منابع پایان نامه ارشد با موضوع زیرساختها، ارتباط با طبیعت، بام سبز

دانلود پایان نامه ارشد

در پیوند ناگسستنی با شهرها شد و یافتن و تقویت و احیای همینهاست که اصول و روش طراحی سبز شهری را شکل میدهد. به طور مثال در زمینهی گیاهان در حیاط هر خانه (خانه های ردیفی یا کلاستر) حداقل یک درخت وجود دارد. جمعیت گنجشکهای ساکن هر شهر را نمیتوان کمتر از مردم آن شهر دانست. هنوز هم هنگام بعد از ظهر هنرنمایی خفاشها را در آسمان برخی نقاط شهر میتوان دید. هنوز گاهی کبوتری بر لبه پنجره اتاق خانه هایمان مینشیند. پرواز دستهجمعی کلاغها در پاییز و مرغان نوروزی در بهار کماکان بر فراز شهرها قابل مشاهده است. حضور حشراتی نظیر مورچه ها و موریانه ها، زنبورها و پروانه ها، سنجاقکها و جیرجیرکها در هر مکانی دور از انتظار نیست. اما علاوه بر این مطابق هدف گرایشات طراحی نظیر سبز و بیوفیلیک شهرها میتوانند عمیقا طبیعیتر و ارگانیکتر طراحی و برنامهریزی شوند تا فرصتهایی برای رابطهی عمیق و گسترده بین سکونت شهری و طبیعت فراهم کنند. (Beatley t. , 2008, p. 277)
5-1- شهرهای بایوفیلیک کدامند:
از دیدگاه عدهای از مردم مقوله شهر سبز صرفا به سبز بودن معطوف نمیشود، بلکه تاکید آن بر مسائلی نظیر سرمایهگذاری، حمل و نقل، تولید انرژی تجدیدپذیر و سیستمهای تامین انرژی کارآمد ساختمانی است. اهمیت بالای این عناصر در تصویر و تبیین زندگی شهری قرن بیست و یکم کاملا غیر قابلانکار است اما شهرهای بیوفیلیک تمرکز خود را بر روی طبیعت قرار دادهاند، که میتوان گفت بر تجسم و تجلی ویژگیهای سبز واقعی و ملموس شکلهای مختلف حیات و فرایندهایی که ما با آنها به عنوان یک گونهی جاندار به شکلی صمیمانه و تنگاتنگ تکامل یافتهایم.
در حالی که همپوشانی بسیاری بین شهرهای بایوفیلیک و شهرسازی سبز وجود دارد اما در بسیاری از زمینهها از یکدیگر دور میشوند و وارد حوزههایی متفاوت اما مکمل یکدیگر میشوند. شهر بیوفیلیک حتی چیزی بیش از یک شهر دارای تنوع زیستی است. شهر بیوفیلیک مکانی است که از طبیعت میآموزد و با سیستمهای طبیعی رقابت میکند، از تصاویر و فرمهای طبیعی در ساختمانها و مناظر طبیعی بهره میبرد و با طبیعت طراحی و برنامهریزی میکند. در حالی که شهرهای بیوفیلیک ساختمانهایی را که شکل یک فرم طبیعی به خود گرفتهاند و یا بافتها و تزیینات آنها از مکان جغرافیایی یا پیشینه ی تاریخی آن مکان نشأت گرفته مورد ستایش قرار میدهند در حالی که این مسأله تقریبا خارج از سرفصلهای مطرح در مباحث شهر سبز است.
عشق به طبیعت و محافظت از آن، ارزش محوری شهرهای بیوفیلیک است و حتی چیزی فراتر از آن، یعنی در پی برداشتن گامها و اجرای برنامههای نظارت و محافظت از طبیعت در نقاط مختلف جهان است. این در حالی است که اصول شهرسازی سبز به عملکردهای البته مهم دیگری میپردازد، نظیر جلوگیری از هدررفت آب باران، جدا کردن و جذب کربن از محیط، خنک کردن محیط شهری و کاهش دادن تأثیرات آلودگی هوا. شهرسازی بیوفیلیک بیانکننده ترکیب خلاقی از طراحی شهری سبز با تعهد به زندگی جاری در فضاهای باز و محافظت و نگهداری زیرساختهای سبز از مقیاس زیستمنطقهای تا مقیاس یک محله است (Beatley T. , 2010, p. 85).
