منابع پایان نامه ارشد با موضوع ساختارگرایی، علم و دین، پساساختارگرایی، جوادی آملی

دانلود پایان نامه ارشد

گذاشتن قواعد بازی های زبانی است. پساساختارگرایی دیدگاه سنتی ساختار های بسته و مرکزگرا را زیر سؤال می برد و بر بی ثباتی و اقتضایی بودن بسته ساختاری تأکید می ورزد. می توان در پایان اینگونه نتیجه گرفت که پساساختارگرایان با توجه به اعتقاداتشان مانند ساختارشکنی، نفی فراروایت ها، سکولاریسم و… اعتقادی به امکان علم دینی ندارند و هرگونه امکان ارتباط میان علم و دین را نفی می کنند.
در پایان به بررسی تطبیقی علم دینی سنت گرایان و پساساختارگرایان به طور خلاصه می پردازیم. علوم پساساختارگرایان که بیشتر همان علوم جدید در دنیای کنونی هستند برای بشر به یک جهان بینی تبدیل شده است تا جایی که حتی آن را مبنای فلسفه قرار داده و دیدگاه های فلسفی اش را هم از آن اقتباس می کند. علوم در قدیم تابع فلسفه بودند. فلسفه هم علم اولی به حساب می آمد و یک وظیفه اساسی آن، بحث در مبانی این علوم بود. اما علم جدید خود را در جایگاه فلسفه قرار داده است و ادعا می کند که جهان بینی و مبانی فلسفی را تعیین می کند.
ماهیت و معنای علم در علم جدید و علم سنتی کاملاً متفاوت است. اصطلاح علم در علوم سنتی، در خود تمدن های گوناگون سنتی نیز متفاوت می باشد. به گونه ای که اشکال بسیاری از علوم سنتی در این تمدن ها پرورش یافته اند. کاربرد علم سنتی همان علم عالی ای است که هدفش شناخت کلی و جامع نسبت به حقیقت و بحث درباره مبادی اولی هستی و وجود می باشد. این علم نه از راه ذهن بلکه از راه عقل شهودی یا چشم دل حاصل می آید. سنت گرایان این نوع علم را از موجبات کمال نفس می دانند. در نظر آنان هیچ سعادتی برای انسان بالاتر از آن نیست که به معرفت مطلق برسد، کمالی که هیچ وجودی در آن با انسان شریک نیست، بنابراین ارزش انسان کسب این علم است مخصوصاً معرفت مطلق، این نوع علم و معرفت دارای مراتبی است که موازی و همگام با مراتب وجود است. وجود و معرفت به مطلق و نسبی تقسیم می شود؛ معرفت به وجود مطلق را معرفت مطلق و معرفت به وجود نسبی را معرفت نسبی می نامند.
مراد از علم در علوم پست مدرن، علوم تجربی می باشد که به لحاظ روش تجربی است و مبتنی بر مشاهده، آزمایش، نظریه پردازی و آزمون نظریه ها می باشد. این روش می تواند در علوم طبیعی و هم در علوم انسانی اعمال شوند، از این رو هم علم تجربی طبیعی و هم علوم انسانی صدق می یابد. در این معنا علم نزد سنت گرایان به علم جزئی تعبیر می گردد و بنا به نظر ایشان اینگونه علم در تعبیر قدما مرتبه ای از علم مطلق بوده و جدا از آن نیست. این معنا از علم در علوم جدید جنبه مطلق یافته و تنها راه وصول به شناخت محسوب می شود. به نظر ایشان این علم نمی تواند جنبه مطلق داشته باشد و مقید می باشد. علوم جزئی همیشه مفید و جزئی می باشد و در هستی و اصول و مبادی خویش به علم اعلی نیازمند بوده و هستند، در حقیقت اگر موضوع و مبادی علوم جزئی به وسیله علم اعلی اثبات نشوند این علوم اصلاً اساس و پایه خودشان را از دست می دهند با این حال، این تصور در علم جدید به کلی تغییر یافت، زیرا در نظر آنان علم اعلی انکار می گردد و یا مورد شک و تردید قرار می گیرد. علم جزئی مقید و محدود است در حالی که علم اعلی به همه مراتب وجود از مبدأ تا ماده المواد که پایین ترین مرتبه وجود است می پردازد.
