منابع پایان نامه ارشد با موضوع سلامت روان، اوقات فراغت، فرهنگ مصرف

دانلود پایان نامه ارشد

اصلي شامل بودن، تعلق داشتن و شدن مي‌داند(مهرابي دلجو، 1390):
1.بودن46 در برگيرنده ابعاد شخصي و شامل چند زير مجموعه است:
الف) جسماني: اين بعد موضوع سلامت جسماني، بهداشت فردي، لباس پوشيدن و ظاهر جسماني، آراستگي، ورزش و تغذيه را در بر ميگيرد.
ب) روحي و رواني: اين بعد موارد سلامت روحي، توانايي تطبيق روحي و رواني، احساسات و عاطفه، بعد شناختي، خود ارزيابي و خود کنترلي را در بر ميگيرد.
ج) معنوي: منعکس کننده ارزش‌ها، اعتقادات و باورهاي معنوي است، مانند اميدوار بودن. اين باورها ممکن است ريشه مذهبي داشته باشد و يا معنويتي بدون منشا مذهبي باشد، مانند ارزش‌هاي اخلاقي.
2.تعلق داشتن47: اين قلمرو در واقع ميزان انطباق فرد با محيطش را بررسي ميکند و شامل سه زير مجموعه است:
الف)فيزيکي: شامل انطباق فرد با محيط فيزيکي خود مانند محل کار، خانه، مدرسه و غيره است، مانند کيفيت خانه و آپارتماني که در آن زندگي ميکند.
ب) اجتماعي: اين بعد منعکس کننده ارتباط فرد با محيط اجتماعي خود مثل حس پذيرش افراد خانواده، دوستان، همکاران و همسايگان است، مانند برگزيدن همسر.
ج) تعلقات اجتماعي: اين بعد به بررسي نحوه دستيابي به منابع قابل دسترسي مانند درآمد کافي، اشتغال، خدمات اجتماعي و بهداشتي، تعليم و تربيت و برنامههاي خلاقيت و فعاليتهاي اجتماعي مربوط ميشود.
3. شدن48: اين قلمرو در برگيرنده فعاليتهاي هدفمندي است که براي برآوردن اهداف شخصي، آمال و آروزها انجام ميشود. اين قلمرو نيز شامل سه زير مجموعه است:
الف) جنبه عملي: به فعاليتهايي مربوط ميشود که در روز انجام ميگيرد، مثل فعاليتهايي که در خانه، مدرسه، محل کار و فعاليتهاي داوطلبانهاي که براي نيازهاي اجتماعي و بهداشتي انجام ميشود.
ب) اوقات فراغت: شامل فعاليتهايي است که ميزان استراحت را افزايش و استرس را کاهش ميدهد،مانند قدم زدن، ديدن اقوام، دوچرخه سواري و يا فعاليتهاي طولانيتر مثل رفتن به مرخصي و تعطيلات.
ج) رشد و توسعه: فعاليتهايي که بهبودي( سلامت جسماني)، مهارتها و دانش را افزايش ميدهد. کيفيت زندگي به سلامت کلي اشخاص و اطرافيان او و شرايطي که جامعه براي افراد ايجاد مي‌کند و همينطور واکنش دروني افراد به محيطشان مربوط مي‌شود. البته شرايط ساختاري جامعه، زماني بر کيفيت زندگي فرد اثر ميگذارند که به مدت طولاني بر زندگي فرد حاکم باشند. کيفيت زندگي به طور نسبي در سالهاي اخير براي توجه به اين که مردم چطور فکر ميکنند؟ چه چيزي مي‌خواهند؟ و به چه چيزي نياز دارند؟ مطرح شده است. تعريف مردم از محيطي که درآن زندگي ميکنند زماني اهميت پيدا ميکند که آنها اطلاعاتي درباره شرايط موجود، ارزشها، انتظارات و آرزوها داشته باشند(مهرابي دلجو، 1390).
2-2-6- اصول اساسي در ارتباط با کيفيت زندگي
کيفيت زندگي يک ارزشيابي ذهني است و بيماران خود بهترين قضاوت کنندگان راجع به کيفيت زندگي خود هستند اما گاهي شرايطي وجود دارد که اين قضاوت را براي بيمار مشکل مي‌سازد که در اين موارد خاص افراد مراقبت کننده از جمله پزشک و پرستار قادر خواهد بود اين ارزيابي را انجام دهد.
