منابع پایان نامه ارشد با موضوع علامه طباطبائی، احکام شرعی

دانلود پایان نامه ارشد

با يكي از وجوه عربي اين نيست كه قواعد لغت عربي را حاكم بر قرآن قرار دهيم، ولی قرآن به لغت عرب نازل شده است و محال است كه در قرآن موردي باشد كه با قواعد اصلي كه بر آن اجماع صورت گرفته مخالفت كند.158
ابن جزری در سه بیت این ضوابط را اینگونه توضیح داده است:
فَكُلُّ مَا وَافَقَ وَجْهَ نَحْوِ … وَكَانَ ِللرَّسْمِ احْتِمَالاً يَحْوِي
 وَصَحَّ إسْناداً هُوَ الْقُرآنُ … فَهَذِهِ الثَّلاثَةُ الأَرْكَانُ
 َوحَيثُماَ يَخْتَلُّ رُكْنٌ أَثْبِتِ … شُذُوذَهُ لَوْ أنَّهُ فِي السَّبعَةِ159
بر اساس این سه شرط قراءات به شش قسم (متواتر، مشهور، آحاد، شاذ، مدرج و موضوع) تقسیم میشود که تفصیل این اقسام در ذیل بیان میشود:
1-3-1) قرائت متواتر
در لغت: واژهی «وتر» در عربی بر چند معنا دلالت دارد از جمله: الف) مداومت بر چیزی که واژهی «وَتِیرَة» به همین معناست. ب) به معنای فرد و طاق که «الوِتر» گویای این معنی میباشد. ج) تتابع و پشت سرهم بودن اشیاء به طوری که بین آنها وقفه واقع شود _چه آنکه اگر فاصلهای بین آنها نباشد «مدارکه» نامیده میشود_ که «تواتر» از همین معناست، در قرآن به همین معنا اشاره شده است آنجا که خداوند میفرماید: (ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا( {مومنون/44} يعني يكي بعد ديگري فرستاده شدند. «واتَرْتُ الخَبَرَ» يعني بين دو خبر زمان كمي فاصله افتاد.160
دراصطلاح: خبر متواتر در علم قراءات، يعني جماعتي مستفيض كه تواطئشان بر دروغ ممتنع باشد از جماعتي مانند خودشان از اول سند تا منتهاي آن، يعني به رسول خدا برسد به روش مشافهت و سماع نقل كنند.161
قرائت متواتر: هر قرائتي كه موافق عربي و لو به وجهي، وموافق يكي از مصاحف عثماني اگر چه تقديري باشد و نقلش تواتر باشد.162
غالب قراءات قرآني كه قاریان قرائت ميكنند از اين دسته است و اين نوع به اتفاق قرآن است. قرائت ائمه دهگانه كه مردم بر تلقي به قبول آنها اجماع دارند اين اركان سه گانه در آن جمع است و آنها نافع، ابن كثير، أبوعمرو، ابن عامر، عاصم، حمزه، كسائی، أبوجعفر، يعقوب حضرمی و خلف میباشند.
