منابع پایان نامه ارشد با موضوع رومانتیسم، اجتماعی و سیاسی، نظام سیاسی، مبانی فکری

دانلود پایان نامه ارشد

رومانتیسم انگلیس اغلب وسوسه می شود که به سوی محور های عرفانی شرقی قدم بردارد، اما در این راه به جایی نرسیده است. مراقبه نه به نفی دنیا می کند و نه به گوشه گیری، بلکه به تقدیس اشکال بسیار محقر با شور فراوان منجر می شود. رومانتیسم انگلیس از دنیا روی گردان نیست، بلکه دل در قید دنیا ندارد».89
هم چنین از بارز ترین ویژگی های این مکتب می توان به انعکاس تمام مسائل فطری و غیر متکلف در انسان و طبیعت و همچنین به آزادی بی حدود در زمینه خیال و تصور می باشد. این مکتب دارای دیدگاه خوش بینانه ای است که پیروان آن به آینده با در نظر گرفتن گذشته می نگرند و از تمام جلوه های طبیعی آن بهره می گیرند، تا حدی که میان شاعر و طبیعت، جدایی نیفتد.90
«دو مسأله اصلی که به عنوان مانعی در عرصه هماهنگی رومانتیک های انگلیس جلب نظر می کند، یکی قضاوت درباره زن و دیگری درباره کودک می باشد. در مورد زن ویلیام بلیک می گوید: که زیبایی زن کار خداست ولی شر و بدی زاده اراده زن می باشد. شلی و کیتس پای زن شوم و آفت را به میان می کشد. در واقع رومانتیسم انگلیسی نمی داند که بین «بانوی سنگ دلی ها» کالریج و «لگدمال شده پدر» شیلی کدام زن را جدی بگیرد. حتی گاهی از این هم فراتر می رود. در آثار دیکنز تمایل جنسی زن ایجاد وحشت می کند. شبح مدوزا، پاندورا و مریم مجدلیه، پیوسته رومانتیک های انگلیس را به خود مشغول می دارد. رومانتیسم انگلیس نیز درباره کودک دچار تغییرات گوناگون می گردد. گاهی با قرار دادن خواهر به جای همسر می کوشد که با امید بستن بیش از حد به کودک، او را موجودی بدون جنسیت جلوه دهد».91
پدیدار شدن هر مکتبی در کشورهای اروپایی سیر نزولی خود را نیز در پی داشته است. به گونه ای که هر کدام از آن ها با به وجود آمدن مکتبی دیگر رو به افول نهاده است. این افول را نمی توان منحصر به مکتب یا کشور خاصی نمود. چنان چه در سایر کشور ها نیز می توان این را شاهد بود.
«در باب پایان و افول مکتب رومانتیسیسم انگلیس نیز، هم چون کشور های دیگر، نمی توان یک تاریخ معین را با قاطعیت ذکر نمود. ولی با اندکی تسامح باید حدود سال های1830 را به عنوان سال های پایان گرفتن جنبش رومانتیسم انگلیس در نظر بیاوریم. از همین روست که برخی از محققان سال1832 را که سال مرگ اسکات است با این عنوان مشخص کرده اند».92
1_9_2_ رومانتیسیسم آلمان
