منابع پایان نامه ارشد با موضوع زبان و فرهنگ، انتقاد اجتماعی، زندگی روزمره، جامعه بشری

دانلود پایان نامه ارشد

ی ساده و سطحی است که افرادمعدودی از آن لذت میبرند. حال آنکه هجو جنبه شخصی دارد؛ از حس کینه و بدخواهی برمیخیزد و غیر عادلانه است(میرصادقی، 1373: 181 ـ 180).
موسوی گرمارودی مینویسد: «در هزل فقط خنداندن و سرگرمی مهم است و در هجو نه خنده که زهرخند و نه جنبه اصلاحی که جنبه تخریبی مهم است. طنز قلقلک ارواح فرهیخته است؛ هزل برای مخاطبان معمولی و هجو شلاق است و نیشگون»( گرمارودی: 1368، 92).
نکوبخت در تفاوت طنز با هجو و هزل مینویسد:
ـ در هجو غلبه بر تصریح، وضوح، تیزی و تندی است؛ در طنز پوشیدگی، کنایه و تعریض است.
ـ مقصود از هجو مردم آزاری و طنز اصلاح و تزکیه است. هجو از دشمنی مایه میگیرد و طنز از دوستی. هجو محصول دوران آزادی است و طنز محصول دوران خفقان.
ـ هزل بیهدف است و طنز هدفدار. هزل وقیح و بیپرده است و طنز در پرده همراه با تملک. هزل بیرگ است و طنز متعصب. هزل فقط میخنداند و طنز میخنداند و عبرت میدهد.
ـ هزل از طبع شوخ و شنگ مایه میگیرد و طنز از روح صاف و صادق. هزل غفلت است و طنز بیدار کننده. در مجموع میتوان هجو را ضد مدح و هزل را ضد جد قرار داد(نکوبخت، 1380: 95 ـ 6).
هزل شوخی نامطبوع به منظور تفریح، نشاط و سرگرمی در سطحی معدود و خصوصی است و هجو به تمسخر گرفتن معایب به منظور تنبیه و از روی غرض شخصی است و طنز به تمسخر گرفتن عیوب به منظور تنبیه و از روی غرض اجتماعی است(حری، 1387: 61).