دسترسی ساکنین هر محله به یک پارک یا یک منطقه با طبیعت وحشی از طریق ترانزیت یا با دوچرخه یا حتی با پای پیاده مسألهای ضروری است، اما پارکها تنها بخشی از داستان هستند در حالی که ما نیازمند دانستن نحوه استفاده از پارکها هستیم. اخیرا برخی از شهرها نظیر نیویورک خانوادهها را به کمپ زدن در پارکها تشویق میکنند و در بسیاری از پارکهای شهری کلاسهای گسترده در طبیعت برای مدارس وجود دارد. تدابیر خوبی نظیر قانون ده دقیقه پیادهروی تا فضای سبز در نیویورک یا سبز کردن حدود نیمی از شهر پرتراکم سنگاپور از دیگر نمونههای این مطلب هستند.
در ادامه به برخی از کیفیتهای استخراجشده از شهرهای طبیعتدوست موجود در جهان اشاره میشود. البته اینها تعابیر نهایی و قطعی و جهانی و فراگیر آنچه که طراحی بیوفیلیک باید در بر داشته باشد یا آنچه که شهر بیوفیلیک باید باشد نیستند بلکه معیارها و اهدافی که بیان میشوند تنها راهنمایی برای قضاوت و ارزیابی شهرهای واجد شرایط بیوفیلیک است.
5-1-1- شاخصه های یک شهر بیوفیلیک:
5-1-1-1- شرایط و زیرساختهای بیوفیلیک:
• درصد جمعیت ساکن در شعاع صدمتری پارکها و فضاهای سبز: برنامهی plaNYC در مورد تامین یک پارک و فضای سبز در فاصله ده دقیقه پیادهروی برای همه فضاهای مسکونی تا سال 2030 از نمونههای این شاخصه است. شاید ملموستر باشد که بگوییم تأمین حراقل یک پارک یا فضای سبز در فاصله صد متری فضاهای مسکونی.
• وجود یک شبکهی متصل به هم اکولوژیکی، شهرسازی سبز از بام خانهها تا مقیاس عظیم منطقهی زیستاقلیمی: نمونه آن شهر هلسینکی در مناطق فاینلند است، در این شهر شبکه فضاهای سبز متصل به هم از طریق ایجاد شکافهای سبز در شهر به وجود آمده و جنگل قدیمی موجود در لبه شهر را در قالب پارکی به نام keskupuesto تا نزدیکی مرکز شهر نفوذ و امتداد داده.
• درصد اختصاص محدوده زمینهای شهری در قلب طبیعت وحشی یا نیمهوحشی: شهرها میبایست چیزی بیش از پارکهای معمولی یا باریکههای چمن و منظرسازی (کفسازی) خوشرنگ را ایجاد کنند. در شهرها میبایست مناطقی طراحی شود که امکان دیدن و تجربه کردن طبیعت وحشی یا نیمه وحشی را برای مردم فراهم کند. تجربههای طبیعی نظیر جنگل، آبگیر، مرغزار و گیاهان بومی. برای مثال ژاپن دو درصد از اراضی این کشور را برای حفظ طبیعت، دست نخورده باقی میگذارد، البته در این بخش حداقل ایدهآل برای یک شهر بایوفیلیک ده درصد است.
• درصد پوشش جنگلی در شهر(در برخی مناطق مناسبت کمتری دارد): سازمان جنگلهای آمریکا چهل درصد را برای پوشش جنگلی شهرها پیشنهاد داده که در مرکز شهر کمتر و در مناطق دور از مرکز بیشتر میشود.
• میزان گسترش و تعداد عناصر سبز شهری(نظیر بامهای سبز، دیوارهای سبز و درختان): به طور مثال وجود یک بام سبز یا هر عنصر سبز شهری دیگر به ازای هر هزار واحد سکونتی یا هر بلوک شهری که موجب شده شهری نظیر شهر شیکاگو در حال حاضر پانصد بام سبزدشته باشد.
