منابع پایان نامه ارشد با موضوع زنان روستایی، ازدواج مجدد

دانلود پایان نامه ارشد

گولِش اِ نازه بمارکت بو ای دوس تازه
«پیراهن زیبا و چیندار که گلهای زیبایی بر آن نقاشی شده است، بر تن داری. این دوست جدید که انتخاب کردی بر تو مبارک باشد». (نجف زاده قبادی، 1391: 108).
* کرل برسن یه کرماشونه چراغ سوزه کی سوزه میدونه
«ای جوانان بیایید اینجا کرمانشاه است. و این چراغ سبز گواهی میدهد که اینجا سبزه میدان است».
روشنی در پیش است و باید شتاب کرد. سرانجام کار خوشایند است.
نتیجه فال خوب است.
کرمانشاه به عنوان شهری دیدنی معرفی شدهاست. (آزادبخت، 1387: 154).

* اَلیمی حُواردیه، دِنُونم حاله تونِ اَ سوزه قرآن وَ باله
یک دانه آلوچه خوردهام و دندانم کُند و بی حس شده است.
گس:.«حالتی که دندان پس از چویدن غوره یا آلو ترش، به خود میگیرد». (حیرت سجادی، 1369: 278).
تو را به جان آن سبزهرویی که بر بازویش دعای سبز بسته است، قسم میدهم
نتیجه فال میانه است.
ای صاحب فال با علاقه تصمیم به انجام کاری داری که نتیجه آن برایت ندامت و چشیمانی در پی دارد. (آزادبخت، 1387: 157).
*خوشال وَ کُری، گرمسیری جاسی منزل اَر منزل دَم کُل هُمساسی
خوشا به حال مرد جوانی که در گرمسیر منزل گزیده است و منزل به منزل همسایه آن شیرین دهان است. (آزادبخت، 1387: 85).
««وارگه» یا منزل ایل در طی مسافت از گرمسیر به سردسیر و بازگشت به آن مسیر ناگزیر از اتراق در محلهای ویژه است که محاسبه دقیق و موقعیت طبیعی محل تعیین شده اندکه «وارگه» یا منزل نامیده میشود». (طبیبی، 1374: 145).
«هر منزل حدود36 کیلومتر است». (حائری تبریزی، 1376: 569).
3-2) شو شمه
«شو شمه» گیری، نوعی فال است که به نیت کاری صورت میگیرد. و آن از این قرار است که صاحب نیت، شب شنبه به پشت درب خانه همسایه میرود، و فال گوش در کمین مینشیند. طوری که صاحب خانه متوجه حضورش نشود. خوبی یا بدی فال را از محتوای اوّلین جملهای که صاحب خانه به زبان میآورد، فهمیده میشود. این فال یکی از قدیمیترین باورهای مردم این دیار است و هنوز هم مردم اعتقاد خاصی به آن دارند.
3-1-2) نیک، بد، مراد
تعدادی از دانههای تسبیح را جدا کرده، آنگاه به ترتیب، یک دانه، بعد دو دانه و سپس سه دانه از قسمت مشخص شده را جدا نموده، و به همین ترتیب ادامه میدهند تا اینکه دانههای آخر اگر یکی باشد، نیک است. اگر دو تا باشد بد است و اگر سه دانه در آخر بماند مراد است. یعنی متوسط نزدیک به خوب میباشد و جای امیدواری هست. (پاپی بالاگریوه، 1387: 389 ).
3-1-3) فال وِژَه
نوعی تفأل است. بدین صورت که صاحب نیت با دست راست، دست چپ خود را از نوک انگشتان تا گودی آرنج اندازه میگیرد. این کار را سه بار انجام میدهند، اگر نوک انگشتان بر هم منطنق شد، نتیجه فال خوب است. در غیر این صورت نتیجه فال بد است.
در لرستان غیر از این فال، با انگشتان خود نیز نوعی تفأل می زنند. برای این کار نیت میکنند و پس از آن چشم های خود را میبندند و با چشمهای بسته، انگشتهای نشانه را در مقابل صورتشان به طرف هم حرکت می دهند چنانچه نوک این دو انگشت با هم برخورد کند، نتیجه فال را خوب و خوش میدانند. در غیر این صورت فال را بد میدانند.
نیت فال با جمله ای به این شرح گرفته میشود:
فالِ فالِ تونِ داوِت بیار با نی ئیره خواوِت
رو اقبالم بیار به کو بهرهی منِ دیار به کو
به حق خدای فلک دو کلکم بیان وِ یک
ای فال تو را به حضرت داود سوگند میدهم بیدار شو و نخواب
برو بخت و اقبال مرا بیدار کن سهم مرا از رزق و روزی مشخص کن.
