منابع پایان نامه ارشد با موضوع زبان فارسی، نگارگری ایران، ادب فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

دانشگاه در حال تهیه‌ی یک کتاب کامل در مورد این شاهنامه می‌باشد که از چند و چون آن اطلاعی در دست نیست.
پایان نامه‌هایی که به موضوع نگارگری عثمانی پرداخته‌اند به شرح ذیل می باشند:
– «تاثیرپذیری نگارگری عثمانی از نگارگری ایران با محوریت شاهنامه طهماسبی»، عادل ظاهر
حکومت اسلامی و نوپای عثمانی پس از به قدرت رسیدن در اوایل سده نهم هجری شروع به وام گیری فرهنگی از کشور های اسلامی، از جمله ایران نمود. بعدها در سده‌های دهم و یازدهم هجری هنر عثمانی به ویژه نگارگری ایشان به دلایل گوناگون از جمله غنایم فرهنگیِ حاصل از جنگ‌های ایران و عثمانی و حضور نگارگران ایرانی که از راه‌های گوناگون وارد مرز های عثمانی شدند، از نگارگری ایرانی بهره جست. در این بین، شاهنامه‌ی طهماسبی با ارزش‌ترین هدیه‌ی فرهنگی از دولت صفوی به سال 974 ه. ق وارد دربار عثمانی شده و 335 سال در دسترس هنرمندان آن دیار بود، تا از صور خیال انگیز شاهکار مکتب تبریز بهره ببرند. تأثیر های برگرفته از شاهنامه‌ی طهماسبی در قالب مواردی همچون موضوع نگاره‌ها و عناصر تجسمی، تصویری، طبیعی و معماری قابل بررسی است، البته هر یک از موارد فوق با شدت و ضعف همراه بوده‌اند که در این پژوهش به بررسی آن‌ها پرداخته شده است.
– رساله دکتری پژوهش هنر، «تاثیر هنرایران بر هنر عثمانی، در حوزه نگارگری قرون دهم و یازدهم هجری»، فرزانه فرخ فر، دانشکده هنرو معماری دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۹۱
هدف از انجام این رساله اثبات تاثیرپذیری هنر نگارگری عثمانی از مکاتب نگارگری ایران دوره زمانی قرون دهم تا یازدهم هجری است. نتایج رساله حاضر بازتاب این حقیقت است که نه تنها از نسخ مصور ایرانی موجود در خزانه توپقاپی سرای، به عنوان الگو در تولدات نسخ مصور دربار استانبول استفاده می شده، بلکه فعالیت هنرمندان مهاجر ایرانی در کارگاههای توپقاپی سرای و نیز رهنمونهای برخی صاحب نظران بر تولید آثار مکتب استانبول، تاثیرات قابل ملاحظه ای را از دستآوردهای هنر ایران زمین بر نگارگری عثمانی بر جای گذاشته است.
-رساله کارشناسی ارشد نقاشی، «مقایسه چهره نگاری در نگارگری ایرانی و عثمانی از سده نهم تا یازدهم ه.ق»، رضا بایرام زاده، دانشگاه هنر شاهد، ۱۳۸۹
وارد شدن عناصر تصویری شرقی از طریق مانویان، چهره نگاری ایرانی را تا مدتها زیر نفوذ خود فرار داد اما بعد از سده نهم تا یازدهم/پانزدهم تا هفدهم هنر چهره نگاری به اوج خود رسید. هنر نگارگری عثمانی هم به لحاظ همسایگی نزدیک با ایران از این هنر متأثر گردید. و بعداً هویت اصلی خود را پیدا کرد.
1-1-5- روش شناسی
این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی است و روش گردآوری اطلاعات به شکل اسنادی می باشد.

