منابع پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، اقتصاد نهادگرا، بازده مورد انتظار

دانلود پایان نامه ارشد

کارشان وارد مذاکره شوند. به همين ترتيب، سرمايه فرهنگي آنگونه که بورديو22 (1990) توصيف کرده است بيانگر سرمايهگذاريهاي طبقه مسلط در بازتوليد مجموعهاي از نمادها و معانياي است، که توسط طبقه تحت سلطه، غلط درک و دروني شده و آنها را به مثابه نمادها و معاني طبقه خود پذيرفتهاند. در اين نظريه، هدف از سرمايهگذاري در کنشهاي آموزشي، تلقين تودهها و دروني کردن ارزشهاي اين نمادها و معاني است. ولي اين نظريه ميپذيرد که تودهها (طبقه تحت سلطه) به عنوان عاملان اجتماعي ميتوانند سرمايهگذاري کنند و اين نمادها و معاني را به دست آورند. به همين نحو، سرمايه اجتماعي در يک معناي عام، نوعي سرمايهگذاري در روابط اجتماعي است که بازده مورد انتظار در بازار تعريف ميشود. البته بازار لفظي استعارهاي است و محدوده آن در تحليلهاي گوناگون ميتواند اقتصادي، سياسي، اجتماعي و يا بازار کار باشد که در آن، افراد با درگير شدن در تعاملات و شبکههاي اجتماعي، منافع مورد انتظار را توليد مينمايند. سرمايه اجتماعي در مقايسه با ديگر سرمايهها (سرمايه انساني و سرمايه فرهنگي) کمتر حالت هژمونيک دارد و بيشتر در اختيار منافع فرد است به عبارت ديگر، سرمايه اجتماعي با سرمايهگذاري در روابط اجتماعي ميخواهد منافع (سود) حاصلشده را در جهت توسعه شبکههاي اجتماعي قرار دهد. هرچند که در تحليل کلان سرمايه اجتماعي به همنوايي فرد با ارزشها و هنجارهاي نظام حاکم اشاره دارد.
بدين ترتيب تصوير ساختار اجتماعي از مبارزه دوگانه آشتيناپذير، به تصوير گفتمانهاي لايهبندي شده تغيير مييابد. از طرف ديگر در نظريههاي سرمايه جديد به جاي اينکه سرمايه به عنوان بخشي از فرايند استثمار طبقاتي در جامعه ديده شود (تحليل سطح کلان)؛ به چگونگي سرمايهگذاري کارگران و عاملان به عنوان کنشگراني که براي کسب ارزش افزوده کارشان در بازار سرمايهگذاري ميکنند پرداخته ميشود (تبيين سطح خرد) و کنش يا انتخاب به عنوان مؤلفههاي مهم در نظريههاي جديد سرمايه ظاهر ميشوند. بنابراين در اين نظريهها يک گذر تبييني از سطح تحليل کلان به سطح تحليل خرد مشاهده ميشود. نظريههاي جديد سرمايه همچنين بر تعامل کنشهاي فردي و وضعيتهاي ساختاري در فرايند سرمايهگذاري تأکيد دارند. جدول ذيل تحول نظريه سرمايه را نشان ميدهد. (توسلي و موسوي، 1384، صص4-2)

جدول (1-2)نظريههاي سرمايه

نظريهکلاسيک
نظريههاي سرمايه جديد

سرمايه انساني
سرمايه فرهنگي
سرمايه اجتماعي
نظريهپرداز
مارکس
شولتز
بورديو
لين / کلمن
بورديو، کلمن، پاتنام
تبيين
روابط اجتماعي: استثمار کارگران توسط سرمايهداران (بورژوازي)
انباشت ارزش اضافي توسط کارگران
بازتوليد نمادها و معاني(ارزشهاي) مسلط
دسترسي و استفاده از منابع نهفته در شبکههاي اجتماعي
همبستگي و بازتوليد گروه
سرمايه
الف- بخشي از ارزش اضافي بين ارزش استفاده (در بازار مصرف) و ارزش مبادله کالا (در بازار توليد – کار)
ب- سرمايهگذاري در توليد و گردش کالاها
سرمايهگذاري مهارتها و دانش فني