علوم جدید در پی تأمین هرچه بیشتر منافع صرفاً مادی انسان است، و چون از جنبه های متعالی وجود انسان (بعد روحی) و مراتب برتر جهان غفلت ورزیده، علمی سودجویانه به معنای کمی و مادی است و لذا بازتاب دهنده حقایقی ورای طبیعت و ماده نیست. علوم سنتی در پی برآوردن نیازهای زمینی و مادی صرف نبوده اند، بلکه علاوه بر آن، تأمین منافع و نیازهای معنوی انسان را نیز در نظر می گرفته اند. علوم سنتی، از آنجا که حوزه واقعیات را منحصر به قلمرو واقعیت مادی عالم طبیعت نمی کنند، شناختی از جهان به دست می دهند که ناظر به مراتب بالاتر وجود است، تا اوج آنکه حقیقتی بیان ناپذیر می باشد؛ از این رو حس حقیقت جویی فطری انسان را، که به امور نسبی اکتفا نمی کند، ارضاء می نماید. از این رو علوم سنتی جهان را نه حجاب، بلکه آیینه ای می بیند که انعکاس دهنده جمال الهی است.
در علوم سنتی امر مقدس جایگاه محوری را دارد به گونه ای که می توان از آن ها به علم مقدس نیز یاد کرد و امور نامقدس و انسانی بر اساس آن تعریف می پذیرد، اما در علوم جدید امر مقدس در حاشیه قرار دارد و امور مقدس و به ویژه انسان در کانون قرار دارد در این نظام علمی آنقدر امرو مقدس به حاشیه رفته اند که شناختی از آن ها صورت نمی پذیرد.
چه علوم سنتی بر بینش سلسله مراتب طولی در هستی مبتنی هستند که در آن هر مرتبه پایین نمادی و مظهری از مراتب بالاتر است و مراتب بالا افاضه کننده وجود و اعطا کننده کمالات مراتب پایین تر محسوب می گردند. عالم مادی در این سلسله مراتب، بالاتر از عالم مادی و عالم نفس، عالم خیال و عالم عقل قرار دارد که ارتباط طولی با یکدیگر دارند این الگو تکامل انسان را طولی محسوب می کند و انسان برای تکامل حقیقی نظر به عوالم بالا دارد اما در نظام علمی پست مدرن که بریده از عالم بالاست ناگزیر به صورت افقی و عرضی و نه عمودی و طولی قائل به سلسله مراتب می گردد که تاریخی است.
علوم پست مدرن فقط به ظواهر می پردازد و هدفش سودجویانه است و فقط علم را برای انسان و همچنین علم را برای علم می داند. برعکس در علوم سنتی که به بعد باطنی می پردازد نه سود جویانه و نه انسان مدار و نه علم برای برای علم بوده بلکه تمام هدفش برآوردن نیازهای انسانی است. این علوم برای تمام نیازهای مادی و معنوی انسان مفید و سودمند هستند. در دیدگاه سنت گرایی هیچ دو گانگی میان حقیقت و سود مندی وجود ندارد. علوم سنتی برای کسانی که آمادگی های فکری و معنوی دارند یکی از ابزارها برای دست یابی عالم نوری هستند.این علوم می توانند کلیدهای حیاتی برای درک جهان و مددکار سفرشان به ماورای این جهان باشند.
علوم سنت گرایان بر خلاف علوم پست مدرنیسم زبان یکسانی نداشته اند، زبانی که در طول دوران علوم سنتی بیان داشته اند، حتی یکسان نبوده اند و همین تفاوت در خود علوم سنتی نیز موجود بوده است مثلاً برخی سنت ها سرشتی اساطیری دارند و برخی دیگر از زبان انتزاعی تری برای بیان حقایق استفاده می کرده اند. زبان علوم سنتی زبانی نمادین و زبان رمزپردازی است که از حقیقتی ورای قلمرو و اقعیات علم مورد بحث پرده برمی دارد بدون آگاهی از زبان «نمادگرایی» حصول فهم کامل علوم سنتی ممکن نیست. این نمادها و رمزها که کلید فهم زبان قدسی می باشند به تنهایی ساخته دست بشر نیستند بلکه بازتاب مرتبه بالاتر وجود بر مرتبه نازل ترند. رمزها جوانب وجود یک شی اند در واقع چیزی هستند که به یک شی در ظرف مرتبه کلی وجود و معنا و مفاد می بخشد. رمزها یک واقعیت مثالی اند که به مرتبه آن واقعیت ارتقاء می یابند و آن واقعیت را متجلی می سازند به عبارتی کار ویژه رمز، تجلی واقعیت قدسی ودریافت عقل الهی است.