2ـ 7ـ روشهای ایجاد طنز و شوخ طبعی
طنزپردازان و لطیفهسازان از شیوهها و روشهای مختلفی برای ایجاد خنده در اثر خود استفاده میکنند. به علت گستردگی حوزه طنز و شوخ طبعی در ادبیات (شفاهی و کتبی) و زمینه فرهنگی و اجتماعی متعدد آنها نمیتوان روشهای خاص را معین کرد و مدعی شد که در تمام لطیفهها و طنزها تنها از این روشها استفاده میشود بلکه هر چه تعداد بیشتری از طنزها و لطیفهها را بررسی کنیم علاوه بر برخی شگردهای مشترک بیگمان به روشهای جدیدی پی خواهیم برد در این قسمت به تعدادی از رایجترین شیوهها و شگردهایی اشاره میشود که در اغلب این گونه آثار به چشم میخورد:
1ـ کوچک کردن:
تحقیرها هر آنچه که مورد انتقاد قرار گرفته است از مهمترین روشها در انواع شوخ طبعی است. البته حضور و شدت این عامل در هجو بیشتر است و حتی به بدزبانی و دشنامهای زشت میانجامد. در این روش طنزنویس قربانی خود را از لحاظ جسمی و معنوی کوچک جلوه میدهد و وی را از تمام تصنعات ساختگی عریان میسازد و بیآن او را در منظر خوانندگان مینشاند تا ببینند و داوری کنند که آنچه آنها درباره او میاندیشیدند جز خیال واهی یا برآمده از خوش باوری و فریفتگی آنها نبوده و مردم فریبی پایه آن است(حلبی، 1364: 63).
2ـ تشبیه به حیوانات:
تشبیه انسان به حیوان با استفاده از داستانهایی که از زبان حیوانات نقل میشود وسیله دیگری است برای کسی که قصد انتقاد و طنز دارد. تشبیه به حیوان یا خواندن نام کسی با نامهای جانوران در میان هجاگویان رواج داشته است. طنزپرداز به دو دلیل از این روش استفاده میکند اولین دلیل فرار از بازخواست و مجازات است زیرا ریشخند مستقیم و بدگویی بزرگان و فرمانروایان و قربانیان خود را کاری ناممکن یا خطرناک میبیند. دوم این که با تشبیه قربانیان خود به حیوانات آنها را از مقام رفیع و بلندی که برای خود قائل هستند به حد حیوانات که کاری جز خوردن و خوابیدن و تولید مثل ندارند تنزل میدهد(حلبی، 1364: 64). گاهی در تشبیه انسانها به حیوانات طنزپرداز ویژگیهای اخلاقی ناپسند فرد را با تشبیه او به حیوانی که به آن صفت معروف است نشان میدهد. مثلاً مکاری روباه، تنپروری خوک و حماقت خرس صفاتی هستند که چون برچسبی بر آدمها زده میشوند(جوادی، 1384: 20).
3ـ دشنام و نفرین:
از برندهترین ابزارهای هجاگویان بوده است که اغلب وقتی شعر و سخنانشان خریداری نمییافت از آن استفاده میکردند. لعن و نفرین نیز از شیوههای هجوگویی بوده است تا آنجا که بسیاری آن را امری واقعی و حیاتی میپنداشتند و خود را از این که هدف چنین روشی قرار گیرند به دور میداشتند (موسوی، 1388: 28).
4ـ بلاهت و تحامق:
گاهی طنز و مطایبه مولود موقعیتی است که بر اساس بلاهت و کند ذهنی فرضی اشخاص ساخته میشود. در این صورت شخصیتها اعمال ساده لوحانهای از خود بروز میدهند. بلاهت و نادانی این شخصیتها باعث میشود مخاطب نسبت به آنها احساس برتری کند. خنگها، چاقها یا آدمهای ساده لوح و به ویژه آدمهای تک بعدی از جمله سوژههای نمایش بلاهت هستند که از آنها برای خنداندن مخاطب استفاده میشود. در کنار بلاهت باید از تحامق نیز نام برد.تحامق یعنی خود را به نادانی و دیوانگی زدن. در گذشته به دلیل عواقب خطرناک انتقاد صریح برخی با تظاهر به حماقت و نابخردی و اشتهار به دیوانگی؛ حماقت رایج میان یک طبقه را با اعمال و گفتار خود به ظاهر تایید و در حقیقت نقد میکردند. اشتهار به دیوانگی به آنها در کردار و گفتار در مقایسه با مردم عادی آزادی خاصی میبخشید. نکتهسنجی و باریکبینی مهمترین ویژگی افرادی است که در تاریخ به دیوانگی و حماقت معروف بودهاند. شکل دیگر تحامق و دیوانگی به صورت شیفتگی و از خود بیخودی برخی عارفان بود که نمونههای جالب آن را در آثار عطار میتوان دید. هدف اعتراضها در این نوع بیشتر متوجه ذات حق و بیعدالتی در آفرینش است(موسوی، 1388: 29).
نیش تندی که در این طنزها هست نه بر خلق ابقاء میکند و نه برخالق. طنزیست رندانه که از زمین تا آسمان همه جا را میکاود و همه کس را نیش میزند و در چاشنی بیان رندانه شرنگ خشم و زهر نارضایی را پنهان میدارد. این طنز صوفیانهای است که رنگ احساس میگیرد و تبدیل میشود به اعتراض پرشور بر مصائب بشری(زرین کوب، 1356: 159 ـ 158).
5ـ نقل قول مستقیم:
این روش برای انتقاد و استهزاء بزرگان و صاحبان قدرت به کار میرود. به این صورت که طنزنویس با استفاده از اصل سخنان یا مضحکترین بخشهای سخنان شخصیت مورد نظر طنز خود را میآفریند. برای این مقصود گاهی چند نفر از شخصیتهای مورد نظر را در قالب داستانی قرار میدهد و از سخنان ان اشخاص به عنوان دیالوگهای داستان استفاده میکند. یا ممکن است نقل قولها را به طور مضحکی خارج از رشتهی اصلی کلام بیاورد و یا بعضی قسمتهای حرفها را خودش بنویسد اما گاهی ممکن است حرفها و مطالب عنوان شده به طوری مضحک باشد که بتوان تمامی یا بخش عمده آن را بدون تغییر نقل کرد(جوادی، 1384: 42).
6ـ ابهام:
در لغت به معنی مجهول گذاشتن است ودر اصطلاح بدیع سخنی که محتمل دو معنی باشد. آن را محتملالضدین و ذووجهین نیز نامیدهاند. در واقع نوعی دو پهلو سخن گفتن است به طوری که معنای مدح یا ذم آن از هم قابل تشخیص نیست. ابهام در اینجا مفهومی وسیع دارد که گاه ابهام را نیز در بر می گیرد که از هر مصرع میتوان دو معنی متضاد برداشت کرد(شمیسا، 1379: 109).
7ـ هجا در معرض مدح:
صنعتی است که طنزپرداز در آن ذم کسی را گوید اما هنگام ادای معنی به گونهای عمل کند که زشت جلوه نکند. شاعر گاه در یک شعر به گونهای عمل میکند که یک مصراع مدح و مصراع دیگر هجو باشد یا حتی پارهای از یک مصراع مدح و پارهای دیگر هجو باشد؛
خواجــه بــفزود ولیــکن به ورم
گشت مشغول ولیکن به شکم