دروني کردن يا درک نادرست از ارزشهاي مسلط
سرمايهگذاري در شبکههاي اجتماعي
سرمايهگذاري در تأييد و پذيرش متقابل
سطح تحليل
ساختاري (طبقات)
فرد
فرد / طبقه
فرد
گروه / فرد
منبع: توسلي و موسوي، 1384، ص4
2-2-2- مفهوم سرمايه و ابعاد آن
سرمايه به هر نوع دارايي که قابليت توليد ايجاد ميکند، اطلاق ميگردد. سرمايه يک مفهوم اقتصادي است و تعاريف مختلفي از آن در علم اقتصاد ارائه شده است. براي نمونه “جان بلاک23” ميگويد: “سرمايه، وسايل توليد ساخت بشر است”، در تعريف ديگري آمده: “سرمايه، مالي است که از آن عايدي به دست ميآيد” ولي اين تعاريف فقط به بخشي از تعاريف سرمايه نظر دارد. سرمايه در يک تقسيمبندي کلي به سرمايه مرئي و ملموس، سرمايه مالي و سرمايه نامرئي تقسيم ميشود. در اقتصاد کلاسيک، بيشتر سرمايه مرئي و ملموس مانند کار، زمين، ماشين و ابزارآلات مدنظر بود. چنانکه تعريف جان بلاک به اين نوع سرمايه اشاره دارد. اين مفهوم سرمايه، تنها در عرصه اقتصاد محدود نمانده و با تغيير اندک در ساير عرصههاي اجتماعي نيز وارد شده است. در اقتصاد نئوکلاسيک، به سرمايههاي مالي اعم از وجوه نقد، اوراق قرضه، سهام و اسناد بهادار نيز توجه شده است. چنانکه تعريف دوم به اين معنا اشاره دارد. در اقتصاد جديد اعم از اقتصاد نهادگرا و پساصنعتي، سرمايههاي نامرئي و ناملموس مانند سرمايههاي انساني، سياسي، فرهنگي و سرمايه اجتماعي اهميت بيشتري دارند. با توجه به رويکردهاي سهگانه فوق ميتوان براي سرمايه شش بعد را در نظر گرفت.
1-2-2-2- سرمايه مادي (طبيعي)24
مقصود از سرمايه طبيعي آن دسته از منابع طبيعي است که به عنوان ماده خام از آن در يک فرايند توليدي استفاده ميشود. به عبارت ديگر سرمايه طبيعي به منابع تجديدشدني و تجديدنشدني طبيعت گفته ميشود. هوا، آب،زمين، ابزارها، ماشين آلات و ساير تجهيزات فيزيکي ابعاد سرمايه طبيعي قلمداد ميشوند. (فصيحي، 1389، صص21-20)
2-2-2-2- سرمايه اقتصادي25 (مالي)
به درآمد پولي و همچنين ساير داراييهاي مالي اطلاق ميشود، مثل پول و ثروت که ميتواند جهت توليد کالا و خدمات مورد توجه قرار گيرد. بورديو معتقد است که سرمايه اقتصادي ريشه ديگر انواع سرمايه است. “فلورا”26 در تعريف اين نوع سرمايه مينويسد:
“شکلهايي از پول بريا افزايش ظرقيت واحدهايي که به آن دسترسي دارند. مزيت سرمايه مادي در اين است که به آساني قابل اندازهگيري است و تمايل براي قرار دادن ديگر سرمايهها در داخل واژه سرمايه (مالي) وجود دارد.”
بدهي سرمايه، ارزش سرمايه، درآمد مالياتي، پسانداز، تخفيف مالياتي و اهداء، ابعاد سرمايه مالي شمرده ميشوند. (فيلد، 1385، ص 32)
3-2-2-2- سرمايه انساني27
اصطلاح سرمايه انساني را براي اولين بار “شولتز28” (1961) به کار برد؛ وي سرمايه انساني را به مثابه سرمايهگذاري در آموزش با بازگشت سرمايه معين تعريف کرده است. به صورت دقيقتر ميتوان گفت سرمايه انساني به ارتقا و بهبود توانمنديهاي اکتسابي و انتسابي توليدي افراد جامعه اطلاق ميشود. بنابراين، سرمايه انساني به فاکتورهاي کيفي نظير تحصيلات، دانش، تخصص، مهارتهاي تکنيکي و خلاقيتهاي افراد گفته ميشود.