پیشنهادات پژوهشی
پیشنهاد می شود که پژوهشی برای امکان سنجی علم دینی از منظر اسلامی و ایجاد علوم اسلامی منطبق با قرآن و روایات معتبر و مورد وثوق علمای اسلام و استفاده از نظریات آنان جهت بسط و گسترش علوم اسلامی انجام شود.
پیشنهاد می شود بررسی تطبیقی ویژگی های ساختارگرایی و پساساختارگرایی و امکان علم دینی در دنیای امروز، و آیا چنین امکانی در آینده در اینگونه علوم وجود دارد و می توان از این علوم در علوم دینی سنت گرایی استفاده نمود.
پیشنهاد می گردد بررسی و نقد رویکردهای مطرح در اسلامی کردن علوم را ارزیابی و بهترین رویکرد را در اسلامی کردن علوم به عنوان پیشنهاد برای استفاده در این جهت معرفی نماید، یا در صورت امکان با تلفیق رویکردهای موجود به رویکردی جدید در این زمینه دست پیدا کند.

محدودیت های پژوهش
عدم وجود انسجام فکری دقیق بین پساساختارگرایان و عدم وجود انسجام در تفکرات فلسفی پساساختارگرایان جهت مطالعه تطبیقی و ارائه نظرات آنان در یک منظومه واحد جهت تبیین و بررسی بهتر
استنتاجی بودن امکان علم دینی از منظر پساساختارگرایان و امکان تفسیرهای شخصی نادرست از آن که هر کدام از فیلسوفان پساساختارگرا عقیده ای متفاوت نسبت به امکان علم دینی و بقیه نظریات خود دارند.
عدم وجود عقیده یکسان نسبت به دین در میان سنت گرایان و اعتقاد ایشان به وجود دین های گوناگون که مطالعه ایشان را نسبت به دینی کردن علوم مشکل می نماید.