کيفيت زندگي يک ماهيت پويا و ديناميک است نه يک ماهيت ايستا به اين معنا که يک فرايند وابسته به زمان بوده و تغييرات دروني و بيروني در آن دخيل هستند.
کيفيت زندگي يک مفهوم چندي مي‌باشد و بايد از زوايا و ابعاد مختلفي سنجيده شود که اين ابعاد اجزاء مرکزي چارچوب پنداشتي تحقيقات کيفيت زندگي را تشکيل مي‌دهند.
برخورداري از کيفيت زندگي ضعيف مي‌تواند بر روي ارتباطات خانوادگي نيز اثر گذارد کيفيت زندگي ضعيف مي‌تواند موجب بکارگيري مکانيسم‌هاي مقابله و سازگاري ناموثر در افراد شده و متعاقبا” موجب افزايش تنش در آنان گردد و افزايش تنش در ارتباط مستقيم با عوامل فيزيکي و جسمي بوده و مي‌تواند شدت بيماري در افراد را افزايش دهد.
بسياري از محققين رابطه بين صفات فردي و کيفيت زندگي را مورد بررسي قرار داده و عواملي را شناسايي کرده‌اند اين عوامل شامل ميزان شناخت از خود، تنش‌هاي متحمل شده، دستيابي به اهداف زندگي، روش‌هاي مقابله و ميزان سازگاري مي‌باشند.
تلقي يا شناخت فرد از خود که شامل عواملي مانند مفيد بودن، مولد بودن، تصور ذهني از خود، ذوق و علاقه، نحوه نگرش نسبت به زندگي، درمان و آينده نگري تاثير زيادي بر کيفيت زندگي دارند.
پژوهش‌هاي انجام شده اهميت وضعيت اقتصادي بر کيفيت زندگي را نشان داده است در اين زمينه از عوامل خاص و مرتبط با کيفيت زندگي مي‌توان هزيته، درمان، ميزان درآمد و وضعيت اشتغال را نام برد.
عوامل فوق الذکر را مي‌توان مرتبط با ميزان مفيد بودن دانست که داراي تاثير مثبت بر کيفيت زندگي هستند.
تطابق شغلي مي‌تواند بر کيفيت زندگي تاثير بسزايي داشته باشد به اين معني که تطابق مشخصه توان فرد جهت تغيير حرفه در صورت لزوم مي‌باشد و مي‌توان انتظار داشت که هر چه فرد از قابليت انعطاف پذيري بيشتري در تغيير حرفه برخوردار باشد امکان کسب کيفيت مطلوب زندگي براي او افزايش مي‌يابد.
2-2-7- سنجش کيفيت زندگي
اگر چه مفهوم کيفيت زندگي جنبه شخصي دارد ولي در افراد مختلف از عوامل يکساني برخوردار است به طور کلي براي سنجش و تعريف مفهوم کيفيت زندگي دو معيار ذهني و عيني در نظر گرفته مي‌شود.
عامل ذهني کيفيت زندگي غالباً با اصلاحاتي چون احساس رضايتمندي، رفاه و آسايش و خوشحالي توصيف مي‌گردد و به طور کلي منظور از شاخص‌هاي ذهني، برداشت ذهني و ارزشيابي قضاوت فردي از وضعيت زندگي شخصي است و مرتبط با فرايندهاي دروني است.
سنجش بر پايه معيارهاي عيني ابتدايي و ناقص مي‌باشد چرا که معيارهاي بيولوژيکي و فيزيکي براي مدت طولاني‌تر نمي‌توانند بيانگر وضعيت زندگي فرد باشند.
