منابع پایان نامه ارشد با موضوع سابقه خدمت، جانبازان و معلولان، مشاغل آزاد

دانلود پایان نامه ارشد

صورت اطمينان از عدم اخراج با انگيزه بالاتري به کار خود ادامه ميدهد و کارايي بهتري دارد. همچنين اخراج خسارت بالايي را به سازمان و فرد اخراجي وارد مينمايد. بههمين لحاظ نيز سازمان بين المللي کار در جهت جلوگيري از اخراج بدون دليل موجه قواعدي را مصوب و در اختيار کشورهاي عضو قرار داده است، که در فصل اخراج به آن خواهيم پرداخت. بدين ترتيب در اين فصل در هر مبحث به يکي از موارد پايان خدمت مطروحه بالا، مرتبط با کارمندان، کارگران و کارکنان ارتش خواهيم پرداخت.

مبحث يکم:
بازنشستگي
همهي مردم براي تأمين زندگي خود و خانواده شان بايد کار کنند و در جامعه امروزي حق کارکردن با زندگي کردن يکي است. زيرا جز در موردهاي استثنائي بيکاري همدوش فقر و تهيدستي است. ولي بيگمان آدميان مانند هر موجود زنده ديگر پير و فرسوده ميشوند و نياز به آسايش دارند. امروزه همانگونه که کارکردن حق هر انسان زنده است، استراحت کردن نيز از حقوق اوست.
هدف اساسي از بازنشستگي تأمين زندگاني کساني است که ديگر قادر به ادامه کار کردن نميباشند و تخصيص مقرري براي حمايت آنان در دوران کهولت است. هدفهاي ديگري نيز در بازنشستگي متصور است که بي ارتباط با هدف مزبور نميباشد. وجود نظام بازنشستگي با تسهيل خروج افراد مسن از سيستم کار کشور، زمينه را براي جذب افراد جوانتر و کارآزموده ميسر ميسازد. از طرف ديگر اميد به داشتن تأمين در زمان کهولت خود انگيزهاي است در افزايش کارايي افراد در زمان اشتغال و جلوگيري از فرار نيروهاي کارآمد بخش دولتي به بخش خصوصي يا بالعکس. (امامي، پيشين: 285 ) ولي اين افراد بايد در پيري، يعني هنگامي که توانا به توليد و کار کردن نيستند، به آسودگي و بي تشويش خاطر، تا هنگام مرگ زندگي کنند. کساني که در مشاغل آزادند، اغلب خود پارهاي از درآمدشان را براي روزهاي پيري پس انداز کرده يا با پرداخت پول به سازمانهاي صنعتي خود، آيندهشان را تأمين ميکنند. چنان که وکيلان دادگستري با تشکيل صندوق تعاون، زندگي خود را در پيري بيمه ميکنند. در مورد مستخدمان کشور، با ذخيره پولي که کشور و مستخدم با هم به نام کشور ميپردازند، زندگي مستخدمان در دورهي بازنشستگي، کم و بيش تأمين ميشود. بنابراين عاديترين طريق خاتمه خدمت آن است که فرد پس از سالها خدمت بر طبق قانون، ابلاغ بازنشستگي دريافت دارد و جاي او را فرد واجد شرايط ديگري بگيرد و بازنشسته شود.
در فرهنگ لغت دهخدا بازنشستگي يا تقاعد به معني: دوراني را که معمولاً در اواخر عمر، عضو اداره يا مؤسسه اي پس از مدتي خدمت، بدون انجام دادن کار، حقوق خود را از صندوق آن اداره يا مؤسسه دريافت ميدارد، آمده است. و در فرهنگ معين، به کنارهگيري از خدمت در سن پيري معنا شده است.
