منابع پایان نامه ارشد با موضوع شاهنامه فردوسی، اصول طراحی

دانلود پایان نامه ارشد

در بجام بلور /بخوردند تا در سر افتاده شور
چنین گفت فرزند را زال زر/ که ای نامور پور خورشیدفر
دلیرانت را خلعت و یاره ساز/ کسی را که باشند گر دنفراز
ببخشید رستم بسی خواسته/ ز خوبان و اسپان آراسته
وزان پس پراگنده شد انجمن/بسی خواسته یافته تن بتن
سپهبد بسوی شبستان خویش/ بیامد بران سان که بد رسم و کیش
تهمتن همیدون سرش پر شتاب/ بیامد گرازان سوی جای خواب
بخفت و بخواب اندر آمد سرش/ برآمد خروشیدنی از درش
که پیل سپید سپهبد ز بند / رها گشت و آمد بمردم گزند
چو زان گونه گفتارش آمد به گوش/ دلیری و گردی درو کرد جوش
دوان رفت و گرز دنیا بر گرفت/ برون آمدن را ره اندر گرفت
کسانی که بودند بر درگهش/ همی بسته کردند بر وی رهش
که از بیم اسپهبد نامور/ چگونه گشاییم پیش تو در
شب تیره و پیل جسته بند/ تو بیرون شوی کی بود این پسند
تهمتن شد آشفته از گفتنش/ یکی مشت زد بر سر و گردنش
بران سان که شد سرش مانند گوی / سوی دیگران اندر آورد روی
رمیدند ازان پهلو نامور/ دلاور بیامد بنزدیک در
بزد گر و بشکست زنجیر و بند/ چنین زخم ازان نامور بد پسند
برون آمد از در بکردار باد/ بدست اندرش گرز و سر پر ز باد
همی رفت تازان سوی ژنده پیل/خروشنده مانند دریای نیل
نگه کرد کوهی خروشنده دید/ زمین یر او دیگ جوشنده دید
رمان دید ازو نامداران خویش/ بران سان که بیند رخ گرگ میش
تهمتن یکی نعره زد همچو شیر/ نترسید و آمد بر او دلیر
چو پیل دمنده مر او را بدید/ بکردار کوهی بر او دوید
برآورد خرطوم پیل ژیان / بدان تا بپهلو رساند زیان
تهمتن یکی گرز زد بر سرش/ که خم گشت بالای که پیکرش
بلرزید بر خود که بیستون/ بز خمی بیافتاد خوار و زبون
بیفتاد پیل دمنده ز پای/ تهمتن بیامد سبک باز جای
بخفت و چو خورشید از خاوران / برآمد بسان رخ دلیران
بزان آگهی شد که رستم چه کرد/ ز پیل دمنده برآورد گرد
بیک گر ز بشگست گردنش را / بخاک اندر افگند مر تنش را
سپهبد جو بشنید ز ایشان سخن / که چون بود ز آغاز کردار بن
بگفتا دریغا چنان ژنده پیل / که بودی خروشان چو دریای نیل
بسا رزمگاها که آن پیل مست / بحمله همی پاک بر هم شکست
اگر چند در رزم پیروزگر/ بدی به ز وی رستم نامور
بفرمود تا رستم آمد برش/ ببوسید با دست و یال و برش
بدو گفت کای بچه نر شیر/ برآورده چنگال و گشته دلیر
بدین کودکی نیست همتای تو/ بفر و بمردی و بالای تو