فصل دوم
ایرانیان و عثمانیان

2- فصل دوم
ایرانیان و عثمانیان

در آغاز و پیش از شروع بحث و تحلیل در مورد نگارههای این کتاب بهتر است به چگونگی گسترش زبان فارسی در قلمرو عثمانی بپردازیم. علاقه به ادبیات ایرانیان، تولید کتاب‌های ایرانی و بعدها ترجمه‌ی آن‌ها مواردی است که این نفوذ به دنبال داشت و در این بخش به اجمال بدان پرداخته خواهد‌شد.
2-1- اهمیت و جایگاه زبان و ادب فارسی
سخن فارسی نیرومندترین مایه‌ی پیوند معنوی ما با همسایگان ماست. زبان و ادب فارسی در طول قرن‌های دراز اندیشه و فرهنگ کهن‌سیر ایرانی را از چهار سوی در سرزمین‌های همسایه‌ی ما گسترانیده و پیام مهر و دوستی ملت ما را به گوش همگان رسانیده و رشته پیوند میان ما و دیگران را استواری‌ها بخشیده است. (ریاحی، ۱۳۶۹: ۵)
کریم تال در مقاله خود با نام «زبان‌ها و تأثیرات متقابل آن‌ها برهم» می‌نویسد: زبان ‌در هر کشور، دروازه‌های فرهنگی است. هر کشور از این طریق، علوم و فرهنگ خود را از دیگر نواحی وارد می‌کند و به قول جامعه‌شناسان، زبان مهم‌ترین عامل انتقال علوم و فرهنگ به شمار می‌آید. (تال، ۱۳۷۳: ۱۳۷) او یکی از راه‌های نفوذ زبانی در زبان دیگر را این چنین بیان می‌کند: نفوذ زبان گاهی از راه فتوحات جنگی است. حکومت و تسلط ملت غالب مدتی به طول بینجامد، بدون تردید، ملت مغلوب زبان او را ناگزیر قبول خواهد کرد و در صورتی که درجه تمدن ملت غالب بیشتر از تمدن مغلوب باشد در این صورت، ملت مغلوب در فرهنگ غالب مستهلک خواهد شد. (تال، ۱۳۷۳: ۱۳۸)
آغاز نفوذ واقعی فرهنگ ایرانی در دیار روم از سال 463 ه.ق شمرده شده است که الب‌ارسلان در جنگ منازگرد(یا ملازگرد) رومانوس دیوجانس قیصر روم شرقی را شکست داد. (ریاحی، ۱۳۶۹: ۴) یک دلیل مهم براینکه پیروزی الب ارسلان و شکست رومیان را در جنگ ملازگرد پیروزی ایران می‌شماریم این است که بعد از این حادثه راه نفوذ زبان و فرهنگ ایرانی در آسیای صغیر گشوده شد و به تدریج با استقرار سلجوقیان به همان نسبت که زمان می‌گذشت و به میزانی که سلجوقیان در درون آن دیار و رو به غرب پیش می‌رفتند این نفوذ گسترده‌تر و ژرف‌تر و استوارتر می‌شد.(ریاحی، ۱۳۶۹: ۵) بعد از استقرار سلجوقیان و امرای دست‌نشانده آن‌ها در آسیای صغیر، به تدریج زبان فارسی زبان رسمی آن دیار گردید. محاوره در شهرهای مهم و نامه نویسی در دستگاه امیران و تدریس و تالیف و تصنیف و شاعری به این زبان بود. (ریاحی، ۱۳۶۹: ۲۳)
زبان اکثریت ساکنان آن دیار رومی، و زبان اقلیت قابل ملاحظه ای ارمنی بود، قبایل نو رسیده ی ترکمن زبان ترکی داشتند، و از طرف دیگر زبان دینی و زبان رسمی خلافت عربی بغداد عربی بود. اما فارسی به عنوان زبان رسمی بر همه ی آن ها برتری داشت. (ریاحی، ۱۳۶۹: ۲۳)
علت آن است که خاندان سلجوقی پیش از رسیدن به روم در ایران با زبان و فرهنگ ایرانی خو گرفته بودند و ایرانی شده بودند. دیوانیان و کارگزاران آن ها هم از همان آغاز کار ایرانی بودند و به زبان خود می نوشتند و سخن می گفتند و با اینکه زبان عربی، زبان دینی و زبان رسمی خلافت بود برای رجال و عمال حکومت بیگانه بود. این گروه اگر هم در مدرسه ها عربی خوانده بودند، طبعا فارسی نوشتن و فارسی گفتن برای آن ها آسان تر از کاربرد عربی بود و مخاطبان و خوانندگان آن ها هم عربی را کمتر می فهمیدند. (ریاحی، ۱۳۶۹: ۲۳)
متعاقب حمله مغول، ضعف در حکومت سلجوقی پدید آمد و در نتیجه، امیرنشین‌های مستقل در نواحی مختلف آسیای صغیر سر برآوردند. با این حال، «زبان فارسی هنوز زبان مشترک آناتولی بود.» (عبدالباقی، ۱۳۸۸: ۵۴) یکی از این امیرنشین‌ها، دولت عثمانی بود که در سایه فراست حاکمان نخستین خود در اندک مدتی به صورت یک امپراتوری مقتدر فراگیر، در آمد و «عنایت سلاطین عثمانی نسبت به زبان فارسی و شاعران پارسی‌گوی، نفوذ فرقه‌های صوفیه، به ویژه مولویه که خود این سلاطین از ارادتمندان آن‌ها بودند، [و] حضور منشیان زبردست و ورزیده در دربار، عوامل بسیار مؤثر نشر ادب پارسی در قلمرو عثمانی گشتند.» (عبدالباقی، ۱۳۸۸: ۵۴)
سلاطین عثمانی نیز مانند سلجوقیان به پیروی از آداب و رسوم آنان، که دست‌نشانده‌ی دربار سلاجقه‌ی آسیای صغیر بودند، در ترویج شعر و ادب فارسی می‌کوشیدند و علما و دانشمندان و شعرا را تکریم و تعظیم می‌کردند، و گاهی خود آنان نیز به فارسی شعر می‌گفتند، این آداب و رسوم بعد از انقراض سلاجقه‌ی آسیای صغیر در جانشینان آنان یعنی عثمانیان نیز معمول و متداول گردید، به طوری‌که تمام سلاطین عثمانی عالم‌پرور و شعر‌دوست بوده و شعرا را در گفتن اشعار فارسی تشویق و ترغیب می‌کردند. (خسروشاهی،۱۳۵۰: ۴۰) حتی خود نیز دستی در ادب فارسی داشتند، چنان که تعدادی از پادشاهان این سلسله مانند سلطان سلیم و سلطان سلیمان قانونی، به فارسی دیوان شعر داشتند. (عبدالباقی، ۱۳۸۸: ۵۴)

