منابع پایان نامه ارشد با موضوع زنجیره ارزش، مدیریت دانش، سرمایه فکری، دانش آشکار

دانلود پایان نامه ارشد

رقابتي و يا دارايي هاي نامشهود است كه داراي اهميت استراتژيك هستند.
ارزيابي قدرتها و ضعفهاي نسبي داراييهاي نامشهود با ملاحظه پتانسيل آينده.
تخصيص جريان درآمد سازمان در سرتاسر مزيت هاي رقابتي(جعفري و همكاران، 1385)

2-6-14- نتايج امتيازي زنجيره ارزش52
نتايج امتيازي زنجيره ارزش كه توسط ليو توسعه داده شد، يك روش تحليل اندازه گيري دارايي هاي نامشهود است كه همچنان در فاز توسعه قرار دارد. زنجيره ارزش با كشف محصولات، خدمات و فرآيندها آغاز شده، سپس به سوي فاز امكان سنجي تكنولوژي و توسعه پيش مي رود و در نهايت، فاز بازاريابي محصول يا خدمت انجام مي شود. كارت امتيازي زنجيره ارزش، ماتريسي از شاخص هاي غيرمالي است كه در سه طبقه متناسب با چرخه توسعه گرد آمده است: كشف و يادگيري، اجرا، تجاري كردن.
در این تحقیق از رویکرد پالیک (روش مستقیم) برای ارزیابی سرمایه فکری بهره گرفته شده است. در این روش اجزاي مختلف سرمایه فکری شناسایی شده و پس از تعيين ارزش هر يك از اجزاء ، ميتوان ارزش كلي سرمايه فكري شركت را محاسبه نمود. . اين روش پيچيدهترين اما دقيق ترين ابزار اندازهگيري سرمايه فكري است.

2-7- فرمولهاي محاسباتي و روشهاي كمي جهت محاسبه ارزش سرمايه هاي فكري
براي پاسخ به اين سوال كه چگونه مي توان ارزش سرمايههاي فكري را بصورت پولي محاسبه كرد چهار فرمول زير آورده شدهاند. نتايج آزمون آماري بيانگر آن است كه در سطح اطمينان 95%، فرمولهاي شماره سه و چهار در سنجش ارزش سرمايههاي فكري شركت ها، همبستگي بالا و معناداري را(با مقادير R بالاتر از 97/ .) با ارزش سهام شركتها و صنايع بورس اوراق بهادار تهران نشان دادهاند. به اين ترتيب مي توان بهره گيري از اين گونه روشها را به شركتهاي فعال در بورس و اوراق بهادار تهران قوياً توصيه كرد (انواري رستمي و همكاران، 1384).
2) (1

فرمولهاي سرمايه فكري(انواري رستمي و همكاران،1382و1384)

2-8- طبقهبندي روشهاي اندازهگيري سرمايه فكري
در يك تقسيم بندي كلي روشهاي اندازهگيري سرمايه فكري به چهار طبقه كلي تقسيم بندي ميشوند.

2-8-1- طبقه اول: روشهاي سرمايه فكري مستقيم
اين روش ها مقدار پولي دارايي هاي فكري را بوسيله اجزاء مختلف اين قبيل دارايي ها پيشبيني مي كنند. از بين روش هاي اشاره شده روش كارگزار تكنولوژي، حسابداري و هزينه يابي منابع انساني، جستجوگر ارزش، سرمايه فكري مستقيم و حسابداري منابع انساني در اين طبقه قرار مي گيرند.

2-8-2- طبقه دوم: روشهاي سرمايهگذاري بازار
اين روشها بر محاسبه تفاوت بين ارزش بازار سهام شركت و سرمايه در دست سهامداران آن و در نظر گرفتن ما به التفاوت بعنوان داراييهاي نامشهود يا سرمايه فكري مبتني هستند. از بين 14روش، مدل ترازنامه نامرئي، ارزش بازار به دفتر و كيوي توبين جزء اين طبقه هستند.

