‌ای
(تو: محذوف)، بی‌خبر
ـــــ
آمد/ مادی
چه
بی‌تو، هر روز، به سرم
گریه نکن/ رفتاری
(تو: محذوف)
ـــــ
مگذار/ مادی
(تو: محذوف)
ـــــ
ببرد/ مادی
اشک تو را، باد
بر غارت
گریه نکن/ رفتاری
(من: محذوف)، به خداوند، تو را
ـــــ
می‌رسد/ مادی
(تو: محذوف)
ـــــ
است/ وجودی
یک نفر
از راه
نمی‌بینی/ رفتاری
پلاکم
با او
م (هستم)/ وجودی
تو، ام (من را)
ـــــ
گریه نکن/ رفتاری
(من: محذوف)
پشت در
آه= تأسف می‌خورم/ ذهنی
زن
ـــــ
می‌زد/ رفتاری
کسی، در
از خواب
گفت/ کلامی
پسرش
ـــــ
آمد/ مادی
پدرم
ـــــ
گریه نکن/ رفتاری
(تو: محذوف)
ـــــ
3-1-15- لیلایی (15)
تو آن جزیرة مجنونی که موج کرده پریشانت
از آن دو چشم ترت پیداست، رسیده است به لب جانت
تو درد می‌کشی و امشب نشسته‌ام به تماشایت
چه دردناک و غم انگیز است، سکوت مبهم چشمانت
چه می‌شود خمی از لبخند، بر آن لبان تو بنشیند
کمی بخند دلم تنگ است برای آن لب خندانت
نشسته سیلی امواجت به گونه‌های زمستانم
مرا به گریه می‌اندازی تو با نوازش دستانت
همین دو دست که می‌رقصند برای سیلی و می‌تازند
همیشه دست نوازش بود به گیسوان پریشانت
من آن جزیرة لیلایم، جزیره‌ای که تو می‌جویی
تو آن جزیرة مجنونی که موج می‌بردت سویی
دوباره سینه سپر کردی، جنون کشیده به میدانت
تو را به چنگ می‌اندازد، چنان پلنگ که آهویی…
نگو که خانه پر از مین است، نگو که اسلحه‌ات خالی است
نگو که مرد بدی هستی، دلم گرفته چه می‌گویی
بیا دوباره در آغوشم، بگو! بگو! همه من گوشم
به من پناه بیاور باز، چنان مریض به دارویی
تو آن جزیرة مجنونی، که موج کرده پریشانت
من آن جزیرة لیلایم، جزیره‌ای که تو می‌جویی

(همان: 36-37)
شعر لیلایی (15) دارای چهل و دو فرایند است، شاعر در این شعر از دوازده فرایند مادی، سیزده فرایند رابطه‌ای، شش فرایند رفتاری، سه فرایند ذهنی، شش فرایند کلامی و دو فرایند وجودی استفاده کرده است. در این میان وی با بسامد بالای فرایند رابطه‌ای، بر رابطة بین پدیده‌ها و اوصاف و نسبت‌های میان مشارکین تأکید کرده و عدم توجه ویژة خود را به جنبة وجودی و اتفاق افتادن حادثه‌ها یا رخدادها با بهرة کم‌تر از فرایندهای وجودی نشان داده است.
علاوه بر حضور شاعر در شعر مشارکین انسانی دیگری نیز در شعر دیده می‌شوند مثل «مرد» در مصرع «نگو که مرد بدی هستی، دلم گرفته چه می‌گویی؟!» و مشارکین غیرانسانی هم در این شعر حضور دارند مثل «تو آن جزیرة مجنونی» در مصرع «تو آن جزیرة مجنونی، که موج کرده پریشانت»، «پیدا» در مصرع «از آن دو چشم ترت پیداست، رسیده به لب جانت»، «سکوت مبهم چشمانت» در مصرع «چه دردناک و غم انگیز است، سکوت مبهم چشمانت»، «خمی از لبخند» در مصرع «چه می‌شود خمی از لبخند، بر آن لبان تو بنشیند»، «دلم تنگ است» در مصرع «کمی بخند دلم تنگ است برای آن لب خندانت»، «سیلی امواج» در مصرع «نشسته سیلی امواجت به گونه‌های زمستانم»، «همین دو دست» در مصرع «همین دو دست که می‌رقصند برای سیلی و می‌تازند»، «دست نوازش» در مصرع «همیشه دست نوازش بود به گیسوان پریشانت…»، «آن جزیرة لیلایم» در مصرع «من آن جزیرة لیلایم، جزیره‌ای که تو می‌جویی»، «تو آن جزیرة مجنونی» در مصرع «تو آن جزیره مجنونی که موج می‌بردت سویی»، «سینه» در مصرع «دوباره سینه سپر کردی، جنون کشیده به میدانت»، «پلنگ» و «آهو در مصرع «چنان پلنگ که آهویی…»، «خانه پر از مین است» در مصرع «نگو که خانه پر از مین است، نگو که اسلحه‌ات خالی است» و «گوش» در مصرع «بیا دوباره در آغوشم، بگو! بگو! همه من گوشم».
نگاهی به عناصر پیرامونی در این شعر نشان می‌دهد به استثنای بیست و هفت فرایند سایر فرایندهای شعر دارای عناصر پیرامونی است. همچنین شاعر از عناصر زمانی چون «امشب» و «همیشه»، عناصر مکانی مانند «سویی» و «به میدان»، عناصر مقدار چون «کمی» و عناصر تکرار مانند «دوباره»، «باز» استفاده کرده است.
در جدول (3-15) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر لیلایی (15) اشاره شده است.
جدول 3-15- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر لیلایی (15)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
ی (هستی)/ رابطه‌ای
تو، آن جزیرة مجنون
ـــــ
پریشان کرده/ ذهنی
موج، ت (تو را)
ـــــ
است/ رابطه‌ای
پیدا
از آن دو چشم ترت
رسیده است/ مادی
(تو: محذوف)، جانت
به لب
درد می‌کشی/ ذهنی
تو
ـــــ
نشسته‌ام/ رفتاری
(من: محذوف)
امشب، به تماشایت
است/ رابطه‌ای
سکوت مبهم چشمانت، چه دردناک و غم‌انگیز
ـــــ
می‌شود/ رابطه‌ای
چه
ـــــ
بنشیند/ رفتاری
خمی از لبخند
بر آن لبان تو
بخند/ رفتاری
(تو: محذوف)
کمی
است/ رابطه‌ای
دلم، تنگ
برای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ـــــ، محذوف)،، مشارکین، انار Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ــــ، رابطه‌ای، محذوف)،، مشارکین