1-3-2) قرائت مشهور
در لغت: اسم مفعول «شين»، «هاء» و «راء» حروف اصلی آن است که بر وضوح و روشنايی در امری دلالت ميكند.163 ماه (هلال) به دلیل وضوح و روشنائی (الشَّهْر) نامیده شده است سپس هر سي روز (الشَّهْرُ) ناميده شد. «الشهرة» يعني وضوح امر. قد شُهِر فلانٌ في الناس بكذا: يعني فلاني پيش مردم مشهور شد.164
دراصطلاح: مشهور در اصطلاح محدثين: آنچه سه نفر يا بيشتر در هر طبقه كه به حد تواتر نميرسد روايت ميكنند و مشهور از اقسام صحيح است و صحيح عبارت است از آنچه سندش به نقل عدل ضابط از عدل ضابط تا آخرش صحيح است و شاذ و معلل نباشد.165
مشهور در اصطلاح قراء: قرائتي كه اسنادش درست باشد، اما شمار راويانش به درجه تواتر نرسند. در چنين روايتي شرط است كه همه راويان از قدرت حفظ مقبول و عدالت برخوردار باشند و با اصول و مباني دانش عربي و يكي از مصاحف عثماني هماهنگي داشته باشندو نزد قراء مشهور است چه از هفت پيشواي دانش قرائت يا قاريان دهگانه و يا هر يك از قاريان مشهور ديگري روايت شده باشند.166
مثل (فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ ( {بقره/37} که ابن کثیر بر خلاف بقیه قراء، لفظ «آدم» را منصوب و «کلمات» را مرفوع قرائت میکند،167 (مَاأَشْهَدناهم خَلْقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ( كه بدل از (مَاأَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ( {کهف/51} است و قول (وَمَا كُنتَ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا( كه بدل از (وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا( {کهف/51} هر دو از ابو جعفر مدني است و اين نوع نيز به اتفاق قرآن است. 168
حکم قراءات متواتر و مشهور آن است که مقبول و قرائت آن در نماز صحیح میباشد وكسي كه آن را انكار كند كافر است.
1-3-3) قرائت آحاد
در لغت: واژهي آحاد جمع أحد است، أحد اصلش واو است كه همزهي آن بدل از واو است. برخي ديگر آحاد را جمع واحد ميدانند.169
در اصطلاح: قراءاتی كه از سندي صحيح برخوردار است اما با يكي از اصول و مباني مسلم عربيت يا رسم عثماني در تعارض باشند يا شهرت آن به حد شهرت سابق نرسد، به چنين قرائتي نميتوان اعتماد كرد و مخالف با آن رواست، قرائتهاي أعمش، ابن وثاب و ابن جبير از اين نوعاند.170
مثالي كه سندش صحيح است و با رسم مخالفت دارد، قرائت جحدري و ابن محيصن171 که آیهی (مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ( {الرحمن/76} لفظ «رفرف» را «رفارف» و «عبقری» را «عباقری» (رَفْارَفٍ خُضْرٍوَ عَبْاقَرِيٍّ حِسَانٍ( قرائت میکنند. مثال براي قرائتي كه سندش صحيح است و با عربي مخالفت دارد. (وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ وَ جَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَائشَ( {اعراف/10} كه ياء «معايش» را به همزه بدل كردهاند.172 مثال براي قرائتي كه سندش صحيح است و به درجه شهرت مذكور نرسيده است: (لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ({توبه/128}كه در لفظ (أنفَسِكم) فاء را به فتح و سين را به كسر ميخوانند.173 اين سه قرائت تعبداً بر اساس آن قرائت نميشود زيرا احتمال دارد كه در عرضه اخير يا با اجماع صحابه بر مصحف عثماني نسخ شده باشد.174
قراءات آحاد كه سندش صحيح و موافق لغت عربي باشد، هر چند موافق یا مخالف رسم الخط قرار گیرد، مقبول است ولی با آن قرائت نمیشود وآنچه که سندش صحيح يا ضعيف باشد لكن وجهي در عربي ندارد، اگر چه موافق رسم هم باشد مقبول نيست.175
1-3-3-1)حجيت قراءات آحاد:
علماء در مورد حجیت قراءات آحاد اختلاف كردهاند و به دو گروه تقسیم شدهاند:
گروه اول: این گروه قراءات آحاد را حجت دانسته است و عمل به آن را واجب میدانند و این قول اكثر حنفيه و حنابله است.
دلیل این گروه آن است که: آنچه نقل میشود قرآن است یا خبر، اگر قرآن باشد که وحی است و عمل به آن واجب میشود و یا خبر است که نوعی تفسیر از جانب پیامبر بوده و چون ناقل آن به صحت آن خبر واقف است پس عمل به آن واجب است.176
گروه دوم: آنچه از طريق آحاد باشد حجت نيست و این دیدگاه مالكيه و شافعيه است.
