منابع پایان نامه ارشد با موضوع رومانتیسم، ایده آلیسم، عوامل اجتماعی، ایده آلیسم استعلایی

دانلود پایان نامه ارشد

ه را بر پیروان رومانتیسیسم هموار نماید. حمله علما و فلاسفه به طور کلی برضد پایه های کلاسیسیسم فرانسه بود. همان گونه که این پایه ها به طور واضح در ادبیات فرانسه وجود داشت.29
«در نیمه اول قرن هجدهم، مردم دچار بدبختی و پریشانی بودند و در میان این آشوب، احتیاج شدیدی به اصلاحات احساس می کردند. از این جهت، نویسندگان و متفکران وابسته به طبقه بورژوازی کوشش خود را بر ضد سنن اشرافی و برای اصلاح وضع اجتماعی به کار می بردند. تا پایان نیمه اول قرن هجدهم موفقیت هایی هم به دست آمد. مثل آزادی قلم و بیان که به وسیله قوانین ظالمانه ای محدود شده بود به نسبت قابل توجهی توسعه یافت».30
پیروان رومانتیسیسم علیه اصولی که مکتب کلاسیسیسم، با هدف کشف حقیقت وضع کرده بود، قیام کردند؛ زیرا پیشوای رومانتیسیسم ها، قلبشان بوده و هدفشان درک جایگاه زیبایی بود و هر نویسنده رومانتیسیسم عواطف و احساسات بود، از حقیقت کشف شده کلاسیسیسم ها تبعیت نمی کرد.31
« این در حالی بود که مردم از «عقل» که آن همه حکومت کرده بود، از «روشنفکری» که اصرار داشت، هر چیزی را قبل از آن که احساس کنیم بفهمیم، از انواع ادبی که مشخصات هر کدام با دقت، معین و شماره بندی شده بود، از آن چه «روح پیرمردانه قرن هفدهم» خوانده می شد، خسته شده بودند».32
1_5_ عوامل مؤثر بر پیدایش مکتب رومانتیسیسم اروپایی
به طور کلی می توان زمینه و جنبه های پیدایش رومانتیسیسم را بر پایه عوامل اجتماعی و عوامل فلسفی- دینی تقسیم بندی نمود. هر کدام از این عوامل، نقش به سزایی در پیدایش این مکتب ادبی نوظهور قرن هجدهم داشتند. در بحث از ابعاد گوناگون رومانتیسیسم، باید بدانیم که با پدیده فرهنگی و اجتماعی پیچیده و خاصی سر و کار داریم که در یک برهه از زمان ظاهر شده و از پاره ای جهات، پدیده ای منحصر به فرد می باشد.
1_5_1_ عوامل اجتماعی
یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در به وجود آمدن مکتب رومانتیسیسم در اروپا، عامل اجتماعی است. « برخی معتقدند که « رومانتیسم در کنار و بلافاصله بعد از انقلاب کبیر فرانسه که خود انقلابی علیه فئودالیسم کلاسیک است، پیدا می شود». اما به نظر می رسد نبایست عاملی مهم تر از انقلاب فرانسه یعنی انقلاب صنعتی و رشد سریع توسعه شهرنشینی را از قلم انداخت». 33
