منابع پایان نامه ارشد با موضوع علم و دین، سنت گرایی، معرفت دینی، علوم تجربی

دانلود پایان نامه ارشد

ن علم و دین بحث می کند. در تمام بحث ها شواهد علمی از علوم انسانی و شواهد دینی از دین اسلام برگرفته شده است.
احمد دهقانی در پایان نامه کارشناسی ارشد با موضوع امکان و چگونگی علم دینی در سال 1390 به این موضوع پرداخته است مسئله اصلی، تعارض یا عدم تعارض میان علم و دین است که بعد از رنسانس با پیدایش نظریات و کشفیات جدید علمی ایجاد شد و در حل این مسئله عده ای به نفی واقع نمایی علم نظر دادند و عده ای هم دین را افیون توده ها نامیدند و عده ای هم سعی در آشتی دادن میان این دو نمودند. در جهان اسلام برخی تلاش در ایجاد علوم بر پایه دین کرده و علم دینی را مطرح کردند.
سیدمهدی امامی جمعه و زهرا طالبی سال 1391 با موضوع سنت و سنت گرایی از دیدگاه فریتیوف شوآن و دکتر سید حسین نصر به سنت گرایی در مقاله ای در مجله علمی پژوهشی الهیات تطبیقی پرداخته اند. در این مقاله سنت گرایی به عنوان جریانی معاصر در مقابل مدرنیسم قرار می گیرد، به وجود یک سنت زنده، پویا و ازلی معقتد است که هرگز از بین نمی رود، واحد است و در قالب های گوناگون متجلی می شود.
مایکل هاند در یکی از فصل های کتاب آیا شکلی از آموزش وپرورش دینی وجود دارد؟ که در سال 2006 انتشار یافته است به امکان علم دینی در یکی از فصل های کتاب می پردازد. هاند در فصل آیا شکل دینی از دانش وجود دارد به این موضوع می پردازد که شكل ديني از دانش وجود دارد که محور نزاع فلسفي براي تربيت ديني مي باشد. در اين صورت فهم ديني اعتقاد ديني و اهداف تربيت ديني غير اقراري را لزوماً غير قابل تشخيص در نظر مي گيرد. هاند در کتاب خود با بررسي تعدادي از تلاش هايي كه توسط فيلسوفان براي نشان دادن اين كه گزاره هاي ديني از يك طبقه مستقل معرفت شناختي تشكيل شده اند شروع مي كند. در يك جمع بندي كلي بيان می كند كه هركدام از اين تلاش ها موفق مي باشند.
با توجه به پژوهش های انجام شده در باب امکان علم دینی، کتب و مقالات به چاپ رسیده در این موضوعات و مسائل مطرح شده درباره امکان علم دینی، تقریباً در هیچ یک از موارد موجود به مطالعه یکجا از دو منظر سنت گرایی و پساساختارگرایی پرداخته نشده است و تقریباً در تمام پژوهش های انجام شده از یک طرف به موضوع نگریسته شده است. تلاش ما در این پژوهش بر آن بوده تا این نقیصه پژوهشی را بر طرف نموده و دید جامعی از امکان علم دینی از هر دوجریان ارائه دهیم. در این پژوهش تلاش بر آن است از بیشتر دیدگاه های دو طیف سنت گرایی و پساساختارگرایی استفاده شود و هیچگونه جهت گیری برای نشان دادن حقانیت و عدم حقانیت دیگری و یا توانایی و ناتوانی در باب امکان علم دینی صورت نگیرد و فقط به ارائه آراء و نظرات این دو جریان فکری پرداخته شود.

فصل دوم معناشناسی

مقدمه
برای تبیین مفهوم سنت گرایی و پساساختارگرایی درباره علم دینی لازم است به مفاهیمی چون «سنت گرایی »، «پساساختاگرایی» و «علم دینی» پرداخته شود. در این فصل کوشش به تحدید این مفاهیم به اختصار و اکتفا اشاره شود. مجموعه مباحث این بخش در زمینه پیشینه نظری و تبیین مفاهیم، مذکور می باشد البته از آنجا که موضوع علم دینی مرکز توجه پژوهش می باشد سعی شده بررسی جامع تری نسبت به آن صورت پذیرد.
مفهوم علم دینی
از بررسی پژوهش های تجربی و دستاورد های علمی در بستر تاریخ علم آشکار می شود که مفاهیم علمی صرفاً برگرفته از طبیعت نیستند و مفاهیم نظری و مبادی مابعدالطبیعی در نظریه های علمی کاملاً نفوذ دارند. اهداف علمی پژوهشگران و نگرش کلی جهان بینی آنان در نحوه شکل گیری علم تأثیر می گذارد؛ زیرا اهداف علمی دانشمندان، نوع پرسش های نظری آنان را تحت تأثیر قرار می دهد و با توجه به جهان بینی و فضای ذهنی رایج در روزگار خود و با تحت تأثیر قرار دادن پارادایم ها، گونه های خاصی از پاسخ ها را شایسته فحص و بحث می دانند و این تأثیر گذاری نه تنها در مقام گردآوری علم بلکه در مقام داوری و آزمون پذیری نیز ظاهر می شود. (سلیمانی، 1389، ص. 229 ).