(اندوهجردی، 1378: 161)
8ـ ادماج:
ادماج در لغت به معنای پیچیدن و داخل کردن چیزی در چیز دیگر است صنعتی که در آن شاعر در ضمن بیان خود به مطلبی طعنآمیز اشاره میکند مانند این بیت از حافظ:
نه من ز بیعلمی در جهان ملولم و بس
ملالت علما هم ز علم بیعمل است

(حافظ، 1367: 57)
و در اصطلاح به این معنا است که متکلم غرضی را در غرض دیگر تضمین و داخل کند؛ به صورتی که معنا و غرض اول از ظاهر کلام فهمیده شود و هیچ گونه صراحت و اشارهای به معنای غرض دوم نداشته باشد(اندوهجردی، 1378: 165).
9ـ کنایه:
در لغت به معنی پوشیده گفتن است و در اصطلاح علمای بیان ذکر جمله یا ترکیبی است که به جای معنی ظاهری(یکی از لوازم معنی آن) مراد است. به عبارت دیگر کنایه ترک تصریح است(شمیسا، 1379: 266).
10ـ اغراق و مبالغه:
از ابزارهای طنزنویس برای نقد و انتقاد اجتماعی یا فردی است. همچنین این ابزار تعجب و خنده مخاطب را برمیانگیزاند و او را به سوی واقعیتی که درباره آن مبالغه شده است توجه وتنبه میدهد. اغراق و مبالغه در مسائل جدی پذیرفتنی نیست اما در طنز خواننده آن را میپذیرد چون میداند که منظور دیگری در کار است(موسوی، 1388: 31).
11ـ استفاده از زبان و فرهنگ عامیانه:
بسیاری از طنزپرداززان برای آن که بتوانند حقایق مورد نظر خود را در جامعه بشری رواج دهند در طنزهای خود به زبان و فرهنگ عامیانه توجه کردهاند. این کار به طنزپرداز چهرهای صمیمی میدهد و باعث میشود عامه مردم به سادگی با اثر او ارتباط برقرار کنند. غلامحسین یوسفی در این باره مینویسد: «اصولاً یکی از خصایص آثار طنزآمیز و هجوگونه است که تأثر آنها از زبان و مواد فرهنگ عوام است. به خصوص که بسیاری از این لطیفهها از زندگی روزمره سرچشمه میگیرد و یا درد ، شادی و گلهای از احوال مردم در آن درج است و به عبارتی دیگر مخاطب آنها عامهاند»( یوسفی، 1370: 311).
12ـ مقایسه بین دو امر:
هر گاه مقایسه بین دو امر یا در کنار هم قرار دادن آنها عجیب و غیره منتظره باشد باعث ایجاد خنده و زمینه ساز طنز و مطایبه میشود. مثل مقایسهای که طوطی در داستان«طوطی و بقال» در مثنوی بین خود و صاحب خود بیان میکند(شادروی منش، 1384: 53).
13ـ قلب اشیا، الفاظ و بازیهای لفظی:
دگرگون ساختن اشیاء و واژههاست که به شکلهای مختلف صورت میگیرد از قبیل جا به جا کردن یک نقطه، یک حرف، یک کلمه یا یک جمله به گونهای که باعث خنده شود. نظیر:
گفتم که چــــراغ دوده باشی
افسوس که دودۀ چراغی

