منابع پایان نامه ارشد با موضوع عقل شهودی، پست مدرنیسم، پساساختارگرایی، ساختارگرایی

دانلود پایان نامه ارشد

اندازه که لوگوس، منبع ابزار معرفت انسانی است، شناخت امر مقدس نیز مقصد و مقصود نهایی معرفت است. (منصوری، 1393، ص. 11 ).
جایگاه قوه ی عاقله «دل» (قلب) آدمی است و نه سر (مغز) او. قوه ی عاقله در دل با ایمان ملاقات می کند و ایمان را از نور حکمت ذوقی سیراب می کند. طبق یک اصل سهل مابعدالطبیعی مهم، قوه عاقله ی تمام و کمال، هرگز نمی تواند منفک از ایمان باشد چرا که ایمان برای فعلیت یافتن امکانات تعقل در چارچوب یک وحی ضروری است و بنابراین رابطه ای تعاملی با تعقل دارد. (همان، ص. 11 ).
نصر ذات قدسی را بیشتر به خونی شبیه می داند که در شریان های سنت جاری و ساری است… سنت حضور ذات قدسی را به درون همه عالم گسترش می دهد و تمدنی می آفریند که درک ذات قدسی حضوری فراگیر در آن دارد. در این جا، آن تعالی گنونی در تعابیری دیگر بیان می شود : سنت مشتمل بر درک حقیقتی است که هم منشأ الهی دارد و هم در سراسر یک دور اصلی تاریخ بشر، به واسطه وحی، تدوام یافته است. همچنین متضمن حقیقتی باطنی است که در دل صور قدسی مختلف قرار گرفته است و منحصر به فرد است، چرا که حقیقت یکی است. به هر دومعنا، سنت ارتباط وثیقی با حکمت خالده دارد، اگر این اصطلاح را به معنای حکمتی بفهمیم که همیشه بوده است و همیشه خواهد بود؛ همچنین اگر آن را به مثابه ی امری بدانیم که هم از طریق انتقال عرضی و هم از طریق تجدید طولی، در اثر تماس با آن واقعیتی که در آغاز بوده و اینجا و اکنون هست نیز جاودانه شدن است. (نصر، 1390، ص. 161 ).
2 – حکمت خالده
حکمت خالده تشریح کننده منظومه فکری سنت گرایان است. در غرب، اصطلاح «فلسفه جاویدان» با اثر «آلدوس هاکسلی» به همین نام تداعی می شود. اما فارغ از برداشت طبیعت گرایانه هاکسلی از این مفهوم، آن چنان که نصر معتقد است، اصطلاح حکمت خالده، نخستین بار توسط «آگوستین استویخوس» در کتاب De perenni philosophia در 1540م به کار برده شد و لایب نیتس در نامه ای که در سال 1715 نوشت، بر سر زبان ها انداخت. حکمت خالده دلالت بر حقیقتی سرمدی در بطن همه سنت ها دارد که همان «سنت مقدس» در دین هندو و «الحکمه الخالده» یا «الحکمه اللدنیه» در اسلام است. (نصر، 1383، ص. 1 ).
حکمت خالده معادل های متنوعی در زبان های گوناگون دارد. در فارسی، با عنوان جاویدان خرد وصف شده و در زبان انگلیسی، دلایل زیادی برای معادل گزینی های متکثر دارد. شوآن آن را دیدگاه مابعدالطبیعه جهانی می داند، که از طریق سنت های مختلفی که منشأ آسمانی دارند بر آدمیان مکشوف شده است و برای آن معادل هایی نظیر «دین خالد» «دین دل». (همان، ص. 2 ).