«انقلاب صنعتی و تبعات حاصل از آن در عرصه طبقه بندی اجتماعی، قشربندی ها و فرهنگ جدید متناسب با آن، عمده ترین عامل پدید آمدن رومانتیسم است. انقلاب کبیر فرانسه و صنعتی انگلیس با تأثیرات شگرفی که در بنیان اقتصادی و اجتماعی پدید آورد ، زمینه ساز زایش فرهنگی جدیدی گردید که نویسنده خاص خود را می طلبید».34 «از نظر اقتصادی و اجتماعی در این دوران، اشراف و طبقات فرادست جامعه که در دوره های قبل تکیه گاه و حامیان اصلی هنرمند محسوب می شدند به تدریج ضعیف تر می شوند و شاعران و نویسندگان به جای اتکا به دربارها و اشراف زادگان و فرهیختگان ناچار می شوند تا آثار خود را به مخاطبان عام تر، یعنی طبقه متوسط و انبوه با سوادان تازه به دوران رسیده عرضه نمایند. رومانتیک ها به لحاظ اجتماعی در مقابل دو جریان و دو نظم اجتماعی متضاد قرار داشتند: اشرافیت محافظه کار که هنوز در بسیاری از صحنه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حضور دارد و طبقه متوسط جدید و بورژوازی سوداگر که در مقایسه با اشراف، مترقی محسوب می شود و خواهان پیشرفت مداوم است».35
« لوکاچ معتقد است که: « رومانتیسم یک جریان خالص ادبی نیست، بلکه بیان عمیق و خود جوش طغیان علیه گسترش سرمایه داری است، هر چند این امر به طور طبیعی در صورت های بسیار متضاد پدیدار شده است. از دیدگاه مارکسیستی، سرشت دوگانه و متضاد رومانتیسم به گونه ای است که از یک جهت، شورش مترقی خرده بورژوازی در برابر کلاسیسم اشرافیت محسوب می شود و از سوی دیگر، اعتراضی ارتجاعی است در مقابل جامعه بورژوا_ سرمایه دار جدید. رومانتیسم بیانگر آرزوها و علایق گروه های اجتماعی متفاوتی است که سرمایه دار آن را به حاشیه رانده است، به ویژه اشرافی که بورژوازی از آن ها خلع ید کرده و و نسل های جوان تر بورژوا که دست مایه ای ندارند. تحلیل ارنست فیشر یکی از بهترین مطالعاتی است که در باب زمینه اجتماعی رومانتیسم صورت گرفته است. وی این گونه بیان می دارد که: « رومانتیسم جنبشی بود حاکی از پرخاشگری- یعنی جنبشی سودایی و متناقض ، در قبال جهان سرمایه داری بورژوازی و در قبال یک نواختی خشن داد و ستد».36
«نسل رومانتیک در حالی که به علت ناپایداری و تزلزل وضعیت اجتماعی، دچار از خود بیگانگی شده است، هم بدی و تباهی جوامع فئودالی را که در آن زاده شده اند؛ درک می کند و هم اندک اندک به غیر انسانی بودن وضعیت تازه ای که در صدد جایگزینی با نظم کهن است، آگاه می شود. اغلب رومانتیک ها در عین حال که برخی تغییرات اجتماعی مانند توسعه فرهنگ و جنبش های آزادی بخش را با خوش رویی می پذیرند؛ بر از دست رفتن ایده آل هایی هم چون شرف و آبروی شخصی و آن چیز هایی که در آثار امثال دانته و میلتون تجسم یافته است، تأسف می خورند.
اوج شکوفایی رومانتیسم ها زمانی فرا می رسد که بورژوازی نو ظهور موفق می شود که تا حد زیادی ارزش ها و معیار های خود را بر جامعه کهن تحمیل کند. از این لحاظ، تقدم تاریخی رومانتیسم اروپای غربی متناسب است با رشد صنعتی، اقتصادی و اجتماعی کشور های منطقه».37
1_5_2_ عامل فلسفی_ دینی
یکی دیگر از عوامل مؤثر بر پیدایش رومانتیسیسم، عامل فلسفی و دینی می باشد.