به حق خداوند فلک دو انگشتم به هم برسند. (عسکری عالم، 1387: 47).

3-2) باورداشتها
3-2-1) گاروه
«گاروه» یکی ازرسوم بسیار کهن است که به هنگام کم بارانی توسط ساکنین این خطه به عرصه اجرا در آمده است. اگر چه امروزه این رسم شکل کم رنگی بخود گرفته است، ولی تا چند سال پیش گاه وبیگاه اجرا میشده است و هنوز هم در اذهان مردم این منطقه از احترام و قداست خاصی برخوردار است. در فصول پاییز که کشاورزان مزرعه خود را کاشته و در انتظار باران خصوصاً اولین باران«پَلَه» بودند. هر گاه عدم بارش باران به درازا میکشید رسم گاروه به اجرا گذاشته میشد و مردم امیدوار بودند با اجرای این رسم دل آسمان به رحم آمده و باران ببارد. برای اجرای این رسم، ابتدا ریش سفیدان محلی با یکدیگر مشورت کرده و قرار و مدارها برای برگزاری گاروه یا جنگ باران گذاشته میشد.
شیوه برگزاری گاروه به این ترتیب بود که ابتدا اهالی یک روستا با قرار قبلی گاوهایشان را راهی مزارع روستای همسایه میکردند. زنان روستایی که از قبل آماده شده بودند با مشاهده گاوهای روستای دیگر در زمین خود، دست جمعی و در حالی که هر کدام چوب و چماقی در دست داشتند، به گاوها حمله برده و گله گاوها را به سرقت برده، و به سمت روستای خود حرکت میدادند. زنان روستایی که صاحبان گاوها بودند در این نبرد با چوب و چماق به جان هم افتاده، و چوبهایشان را حواله سر و صورت یکدیگر کرده و قصدشان این بود که خون از سر و روی حریف بریزد. به این ترتیب آنقدر همدیگر را میزدند که سرهایشان شکسته شده و قطرات خونشان بر زمین ریخته شود. زمانی که حس میکردند خون به حد کافی بر زمین ریخته شده، به جنگ پایان میدادند. و معتقد بودند به همان شکل که خون آنها به زمین ریخته شده است آسمان دلش به رحم آمده و باران بر زمین خواهد ریخت و مزارع آنها سیراب خواهد شد. (رحیمی عثمانوندی، 1379: 79).
این رسم در بین اکثر طوایف لک نشین رواج داشته، و بزرگترها همچنان به صحت این رسم اعتقاد دارند، و بر این باورند که از این طریق خدا به کشاورزان و دامداران ترحم میکند و باران میبارد.
3-2-2) آو فروشی
به معنی آب فروختن است. هرگاه کشت و زرع، نیاز به باران داشته باشند و بارانی نبارد، یک نفر مشک پر از آب را بر دوش میگیرد و به درب خانههای مردم میرود. هرکسی که کاسهی آبی از او بگیرد مبلغی به عنوان قیمت آب به شخص مشک به دوش میدهد. مردم معتقدند با این کار، خدا به آنان لطف میکند و باران میآید. (عسکری عالم، 1387: 92).
درخیلی از طوایف کار آب فروشی را به خانم خانوادهای واگذار میکردند، که وضع مالی خوبی نداشتند. به همین خاطر هر کس که کاسهی آبی میگرفت، قیمت کاسهی آب را به اندازه توان مالیشان میپرداخت. که این کار در واقع نوعی صدقه برای رفع خشک سالی بوده است.
3-2-3) مراد و مطلو دِ اویار
از جمله باورهای عامه، حاجت خواستن از آبیار است. گروهی از عامه عقیده دارند که اگر کسی مشکل یا حاجتی داشته باشد، هنگام غروب یا طلوع آفتاب به کنار باغ یا مزرعهای برود که کشاورز آبیاری میکند از کشاورز بخواهد که برایش دعا کند این دعا سریع تر اجابت میشود. به این روش که درخواست کننده به نزد آبیار رفته، و میگوید:
اویار هِ آو می زنی وِ کشت و کارت اِ خدا راس بیارهَ دِ کارو بارت
مه نیتی کردمه تو سیم دُوا کو بو خدایا اِی بنهنِ دِ غم رها کو
حرف تو وِ تی خدا گیرایی داره او خدائی که خالق هشت و چهاره
تا خدا راس بیاره دِ کار و بارم زمسون و غم بکه وینهی بهارم
آویار هِ آو زلال خو و تمیزه بیل بیا شاه دخترو بکهش دِ کیزه
آو زلالِ آویاری درمون درده خو بیه هرکه دِ اِی آو تو حَرده
اِیسه بُو چی بَکم جواوم چینه کار دارم هام وِ رَته اسبم وِی زینه
معنی:
ای کشاورزی که در حال آبیاری هستی، خدا کار و بارت را راست و درست کند.
