منابع پایان نامه ارشد با موضوع سیر تاریخی، قرون وسطی، سیر تکاملی، قرن نوزدهم

دانلود پایان نامه ارشد

لیس للحب أوان (1997م).
آثار غیر ادبی: آثار غیر ادبی که شامل دو بخش می باشد: مقالات و اقتصادیات.6
غیر از آثار ذکر شده، فاروق جویده اشعاری را نیز در سایت رسمی خود نگاشته است که در بیشتر آن ها از ظلم و ستم و خفقان موجود در مصر و سرزمین های اسلامی سروده است.
همچنین در این پژوهش، بیش از صد و سی منبع استفاده شده است. بیشترین قسمت این منابع به کتاب های معتبر نقدی و ادبی اختصاص دارد. در بخش دیگری از مقالات و سایت های معتبر نیز استفاده شده است.

فصل اول
سیر رومانتیسیسم در اروپا

1_ مفاهیم و کلیات
مقدمه
رومانتیسیسم، جریان حاکم بر جامعه ای است که از سختگیری ها و تعصب های کلاسیک آن دلزده شده اند و خواهان آزادی عمل بیشتری برای خود هستند. نخستین جنبش های این مکتب در اروپا به وجود آمد و بسیاری از نویسندگان در مخالفت با مکتب کلاسیسیسم، آرا و نظرات خود را با عنوان مکتبی جدید بیان ساختند. اما این مکتب به وجود آمده در ادبیات اروپایی، سیر تکاملی به خود گرفته و در کشورهای مختلف اروپایی مسیرش را پیمود. از این رو، در این فصل سعی بر آن شده است تا تصویری کامل از چگونگی تشکیل مکتب رومانتیسیسم در اروپا و ادبیات آن ارائه گردد. بنابراین نخست به سیر لغوی و اصطلاحی این واژه در اروپا اشاره و سپس به سیر تکامل و تاریخی این واژه در کشورهای اروپایی از جمله انگلیس، آلمان و فرانسه اشاره می شود. پس از آن، با بیان موضوعات رومانتیسیسم در ادبیات غرب، به بیان این مکتب در ادبیات سه کشور نامبرده پرداخته می شود.
1_1_ سیر لغوی واژه رومانتیسیسم
از آن جا که هر واژه ای در ادبیات دارای جایگاه خاص خود است، مفاهیم مخصوص و مرتبط به خود را دارد. بر این اساس، واژه رومانتیسیسم نیز در میان ادبیات مختلف و ادیبان آن ها دارای مفاهیم و جایگاه ویژه خود می باشد.
نقل قول های مختلفی دربارۀ اطلاق لفظ رمانتیک و مشتقات زبانی آن وجود دارد. ولی ترجیحاً، این واژه از ریشۀ اصلی خود یعنی «رومان» به معنی قصه های خیالی طویل یا یکی از قصه های عاشقانه ای چه به صورت نثر و چه نظم در قرون وسطی رواج داشت، نشأت گرفته است.7
«در قرون وسطی کلمه romance ( رمانس) بر زبان های بومی و محلی تازه ای دلالت می کرد که از زبان لاتین مشتق شده بودند».8
این واژه، بیشتر بر مناظر طبیعی و روستایی پر از جذابیت و وحشتناکی که جهان اسطوره و خرافه و مواضع شاعرانه را بیان می کرد، اشاره می نمود.9
«در همان قرون وسطی، کلمات romance، enromancier، romanz ترجمه یا تصنیف کتاب به زبان بومی را معنی می داد. بدین ترتیب کارهایی که در این زمینه ارائه می شد به اسامی roman، romanzo، romance، romanz نامیده می شد. تا آن که رمان یا رمانتromant به عنوان کار خیال انگیز و با وقار شناخته شد. این اصطلاح هم چنین در معنای « کتاب عامه پسند» نیز به کار رفت و سپس در مفاهیم چیزی تازه، متفاوت، غیر عادی استعمال شد».10
هم چنین، « لاوجوی محقق آمریکایی، می گوید: رمانتیسم از رمانتیک مشتق شده است، اما از این واژه همه نوع معنی حاصل می شود الا آن که خودش هیچ معنایی ندارد».11
«جی بارزون با ذکر مثال هایی نشان می دهد که چگونه لفظ رمانتیک مترادف شده است با واژگانی کاملاً مناسب با نیازهای شخصی و اختصاصی «نظیر: جالب، مطنطن، محافظه کار، احساساتی، ذوقی، بی شکل، پوچ، قهرمانی، غیر عقلائی، مادی گرایانه، غیر خود خواهانه، افسانه وار، نوردیک12، زینتی، واقعی، غیر واقعی، احمقانه». باز هم شخص می تواند متردافات دیگری نظیر: «متهوّر، دلیر، غیرعادی، باشکوه، صبور و وحشی» را نیز بدان بیفزاید».13
