منابع پایان نامه ارشد با موضوع غازان خان، سلطان محمد، فضایل اخلاقی، ارزش اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

چون در نقیضه هدف جواب به اثر مشخص و معینی است اما در برلسک یک طرز فکر یا بینش خاص دستاویز نویسنده و شاعر است(داد، 1383: 471).

15ـ تهکم و استعاره ریشخندیه:
نوعی تمسخر و دست انداختن که ظاهر کلام در آن جدی است در لغت به معنی مسخره کردن و استهزاء و دست انداختن است. در علم بیان آن را به معنی استعاره عنادیه دانستهاند. از فروع استعاره عنادیه استعاره تهکمیه است که در طنز به کار میرود و در این استعاره ربط بین مستعارله و مستعارمنه کمال تضاد است نه شباهت که اساس بحث استعاره و تشبیه است. خداوند در قرآن خطاب به پیغمبر میفرماید: «کافران را به عذاب سخت مژده ده» که کلام جنبه طنز یافته است زیرا کسی را به عذاب مژده نمیدهند(شمیسا، 1379: 193). برخی آیرونی را نیز به طعنه و تهکم ترجمه کردهاند اما باید توجه داشت که تهکم یکی از اقسام آیرونی است. آیرونی کلامی وقتی برای مقاصد استهزایی و طنزآمیز به کار میرود تقریباً با تهکم برابر است(داد، 1383: 8).

16ـ معکوس بیان کردن معانی و وارونه تعریف نمودن مفاهیم:
از رایجترین شیوههای طنز و مطایبه وارونه بیان کردن مفاهیم است. مثلاً زشتیها، رذایل اخلاقی و اجتماعی مورد ستایش و قابل تقلید است و برعکس فضایل اخلاقی، دینی و اجتماعی زشت و شایسته سرزنش شمرده میشوند. نظیر آن را در«اخلاق الاشراف» عبید زاکانی تحت عنوان اخلاق منسوخ میتوان دید. حافظ نیز مصطلحات صوفیه را غالباً به طعن و در جهت عکس معنای معمول و رایج آنها به کار میبرد. دو روش پایانی با آنچه در ادبیات غرب آیرونی مینامند مشابه است. آیرونی در معنای وسیع تضاد بین ظاهر و واقعیت است که در ظاهر چیزی گفته میشود اما منظور اصلی چیز دیگری است و به عبارت دیگر آیرونی شیوه و صنعتی است در سخن گفتن و نوشتن که برای بیان منظور به جای گفتار صریح به بیان رندانه رمزی و کنایی متوصل میشود(گری، 1381: 116).

فصل 3
اوضاع سیاسی، اجتماعی، دینی و ادبی ایران در قرن هشتم هجری

3ـ 1ـ اوضاع سیاسی
دوران حیات شاعران و طنزآوران بزرگ قرن هشتم با حکومتهای جلایریان، اینجویان، مظفریان و تیموریان مقارن است. در زمان سلطان محمد خوارزمشاه مغولان از مغولستان به ایران حمله کردند. آنان پس از اینکه سلسلهی خوارزمشاهی را شکست دادند با عنوان ایلخانیان تا سال(736 ه.ق) بر ایران حکمرانی کردند. در طی دو قرن فجایع و حوادثی رخ داد که آثار ناهنجار آن عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ادبی را تحت تأثیر قرار داد. قدرت مغولان با مرگ ابوسعید بهادر در(736 ه.ق) کم شد. نابودی دولت ایلخانی و نبود حکومت متحد در ایران زمینهساز درگیری و کشمش میان مدعیان قدرت طلب شد. علاوه بر این ظلم و بیدادگریهای خرده شاهان سبب ترس، وحشت و آشفتگی مردم و جامعه شد. آنها برای نجات خود مهاجرت کردند و بسیاری از شهرها غیرمسکونی و زمینهای زراعتی بدون کشت و بایر ماند. از لحاظ سیاسی اوضاع ایران در قرن هشتم آشفته، تلخ و ناگوار بود و به دست قدرت طلبان تجزیه شد. هر کدام از حاکمان مغولی به نام شاهزادهی ایلخانی مدعی حکومت شدند و با تصرف قسمتی از خاک ایران آنجا را به حاکمیت خود درآوردند. با اینکه کشمکشها نیم قرن به طول انجامید؛ آنها نتوانستند حکومت متحدی به وجود آورند(صفا، 1369: 97 ـ 86).