تعریف مابعدالطبیعه به لحاظ ایجایی در نزد سنت گرایان، در نگاه اول، به تعاریفی کلی محدود شده است : «مابعدالطبیعه علمی است به دقت ریاضیات و با همان وضوح و اتقان، ولی تنها از راه شهود عقلی قابل حصول است و نه ابداً از طریق استدلال پردازی. از این رو، با فلسفه، آنگونه که معمولاً فهمیده می شود تفاوت دارد. به سخن دیگر، نوعی نظاره واقعیت است که تحقق یافتنش، معادل است با تقدس و کمال معنوی و بنابر این وصول به آن تنها در چارچوب یک سنت وحیانی میسر است». (نصر، 1967، ص. 81 ).
حکمت خالده که از نگاه سنت گرایان معرفتی است که همیشه بوده و خواهد بود، در قلب تمام ادیان و سنن وجود دارد؛ هر چند به دست خود انسان و توسط عقل شهودی قابل حصول است، ولی این امر متوقف بر چارچوبی است که سنت در اختیار انسان می گذارد؛ زیرا به گفته شوآن «حقیقت یک امر شخصی نیست و نمی تواند باشد». بنابراین، شهود های فردی و حقایق آشکار شده به واسطه آن شهود ها نمی توانند معتبر باشند. (امامی جمعه، طالبی، 1391، ص. 50 ).
منبع عقل شهودی؛ «الهام» و «تجربه ی روحانی» حکمت ذوقی است و بخشنده ی معرفت اصیل می باشد. در پرتو نور تعقل شهودی، هم نیروهای انفسی قوه ی عاقله به طور کامل قابل فهم است و هم نیروهای آفاقی آن؛ در نتیجه در صورتی که انسان از عقل شهودی قطع رابطه کند، این ساحت ها به «راز»هایی سر به مهر تبدیل می شوند. (منصوری، 1393، ص. 1 1).
عقل در حکمت خالده از دیدگاه دکتر نصر دارای دو نوع قوه یا نیرو است:
الف) عقل استدلالی«عقل منطق» reason : کار آن استنتاج نتایج جدید از گزاره های مفروض مورد اعتقاد یا معلوم است، نامیده شده و معادل «reison » در نظر گرفته می شود.
ب) عقل شهودی Intellect حکمت خالده مبتنی بدان می باشد و نتیجه آن مابعدالطبیعه به عنوان علم قدسی (مقدس) یا علم ربوبی است. در دیدگاه سنتی معادل«Intellect» به معنای رسوخ است. (همان، ص. 11 ).
شوآن بر این باور است که در اوضاع و شرایط متعارف، آگاهی ما از امور الهی بدواً از طریق وحی است و دسترسی ما به حقیقت این امور بعداً از راه تعقل شهودی حاصل می گردد که ذات آن امور را، که ورای صورت بندی های پذیرفته شده است بر ما آشکار می کند. وحی نوعی تعقل شهودی در جهان کبیر است حال آن که تعقل شهودی نوعی وحی در جهان صغیر است. (اولدمدو، 1382، ص. 219 ).
عقل شهودی در درون انسان و در جهان صغیر است و برخلاف عقل استدلالی، که در ساحت ذهن یا ساحت نفس است، عقل شهودی به بالاترین مرتبه وجود انسانی، یعنی روح تعلق دارد و روح یعنی ساحت یا مرتبه ای که در آن، انسان از محدوده و حصار و هویت شخصی خود در می گذرد و با خدا وحدت می یابد. روح وجه عدم تفرد آدمی، بلکه عدم آدمیت آدمی، یعنی وجه الهی آدمی است. به طوری که اگر نفس چیزی جز این نمی بود، یکسره ناآفریده و ناآفریدنی می بود. (ملکیان، 1380، ص. 424 ).
سنت عقلانی در اسلام با آنچه خردگرایی یا فلسفه اصالت عقل (راسیونالیسم) نامیده می شود، تفاوتی آشکار دارد. سنت عقلانیت اسلامی از جان مایه های وحیانی برخوردار است و چندان به اصالت عقل توجه ندارد. اما راسیونالیست ها، من دکارتی را الگوی خود قرار داده و به تعبیری اصل را بر اصالت عقل انسان قرار داده اند. به باور نصر «غفلت از دو جنبه عقل جزئی و در نتیجه یکی دانستن اسلام و راسیونالیسم، به جای بهره برداری از سرمایه عظیم حکمت اسلامی، حماقت محض است.» (دین پرست، 1385، ص. 64 ).
