منابع پایان نامه ارشد با موضوع روابط قدرت، سیاست بازنمایی، مفهوم سازی، جهان خارج

دانلود پایان نامه ارشد

دست به تصویر سازی و صورتبندی رویداد خامی زند؛ تعاریف مشخصی از پوشش، عشق، قلمرو اندیشه، الگوهای پرستیژ اجتماعی با بازنمایی مشاغل و گروههای اجتماعی و تحصیلات و … و حتی الگوی مصرف سایر رسانهها را نظیر موسیقی و کتاب مشخص میکند. در واقع با برجسته کردن و مطرح نکردن حوزهها و الگوهای حاکم برآنها اولویتهای فردی و اجتماعی و بسترهای اجتماعی شکلگیری یا مغفول نگه داشته شدن آنها را میسازد. اما تعیین دقیق قلمرو مناسبات رسانه و دنیای واقعی کجاست؟
چهار صورتبندی عمده درباره نسبت رسانه‌ها و دنیای واقعی وجود دارد:
1- رسانه‌ها واقعیت را بازتاب می‌دهند.
2- رسانه‌ها واقعیت را بازنمایی می‌کنند.
3- رسانه‌ها به طور گفتمانی عمل می‌کنند.
4- رسانه‌ها وانمودها یا شبیه‌سازی‌هایی عرضه می‌کنند.
منتقدین غیر از گزینه 1 بقیه را تأیید می‌کنند و تحلیل‌گران رسانه به گزینه 3 باور دارند. (همان، 55)
2-6-1 نقطه عزیمت آراء هال
درباره نحوه بازنمایی سه رهیافت کلی وجود دارد:
1- بازتابی: براین اساس معنا در جهان خارج وجود دارد و زبان معنای آن را همانگونه بازتاب می‌دهد.
2- تعمدّی: مولف از طریق زبان معنای مدنظر خود را تحمیل می‌کند و واژگان همان معنا را که مؤلف مدنظر داشته، ارائه می‌دهند.
3- برساخت گرا: این رویکرد زبان را دارای ماهیت اجتماعی و عمومی می‌داند و معتقد است جهان خارج یا کاربر زبان نمی‌تواند معنا را در زبان تثبیت کند چرا که معنا از طریق نظام بازنمایی ساخته می‌شود. «بازیگران زبانی از چارچوب‌های مفهومی و فرهنگ و سایر نظام‌های زبانی و بازنمایی دیگر جهت ساخت معنا استفاده می‌کنند تا بدین وسیله جهان را معنادار سازند.» (همان، 24)
«این رهیافت دارای رویکرد «نشانه شناختی»، و «گفتمانی» است … رویکرد نشانه شناختی به این توجه دارد که بازنمایی و زبان چگونه تولید معنا می‌کند؟ درحالی که رویکرد گفتمانی بیشتر به تأثیرات و پیامدهای بازنمایی یعنی سیاست‌های آن توجه دارد… به دانش یا معرفتی که تولید یک نوع گفتمان خاص است، ارتباط گفتمان با قدرت تنظیم عملکرد یا رفتار توسط گفتمان، شکل دادن به هویت‌ها یا ذهنیت‌ها … می‌پردازد.» (همان، 25-24)
استوارت هال قائل به عملکرد گفتمانی رسانه هاست و از اینجاست که به معناسازی و نه تعریف واقعیت از جانب رسانه‌هاست و آن را «سیاست معناسازی» می‌نامد. این بدان معناست که رسانه با تکیه بر قدرتی که دارد از خلال واقعیات گوناگون پیرامون یک پدیده دست به گزینش و عرضه و باز تولید و صورت بندی مجدد می‌زند و به آن معنا می‌بخشد. در این فرایند، هر آنچه که غریبه محسوب می‌شود به حاشیه رانده و طرد می‌شود. (همان، 56)
محتوایی که در رسانه تولید می‌شود حاوی یک سری گزاره‌های اصلی است که برحسب بافت و روابط اجتماعی حاکم بر آن قابل فهم است. محتوای رسانه، بافت و روابط را مجدداً سازماندهی و باز تولید می‌کند و به نوعی از آن‌ها محافظت می‌کند. (همان، 51)
2-6-2 بازنمایی از طریق تفسیر مرجح از واقعیات اجتماعی
نکته ظریفی که در موضوع رسانه وجود دارد این است که رسانه «جهانی» نیست و مقولهای کاملا «فرهنگی و بومی» است؛ زیرا در بستر اجتماعی خاص بر اساس ارزشهای فرهنگی، ارتباطات و آئینها و هنجارها و ناهنجاری های منحصر به جامعه خاص تولید میشود و در همان بستر امکان رمزگشایی با کمترین امکان اختلال وجود دارد و در غیر این صورت می تواند، متفاوت یا اشتباه رمزگشایی شود و یا به عنوان شاخص بدویت و نگاه فرادستی رمزگشایی شود یا به عنوان عنصر مهاجم به فرهنگ بومی عمل کند. به عبارتی، به تعبیر دکتر مهدیزاده رابطه‌ای دوسویه میان متن و بافت اجتماعی وجود دارد یعنی ضمن اینکه بافت اجتماعی و فرهنگی باعث تولید متنی خاص می‌گردد امّا مجموعه‌ای سازمان یافته از مقولات کلی توسط رسانه‌ها ترسیم می‌شود که پدیده‌ها و واقعیات را مقوله‌بندی می‌کند و کلیشه‌ها را می‌سازد و قوام می‌بخشد که میانجی ارتباط مستقیم ما با واقعیات بیرونی هستند. (همان، 51)
در واقع، رسانه‌ها به ما می‌گویند به چه بیندیشیم و از چه زاویه‌ای به آن نگاه کنیم.