قرن هشتم دوران پر آشوبی است که در آن ویرانکاران مغول، تاتار و دیگر زردپوستان وحشی یا نیمه وحشی آسیای مرکزی تاخت و تازهای پیاپی بلاخیز در ایران کردند و قسمت بزرگی از فلات پهناور ایران را درهم کوبیدن و بسیاری از بلاد را چنان ویران ساختند که دیگر جز نامی از آنها در صحایف کتب باقی نماند. کشتارهای بی امان و قتل عامهای پی در پی، شکنجهها و آزارها، ساختن منارهها از سرهای آدمیان، برپا داشتن دیوارها از صفهای اسرا همراه آجر و گچ، سربریدن و مثله کردن، تخطّی به نوامیس مردم بیدفاع، دزدی و غارت، ترویج انواع مفاسد و معایب، دروغ و تزویر، مخالفت با شرع، اخلاق، انسانیت و نظایر این فجایع سر لوحهی بسیاری از اعمال و افعال و حوادثی است که در این دورهی طولانی نزدیک به دو قرن رخ داد. ایرانیان در این دورهی پر آشوب به اندازهی تمام تاریخ گذشته و آیندهی خود رنج کشیدند و اگر چه فرهنگ نیمجان خود را با کوششهای مداوم از زیر لطمات سخت به هر گونهای که میسر بود نجات بخشیدند؛ در مقابل بسیاری از آثار نامطلوب جریانهای سیاسی و اجتماعی این عهد را خواه و ناخواه محفوظ نگاه داشتند. در این دورهی تاریک چند گاهی ایران جزء ممالک تابع مغول بود و سپس به دست شعبهای از احفاد چنگیز افتاد و بعد از آن تجزیه شد و سلسلههای ضعیفی که غالباً ناشر مفاسد و معایب اجتماعی گوناگون بودند بر این سرزمین حکومت کردند و وضع را برای حملهی ویرانکار دیگر یعنی تیمور لنگ تسهیل نمودند تا اینکه تیمور ایران را متحد کرد؛ مدعیان قدرت را کنار زد و یا آنها را تضعیف نمود(صفا، 1369: 5 ـ3).

3ـ 2ـ اوضاع اجتماعی و فرهنگی
قرن هفتم و هشتم وحشتناکترین دوران تاریخ ایران از حیث قتل عامها و ویرانیهای پیاپی است این وضع با حملۀ مغول و تاتار که در رأس همهی این مصائب که به منزلۀ بلایی آسمانی بود آغاز گردید و با تاخت و تازهای مأیوسانۀ فرزند محمد خوارزمشاه و سپاهیان بی صاحب او که این سوی و آن سوی سرگردان بودند تکمیل شد و با حمله مجدد مغول در زمان هلاکو و جانشینان وی ادامه یافت. اختلافات سران مغول در عهد ایلخانان و علی الخصوص بعد از مرگ ابوسعید بهادر و کشاکشهای پیاپی امراء مختلف بر سر فرمانروایی نواحی ایران و سرانجام قتل و غارتهای وحشیانه تیمور و همراهان او به تمامی وضع خطرناکی را در سراسر دو قرن در ایران ایجاد کرده بود. بر اثر کام یابیهایی که مغولان در نخستین حملات سریع و چابکانۀ خود حاصل کرده بودند در تصور مردم چنین ایجاد شده بود که مشیت الهی و بخت با آنان یار است و بر اثر مساعدت اقبال هر گونه مقاومت با آنان ناممکن و بی ثمر است و این اندیشۀ ناصواب مایۀ فتح و پیروزی و پیشرفتهای پر دامنۀ مغولان شمرده میشده است (صفا، 1369: 55).