1_2_ سیر اصطلاحی واژه رومانتیسیسم
هر مکتب نو ظهوری، در برگیرنده معانی و تعاریف متفاوت زیادی است. این قبیل معانی خواه از جانب طرفداران آن مکتب بوده و یا از جانب مخالفان آن مکتب. ولی به هر حال آن چه که مهم است، این است که مکتب ادبی رومانتیسیسم در نظر بسیاری از ناقدان و طرفداران رومانتیسیسم دارای اعتبار بوده و معانی مختلفی را در بر گرفته است، و هر یک از آنان بنا بر برداشت خود، معانی مختلفی برای رومانتیسیسم تعریف کرده اند.
«یکی از منتقدان در دهه1940 میلادی، بالغ بر یازده هزار تعریف در باب رمانتیسیسم گردآوری کرده است. همچنین یکی از منتقدان بزرگ انگلیسی، موریس بورا، بر این باور می باشد که کلمه رمانتیک آن چنان گسترده و وسیع و برای اغراض مختلفی به کار رفته است که منحصر کردن آن به یک معنای منفرد، غیر ممکن به نظر می رسد و هر گونه تلاش برای ارائه تعریفی تازه از آن نیز همین حکم را دارد».14
هم چنین ای.بی. بورگام در سال 1941چنین هشدار می دهد که: کسی که در صدد ارائه تعریفی از رومانتیسیسم برآید به کاری مخاطره آمیز دست زده که کسان بسیاری را ناکام گذاشته است. وی این هشدار را در مقاله ای که در همان سال در مجله کینیون چاپ کرده بود، داده است. ولی با این حال ناقدان را از تلاش برای یافتن معنای آن منع ننموده است.15
تنوع حیرت انگیزی که در تعریفات و معانی رمانتیک و احساس نارضایتی از آن، یکی از دلائل شُکوه در طول زمان های طولانی بوده است. به عنوان مثال در سال1923 گری یرسون این گونه بیان می دارد که: رومانتیسیسم همچون کلاسیسیسم می باشد. رومانتیسیسم اصطلاحی است که به نظر می رسد هر گونه تلاشی برای یافتن معنای دقیق آن نتیجه بخش نخواهد بود.16
به منظور دریافت بهتر تعاریف و مفاهیم مختلف از مکتب رومانتیسیسم، به تعریف معانی مختلف بیان شده از منتقدان و ادیبان پرداخته می شود:
«رمانتیسم بیماری است، کلاسیسم سلامتی است. ( گوته)
جنبشی که هر آن چه را کلاسیسم مردود و بی ارزش شمرده است ارج می نهد. کلاسیسم نظم و انضباطی مبنی بر ذوق سلیم است، کمالی مبنی بر اعتدال. اما رمانتیسم بی نظمی و آشفتگی در تخیل است، جوش و خروش خطا و نادرستی، و یک موج کور خود محوری ادبی است. ( برونتیر)
هنر کلاسیک محدود و نامتناهی را تصویر می کند، هنر رمانتیک نامحدود و لا یتناهی را نیز در نظر دارد و از آن خبر می دهد. ( هاینه)
توهم مشاهده لا یتناهی در درون طبیعت، به جای این که آن را از طبیعت منفک و جدا کنند. ( مور)
اشتیاق و آرزوی دست یافتن به لا یتناهی در درون متناهی، اشتیاق و آرزوی پدید آوردن ترکیبی از واقعیت و تخیل. در هنر آن چیزی را بیان کردن که در الهیات آن را اشتیاق وحدت وجودی نامند. ( فیرچیلد)».17
با این حال، تعریف رومانتیسیسم به طور قاطع بسیار مشکل است. با این که کوشش های زیادی برای تعریف آن آمده است، در هر صورت رومانتیسیسم انقلابی در راه احساس، تفکر و تعبیر است. انقلابی ضد قید و بندهایی که مکتب کلاسیسیسم به وجود آورده است. اگر مکتب کلاسیسیسم اولویت را به عقل می دهد، مکتب رومانتیسیسم اولویت را به قلب، احساس و خیال می دهد.18 بنابر این می توان چنین گفت که هر ناقدی می تواند تعریف بالا را با در نظر گرفتن موجودیت آن ها در آثار هر یک از سایر ناقدان تأیید کرده و آن ها را به درستی تشخیص دهد.
