منابع پایان نامه ارشد با موضوع عدم تقارن، تقارن اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن اطلاعاتی

دانلود پایان نامه ارشد

نمايد . در اين ميان،محافظه كاري به عنوان يك مكانيزم قراردادي موثر می تواند رفتار جانبدارانه مدیر را خنثی نماید.
احمد و همكاران(2002)طی پژوهشی دریافتند كه شركتهاي بزرگ از روشهاي حسابداري محافظه كارانه تری نسبت به ساير شركتها استفاده ميكنند. همچنين نتايج تحقيق آنها نشان داد كه اگر تضاد منافع ميان اعتبار دهندگان و سهامداران در تقسيم سود وجود داشته باشد،در آن صورت مديران شركتهاي وام گيرنده، احتمالاً از رويه هاي محافظه كارانه تری استفاده می کنند.
لانگ و همكاران (1996) در پژوهشي تحت عنوان “اهرم مالي، سرمايهگذاري و رشد شركت” به بررسي تأثير اهرم مالي بر انگيزههاي سرمايهگذاري در شركتهاي صنعتي امريكا پرداختند. بحث آنها عمدتاً بر اين موضوع بود كه اهرم مالي انگيزههايي براي سرمايهگذاري در پروژههاي ضعيف را رقيق ميكند. بر اين پايه، آنها درصدد برآمدند نشان دهند در شركتهايي كه فرصت رشد ضعيفي دارند (نسبت کیو توبين در آنها كمتر از يك است) بين اهرم مالي و سرمايهگذاريهاي آتي ارتباط منفي وجود دارد.
استدلال آنها چنين بود: شركتهايي با نسبت کیو توبين بالا (چشم انداز رشد بيشتر) انتظار جريانهاي نقد بالا با ثروت خالص بيشتري دارند و اين انتظارات، مشكلات مربوط به خطر اخلاقي و انتخاب معكوسي را كه ذاتاً در تأمين اعتبار براي هر شركتي در بازار سرمايه وجود دارد، كاهش ميدهد. براي شركتهاي فوق، اهرم محدوديت كمتري براي سرمايهگذاري ايجاد ميكند، زيرا شركتهايي با چشمانداز رشد قوي به سهولت ميتوانند تأمين مالي مجددي در بازار سرمايه انجام دهند. براي
شركتهايي با نسبت کیو توبين پایين، اهرم محدوديتي براي سرمايهگذاري میحسوب ميشود، زيرا اين شركتها با توجه به چشم انداز رشد ضعيفي كه دارند، پي ميبرند كه مشكل است تأمين مالي مجددي داشته باشند. آنها هم چنين بيان كردند، با چنين استدلالي نميتوان ارتباط مثبت بين اهرم و ارزش شركت در شركتهايي با نسبت کیو توبين پايين را توضيح داد.