در اصطلاح حقوقي نيز، بازنشستگي وضعيت مستخدمي است که به درخواست خود و يا تصميم دولت به علل مختلفي چون رسيدن به سن يا سابقه معين، خدمت وي خاتمه يافته و از مستمري بازنشستگي برخوردار ميشود. (رفيعي، پيشين: 3-252)
بنابراين بازنشستگي عاديترين طريق خروج از خدمت افراد شاغل ميباشد که به دورهي غيرفعال و غيرمولد زندگي گفته ميشود. بازنشستگي از حالتهاي استخدامي است که پيوند مستخدم با محل کار از نگاه اشتغال و دورهي فعاليت برابر قانون براي هميشه بريده ميشود و به سبب پرداخت حق بيمه، مقرري دريافت مينمايد.

گفتار اول: بازنشستگي کارمندان
بازنشستگي ترتيبي است که دولت به خدمت کارمند به لحاظ کبر سن يا فرسودگي قادر به ادامه کار نميباشد، خاتمه ميدهد و بازنشسته وضع مستخدمي است که طبق قانون به موجب حکم رسمي مراجع صلاحيتدار از حقوق بازنشستگي استفاده ميکند. (طباطبايي مؤتمني، پيشين:201) قانون مديريت خدمات کشوري بدون تعريف بازنشستگي به ذکر شرايط آن پرداخته است. چون بازنشستگي موجب خاتمه خدمت و بيکاري گروهي از کارمندان و در نتيجه محروم شدن دولت از خدمت آنها و تحميل آنان بر بودجه کشور مي شود، دولت آن را تابع قواعدي قرار داده که به شرح آن مي پردازيم.
براي اينکه دولت از وجود کارمندان با سابقه و مجرب که به سن بازنشستگي رسيدهاند، به طور ناگهاني محروم نگردد و در جريان امور دچار وقفه نشود، اصل بر اين است که تصميم بازنشستگي، يک عمل حقوقي يکجانبه تلقي ميشود و بدين ترتيب در مواردي که کارمند پس از رسيدن به سن تقاعد، تقاضاي بازنشستگي ميکند، تصويب آن موکول به نظر مقام اداري است. مقامات مزبور حق دارند هر زمان که متقضي بدانند، بدون آنکه محتاج به استدلال و توجيه باشد کارمندان واجد شرايط قانوني را بازنشسته کنند يا از بازنشسته کردن او ( تا مدتي که در قانون تصريح شده) خودداري ورزند. حقوق اداري ما نيز اين رويه پيروي کرده است.
براي اينکه متقاضيان بازنشستگي براي خدمت نامعين از حق قانوني خود محروم نشوند، يا آنهايي که به سن بازنشستگي رسيدهاند، ولي مايل به کنارهگيري از خدمت نيستند سد راه جوانان براي نيل به مقامات بالاتر نشوند، قانونگذار دولت را مکلف ميکند کارمنداني را که به سن معيني رسيده اند به اجبار بازنشسته کند، بديهي است در اين باره صلاحيت دولت، صلاحيت تکليفي است نه اختياري. (طباطبايي مؤتمني، پيشين: 199-200)
بند اول: شرايط بازنشستگي
در اسناد بين المللي کار براي برخورداري بازنشستگي و برخورداري از مستمري آن دو شرط؛ رسيدن به سن بازنشستگي، تکميل دوره احراز ( سابقه خدمت) پيش بيني شده است. در مورد شرط اول، مقاوله نامه 128 سازمان بين المللي کار سقف سني 65 سال را براي بازنشستگي مشخص کرده و متذکر ميگردد که اين سن تنها در شرايط خاص ميتواند از 65 سال بيشتر باشد. ( بند 2 ماده 15 مقاوله نامه 128) براي اشخاص شاغل در کارهاي سخت و زيان آور بايد سن کمتري در نظر گرفته شود. ( بند 3 ماده 15 مقاوله نامه 128) شرط دوم نيز تکميل دوره احراز برخورداري از مستمري است. بر اساس مقاوله نامه 102 و 108 سازمان بين المللي کار اين دوره احراز ميتواند به صورت مدت بازپرداخت حق بيمه يا سالهاي اشتغال به کار باشد و در هر حال نبايد از 30 سال بيشتر باشد. هيچ قانونگذار ملي نميتواند پرداخت مستمري بازنشستگي را منوط به پرداخت 31 سال حق بيمه و يا 31 سال اشتغال بداند. عدم رعايت دورههاي احراز پرداخت حق بيمه يا اشتغال به معناي عدم پرداخت مستمري نيست و در صورتي که ذينفع قبل از رسيدن به سن بازنشستگي، سابقه پرداخت 15 سال حق بيمه يا اشتغال را داشته باشد، از مستمري بازنشستگي برخوردار ميشود و تنها ميزان آن کمتر خواهد بود. ( عراقي، 1386: 384) بر اساس بند 17 توصيه نامه 131 سازمان بين المللي کار در صورتي که ذينفع، قبل از رسيدن به سن بازنشستگي، سابقه 10 سال پرداخت حق بيمه يا اشتغال را داشته باشد، ميتواند از مستمري بازنشستگي برخوردار شود، هرچند ميزان آن کمتر است. ( همان منبع: 384)
در ايران بازنشستگي يک عمل حقوقي يکجانبه اداري است، و به چند صورت در قانون مديريت خدمات کشوري براي کارمندان پيش بيني شده است.