3-8-4- تحلیل نگاره
در این نگاره رستم را می بینیم که درحال کوفتن گرزی بر سرفیل سفید است. در این تصویر بزرگی رستم و کوچکی افراد در پس زمینه می‌تواند نشان از تلاش هنرمند برای ایجاد عمق در تصویر باشد. ولی بزرگی قابل ملاحظه رستم نسبت به فیل صرفاً به دلیل بزرگنمایی قدرت اوست.
تلاش برای عمق نمایی را بار دیگر در طراحی طاق در ورودی و آجرکاری زیر پای رستم و در اتاق‌های بالا مشاهده می‌کنیم. دیوار سمت چپ تصویر با آجرهای اریب نیز گویای همین مطلب هستند ولی پنجره روی دیوار کاملاً از روبرو قرار گرفته است.
پیکره‌هایی که درون قصر به نظاره نشسته اند بسیار رسمی نقش شده اند. اما پیکره‌های درون حیاط بسیار طبیعت گرایانه هستند. لطافت خطوط در طراحی بدن رستم حالت دست وانگشتان او، شخصی که زیر پای فیل خود را جمع کرده و سنگینی بدن فرد بی هوش در دستان افرادی که به کمک آمده‌اند، همگی بر این موضوع اشارت دارند.
که این نشان از تلاش هنرمند در باز نمود عینی پیکره‌ها در حالت‌های طبیعی خود به جای قرار دادن پیکره‌هایی با اصول طراحی خاص می باشد که در این مکتب بدان بر می‌خوریم.
3-8-5- تحلیل خطی و رنگی

3-9- نگاره‌ی «۰۸۰- چ»کشته شدن نوذر به دست افراسیاب

تصویر ۱۶-۳ «۰۸۰- چ»کشته شدن نوذر به دست افراسیاب
3-9-1- نوشتار نگاره
کادربالا: قان اغلدی وایتدی که ای شاه کم کرده راه نه بد که سکا طوغروله لایقدر جمله یرامزلقلرسکا مناسبدر نظم بدو گفت هر بد که آید سزاست / بگفت و براشفت و شمشیر خواست
بزد کردن نودر تاجدار/ تنش را بخاک اندر افکند خوار
شدان یاکار منوچهر شاه/ تهی ماند ایران زتخت و کلاه
کادر پایین: استاد قولنجه افراسیاب که نودره عقاب امیز جواب و خطاب ایتدی اندن غضبه کلوب شمشیر استدی یرندن قالقوب بارکاهی اوکنده کندو الیله نودرک کردننه بر شمشیر اوردی وجودینی خوارایدوب خاکه براقدی لاجرم اول منوچهر یادکاری ملک بقایه کتدی ایران ولایتی بالکلیه تخت و تاجدن تهی قالدی بو طریقله نودرک کاری باشه یتوب افراسیاب النده قتل اولدی نظم
3-9-2- ترجمه نوشتار نگاره
خون گریه کرد و ناله کرد که ای شاه گمراه چه بد…
به گفته فردوسی افراسیاب به نوذر سخنانی عقاب‌آمیز زد، سپس خشمگین شد و از جای برخاست‌ و شمشیرش را طلب‌کرد و در بارگاه خودش و با دست خودش بر گردن نوذر شمشیر زد و نوذر را بر زمین انداخت و وجودش را خوار کرد. بدین ترتیب، یادگار منوچهر به دنیای باقی رفت و کشور ایران بدون پادشاه و خالی از تخت و تاج شد و به این طریق نوذر توسط افراسیاب به قتل رسید.