وقتی سخن از معنا و امکان علم دینی به میان می آید، اولین مطلب این است که مقصود از علم در تعبیر «علم دینی» چیست. وقتی نگاهی به تاریخ تحولاتی که پیرامون مفهوم «علم» رخ داده، می افکنیم، با طیفی از آراء و اندیشه ها و کاربردهای مختلف این واژه مواجه می شویم، به طوری که گاه تنوع کاربرد این واژه به حدی است که گویا این واژه صرفاً یک مشترک لفظی است. (سوزنچی، 1389، ص. 15 ).
درباره علم دینی دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی معتقدند علم دینی صرفًا از راه وحی انبیا و یا نقل دینی به دست می آید. این گروه هر معرفتی را که از راه عقل، تجربه و یا شهود های بشری به دست آید و مربوط به غیر از انبیاء باشد معرفت و یا علم غیر دینی می دانند. برخی از افرادی که در این گروه قرار می گیرند برای عقل هیچ نقشی در فهم و دریافت و یا بسط علم دینی قائل نیستند و برخی دیگر، عقل بشری را تا هنگامی که به فهم آنچه از راه نقل رسیده و یا به استنباط از داده های نقلی بپردازد، در علم دینی دخیل می دانند، اما درک مستقل عقل و به بیانی دیگر مستقلات عقلی را نمی پذیرند. (پارسانیا، 1388، صص. 23-22 ).
البته لازم به ذکر است که اعتقاد افراد نسبت به اینکه منظورشان از علم چیست با توجه به رویکردشان باید مورد بررسی قرار گیرد، بعضی از متفکرین تنها علوم تجربی را علم می دانند و برخی علوم انسانی را علم می دانند اما ما در این پژوهش هر علمی چه تجربی و انسانی را که بتوان علم دینی به آن اطلاق کرد را مورد نظر قرار می دهیم چه اینکه شاید بتوان برخی علوم تجربی که در غرب رشد یافته را علم دینی تلقی کرد و شاید علومی که به عنوان علم دینی مطرح شده باشند، اما علم دینی نبوده و فقط به آنها به علت مطرح شدن توسط علمای دین یا هر فرد دیگری که خود فیلسوف دینی و هر اطلاق دیگری داشته ابراز کرده علم دینی محسوب کرده اند، اما منظور علم در علم دینی علومی است که بتوان از آنها دینی بودن را به آسانی دریافت کرد نه به این مضمون که بر اساس آیات و روایات آورده شده یا آنها را بر مبنای منطبق کردن با دین، دینی لحاظ کنیم، بلکه به این جهت که با مبانی دینی مورد وفاق قرار گرفته باشد.
امروزه ایده تولید علم دینی در جهان اسلام ایده ای کاملاً شناخته شده است. این ایده پس ازپیروزی انقلاب اسلامی ایران و به خصوص در سالهای اخیر در ایران مورد بحث و گفتگوهای بسیار قرار گرفته است. در این مدت تلقی های مختلفی درباره چیستی علم دینی توسط موافقین این ایده مطرح شده است .علم دینی علمی است که مبتنی بر فلسفه علم الهی شکل گیرد، فلسفه علمی که خود مبتنی بر فلسفه مطلق الهی است. (موحد ابطحی ،1391، ص. 42 ).
علم دینی در مفهوم اراده شده از آن، متفاوت است از « علم دین» به شکل ترکیب اضافی و «علم و دین» به شکل ترکیب عطفی؛ بلکه به صورت ترکیب وصفی مورد نظر است. مراد از «علم دین»، دانش های است که عهده دار شناسایی و شناساندن دین هستند که در حوزه اسلامی، دانش هایی چون فقه، حدیث، تفسیر، کلام و مانند آن، هر یک عهده دار معرفی بخشی از محتوای دین اسلام می باشند و علم دین به حساب می آیند. با توجه به اینکه علم دینی در مفهوم تحلیلی و ترکیبی خود دارای تشابه های فراوان با کاربردهای دیگر است، ناگزیر از تبیین مفهوم علم دینی هستیم. (فکری، 1392، ص. 27 ).
اصطلاح علم دینی ناظر بر روابط محتملی است که پژوهشگران میان دین و شاخه هایی از علوم تجربی برقرار می کنند. در این اصطلاح، علم می تواند همان علوم تجربی طبیعی باشد یا علوم تجربی انسانی؛ دین نیز می تواند اسلام باشد یا یهودیت و مسیحیت و جز اینها. (باقری، 1390، پشت جلد ).
از نظر حسین سوزنچی وقتی سخن از معنا علم دینی به میان می آید، اولین مطلب این است که مقصود از علم در تعبیر علم دینی چیست. این سوال ما را وارد عرصه مباحث علم شناسی می کند. شاید بتوان عمده بحث های درباره علم را ذیل دو تلقی از این واژه قرار داد:
1 . علم به عنوان تک معرفتی که غالباً در قالب یک گزاره قابل بیان شدن است، که اختصاراً به آن علم به عنوان یک گزاره معرفتی می گوییم.