در قرن هشتم ایلخانان تلاش میکردند تا اوضاع نابسامان سیاسی و اجتماعی ایران را سامان دهند اما وجود سرداران مغولی مانعی بر سر اهداف آنان بود؛ به مردم ظلم وستم میکردند و از آنها باج و خراج سنگینی میگرفتند و در صورت مقاومت آنان را شکنجه میکردند؛ البته قوانینی به نام یاسا تا حدودی مهار کننده مغولان بود و به اوضاع کشور و لشکر نظم میداد؛ پاداش، مجازات و قوانین شکار را تعیین میکرد و همهی مردم به پرداخت مالیات مجبور بودند. اجرا شدن این قانونها در روحیۀ مردم تأثیر گذاشت(خالقی راد، 1375: 159).
با روی کار آمدن غازان خان پادشاه مسلمان ایلخانی و وضع یاسای او اندکی از آزار بی امان مغولان کاسته شد لیکن انقلابات بعد از فوت ابوسعید بهادر خان وضع دشوار جدیدی برای ایرانیان ماتم زده فراهم آورد و موجب قتل و غارت تازهای به دست سروران امارت جوی گردید. در این عهد اگر چه برخی از ایلخانان در ایران کوشش داشتند که موجبات آرامش اوضاع را فراهم آورند لیکن چون سرداران و سپاهیان آنان همه از مغول بودند هر وقت و هر جا که لازم میدانستند شدت عمل سابق را تجدید میکردند بنابراین استقرار حکومت ایلخانان در ایران که به ظاهر دورهای آرام تصور میشد هم خالی از محنتهای دوران حمله و هجوم مغول نبود. هجوم مغول در مبنی و اساس با غرض اقتصادی همراه بود و جهانگشایی یا گرفتن انتقام از سلطان محمد خوارزمشاه بهانهای ظاهری بود. هر شهر و یا ناحیهای که به تصرف مغولان درمیآمد یا از راه تسخیر و غلبه بود و یا از طریق تسلیم ایلی. در صورت اخیر به تعیین خراج سالیانه قناعت نمیشد و شحنهای برای نظارت در امور نظامی و مالیاتی آن ناحیه معین میگردید تا خراج را به موقع به حکومت مرکزی برساند. اما این وضع معمولاً کمتر اتفاق میافتاد و اکثر مغولان شهرها و نواحی را با هجوم و از راه تسخیر نظامی به تصرف در میآوردند. در این حال غارت شهر حتمی و مسلم بود و هنگام غارت معمولاً کوی به کوی و خانه به خانه در معرض هجوم قرار میگرفت و چه بسا کسانی که بر سر این غارت از پای در میآمدند و بر خاک هلاک میافتادند. وجه اشتراک قبایل و اقوام مختلفی که اردوهای عظیم چنگیزخان را به وجود میآوردند اطاعت از یاسای چنگیزی بود که مجموعه از احکام دربارهی کیفیت نظام کشوری و لشکری، آیین لشکرکشی و فتح بلاد، انواع پاداشها و مجازات، آداب زندگانی و قوانین مربوط به آن، قواعد شکار و جزء آن را شامل میشد. یاسای چنگیزی مدتهای دراز اساس انتظامات کشوری و لشکری در ممالک تابع مغولان و از آن جمله در ایران بود و به همین سبب تأثیراتی در امور اجتماعی این کشور داشته و اصطلاحات آن مدتها در آثار نویسندگان و مؤلفان به کار میرفته است. اگر چه بعدها غازان خان پادشاه مسلمان ایلخانی کوشید یاسای جدیدی در ایران باب کند لیکن اثر یاسای چنگیزی مدتها کم و بیش برجای مانده بود(صفا، 1369: 72ـ 71).