از آنجا که مقام نبوت افزون بر اتصالی که با مطلق دارد، مقام ارسال شریعت نیز هست در کیان هر دین عناصری دیگری از قبیل قوانین دین، شعائر، نمادهای دینی و اسطوره ها و اهمیت مقام کیان و نظام طبیعت نیز در مطلق بودن آن مشارکت دارند. از این رو، همانطور که تفاوت بنیانگذاران ادیان، مشمول قاعده مطلق نسبی می شود، گوناگونی شعائر و آداب و به طور کلی، تنوع محسوس در بعد ظاهری ادیان دلیلی بر بطلان آن ها نیست تا مطلق بودن آن ها را در محدوده خود نفی نماید. به عبارت دیگر، نسبی بودن مطلق نه تنها در ارتباط با مطلق، بذاته صادق و راهگشای تکثر است، بلکه توجیه گر مطلق دانستن هر دین از سوی متدینین به آن دین خاص و در عین حال، اعتقاد به وحدت متعالی ادیان است. (علیزاده، قائمی نیک، 1391، ص. 48 ).
بنابراین می توان گفت که علوم اسلامی بر پایه معرفت شناسی، انسان شناسی و جهان شناسی خاصی استقرار دارند که پرتو متافیزیک بر آن ها تابیده است؛ لذا بنابراین علوم اسلامی با عرفان پیوند دارند. آموزه متافیزیکی که با عرفان پیوند دارد و دستیابی به آن به واسطه آداب و شعائری است که از وحی برخواسته میسر است. از جلوه های توحید در بعد غیر بشری آموزه متافیزیکی است که بر اساس آن، هر چه به وجود آمده، به فرمان خدای واحد بوده است؛ یعنی جلوه توحید در سیر تکوین و اما در ارتباط با قوس صعود، جلوه توحید بدین صورت است که از طریق انسان کامل کثرت به وحدت می انجامد. همچنین گونه های دانش در اسلام به صورت سلسله مراتبی هستند که علی رغم کثرت آن ها و تعلق به بخش های مختلف عالم، با یکدیگر پیوند دارند و ساحت خود حقیقت را منعکس می کنند. آنچه وحدت بخش این دانش ها می باشد، رشته ای متافیزیکی بوده است. به علاوه، طلب معرفت در اسلام همواره امری معنوی شمرده می شده و این از جلوه های پیوند عرفان و علم در دین اسلام است. (احمدی، 1389، ص. 16 ).
البته می توان اینگونه تقریر نمود که سنت گرایان مبنای همه علوم را با جزئیات در قرآن و سنت های اسلامی نمی دانند و فقط معتقد به وجود اصول در قرآن هستند که در میان آنان نصر بیشتر از همه به این موضوع تکیه دارد، ولو می توان گفت هیچ یک از سنت گرایان توافق کاملی نسبت به این موضوع ندارند و هر کدام شیوه و روشی را معرفی می کنند که در بیشتر موارد مبهم و بدون راهنمایی کامل است و نمی توان از آنها بهره برد.
