منابع پایان نامه ارشد با موضوع زیان دیده، قاعده اتلاف، جبران خسارت

دانلود پایان نامه ارشد

عصیان است . چنانچه رفتار خطاکارانه ( معصیت ) به نحو عصیانگری ( مقصرانه ) اتفاق افتاده باشد ، مرتکب مستحق مجازات خواهد بود . در عین حال ، عصیان به دو صورت قابل تحقّق است ؛ یکی به صورت عمدی که در معنای قصد مجرمانه است و دیگر از طریق اهمال که متضمّن مفهوم هر گونه قصور و تقصیر مورد نظر در جرایم غیر عمدی است . البته ، در نوشته های حقوقدانان عرب ، عمدتا از اصطلاح « الخطأ الجنایی » به منظور افاده مفهوم تقصیر جزایی استفاده شده است . لذا در تعریف تقصیر کیفری می توان گفت : « ارتکاب ارادی ، آگاهانه و یا از روی خطای یک رفتار ممنوعه جزایی » .
در مفهوم اجتماعی ، تقصیر یا خطای جزائی ، پدیده ای است که از عدم انطباق رفتار آدمی با نظام حاکم بر زندگی مشترک در اجتماع حاصل می گردد و مبنای مسئولیت کیفری مرتکب جرم غیر عمدی یا شبه عمدی را تشکیل می دهد . تعریف تقصیر یا خطای جزائی ، عبارت از انجام دادن یا ترک کار نادرستی است که پیش بینی حدوث نتیجه سوء آن در همان شرایط وقوع برای هر شخص متعارف و محتاطی محتمل می باشد .45
اقسام تقصیر جزائی :
تقصیر از نظر مثبت و منفی بودن فعل :
تقصیر مثبت : انجام عمل ممنوع یا ارتکاب فعل ضرری تقصیر مثبت است که در ماده 951ق. م ایران به عنوان تعدی از آن یاد شده است .
تقصیر منفی : عبارتست از اینکه شخص فعلی را ترک کند که ملزم به انجام آن بوده که در ماده 951ق . م . ایران آمده است و قبلا بیان شد .
طبق آنچه در تبصره ماده 336 قانون مجازات اسلامي ذکر شده است :
«تقصير اعم است از بي‌احتياطي، بي‌مبالاتي، عدم مهارت و عدم رعايت نظامات دولتي »
1 ) بی احتیاطی : مراد از بی احتیاطی ، اقدام بر امری است که مرتکب آن بدون توجه به عواقب و نتیجه احتمالی آن که برای او قابل پیش بینی است باعث ایراد صدمه یا ضرر به دیگری می شود . ضابطه تشخیص بی احتیاطی ، عرف است .
بی مبالاتی : نوعی بی احتیاطی به صورت ترک فعل است . در حقیقت ، بی مبالاتی ، عبارت از غفلت در انجام امری است که مرتکب آن می بایست آن را به انجام برساند تا خطری برای دیگران به وجود نیاید . 46
عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی نیز از اقسام تقصیر جزائی هستند اما از آنجا که به نظر می رسد در این پژوهش کابرد ندارد ، توضیح آنها باعث اطاله کلام است .
آثار تقصیر زیان دیده :
از آن جا که در این تحقیق بحث تقصیر زیان دیده و اقدام وی علیه خویش نیز مطرح است توضیح اجمالی نسبت به آثار این تقصیر ، در بحث های آتی راهگشا خواهد بود .
1 ) تقصیر وی از مصادیق قوه قاهره است ؛ در این حالت ، خوانده از جبران خسارت معاف می شود ، زیرا کسی که بر ضرر خود اقدام کند و این اقدام برای خوانده یک عامل خارجی غیر قابل پیش بینی باشد برای او حالت قوه قاهره را دارد . مانند زمانی که دیوانه ای ناگهان خود را به زیر چرخ های اتومبیل بیندازد .
2 ) تقصیر وی از مصادیق قوه قاهره نیست ؛ در این فرض ، دو حالت متصور است :
الف ) استهلاک یکی از تقصیرها در دیگری : در این حالت ، چنانچه یکی از تقصیرها بر دیگری برتری داشته باشد دو شکل مفروض است ؛
اول اینکه عمدی باشد ، چه از طرف زیان دیده و یا از طرف خوانده . پس در جائی که تقصیر عمدی از ناحیه زیان دیده باشد مسئولیت خوانده برطرف می گردد . زیرا چنین عمدی ، رابطه سببیت بین فعل خوانده و زیان ها را قطع می کند و زیان ها متوجه شخص عامد می گردد زیرا او مباشر تلف است . (م 346 و 331 ق . م . ا ) . بنابراین ، عمد در اضرار ، رابطه علیت بین سبب و ضرر را قطع می کند .
دوم اینکه زیان دیده ، ضرر را بپذیرد ، بر اساس ماده 365 ق .م .ا همه خسارات وارد بر او چون پذیرای خطر گشته است ، جبران نمی گردد . در حقوق ایران ، پذیرش خطر از سوی زیان دیده ، مسئولیت مبتنی بر تقصیر عامل ورود زیان را از بین نمی برد . ( بند 3 م 59 ق . م . ا )
ب) استقلال هر یک از تقصیر ها نسبت به دیگری :
اگر تقصیر خوانده ، نتیجه تقصیر زیان دیده باشد ، مسئولیت وی منتفی می گردد . در فقه اگر دو اسب سوار با هم تصادف کنند و یکی بمیرد ، نصف دیه مقتول بر عهده دیگری است و نصف آن هدر است . زیرا موت مستند به فعل خود زیان دیده است . بنابراین مسئولیت بر عهده دیگری مستقر نمی گردد . 47