اسپيکر49 ارزيابي کيفيت زندگي را از سه سطح متقابل و پيوسته توصيف مي‌کند:
الف – ارزيابي کلي سلامتي
ب- ابعاد وسيع مانند ابعاد جسمي، بيولوژيکي، اقتصادي و اجتماعي
ج – اجزاء هر بعد
در ساختار مراقبت‌هاي بهداشتي امروزي، استفاده از کيفيت زندگي به عنوان يک معياري به منظور اختصاص دادن منابع مراقبت‌هاي بهداشتي بيان شده است. توزيع اين منابع بر پايه پيش بيني کيفيت زندگي گمراه کننده است لذا به دليل اينکه استفاده از متدهاي علمي براي ارزيابي کيفيت زندگي در مراحل اوليه آن مي‌باشد و معيار استاندارد خوبي براي ارزيابي وجود ندارد احتياط در بکارگيري معيارهاي کيفيت زندگي به منظور منظور اختصاص دادن منابع مراقبت‌هاي بهداشتي ضروري است. در ارزيابي محققان بايد به سوالات زير پاسخ دهند:
-چه کسي ارزيابي کيفيت زندگي را انجام مي‌دهد ؟
-کجا و چه زماني بايد کيفيت زندگي ارزيابي گردد ؟
-با چه هدفي اطلاعات جمع آوري شده‌اند ؟
-آيا ابزار ارزيابي قابل اعتماد، معتبر و حساس است ؟
در علوم پزشکي اندازه گيري کيفيت زندگي کاربردهاي زير را داراست:
-تعيين کارايي درمان‌هاي مختلف
-ارزيابي خدمات بهداشتي و اولويت بندي آنها
-سياست گذاري و تخصيص منابع
-بهبود روابط پزشک و بيمار با افزايش درک متقابل از بيماري و درمان آن
-پژوهش آنچه اخيرا” در علوم پزشکي مورد استقبال واقع شده است بررسي کيفيت زندگي در گروه‌هاي خاصي از بيماران مي‌باشد.
نحوه اندازه گيري کيفيت زندگي در علوم مختلف متفاوت است به عنوان مثال روان شناسان از شاخصي به نام مقياس رضايت از زندگي50 به وفور استفاده مي‌کنند.
اين مقياس توسط داينر تهيه شده است پرسشنامه کوتاهي مشتمل بر پنج سوال است که بيانگر نوع نگاه متخصصان اين حوزه به بحث کيفيت زندگي است هر يک از سوالات طيفي رتبه‌اي از امتيازات از کاملا” مخالف، مخالف، نسبتا” مخالف، نظري ندارم، نسبتا” موافق، موافق و کاملا” موافق را شامل مي‌شود اين سوالات عبارتند از:
-زندگي من در بيشتر جنبه‌ها با ايده آل‌هايم تطبيق دارد.
-شرايط زندگي‌ام عالي است.
-تا اينجا چيزهايي را که در زندگي خواسته‌ام به دست آورده‌ام.
-اگر مي‌توانستم در زندگي به عقب برگردم تقريباً هيچ چيز را عوض نمي‌کردم.
2-2-8- عوامل موثر بر کيفيت زندگي
رضايت فردي: اگر يک حوزه را به عنوان مهم‌ترين حوزه کيفيت زندگي در نظر بگيريم، آن حوزه رضايت عمومي فرد از زندگي است. رضايت فردي بخش اعظم مطالعات کيفيت زندگي در امريکا براي بيش از 4 دهه بوده است.
عوامل محيط فيزيکي: استاندارد محيط فيزيکي يکي از عوامل مهم در تحقيقات کيفيت زندگي است.کيفيت محل زندگي به وسيله مساحت مسکن، وجود يا عدم وجود امکانات اوليه نظير دستشويي داخل منزل،آب گرم،گرمايش منزل و……ارزيابي مي‌شوند.
عوامل محيط اجتماعي: شبکه‌هاي حمايتي خانواده و اجتماع به عنوان يکي از جنبه‌هاي بنيادي محيط اجتماعي چه در جوامع اوليه و چه تا به امروز وجود داشته است.اين موضوع نه تنها اهميت شبکه‌هاي اجتماعي و خانوادگي را در ساختار اجتماعي ما نشان مي‌دهد بلکه توجه سياستگذاران مراقبت‌هاي اجتماعي را نيز جلب کرده است.
عوامل اقتصادي اجتماعي:با برتر دانستن فرهنگ مصرف جهاني و پاسخ افراد به اين فرهنگ، درآمد و ثروت به عنوان عوامل اساسي موثر بر کيفيت زندگي افراد تلقي مي‌شود.به اين معني که ليست ضروريات اوليهزندگي در حال افزايش است.