3- وحدت متعالی ادیان
جریان سنت گرایی رویکردی کلامی-فلسفی است که قائل اند کلمات حکیمانه و جاودانه از آغاز تاریخ بشریت موجود بوده اند. می توان آن ها را دینی به معنای وحیانی در نظر گرفت که پس از این نیز وجود خواهند داشت. مهمترین عقیده آن ها، حکمت جاودانه ای است که روح تمام ادیان است و هرسنتی، تجلی خاصی از آن می باشد. آن ها مطابق تفکر وحدت متعالی ادیان، می گویند: ادیانی که منشأ الهی دارند، در راستای رستگار کردن بشر در عرض همدیگرند. پیدایش رویکرد جریان حکمت خالده در میان جریانات جدید فلسفی و گروه های کلام سنتی، موجب طرح مسائل بنیادی و چالش برانگیز شد. از آنجا که ظهور و زایش این جریان در مغرب زمین اتفاق افتاد، در واقع همان زمانی است که سر و صدای آموزه های عصر بیداری «مدرنیته» در دنیای غرب طنین انداز شده است و غرب علم ضدیت با سنت را به دوش می کشید. رنه گنون به عنوان مؤسس این جریان در این باره می گوید : این کار(ضدیت با سنت)، به آسانی ممکن نبود و جریانی مانند جریان اصالت عقل، آن را هموار کرد. (قربانی، 1392، ص. 265 )
شوآن درباره وحدت متعالی ادیان اینگونه بیان می دارد که تنوع مذاهب به دور از اثبات های آن آموزه و بر خلاف شخصیت های مختلف یا وحی های گوناگون از درک عادی بشر، جوهر یکسان داشته اند و آن همان روشنگری است، اما با توجه به طبیعت انسان که بصورت متنوع و دارای خصوصیات گوناگون می باشد به صور گوناگون مطرح شده اند اما بطن تمام آن ها مبدأ هستی می باشند. (شوآن، 1961، ص . 4 ).

فصل چهارم امکان علم دینی از دیدگاه پساساختارگرایان

مقدمه
پساساختارگرایی یک مکتب فکری منسجم یا یک تئوری مشخص در حوزه خاصی از علوم نیست که بتوان به سادگی آن را توضیح داد و یا تفسیر نمود. پساساختارگرایی رویکردی است که در حوزه های چون جامعه شناسی، زبانشناسی، نقد ادبی، فلسفه و… رواج یافته است و در نتیجه، تجزیه و تحلیل آن کاری بس دشوار است به همین خاطر ما سعی می کنیم برخی از پیش فرض های مهم پساساختارگرایی را مورد بررسی قرار دهیم. تا کنون تعریف مشخصی از نهضت پساساختارگرایی ارائه نشده است، به همین دلیل اغلب این رویکرد و حتی متفکران آن مشترکاً زیر عنوان پست مدرن مطرح شده اند. به رغم همپوشانی بین پساساختارگرایی و پست مدرنیسم، می توان گفت پساساختارگرایی (دریدا، فمنیست های فرانسوی) نظریه دانش و زبان است، در حالی که پست مدرنیسم (فوکو، دریدا، لیوتار، بودریار) نظریه جامعه، فرهنگ وتاریخ است. به هر حال دو نقطه مشخص زمانی در پست مدرنیسم پساساختارگرا تشخیص داده می شود: زمان اول که به اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 متعلق است. با تأثیر از بارت و دریدا، زبان شناختی است یعنی جهت گیری آن متنی است. این پست مدرنیسم ساخت شکن، متن را با «مرگ مؤلف» رولان بارت مشهور شده بود. زمان یا گشتاور دیگر، به پست مدرنیسم پساساختارگرای فوکو و لاکان بر می گردد. این بیشتر به دهه 1980 مربوط است تا به دهه 1970، اگر چه اشاره دقیق به زمان ظهورش کار دشواری است. پیش فرض پست مدرنیسم پساساختارگرا مانند پست مدرنیسم ساخت شکن، نفی حقیقت متنیت و نشانه ها و نیز انکار بازنمایی است؛ به این معنا که بازنمایی ها یک حقیقت معین را نشان نمی دهد. (بناهان و دیگران ، 1392، صص. 80-79 ).
در قرن بیستم که عمدتاً صحنه حضور مکاتب فلسفی (پوزیتیویسم،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع مابعدالطبیعه، معرفت قدسی، علوم جدید، عقل شهودی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع کثرت گرایی، تاریخ فلسفه، ساختارگرایی، پساساختارگرایی