اگرچه سرمايه انساني با سرمايه متعارف(يا فيزيکي) متفاوت است، اما از قابليت تبديل شدن به آن برخوردار است. سرمايه انساني به دليل اهميت خود مکمل سرمايه فيزيکي و ابزار نيل به ديگر سرمايهها معرفي شده است. آموزش، مهارتها، سلامتي، ارزشها و رهبري به عنوان ابعاد سرمايه انساني شمرده ميشوند.
4-2-2-2- سرمايه فرهنگي29
بورديو براي اولين بار سرمايه فرهنگي (1990) را به کار برده و مقصود وي از اين استعاره، سرمايهگذاريهاي طبقه مسلط در بازتوليد مجموعهاي از نمادها و معاني است که از سوي طبقه تحت سلطه، غلط درک و دروني شده و آنها را به مثابه نمادها و معاني طبقة خود پذيرفتهاند. طبق اين نظريه سرمايهگذاري در کنشهاي آموزشي فرايند بازتوليد، همچون تعليم و تربيت، قرار دارد که هدف از آن تلقين تودهها و دروني کردن ارزشهاي اين نمادها و معاني است.
“فلورا” (2000) در تعريف سرمايه فرهنگي از تعريف کارکردگرايانه استفاده کرده و چنين مينويسد: ” سرمايه فرهنگي تعيين ميکند چگونه جهان را ببينيم، چه چيزي جهت ارائه به دست آوريم و به چه چيزهايي جهت تغيير بينديشيم.”
بايد توجه داشت که سرمايه فرهنگي گاه در قالب پديدههاي ملموس مانند آثار فرهنگي تحقق مييابد و گاه به صورت غيرملموس و در قالب سرمايه معنوي عينيت مييابد؛ مانند ارزشها، باورها، عقايد و اعمال مشترک در ميان يک گروه.
5-2-2-2- سرمايه سياسي30
سرمايه سياسي به تعريف ما از قدرت بستگي دارد. به دليل تعريفهاي متفاوت قدرت، سرمايه سياسي نيز از تعاريف متعدد برخوردار است. بر اساس تعريف وبر از قدرت، سرمايه سياسي عبارت است از: “توانايي گروه براي نفوذ و اثرگذاري در توزيع منابع براي واحدهاي اجتماعي، شامل کمک کردن به برنامه کاري جهت اينکه چه منابعي در اختيار هستند.”
خود سرمايه سياسي نيز داراي وجوه متفاوتي است که سازمانها، ارتباطات و قدرت، ابعاد اصلي سرمايه سياسي را تشکيل ميدهند. (فصيحي، 1389، صص24-21)
6-2-2-2- سرمايه اجتماعي31
مجموعه منابع مادي يا معنوي است که به يک فرد يا گروه اجازه مي دهد تا شبکه پايداري از روابط کم و بيش نهادينه شده آشنايي و شناخت متقابل را در اختيار داشته باشد. (فيلد، 1385، ص31) بر اين اساس سرمايه اجتماعي ناظر بر شاخصهايي است که به تقويت شبکه روابط اجتماعي و تسهيل فرايند گردش امور در اين شبکه و در نهايت افزايش کارآمدي آن در عين ثبات يا کاهش هزينههاي فعاليت در آن، دلالت دارد. (افتخاري، 1389، ص106)
اين اشکال مختلف سرمايه، کاملاً مستقل از يکديگر نيستند بلکه وابستگي متقابل داشته و تقويت کننده يکديگر هستند. به عنوان مثال، سرمايه اجتماعي و فرهنگي نقش مهمي در شکل گيري سرمايه انساني دارند و بر عکس.