(شادروی منش، 1384:51)
14ـ تقلیدهای مضحک:
از شگردهای رایج برای ایجاد معانی طنزآمیز به کار میرود چند شکل معروف آن عبارتند از:
14ـ 1ـ پارودی یا نقیضه: نوعی تقلید و مقابله با آثار مشهور جدی است که ممکن است به گونهی هجو، هزل یا طنز ساخته شود. در اصطلاح تقلید تمسخر آمیز از کلمات، سبک، نگرش، لحن و عقاید نویسندهای یا شیوهای خاص در نوشتن است و شاخهای از طنز محسوب میشود. نقیضه ساز به جای موضوعات جدی و سنگین ادبی در اثر اصلی مطالبی کاملاً مغایر و کم اهمیت میگنجاند تا در نهایت اثر اصلی را به نحوی تمسخرآلود جواب گفته باشد در این کار باید طوری عمل کند که اگر چه سایه اثر اصلی در آن محسوس است ولی نقیضه و جواب خود اثری مستقل باشد(داد، 1383: 497ـ 496).
14ـ 2ـ بیمعنیگویی، همانگویی و بدیهیگویی: در این شیوه که بیشتر جنبه تفنن و شوخی دارد و گاهی نیز برای طنز و انتقاد به کار میرود. ظاهر شعر جدی است و تمام ویژگیهای ظاهری یک شعر کامل را از قبیل وزن و قافیه و قالب و… به خوبی داراست حتی کلمات به تنهایی با معنا هستند و مخاطب با دیدن چنین ظاهر آراستهای یک معنای منطقی را انتظار دارد اما اشعار در کل فاقد معنا هستند و تنها جنبه تفنن و شوخی دارند و همین تضاد ساخت و معنی ایجاد خنده میکند. این اشعار از نظر سبک و ظاهر آنقدر با صلابتند که گاهی مخاطب بی معنی بودنش را فراموش میکند. تذکره نویسان اینگونه اشعار را«مسلوب المعانی»، «سهو اللسان»، «تزریق گویی» و «تزریق خوانی» نامیدهاند(نکوبخت، 1380: 109).
14ـ 3ـ برلسک(Burlesque) و حماسه مضحک:
نوع دیگری از تقلیدهای مضحک که در ادبیات اروپایی رواج زیادی دارد و در ادبیات فارسی نیز به نمونههایی از آن بر میخوریم؛ آن نوعی تقلید است که در آن موضوع با اهمیتی را با شیوهای سبک و مسخره بیان میکنند مثلاً عواطفی راستین به صورت احساساتی سخیف بیان میشود یا موضوعی جدی به صورت شوخی در میآید. همین عدم تناسب(بین موضوع و سبک) مشخصه اصلی برلسک است که باعث ایجاد طنز میشود(کهنویپور، 1381: 98). گروهی از منتقدان غربی برلسک را یک نوع ادبی؛ شامل نقیضه و حماسه مضحک میدانند

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع حافظ شیرازی، دیوان حافظ، ادبیات فارسی، ژانر ادبی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع غازان خان، سلطان محمد، فضایل اخلاقی، ارزش اجتماعی