2-8-3- طبقه سوم: روشهاي بازگشت روي داراييها
اين روشها متوسط درآمد قبل از كسر ماليات شركت را در يك دوره مشخص محاسبه نموده و آنرا بر متوسط ارزش دارايي هاي فيزيكي در همان دوره تقسيم مي كنند. روش ارزش افزوده اقتصادي و ارزش نامشهود محاسبه شده دارای اين ويژگي هستند و به اين طبقه تعلق دارند.

2-8-4- طبقه چهارم: روشهاي كارت امتيازي
در اين روش ها اجزاء مختلف داراييهاي نامشهود يا سرمايه فكري شناسايي شده و براي آنها شاخصهاي تهيه شده در كارتهاي امتيازي گزارش مي شوند و يا اينكه در نمودارها به نمايش در ميآيند. روشهاي كارت ارزيابي متوازن، جهت يابي اسكانديا، كنترل دارايي نامشهود، نتايج امتيازي زنجيره ارزش متعلق به اين طبقه هستند.

2-9- زنجیره ارزش53
زنجیره ارزش، مجموعه فعالیتهایی است که به صورت زنجیرگونه در یک شرکت انجام میشود تا به خلق ارزش برای آن بیانجامد. منظور از ارزش، مقدار پولی است که خریداران تمایل دارند در عوض آنچه که شرکت خلق کرده است بپردازند. ارزش کل، در واقع همان کل درآمد شرکت است که از فروش محصولات یا خدماتش کسب میکند. حاشیه ارزش، بیانگر تفاوت بین ارزش کل و هزینههای ایجاد ارزش، شامل هزینه ساخت محصول و هزینه تحویل آن به مشتری میباشد. ایجاد ارزش بیشتر از هزینههای ساخت و تحویل محصول، هدف عمومی هر استراتژی است (پورتر، 2001). به عقیده پورتر، فعالیتهای یک زنجیره ارزش به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
فعالیتهای اصلی
فعالیتهای پشتیبانی

نگاره شماره 2-2- مدل زنجیره ارزش پورتر

2-9-1- فعالیتهای اصلی زنجیره ارزش
فعالیتهای اصلی به آن دسته از فعالیتهای زنجیره ارزش سازمان اطلاق می‌گردد که در جهت مأموریت و اهداف سازمان بوده و در بنگاههای تولیدی شامل ساخت فیزیکی کالا و یا تولید خدمت، فروش (عرضه) و انتقال آن به مصرفکننده و نیز خدمات بعد از فروش (و ارائه خدمات) مربوط می‌شوند. این حوزه‌های کاری که در واقع عملیات روزمره و جاری بنگاه را شامل می‌شوند خود به پنج دسته قابل تقسیم هستند (مستبصری، 1388).
تدارک داخلی54-: شامل دریافت، انباشت و توزیع ورودیهای سیستم تولیدی نظیر مواد اولیه، ملزومات تولید و … است.
عملیات تولیدی55-: شامل کلیه وظایفی است که در تبدیل ورودی‌ها به محصول نهایی نقش دارند.
تدارک خروجی56-: شامل جمع‌آوری، ذخیره و توزیع فیزیکی محصولات بین خریداران و مصرف کنندگان است.
بازاریابی و فروش57:- شامل کلیه وظایفی است که به آگاه شدن از خواسته مشتریان و مصرف‌کنندگان، آگاه ساختن آنها از محصولات و خدمات بنگاه و نیز فراهم کردن زمینه فروش محصولات مربوط می‌شود.
خدمات پس از فروش58-: شامل نصب و راه‌اندازی محصولات، آموزش روش استفاده از محصولات، تأمین قطعات یدکی، تعمیر و سرویس محصولات و… است.