«در تعریف رمانتیسم بیشتر بر روی انواع فرار رمانتیک ها تکیه می شود: فرار به رؤیا، فرار به گذشته، به سرزمین های دور دست، به تخیل. اما کمتر کسی می پرسد که آن ها از چه چیزی می خواستند فرار کنند؟ آن ها بیشتر از این که از چهار چوبه خشک قواعد کلاسیک فراری باشند، از آزادی دروغین و رشد سرمایه داری نوین می گریختند. اگر «رنه شاتوبریان» در پناهگاه جنگلی منزوی می شود، از سر هوس نیست، بلکه بر اثر ناکامی است. نسل رومانتیک نسل «آرزوهای برباد رفته» است و مکتب آن ها مکتب سرخوردگی».19
مهم ترین هدف رومانتیسیسم، کنار گذاشتن قواعد و نشانه های مکتب کلاسیسیسم ادبیات اروپایی می باشد. مکتبی که پایه و اساس خود را مبتنی بر کنار گذاشتن عقل و تسلط عاطفه و خیال قرار داده و عرصه را بر بیان آزادانه عواطف و احساسات صادقانه گسترده نموده تا طرفدارانش به آسانی به بیان افکار و عقاید خود و به دور از تقالید یونان باستان بپردازند.
1_3_ سیر تاریخی واژه رومانتیسیسم در اروپا
واژه رومانتیسیسم در ادبیات هر کشوری، مسیر منطبق با ادبیات آن کشور را پیموده است. در این میان، مهم ترین کشورهایی که واژه رومانتیسیسم در آن ها بیشترین جلوه ها را داشته است عبارتند از: انگلیس، آلمان و فرانسه. این قسمت پژوهش بر آن است تا سیر تاریخی این واژه را در ادبیات این سه کشور به تصویر بکشد.