2-1-1- ترجمه‌ی شاهکارهای ادب فارسی به ترکی
زبان و ادبیات ترکی، مثل هر زبانی در مسیر تکامل خود پیش می رفت و آهسته آهسته جا می‌افتاد و به صورت زبان رسمی امپراطوری عثمانی درمی‌آمد و نیز آمادگی آن را می‌یافت که آثاری از زبان‌های دیگر بدان ترجمه شود. (ریاحی، ۱۳۶۹: ۲۱۸)
به تدریج با غلبه زبان ترکی در دربار عثمانی نیاز به ترجمه‌ی کتاب‌هایی که پیش از این به فارسی تولید می شدند، به وجود آمد.
در سال 916 هجری قمری تاتارعلی افندی ترجمه ی کامل شاهنامه را به شعر ترکی به قانصوی غوری هدیه کرد. ترجمه ترکی دیگری به نثر به اهتمام « مهدی » از صاحب منصبان دربار عثمانی انجام گرفت که به عثمان دوم در سال 1030 هجری اهدا شد. (مول،۱۳۷۶: ۶۴)
دوره‌ی شرح متون فارسی در قلمرو عثمانی، دوره‌ای بود که در آن طبقه‌ی ممتاز و اهل کتاب کم و بیش فارسی می‌دانستند و تنها نیازمند این بودند که به کمک شرح‌ها ظرایف و دقایق متون را بهتر بفهمند. اما رفته رفته که آشنایی با زبان فارسی کاستی می‌گرفت، فهم متون با کمک شرح‌ها هم میسر نبود. این بود که نیاز به ترجمه‌ی متون بیشتر شد. ترجمه‌ی متون فارسی از قرن دهم، پس از جنگ چالدران رواج یافت و به تدریج بیشتر شاهکارهای زبان فارسی به ترکی درآمد. (ریاحی، ۱۳۶۹: ۲۱۹)
آنچه در طی پانصد سال گذشته از فارسی به ترکی ترجمه شده است، تأثیر عظیمی در شناساندن فرهنگ ایرانی داشته، و ایرانیان هیچ‌گاه نباید خدمت ارزنده‌ی مترجمان این آثار را فراموش کنند. مخصوصاً ترجمه‌های کهن این فایده را هم برای ما دارد که گاهی می‌بینیم متن اصلی کتابی ازمیان رفته و تنها ترجمه‌ی ترکی آن موجود است یا نسخه‌ی مغلوط منحصر به فردی از کتابی را داریم که ترجمه‌ی کهن ترکی آن می‌تواند ابزار کار محققان در تصحیح متن باشد. (ریاحی، ۱۳۶۹: ۲۲۰ )
2-1-2- شاهنامه
یکی از میراث ارزشمند ترویج شعر و ادب فارسی بی‌شک شاهنامه است که عثمانی‌ها در دربار خود به تقلید از ایرانیان مراسم‌های قدیمی ایرانی را انجام می‌دادند و یکی از آن‌ها شاهنامه‌خوانی بود.
عثمانی‌ها بعد از استقرار در قسطنطنیه پایتخت بلند آوازه‌ی بیزانس، درباری پر جلال و شکوه به وجود آوردند که بر پایه‌ی آداب و رسوم دربار ساسانی بنیاد گرفته بود. این آداب از دو راه به آنان رسیده بود، یکی با ادامه‌ی راه و روش سلجوقیان که خود در سایه‌ی دیوانیان ایرانی سنت‌های کهن را از دربار سامانی به یادگار داشتند، دیگر از این که خود را وارث خلافت عباسیان می‌شمردند و عباسیان در پایتخت ساسانیان بسیاری از رسوم باستانی را حفظ کرده بودند. از این جا بود که در دربار استانبول بسیاری از رسوم کهن ایرانی و از آن جمله آیین نوروزی برپا می‌شد. شاهنامه خوانی در دربار یکی از مراسم ایرانی بود. (ریاحی، ۱۳۶۹: ۱۴۴)
روابط فرهنگی ایران و ترکیه به عهد سلاجقه می‌رسد در دوره‌ی سلاطین عثمانی، با وجود رقابت‌ها و دشمنی‌های سیاسی دائم بین ایران و عثمانی و به رغم جنگ‌های خونین میان دو کشور، زبان و ادبیات پارسی پیوسته در عثمانی رونق بیشتری می‌یافت. شاهنامه هم که یکی از ارکان مهم زبان فارسی است، در میان مردم ترک جای خود را باز کرد و شاخصیّت ویژه‌ای یافت. لذا از همان زمان‌های گذشته در ترجمه‌ی شاهنامه به زبان ترکی اعم از ترکی جغتای و ترکی استانبولی و ترکی قفقازی اهتمام بلیغ به عمل آمد. (رادفر، ۱۳۶۹: ۱۶۳)