2-3-2- پژوهشهای داخلی
خدامی پور و مالکی نیا (1391) در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه بین میزان محافظهکاری شرطی و اخبار منفی آینده در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” به این نتیجه رسیدند که شرکتهایی که محافظهکاری شرطی بیشتری اعمال میکنند احتمال کاهش سود آینده آنها کمتر است. زیرا بیشتر اخبار بد را در دوره جاری شناسایی نموده و در نتیجه احتمال انتشار ناگهانی اخبار بد در مورد آنها کمتر است. هم چنین آنها به این نتیجه رسیدند که بین واکنش بازار به اخبار خوب و بد در مورد سود شرکتهای با محافظهکاری شرطی اعمال شده توسط آنها رابطه خطی معناداری وجود ندارد.
ثقفی و همکاران (1390) در پژوهشی با عنوان “کیفیت اطلاعات حسابداری، سرمایهگذاری بیش از حد و جریان نقد آزاد” به بررسی رابطه میان کیفیت اطلاعات حسابداری، سرمایه گذاری بیش از حد و جریان نقد آزاد پرداختهاند. نتایج و یافتههای آنها نشان میدهد که هر چه کیفیت اطلاعات حسابداری بالاتر شود، مسئلۀ سرمایهگذاری بیش از حد کمتر به وجود میآید و این رابطه در شرکتهایی با
جریانهای نقد آزاد بالا بیش تر رخ میدهد و تأثیر کاهش سرمایهگذاری بیش از حد از طریق کیفیت اطلاعات حسابداری در این شرکتها به مراتب بیشتر است.
هاشمی و همکاران (1390) در پژوهشی با عنوان “تأثیر محافظهکاری شرطی بر هزینه سرمایه سهام عادی” به بررسی رابطه بین محافظه کاری شرطی و هزینه سرمایه سهام عادی پرداختند و دریافتند که بین محافظهکاری شرطی و هزینه سرمایه سهام عادی، رابطه معکوس و معناداری هست. همچنین بین محافظهکاری شرطی و هزینه پرتفوی سهام عادی رابطه مثبتی وجود دارد.
بادآور نهندی وهمکاران (1390) در پژوهش خود با عنوان “بررسی رابطه بین برخی مکانیزم های نظام راهبردی شرکت ها و محافظه کاری در گزارشگری مالی” با استفاده از دو مدب باسو (1997) و رویچودهاری و واتز (2006) به بررسی رابطه بین مالکیت سهامداران نهادی، تمرکز مالکیت و استقلال اعضای هیات مدیره به عنوان مکانیزم های نظام راهبری شرکت ها و محافظه کاری پرداختند. نتایج بیانگر عدم رابطه بین مکانیزم های نظام راهبری شرکت ها و محافظه کاری در گزارشگری مالی است.
احمدپور و همکاران (1389) در پژوهش خود به بررسي تأثير حاكميت شركتي و كيفيت حسابرسي بر هزينه تأمينمالي از طريق بدهي (استقراض) پرداختهاند. نتایج حاکی از این بود كه وجود سهامداران نهادي عمده در تركيب سهامداران و نظارت كاراي آنها تأثير كاهشي معنادار بر هزينه بدهي شركتهاي عضو نمونه دارد در حالي كه كيفيت حسابرسي اين گونه تأثيری را ندارد
ثقفی و عرب مازاریزدی (1389) در پژوهشی با عنوان “کیفیت گزارشگری مالی و ناکارآیی
سرمایهگذاری” به بررسی رابطه میان کارآیی سرمایهگذاری و کیفیت گزارشگری پرداختهاند. در این پژوهش انحراف منفی از سرمایهگذاری مورد انتظار (سرمایهگذاری کم تر ازحد) و انحراف مثبت از سرمایهگذاری بهینه (سرمایهگذاری بیش از حد) به عنوان ناکارآیی سرمایه گذاری مطرح شده است. نتایج و یافتههای آنها نشان میدهد که هیچ گونه رابطهای بین کیفیت گزارشگری مالی و ناکارآیی سرمایه گذاری وجود ندارد. کرمی وعمرانی(1389) به بررسی رابطه ی تأثيرچرخه ي عمر شركت و محافظه كاري بر ارزش شركت پرداختند.نتايج بررسی آنها نشان مي دهد كه در مراحل رشد و بلوغ،سرمايه گذاران اهميت بيشتري به خالص داراييهاي عملياتي و سود عملياتي غيرعادي شركتهاي محافظه كار(نسبت به شركتهايي كه از رويه هاي حسابداري متهورانه استفاده مي كنند)مي دهند و در مرحله ي افول عكس اين موضوع صادق است.
نوروش و يزداني (1388) در پژوهشي تحت عنوان “اهرم مالي و سرمايهگذاري” به بررسي تأثير اهرم مالي بر تصمیمهای سرمايهگذاري در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختهاند. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که رابطۀ منفي و معنيداري بين اهرم و سرمايهگذاري برقرار است. هم چنين، نتايج نشان ميدهد كه ارتباط اهرم – سرمايهگذاري براي شركتهاي با فرصت رشد كمتر، قويتر از شركتهاي با فرصت رشد بيشتر است. ایشان براي آزمون فرضيههاي پژوهش از روش رگرسيون تركيبي و آزمون هاي ضريب لاگرانژ و هاسمن استفاده کردهاند.
تهراني و حصارزاده (1388) به بررسي تأثير جريانهاي نقدي آزاد و محدوديت تأمين مالي بر بيش سرمايهگذاري و كمسرمايهگذاري در 120 شركت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طي دوره زماني 1379 تا 1385پرداختند. نتايج پژوهش آنها نشان ميدهد كه رابطه بين جريانهاي نقدي آزاد و بي سرمايهگذاري مستقيم و به لحاظ آماري معنيدار است. بين محدوديت در تأمين مالي و كمسرمايهگذاري در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنيداري وجود ندارد.
رحیمیان و همکاران(1388) رابطه برخی از سازوکارهای حاکمیت شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی را مورد بررسی قرار دادند و نتایج نشان داد بین واحد حسابرس داخلی و نسبت مدیران غیر موظف و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معناداری وجود ندارد اما میان درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه منفی معنادار وجود دارد
نوروش و ابرهيمي كردلر(1384) درتحقيقي به بررسي رابطه تركيب سهامداران با تقارن اطلاعات وسودمندي معيارهاي حسابداري عملكرد پرداختند . يافته هاي اين تحقيق،نشان داد كه درشركتهايي كه مالكيت نهادي بيشتري دارند در مقايسه با شركتهايي كه مالكيت نهادي كمتري دارند،قيمتهاي سهام،اطلاعات سودهاي آتي را بيشتر دربرميگيرد.اين يافته بامزيت نسبي سهامداران نهادي درجمع آوري وپردازش اطلاعات مطابقت دارد.

جدول 2-1، خلاصه و جمعبندی پژوهشات انجام شده
نتیجه
موضوع
سال
نام محقق (محققان)
شرکتهای با محافظهکاری شرطی بالاتر، سرمایهگذاری کمتر از حد بیشتری دارند و از طرفی شرکتهایی که محافظهکاری غیر شرطی بالاتری دارند، سرمایهگذاری بیشتر از حد بیشتری دارند.