1- بازنشستگي به اختيار دستگاه اجرائي 2- بازنشستگي به درخواست کارمند 3- بازنشستگي به عنوان تکليف دستگاه اجرائي
1-بازنشستگي به اختيار دستگاه اجرائي:
طبق ماده 103 قانون مديريت خدمات کشوري، دستگاه اجرائي ميتواند کارمند خود را با داشتن يکي از شرايط زير بازنشسته کند.
الف: حداقل سي سال سابقه خدمت براي مشاغل غيرتخصصي و سيوپنج سال براي مشاغل تخصصي با تحصيلات دانشگاهي، کارشناسي ارشد و بالاتر. در اينجا شرط سن ملاک نيست البته به موجب تبصره 1 ماده مذکور سابقه خدمت براي متصديان مشاغل سخت و زيان آور و جانبازان و معلولان تا پنج سال کمتر ميباشد.
ب: حداقل شصت سال سن و حداقل بيستوپنج سال سابقه با بيستوپنج روز حقوق. در اين مورد نيز شرط سني براي زنان منظور نميگردد و براي متصديان مشاغل سخت و زيانآور، جانبازان و معلولان نيز شرط سني پنج سال کمتر است.
2- بازنشستگي به درخواست کارمند:
طبق بند الف ماده 103 قانون مديريت خدمات کشوري، کارمندان نيز ميتوانند با داشتن بيش از سي سال سابقه خدمت درخواست بازنشستگي نمايند. البته با توجه به صدر ماده مذکور قبول درخواست کارمند در اختيار دستگاه اجرائي است.
3- بازنشستگي به عنوان تکليف دستگاه اجرائي:
طبق تبصره 2و3 ماده 103 قانون مديريت خدمات کشوري، دستگاههاي اجرائي مکلفند در موارد زير کارمندان را راساً و بدون تقاضاي آنان بازنشسته نمايد.
الف: براي مشاغل غيرتخصصي، کارمنداني که داراي سيسال سابقه خدمت و شصتسال سن باشند و براي مشاغل تخصصي کارمنداني که داراي سيوپنج سال سابقه خدمت و شصتوپنج سال سن باشند.
ب: کارمنداني که داراي شصتوپنج سال سن و حداقل بيستوپنج سال سابقه خدمت باشند. البته براي مشاغل تخصصي سقف سني هفتاد سال است. کارمنداني که سابقه خدمت آنها کمتر از بيستوپنج سال است و در صورتي که بيش از بيست سال سابقه خدمت داشته ياشند ميتوانند تا رسيدن به بيستوپنج سال سابقه خدمت ادامه دهند، در غير اين صورت بازخريد ميشوند. (امامي، پيشين: 4-293)
بند دوم: موارد استثنائي بازنشستگي
غير از موارد کلي بازنشستگي برابر قانون مديريت خدمات کشوري، موردهاي ويژه ديگري که در آن وزارتخانه و مؤسسات عمومي ميتوانند مستخدمان را بازنشسته کنند، نيز وجود دارد.