3-9-3- متن اصلی از شاهنامه فردوسی
جلد دوم کتاب شاهنامه‌ی فردوسی بر اساس چاپ مسکو، به کوشش دکتر سعید حمیدیان، داستان پادشاهی نوذر، بیت ۴۱۹ الی ۴۵۱. ابیات نوشته شده در نگاره، به ترتیب شماره ۴۳۰ و ۴۳۱ و ۴۳۲ هستند.
سوی شاه ترکان رسید آگهی/ کزان نامداران جهان شد تهی
دلش گشت پر آتش از درد و غم/ دو رخ را بخون جگر داد نم
برآشفت و گفتا که نوذر کجاست/ کزو ویسه خواهد همی کینه خواست
چه چاره است جز خون او ریختن/ یکی کینه نو برانگیختن
بدژخیم فرمود کو را کشان/ببر تا بیاموزد او سرفشان
سپهدار نوذر چو آگاه شد/ بدانست کش روز کوتاه شد
سپاهی پر از غلغل و گفت و گوی/ سوی شاه نوذر نهادند روی
ببستند بازوش با بند تنگ/ کشیدندش از جای پیش نهنگ
بدشت آوریدندش از خیمه خوار/ برهنه سر و پای برگشته کار
چو از دور دیدش زبان برگشاد/زکین نیاکان همی کرد یاد
ز تور و ز سلم اندر آمد نخست/ دل و دیده از شرم شاهان بشست
بدو گفت هر بد که آید سزاست/ بگفت و بر آشفت و شمشیر خواست
بزد گردن خسرو تاج دار/تنش را به خاک اندر افگند خوار
شد آن یادگار منوچهر شاه/ تهی ماند ایران ز تخت و کلاه
ایا دانشی مرد بسیار هوش/ همه چادر آزمندی مپوش
که تخت و کله چون تو بسیار دید / چنین داستان چند خواهی شنید
رسیدی به جایی که بشتافتی/سرآمد کزو آرزو یافتی
چه جویی ازین تیره خاک نژند/ که هم بازگرداندت مستمند
که گر چرخ گردان کشد زین تو/ سرانجام خاک است بالین تو
پس آن بستگان را کشیدند خوار/ بجان خواستند آنگهی زینهار
چو اغریرث پر هنر آن بدید/ دل او ببر در چو آتش دمید
همی گفت چندید سر بی گناه/ ز تن دور ماند بفرمان شاه
بیامد خروشان به خواهشگری/ بیاراست با نامور داوری
که چندید سرافراز گرد و سوار/ نه با ترگ و جوشن نه در کار زار
گرفتار کشتن نه والا بود/ نشیبست جایی که بالا بود
سزد گر نیاید بجانشان گزند/ سپاری همیدون بمن شان ببند
بریشان یکی غار زندان کنم/ نگهدارشان هوشمندان کنم
بساری بزاری برآرند هوش/ تو از خون بکش دست و چندین مکوش
ببخشید جان شان بگفتار اوی/ چو بشنید با درد پیکار اوی
بفرمودشان تا بساری برند / بغل و بمسمار و خواری برند
چو این کرده شد ساز رفتن گرفت/ زمین زیر اسپان نهفتن گرفت
ز پیش دهستان سوی ری کشید/ از اسپان برنج و بتک خوی کشید

3-9-4- تحلیل نگاره
این نگاره کشته شدن نو‌ذر بدست افراسیاب را نمایش می‌دهد. باردیگر صحنه‌ی قتل در پایین کادر و بر روی قالیچه ایی از روبرو نمایش داده شده، قرار گرفته است. نوذر با دستان بسته از پشت سر نمایش داده شده است. بر روی قالی زانو زده است و همان دم است که افراسیاب سرش از بدن جدا کرده است. در سمت چپ این صحنه سربازان افراسیاب یاران نوذر را که بی‌تاب هستند محاصره کرده‌اند. استفاده از نیم‌رخ و تمام‌رخ در چهره را در نقاشی‌های نقاش دربار عثمانی می بینیم که جزو خصلت‌های این مکتب است.در این‌جا علاوه بر پیکره‌هایی که چهره شان نیم‌رخ نمایش داده شده است اسبی را مشاهده می‌کنیم که از روبه‌رو به این صحنه نگاه می‌کند. استفاده از صورت‌های انسانی و حیوانی در صخره‌ها یکی دیگر از ویژگی‌های نگارگری مکتب عثمانی است که نمونه‌های آن رادر نگاره‌های مختلف می توان دید. در این نگاره نیز با دقت درصخره‌ها چهره‌هایی نقش شده اند که چندان واضح نیستند بلکه حالتی بین برش‌های یک صخره و یک شمایل دارند.
در بالای تصویر در دوردست برج و باروهای یک شهر دیده می شود که با وجود کوچکی در اندازه با جزییات فراوان ترسیم شده است. نگارگران عثمانی در بازنمود جزییات معماری بسیار دقیق عمل می‌کردند، هرچند که شیوه ترسیم پرسپکتیو بناها اشتباه است ولی تلاش آن‌ها در این جهت تحسین برانگیز است.