• سرانه مسیرهای پیاده به ازای هر یک مایل: در این مورد میتوان به یک نمونه ایدهآل اشاره کرد، شهر Anchorage در آلاسکا 250 مایل مسیر پیاده در ازای 280000 نفر جمعیت دارد.
• تعداد باغهای اجتماعی یا زمینهای باغی و دسترسی به محدودهی این باغها: برنامهی اجتماعی شهر سیاتل موسوم به P-Patch هدف نهایی را تأمین حداقل یک باغ اجتماعی برای هر 2500 شهروند تعیین کرده.
5-1-1-2- اطلاعات و دیدگاههای بیوفیلیایی:
• درصد مردمی که میتوانند گونههای معمولی جانوران و گیاهان بومی منطقه را تشخیص دهند: حداقل یک نفر از هر سه نفر شهروند میبایست بتوانند یک گونهی پرندهی بومی را تشخیص دهند. که البته این میزان میتواند تا هر اندازه افزایش یابد.
• میزان حساسیت و کنجکاوی مردم در مورد جهان طبیعی پیرامونشان: این مورد با نظرسنجی و یا تعامل اجتماعی با مردم قابل تشخیص است.
5-1-1-3- فعالیتهای بیوفیلیک:
• درصد جمعیتی که در طبیعت و یا کلوپهای تشکیل شونده در فضاهای باز فعال است و همچنین تعداد چنین ارگانهایی که در شهر فعال هستند. به طور مثال تعدادی از ساکنان شهرها اعضای کلوپهای طبیعت، حفاظت از پرندگان یا کلوپهای باغبانی و دیگر ارگانهایی هستند که ارتباط با طبیعت یا فعالیت در فضای روباز را تشویق میکنند. حد مطلوب این است که حداقل یکچهارم جمعیت شهر در یک چند عدد از چنین کلوپهایی عضو هستند.
• درصد جمعیت مشارکتکنندع در طرحهای بازسازی و احیای طبیعت(نظیر محافظت از بوتهها). در شهر (Brisbane) بریسباین استرالیا 124 گروه محافظ بوتهها و 2500 داوطلب فعال وجود دارد که البته در مقایسه با استاندارد تعیین شده هنوز درصد کمی است چرا که حداقل درصد جمعیت مشارکتکننده در این طرحها میبایست 20 درصد یعنی یک نفر از هر پنج نفر شهروند باشد.
• درصد زمانی که شهروندان به نسبت کل زمان روز را در فضای بیرون سپری میکنند. به طور مثال شهروندان آمریکا تنها پنج درصد از طول روز را در فضای بیرون سپری میکنند که میزان مطلوب حداقل 15 تا 20 درصد است.
• درصد شهروندانی که به طرزی فعال باغداری میکنند(اعم از فضای بالکن، فضای پشت بام و فضای باغهای اجتماعی). یک نظرسنجی جدید نشان میدهد که حداقل 44 درصد از مردم بریتیش کلمبیا حداقل بخشی از غذای موردنیازشان را خود کشت میکنند.
• طول زمان زنگ تفریح و بازی در فضای بیرون مدارس.
5-1-1-4- مؤسسهها و سازمانهای بیوفیلیک:
• وضع کردن برنامه یا استراتژیهای گسترش و تقویت تنوع زیستی یا biodiversity.
• وسعت ارگان-های همایت کنندهی بیوفیلیک: به عنوان مثال وجود یک موزهی فعال تاریخ طبیعی یا باغ گیاهشناسی(botanical garden).
• اولویت بخشی به آموزش محیطی: بسیاری از مدارس شهری کلاسهای آموزش در فضای باز دارند که به دانشآموزان وداوطلبان، پیرامون طبیعت آموزش میدهند.
• درصد بودجهی عمومی اختصاص یافته به حفظ، بازخلق و آموزش طبیعت و همینطور فعالیتهای مرتبط با آن.