مسئولیت کیفری مسامحه ای
مسامحه یک اصطلاح رایجی است که هم در حقوق کیفری و هم در حقوق مدنی بر یک نوع تقصیر اشاره دارد که غالبا مترادف با غفلت ، اهمال ، بی دقتی ، سهل انگاری ، بی مبالاتی ، بی اعتنایی ، بی توجهی و قصور به کار رفته است . در حال حاضر ، مسامحه نوعی « تقصیر قانونی » به شمار می رود و مبتنی بر یک معیار و ارزیابی عینی است . در حقوق کیفری ایران ، چه قبل و چه بعد از انقلاب ، اصطلاح مسامحه به همراه برخی از واژه های مترادف آن به کار رفته است .
از جمله قوانینی که در این رابطه قابل اشاره است ، عبارتند از :
1 ) مواد 6 و 22 قانون طرز جلوگیری از بیماریهای آمیزشی و بیماریهای واگیردار مصوب 11 / 3 / 1320 .
2 ) مواد 543 ،544 ، 548 و 550 قانون مجازات اسلامی مصوب 8 / 5 / 1370 . 48
مطالعه و بررسی موارد استعمال مسامحه و همچنین رویه قضایی موجود ، نشان می دهد که مسامحه معیار عرفی دارد و تشخیص آن بر حسب مورد و با در نظر گرفتن اوضاع و احوال و قرائن مربوطه با نظر کارشناس است . 49