تأثیر محافظهکاری حسابداری بر رفتار سرمایهگذاری شرکت

2013

ایشیدا و ایتو
شرکتهای با رشد بالا مشکلات مربوط به سرمایهگذاری کمتر از حد را با استفاده از کاهش اهرم خود و نه با استفاده از کوتاهتر کردن سررسید بدهی کنترل میکنند. نتایج پژوهش همچنین نشان میدهد که در تطابق با فرضیه ریسک نقدینگی بین اهرم مالی و سررسید بدهی ارتباط مثبتی وجود دارد و اهرم نیز دارای اثر منفی برروی سرمایهگذاری شرکت است. این نتیجه نیز با فرضیه سرمایهگذاری کمتر از حد سازگار است.

اهرم مالی، سررسید بدهی و سرمایه گذاری شرکت، یک مطالعه موردی

2011

دانگ
بيشتر شركتهاي محافظهکار، تمايل كمتري به سرمايهگذاري بيش از حد و كمتر از حد دارند. علاوه بر اين، يك رابطۀ مثبت ميان محافظهکاري وبهرهوري يافتند و هيچگونه شواهدي مبني بر اينكه شركتهاي محافظهكارتر، درطرحهاي كم ريسكتر سرمايهگذاري كنند، نيافتند.
محافظهکاري حسابداري و كارآيي سرمايهگذاري
2010

لاراوهمكاران

نتايج بيانگر رابطه منفي بين محافظهکاري و سرمايهگذاري شركت و عملكرد عملياتي آتي براي شركتهايي بود كه با محدوديت مالي مواجه بودند. اين همبستگي منفي بين سرمايهگذاري و محافظهکاري را ميتوان با استفاده از ادبيات توجيه كرد. به اينصورت كه محافظهکاري ميتواند موجب ايجاد انگيزههاي ناسالم در جهت سرمايهگذاري توسط مديران شود و آنها از پذيرش پروژههايي با خالص ارزش فعلي مثبت صرف نظر كنند.

محافظهکاري حسابداري و سرمایهگذاری

2010

ماتائو
بين نسبت بدهي با محافظه كاري رابطه مثبت و معناداري برقرار است؛ يعني با افزايش سطح بدهي تقاضا براي محافظه كاري افزايش مي يابد. آنها توضيح دادند كه پايين بودن مالكيت مديريتي منجر به شديد تر شدن مشكلات نمايندگي مي شود و بدين وسيله تقاضا براي محافظه كاري حسابداري افزايش مي يابد.

رابطه درصد مالكيت مديران با محافظه كاري

2010

لافوندر ويچودهاري
یک ارتباط منفی معنا دار بین خالص تأمین مالی خارجی و بازده آتی سهام وجود دارد.
تأمین مالی خارجی، دستیابی به بازارهای بدهی و بازده سهام
2009
لام و وی
آنها دریافتند هنگامي كه هزينه هاي نمايندگي بدهي بالاتر است اين شروط بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرند. با اين حال شواهد ايشان بيانگر اين بود كه شروط قراردادي تقاضاي اعتباردهندگان را براي محافظه كاري به تنهايي برآورده نمي سازد، و لازم است براي كاهش هزينه هاي نمايندگي بدهي از حسابداری محافظه کارانه استفاده شود.

بررسي شروط محافظه كارانه گنجانده شده در قراردادهاي بدهي

2008

بيتي،وبر و يو
با استفاده ازسه معيار محافظهكاري عدم تقارن زماني، اقلام تعهدي و ارزشهاي بازار نشان دادند كه بين اندازه شركت و محافظهكاري اندازهگيري شده با استفاده از:
الف) معيار اقلام تعهدي، رابطه مثبت و معنادار
ب) معيار ارزش بازار، فاقد رابطه معنادار
ج) معيار عدم تقارن زماني، فاقد رابطه معنادار است.
رابطه محافظهكاري با سازوكارهاي راهبري شركتي
2007

احمد و دولمان
محافطهکاری و عدم تقارن اطلاعاتی در میان استفادهکنندگان و مدیریت شرکت و حتی بین خود گروههای استفاده کننده را تشدید میکند.
رابطه بین محافظهکاری و عدم تقارن اطلاعاتی بین استفاده کنندگان صورتهای مالی
2006

لافوند و واتز
كيفيت حسابداري بالاتر، كارآيي سرمايهگذاري را با كاهش عدمتقارن اطلاعاتي بين مديران و تأمينكنندگان خارجي سرمايه، تقويت میکند. آنان همچنين بيان کردند كه در كشورهايي كه تأمين مالي عمدتاً از طريق معاملات در شرايط عادي (بازار سرمايه) انجام ميشود، در مقايسه با آنهايي كه تأمين مالي بيشتر از طريق اعتباردهندگان (مانند بانك هاي دولتي) انجام ميشود، ارتباط بين كيفيت حسابداري و كارآيي سرمايهگذاري بيشتر خواهد بود.
ارتباط بین کیفیت حسابداری و سرمایه گذاری
2006

بيدل و هيلاري
ارتباط منفي براي شركتهاي با

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع اطلاعات مالی، سررسید بدهی، عدم تقارن، کیفیت اطلاعات Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع رگرسیون، اثرات ثابت، مدل رگرسیون، متغیر مستقل