1- در صورتي که مستخدمي با شرط داشتن حداقل ده سال سابقهي خدمت اصالتاً يا تبعاً از استفاده از حقوق اجتماعي محروم ميشود. اگر مستخدم در هنگام محروميت حداقل پنجاهوپنج سال سن داشته باشد در اين صورت اداره، حقوق وظيفهاي برابر با نصف حقوق بازنشستگي که در تاريخ محروميت از حقوق اجتماعي به اين مستخدم تعلق ميگيرد، به خانوادهي وي پرداخت ميکند و در صورت اعادهي حيثيت، مستخدم خود از تمام حقوق بازنشستگياش استفاده ميکند. چنانکه ميبينم اين مستخدم بايد دست کم پنجاهوپنج سال سن و ده سال سابقه خدمت داشته باشد، تا در صورت محروميت از حقوق اجتماعي از حقوق بازنشستگي استفاده کند. بدينترتيب قانونگذار تلويحاً بازنشسته کردن اين گونه مستخدمان را پذيرفته است.
2- گونه ديگر مستخدماني هستند که آماده به خدمت ميگردند. بدين نحو که به موجب ماده 122 قانون مديريت خدمات کشوري، در صورت عدم اشتغال مستخدمان آماده به خدمت در دستگاههاي اجرايي ديگر، در صورت دارا بودن شرايط بازنشستگي، بازنشسته ميگردند. از اين رو قانونگذار به اداره اجازه داده است اين مستخدمان را که متصدي پستي نيستند و فعاليت اداري ندارند و واجدشرايط بازنشستگي هستند، بازنشسته کنند، که در واقع تبديل يک حالت غيرفعال به حالت خروج هميشگي از خدمات حقوقي است.
3- مورد ديگر راجع به مستخدماني است که بر طبق حکم قطعي مراجع قضائي يا رأي هيأت رسيدگي به تخلفات اداري، به انفصال دائم از خدمت وزارتخانه يا موسسه عمومي متبوع محکوم شدهاند در صورت داشتن پنجاه سال سن و پانزده سال سابقه خدمت بنا بر نظر هيأت مذکور براي خانواده آنان مقرري ماهيانهاي معادل حداقل حقوق کارمندان دولت در نظر گرفته ميشود. اين مقرري ماهيانه شبيه بازنشستگي ميباشد. ( ماده11 قانون رسيدگي به تخلفات اداري: 1372)
4- مورد ديگر نيز در خصوص کارکناني است که به سبب تخلف برابر قانون رسيدگي به تخلفات اداري به بازنشستگي به عنوان مجازات محکوم ميگردند. بدين ترتيب که مستخدمان مرد با داشتن 25 سال سابقهي کار و مستخدمان زن با داشتن 20 سال سابقهي کار پس از تقليل يک يا دو گروه خدمتي اجباراً بازنشسته ميگردند. ( بند ط مادهي 9 قانون رسيدگي به تخلفات اداري)
بند سوم: آثار بازنشستگي
1-خاتمه خدمت (قطع رابطه خدمتي مستخدم با دولت):
بازنشستگي موجب خاتمه خدمت است. از تاريخ ابلاغ حکم بازنشستگي، عنوان کارمندي و صلاحيت ادامه خدمت از مستخدم بازنشسته سلب ميشود و هر گونه اعمالي که پس از تاريخ انجام داده باشد، اثر قانوني نخواهد داشت و ديگر نميتوان مستخدم بازنشست را به عنوان تخلفات انضباطي مورد تعقيب قرار داد.( سنجابي، 1342 :150)
2-منع اشتغال بازنشسته:
اشتغال مجدد مستخدمين بازنشسته در دستگاههاي دولتي ممنوع ميباشد. در قانون مديريت خدمات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق و دستمزد، مصرف مواد Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع سابقه خدمت، بازنشستگان، کارکنان زن