3-9-5- تحلیل خطی و رنگی

3-10- نگاره‌ی «۰۸۸- ر» رستم افراسیاب را با کمربند بلند می‌کند

تصویر۱۷-۳ «۰۸۸- ر» رستم افراسیاب را با کمربند بلند می‌کند
3-10-1- نوشتار نگاره
کادربالا: رستم ای کوردی اختیاری قالمدی رخشن جهان پیماایله اوزرینه واردی کرزکاو سرایسه یاننده ایدی النه الوب افراسیابی تمام حمله التنه که الدی همان کرزی خانۀ زینه قویوب کمرکاه افراسیابه چنک اوردی خواه ناخواه انی اَیَر ارقه سندن قوپاردی قولنک اوزینه الدی
کادر پایین: و مرادایتدی که دستند ایکن کیقبادک اوکنه الوب کیده ابتدا جنکی خاطر نشانی اوله انا قوّت پنجه ارستمدن وزور افراسیابدن دوال کمر پایدار اولمدی اخرفر لدی و افراسیاب رستم الندن دوشدی باشی طپراغه راست کلدی سوارلرانی یردن قاپوب کوتوردیلر
3-10-2- ترجمه نوشتار نگاره
وقتی رستم او را دید بی‌اختیار با رخش جهان‌پیمایش به سوی او تاخت،گرزگاو‌سر هم در همراهش بود تمام آلات جنگی افراسیاب را به دست گرفت و گرز را بر روی زین اسب گذاشت و کمربند افراسیاب را گرفت.
بالاخره افراسیاب از دست رستم جست و بر روی خاک افتاد سربازانش اون رو از روی زمین بلند کردند و بردند.

3-10-3- متن اصلی از شاهنامه فردوسی
جلد دوم کتاب شاهنامه‌ی فردوسی بر اساس چاپ مسکو، به کوشش دکتر سعید حمیدیان، داستان کیقباد، بیت ۲۶ الی ۶۴. نوشته‌ی نگاره مطابق با ابیات ۴۴ الی ۴۹ می‌باشد.

چو رستم بديد آنك قارن چه كرد/ چه گونه بود ساز ننگ و نبرد
بپيش پدر شد بپرسيد ازوى/ كه با من جهان پهلوانا بگوى‏
كه افراسياب آن بد انديش مرد/ كجا جاى گيرد بروز نبرد
چه پوشد كجا بر فرازد درفش/ كه پيداست تابان درفش بنفش‏
من امروز بند كمرگاه اوى/ بگيرم كشانش بيارم بروى‏
بدو گفت زال اى پسر گوش دار/ يك امروز با خويشتن هوش دار
كه آن ترك در جنگ نر اژدهاست/ در آهنگ و در كينه ابر بلاست‏
درفشش سياهست و خفتان سياه/ ز آهنش ساعد ز آهن كلاه‏
همه روى آهن گرفته بزر/ نشانى سيه بسته بر خود بر
ازو خويشتن را نگه‏دار سخت/ كه مردى دليرست و پيروز بخت‏
بدو گفت رستم كه اى پهلوان/ تو از من مدار ايچ رنجه روان‏
جهان آفريننده يار منست/ دل و تيغ و بازو حصار منست‏
برانگيخت آن رخش رويينه سم/ بر آمد خروشيدن گاودم‏
چو افراسيابش بهامون بديد/ شگفتيد ازان كودك نارسيد
ز تركان بپرسيد كين اژدها/ بدين گونه از بند گشته رها
كدامست كين را ندانم بنام/ يكى گفت كين پور دستان سام‏
نبينى كه با گرز سام آمدست/ جوانست و جوياى نام آمدست‏
بپيش سپاه آمد افراسياب/ چو كشتى كه موجش برآرد ز آب‏
چو رستم ورا ديد بفشارد ران/ بگردن برآورد گرز گران‏
چو تنگ اندر آورد با او زمين/ فرو كرد گرز گران را بزين‏
ببند كمرش اندر آورد چنگ/ جدا كردش از پشت زين پلنگ‏
همى خواست بردنش پيش قباد/ دهد روز جنگ نخستينش داد
ز هنگ سپهدار و چنگ سوار/ نيامد دوال كمر پايدار
گسست و بخاك اندر آمد سرش/ سواران گرفتند گرد اندرش‏
سپهبد چو از چنگ رستم بجست/ بخائيد رستم همى پشت دست‏
چرا گفت نگرفتمش زير كش/ همى بر كمر ساختم بند خوش‏
چو آواى زنگ آمد از پشت پيل/ خروشيدن كوس بر چند ميل‏
يكى مژده بردند نزديك شاه/ كه رستم بدرّيد قلب

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع شاهنامه فردوسی، حسین کرد Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع شاهنامه فردوسی