2-2- نگارگری ایرانی و عثمانی
2-2-1- نگارگری ایرانی در عهد صفویه
در این بخش به مکاتب نگارگری در ایران که هم‌عصر با شکل‌گیری این هنر در قلمرو عثمانی بودند، پرداخته می‌شود. بررسی اجمالی ویژگی‌های این مکاتب، شناخت مکتب نگارگری عثمانی را آسان‌تر می سازد، هم به لحاظ این‌که در آغاز نگارگران عثمانی با پیروی از نگارگران ایرانی به خلق آثار روی آوردند و هم این که شناختی مقایسه‌ای از مراحل تکامل این مکتب بدست می‌دهد.
دلیل عمده توجه عثمانی ها به هنر ایران این بوده که به عنوان یک جامعه مسلمان، برای ارتقا هنر سرزمین خود با دیگر کشورهای اسلامی لازم می دیدند از هنر آن ها الگو برداری کنند و به همین دلیل بود که در سده نهم هجری سران حکومت بعد از هر پیروزی صنعتگران برخی از کشورهای مقلوب را مانند مصر و ایران با خود به استانبول می بردند. این هنرمندان نه تنها با خود تجربیات

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع نگارگری ایران، نگارگری ایرانی، ادب فارسی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع هنر ایران، هنرمندان ایرانی، نگارگری ایران