1_3_1_ سیر تاریخی واژه رمانتیسیسم در ادبیات انگلیس
«صفت “رمانتیک” در زبان انگلیسی برای نخستین بار در سال 1650 که منسوب به رمانس و رمان بود، به کار گرفته شد. در واقع رمانس یا رمان به آن آثاری اطلاق می شد که به زبان های بومی تألیف می شد. این آثار که عمدتا ماهیتی خیالی و خیال انگیز و پر احساس داشتند، بر ماجراهای عاشقانه و یا پهلوانی و ماجراجویانه مبتنی بوده و از صحنه های پرشور و عواطف و حالات و پدیده های غیر واقع گرایانه که خواننده قادر به درک آن ها نبود، آکنده بودند».20
«اما در انگلیس دهه 1660 کلمه رمانتیک از دلالت بر داستان عاشقانه و رمانس وار فراتر رفته و بر مناظر طبیعی نیز اطلاق می گردد».21
«همچنین در قرن هفدهم در انگلستان و فرانسه رمانس به معنای «موهن، تفننی، پوچ، و اغراق آمیز» اشارتی ضمنی داشت».22
1_3_2_ سیر تاریخی واژه رمانتیسیسم در فرانسه
« این واژه در فرانسه ابتدا به صورت Romanesque و البته به معنی تحقیر آمیز به کار می رفت و بعد ها جای خود را به کلمهromantique که معنای مثبت تری داشت، داد».23 «به این مفهوم که در فرانسه، مابین رمانس به مفهوم خفت آور و رمانتیک به معنای ملایم، لطیف، حساس و محزون تفاوتی قائل بودند».24 «در سال 1776 برای نخستین بار به وسیله پی یر لتورنیه، مترجم شکسپیر، رنه دوژراردن، حامی روسو و هوادار شیوه باغ آرایی انگلیسی به کار رفت. به هر حال واژه «رمانتیک» در اواخر قرن هجدهم در فرانسه بیشتر بیانگر واکنش عاطفی و پر احساسی بود که از طریق یک منظره در انسان برانگیخته می شود».25 «به هر حال این مادام دو استال بود که اصطلاح رمانتیک را در متون ادبی فرانسه رایج ساخت. وی مابین ادبیات شمال و جنوب تفاوتی قائل شد. بدین معنی که ادب شمال را ادبی قرون وسطایی و مسیحی و رمانتیک، و ادب جنوب را ادبی کلاسیکی و مشترک نامید».26
1_3_3_ سیر تاریخی واژه رمانتیسیسم در آلمان
« در آلمان واژه رمانتیش، در قرن هفدهم کاربرد داشت. لیکن کلمه romanisch که امروزه برای دلالت صرف بر زبان هایی که از لاتین مشتق شده اند به کار می رود، در قرن هجدهم مترادف با کلمهromantisch به کار می رفت. ولی کلمه اصلی و پرکاربرد همین شکلromantisch بود که جایگزین کلمه قدیمی تر romanhaft شد. این کلمه به قیاس واژه انگلیسی رمانتیک ساخته شده و از حدود سال1700 رواج یافته است. یکی از منتقدان، سیر معنایی واژه «رمانتیک» را به چهار دوره تقسیم کرده است:
_ از حدود 1700 تا اواخر قرن هجدهم.
_ سال 1798، سال تأسیس مجله “آتنئوم” و پیدایش تئوری شعر رمانتیک در تقابل با کلاسیک توسط برادران شلگل»27.
_ « دلالت دقیق این واژه در سال های 1807 و 1808 بر گروه های خاص رمانتیک و کاربرد معاصرتر و مدرن تر کلمه؛ که گه گاه با بدگویی و استهزا همراه بوده است.
_ پس از فروکش کردن دعوای رمانتیک ها و کلاسیست ها و تثبیت تدریجی معنای این واژه به عنوان اصطلاحی غیر ارزشی که اکنون در تاریخ ادبیات آلمان دیده می شود».28
1_4_ نحوه پدید آمدن مکتب رمانتیسیسم در ادبیات اروپا
مکتب کلاسیسیسم از قرن هفدهم تا پایان قرن هجدهم، اروپا را در برگرفت و حتی تا مدتی از قرن نوزدهم در برخی از کشورهای اروپا ادامه داشت. پس از رهبری کلاسیسیسم بر منطقه اروپا، مکتب رومانتیسیسم که مبتنی بر واکنش علیه افکار و عقاید کلاسیسیسم بود به وجود آمد. اما این مکتب نو ظهور در اوایل قادر نبود با مکتب کلاسیسیسم مبارزه نماید. در قرن هجدهم، مخصوصاً در نیمه دوم آن قرن توانست به وسیله علما و فلاسفه ای که خواهان تجدد و نوآوری بودند، بر ارکان کلاسیسیسم حمله برده و را

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع واقع گرایی، ادبیات عرب، ادبیات عربی، آثار ادبی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع آثار ادبی، فضایل اخلاقی، احساس غربت، وحدت وجود