نمودار(1-2) ارتباط متقابل انواع سرمايه

منبع: فصيحي، 1389، ص23
3-2-2- تاريخچه مفهوم سرمايه اجتماعي
براي ارائه مفهوم اوليه سرمايه اجتماعي از يک تمثيل ساده استفاده ميکنيم. يک کشور کوچک را که کسي در آن زندگي نميکند اگر در نطر بگيريم که داراي همه امکانات و غنيترين منابع زيرزميني و معدني، انبوهي از کارخانجات و تأسيسات زيربنايي شده، در اينصورت داراي سرمايههاي اقتصادي است. اما بديهي است که بدون سرمايه انساني يعني نيروي کار ساده و ورزيده، مهندسان تحصيلکرده و مديران مجرب قادر به ايجاد ارزشافزوده نيست. حال اگر فرض کنيم عدهاي افراد متخصص، کارگر، سرمايهدار و مدير از کشورهاي مختلف به دلايلي اخراج يا آواره شوند و به کشور مفروض گسيل شوند، باز هم مشکل حل نخواهد شد زيرا نيروي انساني وجود دارد اما هر يک ميل دارد به صورت انفرادي تلاش کند و هيچ نقطه يا هدف مشترکي با سايرين نخواهد داشت و همچنان تضميني براي ايجاد ارزشافزوده وجود ندارد. اما اگر بين نيروي انساني موجود سازماندهي و ارتباط برقرار گردد و افراد با هم همکاري و به هم اعتماد کنند امکان ايجاد ارزشافزوده وجود دارد. لذا روحيهها، ارزشهاي اخلاقي، عادات رفتاري، سنتها، هنجارها، روشها و نهادهايي که منجر به پذيرش سلسله مراتب، تمکين از قواعد اجتماعي، همکاري، اعتماد و مشارکت افراد ميشود را سرمايه اجتماعي ميناميم. به ديگر سخن سرمايه اجتماعي شکل ميگيرد که هنجارها و ارزشها در افراد به صورت عادتهاي رفتاري درآيند.
در واقع دو دسته قوانين بر رفتار اجتماعي افراد نظارت و حاکميت دارند. دسته اول، قوانين بيروني هستند که دولت آن را تنظيم و سپس اجرا و نظارت ميکند. دسته دوم قوانين درونياند که عمدتاً ارزشهاي اخلاقي و اجتماعياي هستند که مورد پذيرش افراد قرار گرفته و به تدريج به صورت عادات رفتاري درآمدهاند و در حقيقت وقتي قوانين بيروني موثرند که باور قلبي افراد باشند، و الا قوانين بيروح خواهند بود که اعمال آنها بسيار دشوار و پرهزينه است. به طور کلي هر چه سرمايه اجتماعي بالاتر باشد نياز به مهارت و نظارت و در نتيجه هزينههاي عمومي کاهش مييابد. ( رناني، 1386، صص22-7)
هرچند که کمتر از دو دهه از طرح عبارت سرمايه اجتماعي در نوشتههاي جديد علوم اجتماعي مي گذرد؛ ولي با دقت در محتوا و هسته اصلي تشکيل دهنده اين عبارت يعني کم و کيف روابط و پيوندهاي اجتماعي، متوجه ميشويم که قدمت سرمايه اجتماعي را ميتوان در آموزههاي ديني و اخلاقي، انديشمندان و صاحبنظران قديم و کلاسيکهاي جامعهشناسي در چند قرن اخير جستجو نمود. ريشههاي اين مفهوم را ميتوان در انديشه متفکراني چون: ابن خلدون، روسو، توکويل، مارکس، تونيس، دورکيم، وبر و زيمل رديابي نمود. در نظر ابن خلدون، انسان باطبع مدني است و از اين گذشته زندگي مدني با اجتماع، ضرورت دارد. زيرا انسان براي مقابله با مخاطرات طبيعي و بقاي خود ناگزير از تعاون است. (شيخ، 1363، ص76) دورکيم بدنبال آن بود تا پايههاي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع محل سکونت Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع شبکه روابط