گفتار چهارم ؛ مروری بر قواعد فقهی مرتبط با موضوع
الف ) قاعده اتلاف
اتلاف یکی از اسباب ضمان قهری است . در این ضمان منشا و منبع یک عمل مادی محض است که در شکل اتلاف یا استیلای نامشروع و غیره از شخصی سر می زند و قانون شرع این عمل را موجب پیدایش ضمان می شناسد . و نیز از جمله قواعد مشهور فقهى است كه فقيهان در مورد ضمان به آن تمسك جسته‌اند .
اتلاف از مادّۀ « تلف » به معناى نابود شدن و از بين رفتن است و فعل آن « تَلِفَ يَتلَفُ تَلفاً » مى‌باشد . 50 اتلاف مصدر باب افعال و به معنای اهلاک آمده که به معنای نابود کردن یک چیز است . تفاوتی که با تلف دارد در این است که تلف در جایی استعمال می گردد که چیزی تلف شود اما اتلاف در جایی است که کسی چیزی را تلف کند .
مفاد قاعدۀ اتلاف در « من أتلف مال الغير فهو له ضامن » مندرج است . معناى قاعده اين است كه هر كس مال ديگرى را بدون اجازه ی او تلف يا مصرف كند و يا مورد بهره‌بردارى قرار دهد، ضامن صاحب مال است .
هرگاه شخصی عمدا یا به طور غیر عمد در تلف کردن و اضرار به مال غیر مباشرت داشته باشد عمل او اتلاف محسوب و مسئول خسارت وارده است و جبران خسارت در صورتی که تهیه نظیر آن میسر باشد مثلی و در غیر این صورت قیمی خواهد بود . غالب فقها و علمای حقوقی مدنی ما عقیده دارند که در موارد اتلاف لازم نیست که زیان زننده مرتکب تقصیر شده باشد و به محض ورود خسارت مسئول جبران آن است . 51
اتلاف گاهی مباشری است به این معنا كه انسان با اراده و اختيار خود در اتلاف چيزى به طور مستقيم دخالت كند؛ به اين معنى كه علّت تلف، عمل او باشد و بتوان تلف را به صورت حقيقى به او نسبت داد ، مانند قتل ، سوزاندن و خوردن . اصل در اتلاف مباشرى ضمان است ، خواه اتلاف نفس باشد يا اتلاف مال . و گاهی اتلاف تسبیبی است که در بحث بعد به آن می پردازیم.
مستندات قاعده اتلاف :
اين قاعده از ضروريات فقه است و شيخ طوسى در كتاب المبسوط و ابن ادريس در كتاب السرائر براى اثبات آن به سخن خداوند متعال استناد كرده‌اند :
« فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ » 52
پس هر که بر شما تعدّی کرد ، شما هم به مثل آن بر او تعدّی کنید ، و از خدا پروا نمایید، و بدانید که خدا با پروا پیشگان است .
« وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا » 53
« پاداش بدی [چون قتل و زخم زدن و اتلاف مال] مانند همان بدی است »
از ابى عبد اللّه ، امام صادق (ع) ، روايت شده كه در حديثى فرمودند :
اگر كسى از مال يا عرض ديگرى چيزى را بردارد بر او واجب مى‌شود از آن شخص حلاليت بطلبد و عين آن چيز را به صاحبش و اگر فوت شده به ورثه‌اش برگرداند و از آنچه انجام داده توبه نمايد تا اينكه خداوند متعال به پشيمانى و توبه و برگرداندن مال از جانب او آگاه شود .
دلایل و مستندات این قاعده گویای آن است که هر کس به هر نحو موجب زیان دیگری بشود ، ضامن خسارت است و خسارت مفهومی عام دارد که شامل تمام زیان های مادی و معنوی می شود . بر این اساس ، قاعده اتلاف ، تنها ناظر بر خسارت مالی نیست بلکه ضرورت جبران خسارت معنوی نیز از آن قابل استنباط است . به همین جهت برای اثبات مسئولیت در تلفات جانی و جراحات به آن تمسک شده و مسئولیت طبیب ، حجّام ، ختّان و مانند آن در موردی که موجب خسارت بدنی به شخص یا حیوان شود ، پذیرفته شده است . 54
اتلافى كه نسبت به جان انسان صورت مى‌گيرد (خواه به كشتن يا نقص عضو و يا وارد كردن جراحت باشد ) عمدى ، شبه عمد ، يا از روى خطا و اشتباه است . ضمان در اتلاف عمدى، به صورت قصاص است، مگر اين كه قصاص امكان نداشته باشد و يا اولياى دم با قاتل مصالحه كنند. اما ضمان در شبه عمد و خطا به صورت ديه و ارش خواهد بود .