2-9-2- فعالیتهای پشتیبانی زنجیره ارزش
فعالیتهای پشتیبانی به آن دسته از فعالیتهای زنجیره ارزش سازمان اطلاق می‌گردد که به نحوی، فعالیتهای اصلی بنگاه را پشتیبانی و حمایت میکنند. فعالیتهای پشتیبانی آن دسته از فعالیتهایی هستند که حول فعالیتهای اصلی و برای آماده سازی شرایط اجرای آنها انجام میشوند (پورتر، 1985).
فعالیتهای پشتیبانی به چهار دسته تقسیم میشوند:
زیر ساختهای شرکت59- :شامل وظایفی نظیر برنامه‌ریزی، نظارت، امور کلان مالی و … است.
مدیریت سرمایه انسانی60-: شامل وظایفی مانند جذب و استخدام، آموزش، ارزیابی، تشویق و توسعه نیروی انسانی است.
توسعه تکنولوژی-: شامل حوزه وسیعی از وظایف است که به خلق یک محصول، فرآیند‌ یا سیستم مدیریتی جدید و یا بهبود آنها در بنگاه منجر میشوند که وظایفی نظیر تحقیق و توسعه، بهبود سیستمها و روش‌های انجام کار و… را شامل می‌شود.
تأمین61- :شامل کلیه تلاشهای ستادی است که در جهت فراهم کردن مواد و ملزومات تولیدی (نظیر مواد خام، اقلام مصرفی تولید، ماشین‌آلات، تجهیزات و…) و اجرایی صورت می‌گیرد.
هر یک از فعالیتهای پشتیبانی، علاوه بر فعالیتهای اصلی بنگاه، دیگر فعالیتهای پشتیبانی را نیز مورد حمایت قرار می‌دهند. مجموعه این فعالیتها، زنجیره ارزش سازمان را تشکیل می‌دهند. یعنی ارزشهای ایجاد شده توسط تک تک فعالیتهای شرکت، منجر به ایجاد ارزش در کل سازمان می‌گردد. این ارزش در شرکتهای رقابتی، توان رقابتی است و در سازمانهای مأموریتگرا که در بخش عمومی فعالیت می‌کنند، تحقق اهداف و مأموریتهای سازمان است. به کمک مفهوم زنجیره ارزش، امکان برخورد اصولی با فعالیتهای سازمان میسر شده و با تجزیه و تحلیل رفتار هر یک از فعالیتها میتوان، کیفیت محصولات را افزایش داد و هزینهها را کاهش داد و همچنین تأثیر با اهمیتی بر توان رقابتی به جا گذاشت. از آنجا که زنجیره ارزش برای بنگاههای مختلف متفاوت است؛ بنابراین مجموعه فعالیتهای کاری تشکیل دهنده زنجیره ارزش در بنگاههای مختلف، تأثیرات متفاوتی بر ارزش و توان رقابتی و اجرایی ایجاد شده بجا می‌گذارند (پورتر، 1985). مدیریت دانش، سرمایه فکری یا داراییهای نامشهود معیارهایی است که در بهبود ارزش و تغییرات ایجاد شده در آن مؤثر هستند (رایت و لیبویتز62، 1999).

2-10- مدیریت دانش
بخش عمدهای از سازمانهای بزرگ در دهههای آینده تبدیل به سازمانهایی خواهند شد که تعداد ردههای مدیریتی خود را به کمتر از نصف و تعداد مدیران خود را به کمتر از 3/1 تقلیل دادهاند. سازمانهای آینده، سازمانهایی دانش محور خواهند بود و به طور کلی شامل متخصصینی هستند که مسیر و قواعد کار خود را از مجرای بازخوردهای دریافت شده از همکاران، مشتریان و رؤسایشان تنظیم میکنند و بر این مبنا، مرکز ثقل به کارگیری نیروی کار از کارکنان ساده و فیزیکی به کارکنان دانشی تغییر خواهد کرد که در برابر رویکردهای رفتاری که فضای کسب و کار، بیش از صد سال پیش از محیطهای نظامی گرفته بود، مقاومت خواهند کرد و تحولی در عرصههای فعالیت سازمانی پدید خواهند آورد (دراکر63، 2000).
همانگونه که دراکر پیشبینی کرده بود، در سالهای اخیر، سازمانها و شرکتهای مختلف، پیوستن به روند دانش را آغاز کردهاند و مفاهیم جدیدی چون کار دانشی، مدیریت دانش و سازمانهای دانشی خبر از شدت یافتن این روند میدهند. سازمان دانشی به توانمندیهای دست مییابد که قادر است از نیروی اندک، قدرتی عظیم بسازد (دانشیفرد و ذاکری، 1388).
اسکای رم (2000) معتقد است که سرمایه دانشی، دارایی نهفته و پنهانی سازمانها است که با مدیریت و اداره آن میتوان به مزیتهای رقابتی دست یافت. در واقع دانش به عنوان منبعی برای بقای سازمان ها ضروری است و شرط موفقیت سازمانها، دستیابی به یک دانش و فهم عمیق در تمامی سطوح است. پیتر دراکر، راز موفقیت سازمانها در قرن 21 را مدیریت دانش میداند. اهمیت مدیریت دانش در قرن حاضر به حدی است که تیلور آن را حرکت و جنبشی میداند که عصر آینده را مسخر خود خواهد ساخت و چنین به نظر میرسد که در دیدگاهها و نظریات جدید حوزه مدیریت، مدیریت دانش و سرمایههای فکری سازمانها، یکی از راهکارهای اصلی فعالیت و موفقیت در محیط پرتلاطم کاری آنهاست (اسکای رم64، 2000).