من نیتی کردهام تو برایم دعا کن. بگو خدایا این بنده را از غم نجات بده
حرف تو نزد خدا مقبول است. خدایی که خالق دوازده امام است.
تا خدا مشکلات مرا حل کند و زندگی پر از غم همچون زمستانم را مانند بهار با صفا کند.
ای آبیار آبت زلال و تمیزست. بگذار شاهدختران این آب را در کوزه بریزد.
آب زلال آبیاری، درمان هر درد است. هر کس از این آب خورده شفا یافته است.
حالا بگو چکار کنم جوابم چیه؟ کار دارم اسبم را زین کردهام. رهگذرم میخواهم بروم.
(عسکری عالم، 1388: 154).
3-2-4) پرس و کلاش
مراسم عزا را «پرس» میگویند. درآن مراسم هرگز نباید کفشهای مهمان را جفت کرد و یا به ترتیب چید. زیرا این کار شگون ندارد. چنانچه این کار انجام گیرد، باز هم از آن خانواده کسی خواهد مرد
در میان طوایف طرهان و چگنی چنانچه کفشهای زنان و مردان مهمان، به طور نا خواسته جفت شود، بد شگون است و این بدین معنی است که مراسم پرس ادامه خواهد داشت. (عسکری عالم، 1387: 64).
رسم بود زمانی که مردی از دنیا میرفت، اگر زنش قصد داشت دوباره ازدواج کند کفشهای خودش را جلوی درب منزل جفت میکرد تا دیگران از نیت ازدواج مجدد او با خبر شوند.
3-2-5) آساره قوس
قوس نام برج دوازدهم از بروج فلکی و نام دیگر آن کمان است. آساره قوس به معنی ستاره قوس است. در باور مردم لرستان، قوس ستاره ای سرما خیز است.
مردم بر این باورند که این ستاره در فصل زمستان از زیر زمین به روی زمین میآید و همراه با«دایا سرما» و پسرانش «هَه مِیل» و«مَه مِیل» سوز سرما را بر سطح زمین میگسترانند. راهها و گردنهها را با کولاک، سرما و یخ مسدود میکنند. هه میل و مه میل از پیرزن اول بهار«دایا اول وِهار» که «کَله باد» به فرمان اوست، شکست میخورند و به قله کوه قاف میروند. آساره قوس هم کم کم سطح زمین را ترک میکند و دوباره به زیر زمین میرود. بنابراین در فصل زمستان که آساره قوس در زیر زمین نیست آبهای چشمه ساران گرم است امّا در فصل تابستان که آساره قوس به زیر زمین میرود، آب چشمه ساران سرد است». (عسکری عالم، 1387: 92).
در باور عامه زمانی که تگرگ میبارد، میگویند بین «دایا اول وهار» و «دایا سرما» جنگی صورت گرفته، دست بند و گردن بند «دایا سرما» پاره شده، و دانههای تگرگ را مهرههای دست بند و گردن بند پاره شده ی «دایا سرما» میدانند.
3-2-6) دیگر باورها
* به هنگام تحویل سال اگر کسی در مهمانی باشد تا پایان آن سال مهمانی میرود و اگر مهمان داشته باشد تا پایان آن سال مهمان دارد. (پاپی بالاگریوه، 1387: 347).
* زوزه بی موقع سگ و شیههی اسب خبر از زلزله است. (همان: 347).
* اگر کفشها روی هم بیفتد، صاحب این کفش به سفر میرود. و اگر کفش پشت و رو شود کسی از صاحب کفش بدگویی میکند. (همان: 347).
* شنبه کار کن. شنبه کوچ کن. اما شنبه عروس به خانه نیار. (شنبه روز نحسی برای عروس به خانه آوردن است). (عسکری عالم، 1387: 93).
* یه چه روژی بی ژَه مال داتِه در یا چوار شمه بی یا مونگ صفر
این چه روزی بود که از خانه بیرون رفتی. حتماً یا چهار شنبه بوده یا ماه صفر
روز چهار شنبه و ماه صفر از نظر عامه لرستان برای مسافرت نحس است.
از میان روزهای هفته که عقیده بر شوم بودن و بد یمن بودن آن است، چهارشنبه و از بین ماه ها، ماه صفر است. در این روز و ماه از آسمان شر میبارد. و هر کسی با کسی درگیری و نزاع لفظی هم داشته باشد، خونی خواهد ریخت و کسی کشته خواهد شد. بنابراین میگویند از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع اعراب و اسرائیل، طبقات اجتماعی، رباعیات خیام، دوره مشروطه Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ضرب المثل