2 . علم به عنوان یک نظام منسجم معرفتی حاصل از چندین گزاره که از آن به رشته علمی نیز تعبیر می شود. (سوزنچی، 1389، ص. 15 ).
مايكل ليهي و رونالد لورا در مقاله خود با عنوان تلقين هاي ديني و دريچه اذهان، استدلال مي كنند كه گزاره هاي ديني تنها به ارجاعات عمومي غير مادي يا مسائل و وقايعي كه در يك بعد ماورايي از واقعيت وجود دارند اشاره مي كند. ليهي و لورا در قسمت اول مقاله خود استدلال مي كنند كه گفتمان ديني به انواع دیگر گفتمان شباهت دارند به میزان وابستگي آنها به چيزي كه آنها را ازليات پيشين، يا گزاره هاي واقعي می نامند كه غير قابل آزمايش يا غير قابل ابطال هستند. ليهي و لورا در مقاله خود براي ارائه يك قرائت از منطق گفتمان ديني آن را با احتمال و وابستگي كه هم اكنون در ارتباط است تداوم مي بخشند. (هاند، 2006، ص. 88 ).
علم دینی در مفهوم ارده شده ازآن، متفاوت است از علم دین به شکل ترکیب اضافی وعلم ودین به شکل ترکیب عطفی؛ بلکه به صورت ترکیب وصفی مورد نظر است. مراد از علم دین دانش هایی است که عهده دار شناسایی و شناساندن دین هستند که در حوزه اسلامی، دانش هایی چون فقه، حدیث، تفسیر، کلام و مانند آن، هریک عهده دار معرفی بخشی از محتوای دین اسلام می باشند و علم دین به حساب می آیند. ترکیب اصطلاحی علم و دین نیز برمبنای متفاوت دانستن حوزه معرفتی علم و دین و آغاز پرسش از امکان و یا عدم امکان تعامل این دو عرصه شناختی استوار است. در این عرصه، از نسبت های ممکن میان علم ودین سخن به میان آمده و نتایج و لوازم هر یک از نسبت های چهارگانه تطابق، تباین، تعاضد و تعارض مورد بررسی قرار می گیرد. اما علم دینی براساس امکان تعاضد و تعامل علم دینی و نفی تعارض و تباین این دو پایه ریزی شده است. (فکری، 1391، ص. 26 ).
جدایی و نزاع علم و دین یا به عبارتی عقل و دین، محصول تصوری ناصواب از نسبت علم و دین و بر این مبنا قرار دارد که عقل – درمعنای وسیع آن، که علم نیز یکی از نمودهای آن است- در مقابل دین است و معرفت بشری، بیگانه و جدای از معرفت دینی است و آنچه را که دین می گوید برون مرزی است، یعنی آن چیزهایی است که علم می گوید، لذا می توانند یکدیگر را ترد و نفی نماید. از نظر ایشان، کلید حل این نزاع و تقابل موهوم و آشکار کردن نسبت واقعی «عقل و دین» و «علم و دین» در گرو تعیین جایگاه و منزلت عقل در درون هندسه معرفت دینی است. تأکید ایشان بر این که عقل همگام با نقل – کتاب و سنت- تأمین کننده معرفت دینی است و چتر دین بر سر این دو منبع گسترده است، به این نکته می انجامد که معرفت عقلانی و دانش علمی بیرون از قلمرو معرفت دینی نیست و هرگز عقل به عنوان یکی منابع معرفت دینی در مقابل دین قرار نمی گیرد، بلکه عقل در برابر نقل است؛ نه در برابر دین. (واعظی، 1387، ص. 10 ).
از نظر خسرو باقری گاهی تصور می شود که علم دینی علمی است که می خواهد پشتوانه ادعاهای علمی خود را از متون دینی استخراج کند؛ یعنی از نظر محتوایی، زمانی مدعایی پذیرفته شود که در متون دینی آمده باشد و از نظر روشی نیز متد علمی را از دین به دست آورده باشد. علم دینی به این مفهوم بی معنا یا دوری است و هر چه باشد علم دینی نبوده و حداکثر یک امر دینی است زیرا گزاره های علمی داعیه های موردی و ناظر به عالم واقع هستند و با رجوع به عالم خارج و تجربه ورزی می توان صحت محتوای آن ها را دریافت. همچنین اینکه یک روش می تواند ما را در شناختن واقعیت یاری بکند یا خیر؛ باید در جریان به کار گیری روش معلوم شود و صرفاً به صورت نقلی نمی توان درستی یا متدلوژی را اثبات کرد. (باقری، 1379، ص. 42 ).
اما تعبیر دیگری از علم دینی وجود دارد که برخلاف دیدگاه اول، بیانگر یک نوع استقلال بین علم و دین است و در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع سنت گرایی، پساساختارگرایی، ساختارگرایی، علوم انسانی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جوادی آملی، علم و دین، تعریف دین، علوم تجربی