2-11- زمینههای پدیداری مدیریت دانش
از پنجاه سال پیش به این سو، توجه به نقش دانش در اثربخشی سازمانها، رشد قابل ملاحظهای داشته است. مفهوم جامعه پساصنعتی65، رشد اقتصادهای خدمات محور را که به جایگاه دانش و کارکنان دانشی وابستگی دارد، در بر داشته است. در بسیاری از بخشهای صنعتی، اهمیت داراییهای فیزیکی رو به کاستی نهاده است. ناملموس بودن دانش در خدمات، با مفاهیم و عباراتی چون زندگی روی هوای سبک66 یا اقتصاد بدون وزن67 توصیف شده است (نیف68، 1999) استراتژیستها، دانش را یک منبع دارایی اولیه، در گذار از رویکرد منبع محور در سازمانها به رویکرد دانش محور تلقی میکنند (گرانت69، 1996) و ارزش دانش بر اساس نحوه به کارگیری آن در فرآیندهای سازمان، در راستای تولید کالاها و خدمات ارزیابی میشود (پنروز70، 1995). تحولات زیر، بر ضرورت پدیداری مدیریت دانش و پارادایم دانش محوری تأثیر زیادی داشتهاند.

2-12- انواع دانش
یکی از معروفترین طبقهبندیها از دانش توسط نوناکا انجام گرفته است که این طبقهبندی، مبتنی بر نگرش پولانی در خصوص دانش است. نوناکا در این طبقهبندی، دو نوع دانش را معرفی میکند که عبارتند از:
دانش آشکار:دانشی است که عینی بوده و میتواند به صورت رسمی و زبان سیستماتیک بیان میشود. وی معتقد است که این نوع دانش مستقل از کارکنان بوده و در سیستمهای اطلاعات کامپیوتری، کتابها، مستندات سازمانی و نظایر اینها وجود دارد. دانش آشکار قابل رمزگذاری و کدگذاری است و میتوان به سادگی آن را مخابره، پردازش، منتقل و در پایگاه دادهها ذخیره کرد. این نوع دانش را میتوان فرم داد و در قالب یک فرمول علمی و یا کتابچه راهنما بین افراد و سازمان منتشر کرد.

دانش پنهان: دانشی است که انتزاعی بوده و دستیابی به آن آسان نیست. لی و چوی به نقل از پولانی دانش نهفته را به این صورت تعریف می کنند: دانشی که منابع و محتوای آن در ذهن نهفته است و به آسانی قابل دستیابی نبوده و غیرساختارمند است. این دانش از طریق تجربه و یادگیری عملی کسب میگردد و کدگذاری شده نیست (لی و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ارزش افزوده، ارزش بازار، ثروت سهامداران، ارزش بازار سهام Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع مدیریت دانش، ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده، افزوده اقتصادی