فهرست منابع

آل حسینی، فرشته، و باقری، خسرو (1386). تأملی بر کثرت گرایی بنیادی لیوتار و پیامدهای آن برای تعلیم و تربیت. فصلنامه تعلیم و تربیت دوره جدید، (92)، 53-78 .
ابراهیم، احترام، و بهشتی، سعید، و کشاورز، سوسن (1389). بررسی اندیشه های تربیتی دریدا و نقد آن. مجله رویکردهای نوین آموزشی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان، 5(1)، 147-168.
اچ تاونس، چارلز، مترجم : مشتاق صفت، فرهاد (1376). تلاقی علم و دین. مجله قبسات، (3)، 30-38.
احمدی، فاطمه (1389). بررسی و نقد علم مقدس از نگاه نصر. مجله حکمت معاصر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1(2)، 1-27.
استیور، دان، مترجم : ساجدی، ابوالفضل (1383). ساختارگرایی و پساساختارگرایی. فصلنامه حوزه و دانشگاه، 10(39)، 154-185.
الدمدو، کنت (1389). ترجمه: کورنگ بهشتی، رضا. سنت گرایی: دین در پرتو فلسفه جاویدان. تهران حکمت.
امامی، مسعود (1384). روشنفکران دینی و مدرنیزاسیون فقه 2. مجله فقه اهل بیت، (41)، 188-214.
امامی جمعه، سید مهدی، و طالبی، زهرا (1391). سنت و سنت گرایی از دیدگاه فریتیوف شوآن و دکتر سید حسین نصر. مجله الهیات تطبیقی، 3(7)، 37-56.
امیری، علی نقی (1385). رویکردهای مختلف نسبت به رابطه علم و دین. مجله پژوهش های دینی، 2(4)، 155-289.
امیری، مصطفی (1388). دلوز آراء و آثار. کتاب ماه فلسفه، (2)، 4-31.
باقری، خسرو (1379). علم دینی و معنای آن. مجله بازتاب اندیشه، (8)، 41-45.
باقری، خسرو (1390). هویت علم دینی. تهران : سازمان چاپ و انتشارات.
بکار، عثمان، مترجم : سلطانی، مهدی (1386). تاریخ علم در سنت اسلامی. مجله اطلاعات حکمت و معرفت، (13)
بناهان، مریم، و ایمانی، محسن، و سجادی، سید مهدی، و صادق زاده، علیرضا (1391). تبیینی از مبانی نظری اندیشه مرجعیت زدایی اخلاقی پساساختاگرا و نقد آن. پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، 20(15)، 129-151.
بناهان، مریم، و ایمانی، محسن، و سجادی، سیدمهدی، و صادق زاده قمصری، علیرضا (1392). تبیین تبارشناختی اندیشه مرجعیت زدایی اخلاقی و مؤلفه های آن از منظر پساساختارگرایی با نگاهی انتقادی. فصلنامه اندیشه های نوین تربیتی، 9(1)، 77-104.
پارسانیا، حمید (1387). بازسازی علم مدرن و بازخوانی علم دینی. مجله راهبرد فرهنگ، (3)، 17-31 .
پارسانیا، حمید (1388). علم دینی از منظر حکمت اسلامی. مجله راهبرد فرهنگ، (6)، 19-30.
تاجیک، محمد رضا (1382). مدرنیسم-پسامدرنیسم و معمای هویت. فصلنامه گفتمان، (5)، 79-110.
تاجیک، محمدرضا (1386). پساساختارگرایی و روش. روش شناسی علوم انسانی (حوزه و دانشگاه)، (50)، 38-66.
جوادی آملی، عبدالله (1385). دین شناسی. قم، مرکز نشر اسراء چاپ چهارم
جوادی آملی، عبداالله (1386). انتظار بشر از دین. قم مرکز نشر اسراء چاپ چهارم
جوادی آملی، عبدالله (1386). منزلت عقل در هندسه معرفت دینی. قم، مرکز نشر اسراء چاپ دوم
حسن زاده آملی، حسن (1387). رابطه علم و دین. شرح داود صمدی آملی، قم. انتشارات قائم آل محمد
حقیری، ابوالفضل (1387). علم و دین. مجله ذهن، (34-35)، 55-68.
خاتمی، محمود (1386). دریدا و ساختارشکنی. فصلنامه فلسفی، عرفانی و ادبی اشراق، 2(4-5)، 213-223.
خسروپناه، عبدالحسین (1389). چیستی و گستره علم دینی از نظرگاه آیت الله جوادی آملی. فصلنامه اسراء، 3(6)، 27-48 .
داوری اردکانی، رضا (1378). فرهنگ، خرد و آزادی، تهران : نشرساقی.
دلاوری، رضا (1375). پست مدرنیسم یعنی چه؟ . روش

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع مابعدالطبیعه، ساختارگرایی، پساساختارگرایی، سنت گرایی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع علوم انسانی، ساختارگرایی، علوم اجتماعی، پساساختارگرایی