دلیل این گروه آن است که: قراءات آحاد حجت نیست، چه آنکه دوران آن بین قرآن بودن و خبر بودن آن را از حجیت ساقط میکند چه آنکه «تَطَرَّقَ إلَيْهَا الِاحْتِمَالُ سَقَطَ بِهَا الِاسْتِدْلَال»177 از طرف دیگر چگونه میتوان پذیرفت که رسول الله ( که وظیفهی او تبیین است این قضیه را حداقل به گروهی که نسبت به آن علم داشته باشند نرسانده باشند و تنها از او نقل آحاد شده است، این خود ایرادی به رسول الله ( وارد میشود که از شأن او به دور است.178
1-3-4) قرائت شاذ
در لغت: مشتق از مادهي «شين» و «ذاء» و «ذاء» است بر انفراد و مفارقت دلالت ميكند. «شذاذ الناس» كساني كه در گروه قومي هستند ولي از قبائل و منازل آن قوم نباشند.179 «شُذّ الرجلُ مِن أصحابه» يعني از آنها منفرد شد و هر چيز منفرد به معني شاذ است.180
در اصطلاح: قرائت شاذ نزد قراء اعم از تعریف اصولیان و فقهاست؛ نزد قراء هر قرائتی که یکی از ارکان سهگانهی قرائت مقبول آن، مختل گردد قرائت شاذ است؛ اما اصولیان قرائت شاذ را در قرائت آحادی که با رسم الخط مصحف مخالفت دارد منحصر کردهاند.181 از علماء كساني هستند كه بين قرائت شاذ و آحاد فرقي قائل نشده بلكه هر دو را قسم واحدی از اقسام قراءات صحيح قرار دادهاند و به دليل مخالفت با رسم مصحف شاذ ناميدهاند.182
پس قرائتي كه سند آن صحيح نيست يا با رسم مخالفت دارد يا در عربي براي آن وجهي نيست شاذ میباشد. مثل قرائت ابن سَمَيْفِع و ابو سمال در قول تعالي (فاليوم نُنَجِّيكَ بِيَدَنِكَ( كه آن را (فاليوم نُنَحِّيك ببدنك( ميخوانند.183 اين نوع، قرائت نميشود زيرا از طريقي به ما نرسيده است كه بر آن اعتماد كنيم. سيوطی قرائت شاذ را قرائتی میداند که سند آن صحیح نیست؛ مانند قرائت تابعین و قراءات چهارگانهی متمم قراءات چهاردهگانه.184
1-3-4-1) حجيت قراءات شاذ:
قرائت شاذ متعلق به دو مسئله است: یکی اینکه آیا قرائت شاذ در نماز و غیر نماز جایز است؟ و حکم احتجاج به قرائت شاذ و استنباط احکام شرعی بر اساس قرائت شاذ مسئلهی دومی است که باید بررسی شوند.
1-3-4-1-1)قرائت شاذ در نماز
میان اهل سنت در مورد مسألهی قرائت شاذ در نماز سه قول وجود دارد که آیا نماز با قرائت شاذ صحیح است یانه؟
قول اول:گروهی قرائت شاذ را در نماز صحیح نمیدانند زیرا قرآن متواتر است و قرائت شاذ غیر متواتر، پس قرائت شاذ قرآن نیست و نماز به آن بنابر قول اصح صحیح نیست.185 در میان فقهاء، مالکیه،186 شافعیه،187 حنابله188 و حنفیه189 در روایتی بر این باورند.190
قول دوم:گروهی دیگر قرائت به شاذ را در نماز جایز دانستهاند زیرا صحابه و تابعین قرائت شاذ را در نماز قرائت میکردند.191 در میان فقهاء حنفیه،192 احمد،193 ابن تیمیه،194 ابن قیم195 و روایتی از ابن مالک196 قائل به این دیدگاه هستند.