«مکتب رومانتیسم، به معنی دقیق آن، در سال های پایانی قرن هجدهم تقریبا به طور همزمان در آلمان و انگلیس به ظهور رسید. سال 1797 را می توان تاریخ تولد رومانتیسم آلمان به شمار آورد. در این سال بود که با محفل یارانی که برگرد برادران شلگل و مجله آتنئوم جمع شده بودند، توانستند پایه گذار این مکتب ادبی در کشور آلمان باشند. هم چنین در این سال ها رمان تیک و واکنرودر با عنوان اسرار درون یک راهب هنر دوست منتشر شد. شلگل در سال1798 مقاله ای تحلیلی درباره سال های نوآموزی ویلهلم مایستر اثر گوته نوشت که پایه نقد ادبی رومانتیک شمرده شد. کلمه رومانتیسم تا مدت مدید معادل ادبیات آلمانی شمرده می شد. آلفرد دوموسه می نوشت که « رومانتیسم شعر آلمانی است».93
«همان گونه که معلوم است منشأ رومانتیسم به انگلیس باز می گردد. ولی شکل گیری این گرایش به صورت یک مکتب منسجم و مدون و دارای مبانی فکری و فلسفی خاص در آلمان صورت گرفته است. مکاتب رومانتیک اروپایی در دیگر کشورهای این قاره، به نحو آشکاری از آلمان تأثیر پذیرفته اند. رومانتیسم آلمان در عین حال که صبغه خاص خود را دارد، از منابع پیش از خود هم چون روسو، پیش رومانتیسم انگلیس و نیز منابعی در گذشته های دور مانند نو افلاطونی گری، آرای یاکوب بوهم و منابع دیگر الهام و بهره گرفته است».94
«از مشخصات این مکتب اروپایی می توان به عصیان بر ضد خرد گرائی خشک و فرمول های مکتب اشاره نمود. یکی دیگر از مشخصات رومانتیسم آلمان این است که به موازات نهضت کلاسیک که شیلر و گوته نماینده اش بودند به پیش می رود. هم چنین این مکتب آلمانی بر خلاف مکتب رومانتیسم فرانسه که بیانیه درخشانی مثل مقدمه کرامول و هوگو دارد، رومانتیسم آلمان خود را تعریف نمی کند. تیک می گوید: « اگر کسی از من بخواهد که تعریفی از رومانتیسم ارائه دهم، نمی توانم». بلکه مخالفان و منتقدان آن هستند که آن را در چارچوب رومانتیسم زندانی می کنند».95
«غنای رومانتیسم آلمان ناشی از این است که این جریان تنها یک مکتب ادبی نیست، بلکه نوعی شیوه زندگی، فلسفه و حتی مذهب و آئین است و توسعه آن به قلمروهای هنر، موسیقی، نقاشی، و هم چنین علوم، حقوق و اقتصاد ناشی از همین خصوصیت است. اما آن چه غنای آن را تشکیل می دهد، یعنی طلب کلیت مطلق، در عین حال می تواند سبب آسیب پذیری آن نیز باشد.
به طور کلی سه مرحله مهم برای رومانتیسم آلمان تعیین و مشخص شده است که آن ها را می توان به گونه زیر بیان نمود:
اولی برگرد برادران شلگل و مجله آنها: آتانئوم. دومی که رومانتیسم هایدلبرگ نامیده می شود برگرد آ. فن آرنیم و ک. برنتانو و روزنامه شان به نام روزنامه برای اولیا. مرحله سوم که به رومانتیسم دیررس معروف است، از برلین به مونیخ مهاجرت می کند و در نوعی محافظه کاری کلیسائی متحجر می شود».96
با این حال، تفاوت ها و ناهمگونی های رومانتیک ها محدود به تفاوت رومانتیسم کشورهای مختلف نمی شود، و در درون یک کشور نیز نمی توان همه رومانتیک ها را در یک مجموعه واحد گنجاند. به طور کلی رومانتیک های آلمان به دو نسل متفاوت تقسیم می گردند: رومانتیک های اولیه، رومانتیک های بزرگ.