«فلسفه عصر رومانتیسم که تقریبا شکل تکامل یافته گرایش های فکری و دوره پیش رومانتیسم محسوب می شود، فلسفه ای ذهن گرا و انفسی است. اصولا، به یک اعتبار می توان، کل مکتب ها و جریان های فلسفی را به دو دسته عمده افلاطونی38 و ارسطویی39 به معنی وسیع آن تقسیم کرد. بر اساس این تقسیم بندی کلی می توان اندیشه فلسفی رومانتیسم را نیز، از این لحاظ افلاطونی به شمار آورد. در حقیقت نیز فلسفه افلاطونی و به ویژه نو افلاطونی و سپس فلسفه ایده آلیسم استعلایی در فکر فلسفی رومانتیک ها بیشترین تأثیر را داشته است. نمونه آشکار گرایش های افلاطونی در عصر رومانتیسم را می توان در احیای مفهوم عشق افلاطونی و پاره ای دیدگاه های کسانی چون بلیک و شلی به روشنی مشاهده نمود».40
«در حد فاصل عصر احساس و دوره رومانتیسم یکی از بزرگ ترین چهره های فلسفی یکی از بزرگ ترین چهره های فلسفی کل تاریخ فلسفه یعنی کانت جای گرفته است. کانت علی رغم تعلق خاطری که به روسو داشته و تأثیری که از وی پذیرفته است، “رومانتیک” محسوب نمی شود. وی از این لحاظ که نشان دهنده پایان عصر کهن و سرآغاز عصر نوین فلسفی است، زمینه را برای ظهور رمانتیسم فراهم کرده است. شور وشوق وی به انقلاب فرانسه، آزادی و طبیعت، خود نشان از نوعی رومانتیسم دارد. بنابراین به یک اعتبار، فلسفه کانت زمینه معنوی پیدایش رومانتیسم اروپایی را فراهم کرده است».41
« در طول این چند قرن و خصوصاً در عصر روشنگری و در قرن هجدهم دیدگاه تازه ای شکل گرفت که آن را دئیسم یا دین طبیعی نامیده اند. در عصر رومانتیک و در واقع از دوره پیش رومانتیسم، با تفوق فلسفه ذهن گرایانه کانت و فلسفه ایده آلیسم و احساس گرایی رومانتیک ها و پاره ای مسائل دیگر، به تدریج نوعی گرایش مذهبی رومانتیک پدیدار می شود که رنگ وحدت وجود به خود گرفته است. در این دوره دیگر خداوند آفریننده بیرونی و جدا از دستگاه آفرینش بی روح نیست. بلکه خود روح منتشر در آفاق وانفس است و در جهان خارج و در روح انسان حلول می کند. بنابر این می توان گفت که: عصر رومانتیک به یک اعتبار با نوعی گرایش مذهبی همراه است. به گونه ای که فردریش شلگل معتقد است: «جوهر رومانتیسم بر پایه احساس محبت مسیحیت استوار شده است». یکی از منتقدان که در باب تأثیر انجیل بر شعر رومانتیک آلمان و فرانسه کتابی تألیف کرده است، ابعاد گرایش به انجیل و عناصر مسیحیت را بسیار گسترده می داند. از نظر او چون رومانتیک ها احساسات مذهبی را از دیگر عواطف جدا نمی کنند، و آن را با زیبایی شناسی و شور هنری و اشتیاق شدید در هم می آمیزند، ادبیات رومانتیک، خصوصا شعر رومانتیک از این احساسات مذهبی تأثیر می پذیرد».42
« گرایش دینی رومانتیک ها اصولا گرایشی باطنی ومبتنی بر احساس است. خدای رومانتیک ها جنبه فردی بارزی دارد؛ خدایی است که در بوسه عشاق، در پرستاری مادر از کودک، در اندوهی شخصی، در شادابی و درخشش کمال هنری و …حلول می کند و ظهور می یابد. از نظر رومانتیک ها برای رسیدن به خدا و دست یافتن به نوعی ایمان، هنر مناسب تر و مفید تر از نهاد کلیسا یا الهیات عقلانی است. اصول مذهب رومانتیک یک نیاز و ضرورت عاطفی و ذهنی است و نه امری استدلالی و کلامی».43
1_6_ ویژگی های شعر رومانتیسیسم
شعر رومانتیسیسم اروپا دارای ویژگی های منحصر به فردی است که آن را از سایر مکتب ها متمایز نموده است. می توان این ویژگی ها را در عناوین زیر خلاصه نمود:
_صداقت در بیان عواطف شخصی و فردی و احساسات عمیق که از درون وجود انسان بر می تابند، و هم چنین فرو رفتن در عالم احساسات و عواطف که از عالم فکر و واقعیت بر می خیزند.