قول سوم: گروه سوم گفتهاند: اگر قرائت شاذ در نماز در رکن واجب مثل قرائت سوره حمد در نماز باشد صحیح نیست ولی اگر در غیر فاتحه قرائت شاذ را بخواند صحیح است. زیرا یقین ندارد که چیز واجبی از قرائت را به دلیل عدم قرآنی بودن قرائت شاذ ادا کرده باشد و اگر قرائت شاذ را در رکن واجب قرائت نکرد نمازش باطل نیست زیرا یقین ندارد که در نماز چیز باطل کنندهای را آورده باشد، به دلیل جواز اینکه از حروف سبعهای باشد که قرآن بر اساس آن نازل شده باشد.از میان علماء ابوبرکات بن تیمیةبراین باور است.197
1-3-4-1-2) قرائت شاذ در غيرنماز:
جمهور علماء بر جواز تدوين قرائت شاذ و يادگرفتن و ياد دادن آن و احتجاج به آن در زمینهی دراسات لغوي و کمک گرفتن از آن در بيان مراد از قرائت متواتر اتفاق دارند ولی در حجیت قرار دادن آن در زمينهي احكام فقهي دليلي بر اتفاق آن ندارند و به دو فرقه تقسیم میشوند:
گروه اول: اگر سند آن صحیح باشد میتوان در مباحث احكام فقهي به قرائت شاذ استدلال کرد. زيرا بر این باورند که قرائت شاذ به منزلهي خبر واحد عدل است.198 از قائلین این دیدگاه أبوحنيفه،199 قول راجح امام احمد،200 روایت ابن وهب از مالک،201 جمهور شافعیه از جمله ماوردی،202 ابن یونس،203 رافعی،204 ابن سبکی205 و اسنوی206 میباشند.207
گروه دوم: استدلال به قرائت شاذ را در احكام شرعي جایز نمیدانند و به نظر این گروه قرائت شاذ به منزلهي خبر واحد عدل نيست زيرا اجماع صحابه بر عدم نوشتن آن دليلي بر عدم قرآني بودن آن است.208 که این قول ظاهر مذهب امام شافعي209 از جمله امام غزالی،210 امام الحرمین،211 مذهب امام مالک،212 روایتی از امام احمد213 و قول ابن حزم214 است.
امام حرمین در کتاب «البرهان فی اصول الفقه» دلیل عدم احتجاج به قرائت شاذ را دو امر میداند، یکی اینکه قرآن پایه اسلام و قطب شریعت است و همهی اصول به آن برمیگردد و در دین امری بزرگتر از آن وجود ندارد و تا زمانی که دواعی و نفوس ضبط دین زیاد است جایز نیست امر را به نقل آحاد ارجاع بدهیم. دوم اینکه اصحاب رسول خدا ( در زمان عثمان ( بر آنچه بین دفتین است اجماع دارند و آنچه غیر از آن است دور انداختند.215
در میان علماء شیعه -همانطور که در صفحات قبل بیان شد216- افرادی امثال طوسی،217 خوئی،218 محمد هادی معرفت219 و طباطبائی220 و کسانی که باور دارند قرآن بر یک حرف نازل شده است،221به تواتر قراءات هفتگانه باور ندارند؛ بنابراین قراءات شاذ را هم حجت نمیدانند.
کسانی همچون علامه حلی،222 مححق ثانی،223 زین الدین عاملی،224 محمد عاملی،225 محدث حر عاملی226 و طباطبایی227 به متواتر بودن قراءات هفتگانه را باور دارند228 ولی قرائت شاذ را صحیح نمیدانند.
علامه طباطبائی در تفسیر «المیزان» میگوید: « هر کسى به کلام شیعه در این باب مراجعه کند خواهد دید که شیعه به قرائت نامبرده به عنوان یک دلیل معتبر و قاطع استدلال نکرده و چگونه چنین چیزى ممکن است، با وجود اینکه شیعه قراءات شاذ را حجت نمى داند، حتى آن قراءات را

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع علوم قرآن، امام صادق Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قراءات، مصاحف، شاذ، هفتگانه