ب )قاعده تسبیب
یکی دیگر از موجبات ضمان قهری است . در لغت مصدر باب افعال از ریشه « سبب » و به معنای : سبب ساختن و فراهم آوردن سبب است .
تسبیب در اصطلاح فقه ، مقابل مباشرت و از مصادیق اتلاف است . تسبیب ، فعلی است که باعث تلف چیزی می شود ، مانند حفر چاه در ملک غیر . و نیز وارد کردن ضرر به مال غیر که فعل منشا ضرر به وسیله خود فاعل به هدف هدایت نشده باشد ، بلکه بر اثر تقصیر یا بی مبالاتی و غفلت و عدم احتیاط وی ، ضربه متوجه غیر گردد . 55
فقها ، معمولا این بحث را ذیل عنوان قاعده اتلاف مطرح می کنند ، زیرا این دو عنوان مشترکات فراوانی دارند ، موضوع قاعده اتلاف عبارت است از این که عمل شخصی به طور مستقیم موجب از بین رفتن مال دیگری شود ، اما اگر کسی کاری کند به طور مستقیم و با واسطه منجر به تلف مال غیر شو د ،به گونه ای که اگر این کار را نمی کرد آن مال تلف نمی شد ، « اتلاف بالتسبیب » است که موضوع قاعده تسبیب می باشد . در هر دو بحث ضمان مطرح است با این تفاوت که در اتلاف ضمان به عهده مباشرت است و در تسبیب به عهده مسبب . 56
در تحریر الوسیله حضرت امام خمینی ( ره ) و کتب فقهی دیگر تسبیب را اینگونه معنا می کنند ؛ هر فعل و کاری که تلف در آن حاصل شود ولی به علت دیگری مثل کندن چاه و نصب کارد و انداختن سنگ و مثل آنها که تلف حاصل شود ولی علت چیز دیگر است . 57

علامه در كتاب قصاص از قواعد مى‌فرمايد:
«السبب ماله اثر ما فى التوليد كما للعلة لكنّه يشبه الشرط من وجه.»‌
يعنى سبب آن است كه اثرى در توليد جنايت داشته باشد، همانطورى كه علت چنين تأثيرى دارد ولى شباهتى نيز با شرط دارد . 58
محقق حلی در باب دیات آورده که سبب ، آن چیزی است که تلف در نزد آن صورت می گیرد به علت غیر از آن به طوری که اگر آن سبب نباشد از علت تاثیری حاصل نمی شود مانند حفر چاه در مقایسه با سقوط در چاه .
صاحب جواهر و علامه حلی نیز معانی مشابهی را ذکر نموده اند اما آنچه مورد اتفاق به نظر می رسد این است که سبب آن چیزی است که تلف در نتیجه آن صورت می گیرد و به نحوی غیر از رابطه علیت در ایجاد تلف موثر می باشد .
از نظر دکتر امامی ، تسبیب یعنی شخصی در اضرار به غیر مباشرت نداشته باشد ولی مع الواسطه موجب اضرار به غیر گردد . 59
در ماده 318 ق . م . ا این گونه آمده است : تسبیب در جنایت آن است که انسان سبب تلف شدن یا جنایت علیه دیگری را فراهم کند و خود مستقیما مرتکب جنایت نگردد به طوری که اگر نبود جنایت حاصل نمی شد مانند آن که چاهی بکند و کسی در آن بیفتد و آسیب ببیند .

در حقوق ایران قاعده سببیت دو حالت دارد :
زیان به طور مستقیم و بی واسطه عامل دیگری وارد می شود که به آن « اتلاف » می گویند . زیان با واسطه عامل دیگری وارد می شود که به طور خاص به این حالت « تسبیب » می گویند. ( م 307 ق . م ، اتلاف و تسبیب را در زمره اسباب

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه قانون مجازات، قاچاق کالا، ارتکاب جرم Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه قاچاق کالا، ارتکاب جرم، اعمال مجرمانه