_روی آوردن به طبیعت و قرار گرفتن در آغوش طبیعت و ستودن زیبایی و جمال آن، همچون ستایش محبوب یا مادر و بیان دردها و اندوه ها و تجربه های خاص خود با آن، و رسیدن به فلسفه طبیعی که قوام آن انسان و طبیعت می باشد. و بیان چیزهایی که احساس کرده و قادر به دیدن آن ها نیستیم، و هم چنین بیان کردن روابط بشر و احوال وی و وحدت بین طبیعت، خدا و انسان.
_ افراط در خیال و تصورات، چه آن که آن ها ابداعی یا از روی عمد باشند، و چه این که در آمیخته با رؤیا یا وهم باشند.
_بیان جو رمزگونه و الهام بخش، به خاطر این که متناسب با جو پیچیده ای هستند که تشخیص و توضیح آن ها امری دشوار به نظر می آید. رمز بیان معانی زیاد در قالب کلماتی اندک بوده و نیازی به توضیح و تفصیل ندارد؛ و نزد کسی که آن را می یابد جوی از نشاط، فعالیت و مشارکت با شاعر پدید می آورد. ولی رمز رومانتیسیسم ها، شفاف، ساده و ساختگی بود. و هر کدام از طرفداران آن، دارای دیدگاه رمزی و جهان خاص خود بودند.
_آزادی از وزن و قافیه در حد متوسط، برای بیان احساسات خود، زیرا موسیقی قدیم این اجازه را به آنان نمی داد که به سمت شعر جدید روی آورند؛ و چاره ای غیر از چارچوب شعری معاصر نداشتند.44
از دیگر ویژگی های مکتب رومانتیسیسم نیز می توان به : «مخالفت با خرد، تکیه بر ضمیر ناآگاه(درون نگری)، بیمارگونگی، آزادی، گریز و سیاحت، کشف شهود، هیجان و احساسات»45 اشاره نمود.
1_7_ اصول مکتب رومانتیسیسم در مقایسه با مکتب کلاسیسیسم
« معرفی اصول و قواعد خاص برای مکتب رومانتیسیسم ما را با مشکل مواجه می سازد. زیرا اصولی را که طرفداران آن بیان کرده اند همیشه در تضاد با سایر آرا بوده و قواعد پیچیده ای نیز دارد. بر خلاف رومانتیسیسم، مکتب کلاسیسیسم دارای قواعد و اصول مشخصی است. از مهم ترین تفاوت های این دو مکتب می توان به موارد زیر اشاره نمود:
_کلاسیک ها بیشتر ایده آلیست هستند یعنی در هنر می خواهند فقط زیبایی و خوبی را شرح و بیان کنند. حال آن که رومانتیک ها می کوشند گذشته از زیبائی، زشتی و بدی را هم نشان دهند، چنان که «درام رومانتیک» اثری است که از ترکیب عظمت و نکبت، پستی و بزرگی، غم و شادی تشکیل شده است.
_کلاسیک ها عقل را اساس شعر کلاسیک می دانند و حال آن که رومانتیک ها بیشتر پابند احساس و خیال پردازی هستند.
_کلاسیک ها تیپ و الهام آثار خویش را از هنرمندان یونان و روم قدیم می گیرند و حال آن که رومانتیک ها از ادبیات مسیحی قرون وسطی، رنسانس و افسانه های ملی کشور های خویش الهام می گیرند و نیز از ادبیات معاصر ملل دیگر تقلید می کنند؛ همان طور که در قرن هفدهم آثار ارسطو پایه تمام افکار شمرده است، در عصر رومانتیک بیشتر به شکسپیر استناد می شود.
_کلاسیک ها بیشتر طرفدار وضوح و قاطعیت اند و رومانتیک ها پابند جلال و رنگ و منظره. رومانتیک ها به صورت های مختلف حوادث و به تضاد ها توجه دارند و به جای توسل به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع سیر تاریخی، قرون وسطی، سیر تکاملی، قرن نوزدهم Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع رومانتیسم، آثار ادبی، نمایشنامه، صاحب نظران