1_9_2_1_ رومانتیک های اولیه
«در دهه آخر قرن هجدهم محفلی از افراد هم دل، ابتدا برای مدت کوتاهی در برلین و سپس در شهر ینا استقرار یافت؛ و بدین ترتیب نخستین گروه رومانتیک اروپایی به وجود آمد. هسته اصلی این گروه را، که از سال1797 تا سال های آغازین قرن نوزدهم فعالیت می کرد، برادران شلگل تشکیل می دادند: فریدریش شلگل و ویلهلم شلگل. این گروه مکتب ینا و رمانتیک های ینا نیز نامیده شده است. در آلمان رومانتیک های اولیه به یکپارچگی و انسجام خود به عنوان یک گروه توجهی خاص داشتند. این گروه از افراد به ظاهر نا همگونی تشکیل شده است. اعضای این گروه با زمینه های علمی و ادبی متنوع شان با عطشی سیری ناپذیر به دنبال مواد و موضوعات گوناگون علمی و ادبی بودند و وارد عرصه های مختلفی هم چون فلسفه، شعر، مذهب، سیاست و علوم طبیعی می شدند.. هم چنین برادران شلگل در جستجوی عناصر رومانتیک و فرم های تازه و صحنه های نو، به ادبیات ملل دیگر هم روی آوردند».97
1_9_2_2_ رومانتیک های بزرگ
«رومانتیک های بزرگ که گاه رومانتیک های جوان نامیده می شدند، به خاطر استقرار چند تن از اعضای آن در شهر هایدلبرگ، به رومانتیک های هایدلبرگ نیز شهرت دارند. این گروه به خاطر استقرار تعدادی از آنان در شهر های دیگر به تناوب به نام های دیگری نیز نامیده شده اند»98.
«از چهره های شاخص این گروه می توان به : جوزف گورس، برادران گریم، آرنیم، کلایست، و آدام مولر اشاره نمود».99
«این گروه از رومانتیک ها که از حدود سال1805 به تدریج جای رومانتیک های اولیه را می گیرند، برخلاف رومانتیک های اولیه که عمدتا به مباحث نظری توجه داشتند و فیلسوفان و جامعه شناسان نهضت نوین به شمار می روند، بیشترشان شاعر و داستان نویس بودند.
این نسل رومانتیک ها بی آن که رسما از برنامه پیشوایان اولیه خود سرپیچی کنند، به تدریج از ایده آلیسم افراطی و ذهن گرایی بی حد و مرز رومانتیک های اولیه دور شدند و به مسائل و موضوعات عملی تر و واقع بینانه تر بازگشتند؛ و به همین دلیل توانستند مهم ترین آثار خلاقانه ادبیات رومانتیک آلمان را در عرصه شعر غنایی و داستان پدید آورند».100
«به لحاظ اجتماعی نیز این دوره، مقارن است با افول جلوه های آرمانی انقلاب فرانسه. اکنون دیگر فرانسه کشور رهایی بخش تلقی نمی شود؛ و تهدیدها و تهاجمات جنبه جهان گشایی دارد. در چنین شرایطی است که رومانتیک های آلمان به تدریج از آرمان همه جهانی بودن دور می شوند و به ناسیونالیسم و ملی گرایی روی می آورند».101
1_9_3_ رومانتیسیسم فرانسه
«رومانتیسیسم که در سال 1876 از انگلستان وارد کشور فرانسه شده بود، مدت زیادی با واژه های خیال انگیز بودن و افسانه وار به کار می رفت و تا مدتی کوتاه به مفهومی که ناقدان امروزی آن را استعمال می کنند، نبود.
رومانتیسیسم فرانسه تحت تاثیر این مکتب انگلیسی و آلمانی نشات یافت. به گونه ای که برای نخستین بار شاتوبریان آثار شاعران انگلیسی، و مادام دو استوال آثار شاعران آلمانی را به فرانسه ترجمه کردند. از سوی دیگر آثار ریچاردسون و یانگ و والتر اسکات، و از سویی دیگر آثار گوته، شیلر و حتی کمدی الهی از دانته و تورات و انجیل مورد توجه قرار گرفته و در عرصه ادبیات و فکر مؤثر واقع شد».102
«با توجه به مطالب یاد شده می توان چنین گفت که: نخستین نشانه های رومانتیسیسم فرانسه را باید ابتدا در حیطه داستان و نثر و سپس در شعر و نمایش و تئاتر جستجو نمود.