عوامل فرهنگي: در علوم اجتماعي تفاوت‌هاي فرهنگي منبعث از پايگاه‌هاي اجتماعي متفاوت منتسب به سن،جنس،موقعيت طبقاطي،پيشينه قومي و مذهبي افراد را شناسايي و بررسي مي‌کنيم.زماني که در حال ذهني کردن مفهوم کيفيت زندگي هستيم اين عوامل(سن،جنس و..)اغلب به صورتي مشابه و يکنواخت به نظر مي‌رسند، اما در واقع اين عوامل به همان اندازه که تفاوت‌هاي فردي را در داخل گروه‌هاي اجتماعي و فرهنگي بازتاب مي‌کنند، در بين گروه‌ها نيز مبين اين تفاوت‌ها هستند.
عوامل وضعيت سلامتي: از ناتواني و بيماري به عنوان ويژگي‌هاي زندگي آينده و از مرگ به عنوان رخدادي حتمي نام برده مي‌شود. مشخص شده است که بين سلامت جسماني، توانايي عملکردي و سلامت روان با کيفيت زندگي رابطه معني داري وجود دارد.
عوامل شخصيتي: شخصيت و ساخت روان شناختي يک فرد اغلب مستقيماً مرتبط با سلامت روان اوست. عوامل شخصيتي به صورت غير مستقيم از طريق تاثير بر سلامت روان بر کيفيت زندگي افراد تاثير مي‌گذارد.
عوامل استقلال فردي: عوامل استقلال فردي مرتبط با عوامل شخصيتي اما مستقل از محيط فيزيکي و اجتماعي مي‌باشند.عوامل استقلال فردي شامل توانايي تصميم گيري، کنترل فردي، کنترل يا بحث پيرامون محيط فيزيکي و اجتماعي متعلق به آنها مي‌باشد(به وند و کورنر،1389،ص: 17).
2-2-9- ويژگي‌هاي کيفيت زندگي
پژوهشگران بر سه ويژگي کيفيت زندگي اتفاق نظر دارند که به تفصيل در ذيل به آن مي‌پردازيم:
1.چند بعدي بودن: يکي از مشخصات اصلي و بنيادي کيفيت زندگي چند بعدي بودن آن است.از گذشته سه بعد اساسي کيفيت زندگي مرتبط با سلامتي را ابعاد جسماني، رواني و اجتماعي در نظر مي گرفتندولي با توجه به تاکيد زيادي که روي بعد معنوي سلامت روان شده است امروزه اکثر متخصصان معتقدند که کيفيت زندگي 4 الي5 به هد دارد که هر يک داراي زير مجموعه‌هايي است که عبارتند از:
الف)بعد جسماني: به دريافت فرد از توانايي‌هايش در انجام فعاليت‌هاي روزانه که نياز به مصرف انرژي دارد اشاره مي‌کند که مي‌تواند در بر گيرنده مقياس‌هايي مانند تحرک، توان، انرژي، دردوناراحتي، خواب و استراحت و ظرفيت توان کار باشد.
ب)بعد روحي و رواني: جنبه‌هاي روحي و احساسي سلامت مانند افسردگي، ترس،عصبانيت،خوشحالي و آرامش را در بر مي‌گيرد.بعضي از زير رده‌هاي اين بعد عبارتند از: تصوير از خود، احساس مثبت و منفي، اعتقادات مذهبي، فکر کردن و يادگيري، حافظه و تمرکز حواس.
ج)بعد اجتماعي: به توانايي فرد در برقرار کردن ارتباط با اعضا خانواده، همسايگان، همکاران و ساير گروه‌هاي اجتماعي، وضعيت شغلي و شرايط اقتصادي کلي مربوط مي‌شود.
د)بعد معنوي: به چگونگي درک فرد از معني و مفهوم و هدف زندگي دلالت دارد.
2.ذهني بودن: کيفيت زندگي به انتظارات، احساسات، اعتقادات و پندارهاي فرد بستگي دارد از اين رو ارزيابي شخصي ازسلامت يا خوب بودن و ناراحت بودن عامل کليدي در مطالعات

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع سلامت خانواده، اوقات فراغت Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع آلفرد مارشال، قرن نوزدهم، صاحب نظران، فلسفه غرب