• وضع و اعمال استانداردها و قوانین سبز، برنامههای امتیازدهی، اممتیاز تراکم، طرحهای ابتکاری فضای سبز و نورپردازی متناسب با قوانین آسمان تاریک برای ساختمانسازی و طراحی.
• تعداد طرحهای آزمایشی و ابتکاری موجود و در حال اجرای دولتی یا مردمی در مقیاش شهر.
5-1-2- توصیف شهرهای بایوفیلیک:
موارد نامبردهشده در قسمت قبل به شکل گزارههایی خبری در توصیف شهر بایوفیلیک در جدول زیر آمدهاند:
جدول 3، ویژگیهای شهر بیوفیلیک، (Beatley T. , 2010, p. 47)
شهرهای بیوفیلیک کدامند
• زیرساختها و شرایط شهرهای بایوفیلیک
شهرهای بیوفیلیک مکانهایی هستند که در آنها طبیعت قابل دسترس و انبوه وجود دارد
شهرهای بایوفیلیک محیطهایی غنی، پر جزئیات( بافتدار) و برانگیزندهی تمام حواس انسانس هستند.
شهرهای بایوفیلیک روح و زندگی خود را از طبیعت گرفته و از آن تقلید میکنند.
شهرهای بیوفیلیک اشکال و فرمهای طبیعت را نمایش داده و ارج مینهند.
• فعالیتهای بایوفیلیایی
شهرهای بیوفیلیک قدردان طبیعت و تنوع زیستی یکتای خود هستند.
در شهرهای بایوفیلیک شهروندان فعالانه از طبیعت اطرافشان لذت برده و در حفظ و احیای آن مشارکت میکنند.
شهرهای بیوفیلیک به شکلی فعال ما را به ارتباط با طبیعت تشویق میکنند.
شهرهای بیوفیلیک بین ما و اقلیم اطرافمان ارتباط برقرار میکنند
• دیدگاهها و اطلاعات بیوفیلیک
در شهرهای بیوفیلیک شهروندان نسبت به تنوع زیستی و طبیعت اطرافشان آگاه و مطلع هستند.
در شهرهای بیوفیلیک، شهروندان احساس عمیقی نسبت به تاریخ طبیعی شهر و منطقهی زندگیشان دارند.
در شهرهای بیوفیلیک اولویت به حفظ و احیای اکولوژی داده میشود.
• مؤسسات و دولتهای بیوفیلیک
شهرهای بیوفیلیک در مؤسسات و زیرساختهای ضروری برای آموزش و ارتقای ارتباط با طبیعت سرمایهگذاری میکنند.
شهرهای بیوفیلیک از محیط زیست و منطقههای زیستی کلانی که در آن قرار دارند سرمشق میگیرند.
شهرهای بیوفیلیک تلاش میکنند تا طبیعت ورای محدودههای خود را حفظ نمایند.

5-2- استراتژی های زیست تقلیدی برای شهرها:
در ادامه بخش قبل به مواردی از استراتژیهای زیستتقلیدی برای شهرها اشاره میشود که توسط آقای ادوارد بنیوس در قالب یک جدول تألیف شده.
جدول 4، استراتژیهای زیست تقلیدی برای شهرها، (Benyus, 2002, p. 70)

1.
استفاده از زباله به عنوان یک منبع
2.
استفاده از تنوع و تعاون برای استفادهی کامل از محیط زندگی
3.
جمعآوری و استفاده از انرژی به شکلی کارآمد
4.
بهینه کردن به جای به حداکثر رساندن
5.
استفادهی توأم با صرفهجویی از مصالح
6.
اجتناب از آلوده کردن آشیانهی دیگر موجودات زنده
7.
اجتناب از تمام کردن منابع
8.
تنظیم شرایط زندگی و توسعه در تعادل با زیستکره
9.
تلاش برای افزایش علم و اطلاعات در مورد جهان پیرامون به خصوص جهان زنده
10.
پایبندی و پافشاری بر سیستمهای خرید و فروش محلی

5-3- فرم و شکل کلی در شهر طبیعت دوست

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع منابع طبیعی، روابط اجتماعی، تعاملات اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع نورپردازی، عابر پیاده، طراحی شهری