در این روزگار حکومتهای سیاسی عقب افتاده و یا نیمه فئودالی ستمگر ایران را به نابودی میکشاندند. محیط نامساعد آن روزگار و عوامل اقتصادی و سیاسی موجب رواج فساد و تباهی در جامعه شد و روحیات مردمی را که شعار آنان پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک بود افسرده و متأثر کرد. علاوه براین اختلاط و آمیزش این ملتهای با فرهنگ با تمدن متضاد زمینههای فساد و انحطاط را در جامعه فراهم میکرد. حکومت حاکمان نالایق ظالم و خود رأی در این دوره موجب رواج فساد و فحشا در جامعه گردید. روشنفکران که از جایگاه خود تنزل کرده بودند و در حکم نوکران و فرمانروایان بودند از مردم فاصله گرفتند؛ تحت تأثیر اخلاق حاکمان قرار گرفتند و غارت، فریبکاری، دغل بازی و ریاکاری را در جامعه رواج دادند. صوفیان ریاکار مردم را به حال خود رها کرده بودند و خود سرگرم خوشیهای روزگار بودند(اختباری و باقرزاده، 1375: 11).
رواج انواع مفاسد از دروغ و تزویر و… و نظایر این امور نتیجه جبری چنین وضعی است. در این دوره سعایت و تضریب بر ضد یکدیگر مانند امری عادی ملاحظه میشد. کمتر وزیری از وزیران این عهد را میتوان یافت که به مرگ طبیعی در گذشته باشد و عادتاً قتل هر یک از آنان از راه تضریب مخالفان او صورت میگرفت. ملت ایران با حمله خان و مان سوز مغول به نحوی فاسد شده و ارزش اجتماعی خود را از دست داده بود که افراد آن به جای اتحاد و اتفاق در برابر بیگانگان غاصب به جان یکدیگر میافتادند و رجال بزرگ را از راه اتهام از میان میبردند و خود جای آنان را میگرفتند و مهیای آن میشدند تا دیگری نیز همین کار را به آنان بکند. موضوع دیگری که مسلماً در ضعیف ساختن روحیه ایرانیان در این دوره مؤثر بود اسیر شدن دستههای بزرگ و بی خانمان گردیدن آنان بوده است(صفا، 1369: 81).
بدترین و خطرناکترین نتیجه و ثمره اوضاعی که با حملۀ مغول پیش آمد انحطاط عقلی و فکری است که طبعاً با هر حملهی سخت ویرانکارانه حاصل میشود. در حملۀ چنانکه از مطالب منقول مورخان زمان ملاحظه گردیده شهرهای بزرگ که مراکز اصلی علوم و علما بود خالی از سکنه و ویران شد. هجوم و تصرف بلاد و کشتار مردم و غارت و ویرانی به درجهای از سرعت و وسعت بود که جز ببعض معدود از متفکران و بزرگان زمان فرصت گریز و رهایی خود نداد. کتابخانههای بزرگ در شهرها به سرعت عجیبی پایمال شد و همراه صاحبان و خوانندگان را دیار نیستی گرفت(صفا، 1369: 81).
3ـ 3ـ اوضاع دینی
از لحاظ دینی اقوام مغول، تاتار و دیگر قبیلههای زرد پوست به آیین مسیحی، بودایی، مانوی، بت پرستی و اسلام معتقد بودند. عدهای از خاندان مغول و ایلخانان با تصرف ایران مسلمان شدند. سقوط بغداد به دست هلاکو موجب تقویت و رواج مذهب شیعه شد. در دستگاه خلافت بنی عباس وجود وزیران عالم و کاردان شیعه مذهب شیعیان را قدرتمند کرد. پس از سقوط بغداد، خواجه نصیرالدین طوسی، سیّد بن طاووس، بهاءالدین اربلی و علامه حلّی از وزیران شیعه بودند که باعث استحکام شیعه شدند و عقاید افراطی برخی از شیعیان را اعتدال بخشیدند. علاوه بر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع زبان و فرهنگ، انتقاد اجتماعی، زندگی روزمره، جامعه بشری Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع زبان فارسی، ادبیات فارسی، زبان ادبی، آثار ادبی