شاتوبریان و مادام دو استال هر دو از پیشگامان رومانتیسیسم فرانسه بوده و آثاری را نیز در این زمینه به عرصه ظهور در آوردند.
مادام دو استال دو رمان احساساتی تقریبا حدیث نفس وار نوشته است که در حال و هوایی روسویی، ماجرای عشق های پاک و تباهی آن بر اثر آداب و قوانین اجتماعی را بیان می کند. دو استال در این رمان ها به آزادی خواهی اجتماعی و حقوق زنان نیز توجه دارد».103
«از نظر اجتماعی نیز دو استال بر این عقیده می باشد که نظام جدید اجتماعی و سیاسی برخاسته از انقلاب باید نوع جدیدی از ادبیات به وجود آورد».104
«پیش رمانتیسیسم ها بر این عقیده می باشند که جنبش رمانتیسیسم در فرانسه دیرتر از انگلیس و حتی آلمان شروع شد. فرانسه در بین کشورهای اروپایی، کشوری بود که از لحاظ سیاسی و و ادبی در قاره اروپا از سایر کشورها پیش بود. رمانتیسیسم پدید آمده در فرانسه را می توان در سه نسل تقسیم بندی نمود:
الف: مرحله اول که آثار کسانی چون فرانسوا رنه دو شاتوبریان و بنیامین کنستان، سناکور، و مادام دو استال را در بر می گیرد، در سال های پایانی قرن هجدهم آغاز شده و حدود سال1817 به پایان می رسد.
ب: مرحله دوم که از سال 1818 آغاز می شود و تا سال های حدود 1830 را در بر می گیرد. در این مرحله رمانتیسم با مخاطبان وسیع تری ارتباط برقرار می کند و به عمق جامعه راه می یابد. از چهره های برجسته این مرحله می توان به نویسندگانی هم چون: آلفره دو وینی، آلفونس لامارتین، ویکتور هوگو، آلفره دو موسه در کنار نقاشانی چون دلاکروا اشاره نمود.
ج: مرحله سوم در حدود سال های 1830 آغاز می شود که مقارن است با قدرت گرفتن دوباره نظام سیاسی مشروطه به رهبری لویی فیلیپ. این سال ها، دوران انقلاب صنعتی فرانسه و مسائل مربوط به کارگران و فقر و نابسامانی شهر ها و مسائل اجتماعی دیگر است. در این شرایط هنر و ادبیات نیز به تدریج با مسائل اجتماعی درگیر می شود و نویسندگان، بیشتر به مسائل اجتماعی توجه می کنند».105
«رمانتیک های فرانسه در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز بیش از هم مسلکان انگلیسی و آلمانی خود در تحولات سیاسی و اجتماعی درگیر بودند و همین امر نیز یکی از عوامل بازماندن آن ها از غور در مسائل عمیق ماورائی و متافیزیکی و غرقه شدن در دریای بی پایان تخیل خلاق بوده است».106
1_10_ افول مکتب رومانتیسیسم فرانسه
معمولاً مکتب های ادبی پس از گذشت دوره ای از عمر آن ها، رو به افول می نهند و مکتب رومانتیسیسم فرانسوی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و با وجود طرفداران منحصر به فرد خود، در مسیر افول گام برداشته است.
«سال 1830 را که سال کمال رومانتیسیست فرانسه است در عین حال باید زمان افول این مکتب به شمار آورد. زیرا بر اثر اغتشاشات سیاسی که در این سال در فرانسه روی داد، رشته هایی که گردانندگان این مکتب را به یکدیگر وابسته می ساخت از هم گسیخت».107
«تحقیق نشان از آن دارد که تنها اغتشاشات سیاسی عامل اصلی فروپاشی مکتب رومانتیسیسم فرانسه نبوده است. بلکه در کنار عامل سیاسی، عوامل

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع رومانتیسم، آثار ادبی، نمایشنامه، صاحب نظران Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عربی، دوره اسلامی، شگفت انگیز، زمان گذشته