«رسانه‌ها تمایل دارند قرائت و تفسیر مرحّج از واقعیات اجتماعی را در امتداد پیش فرض‌های فرهنگی مرتبط با روابط قدرت … عرضه کنند.» (همان، 52)
«در خصوص نسبت رسانه‌ها و قدرت می‌توان سه گونه مفهوم سازی کرد… :
1- قدرت ناشی از دسترسی به منابع و امکانات رسانه‌ای، این شکل از قدرت رسانه‌ها قدرت حاصل از دسترسی آن‌ها به ذخائر و امکانات است… حاکی از شیوه کاری است که شرکت‌های بزرگ چند رسانه‌ای می‌توانند از آن طریق برعملکرد دولت و حاکمیت اثر بگذارند.
2- قدرت ناشی از دسترسی به خود رسانه‌ها: … قدرت عموماً بر دسترسی ویژه به منابع ارزشمند اجتماعی استوار است. … میزان یا نوع دسترسی به رسانه‌ها، معمولاً معیاری برای سنجش قدرت گروه‌های نخبه یا صاحب قدرت محسوب می‌گردد. اعمال قدرت ناشی از دسترسی به رسانه‌ها حاکی از اعمال قدرتی است که با آن صاحبان منافع یا دارندگان هویت‌هایی خاص تأیید، یا برعکس، طرد می‌شوند.
3- قدرت گفتمانی: … دانش گفتمانی حاصل از واقعیت نیست؛ بلکه دانشی برساخته شده است. از این زاویه، شیوه اعمال قدرت رسانه‌ای به گونه‌ای است که برای گفتمان‌های خاصی، ارجحیت و اهمیت خاصی قائل می‌شود… قدرت گفتمانی حاکی از شیوه عملی است که با آن در مردم عادی یک احساس مشترک به وجود می‌آید. » (همان، 53)
اکنون خوانشگر متن براساس درکی که از جهان اجتماعی پیرامون خود دارد که ناشی از جهان بازنمایی شده توسط رسانه‌ها است دست به کنش می‌زند:
کنشگری خوانشگر منوط به انگاره ذهنی است که توسط رسانه‌ها ساخته می‌شود. (همان، 54)
2-6-3 بازنمایی از طریق صورت بندی اجتماعی به واسطه زبان از طریق توصیف، مفهوم سازی و جایگزین سازی
«زبان، پایه و اساس برقراری ارتباط است و رسانه ذاتاً ابزار برقراری ارتباط است. لذا زبان نقش محوری را در رسانه بازی می‌کند.
زبان حاصل زندگی اجتماعی و تفکرسالیان متمادی و گاه هزاران ساله در بستری خاص فرهنگی است که حاصل سالها تجربه اجتماعی است و در همین بستر تغییر یافته و به تکامل رسیده استچنانکه برای بیان احساس، رویداد یا شیئی واحد گاه چندین کلمه مترادف برای بیان تغییر اندک در ذات آن وجود دارد.
این گنجینه غنی بستر و ابزار اندیشه است که ارزشها نیز از آن متولد می شود که ریشه در همان تجربیات تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و … دارد.
رسانه با بهره مندی از ابزار زبان در همان بستر بر اساس منافع مادی و معنوی صاحبان رسانه رویدادها را انتخاب و در همان بافت بازنمایی میکند.
«زبان گنجینه مهم معانی و ارزش‌های فرهنگی است و همچون یک نظام بازنمایی عمل می‌کند. زبان به واسطه بازنمایی در فرایند تولید معنا، نقش کلیدی در هرگونه صورت‌بندی اجتماعی و فرهنگی دارد؛ چرا که تولید و توزیع معنا، از طریق زبان صورت می‌گیرد. به واسطه اهمیت زبان در فرایند بازنمایی است که کنترل و نظارت بر عقاید و رفتارهای دیگران، از طریق ساختن و شکل دادن معنا، از طریق زبان صورت می‌گیرد. به واسطه اهمیت زبان در فرایند بازنمایی است که کنترل و نظارت بر عقاید و رفتارهای دیگران، از طریق نشستن و شکل دادن معنا میسّر می‌گردد و در این میان زبان رسانه ممتازی است که معنا از طریق آن تولید و توزیع می‌شود. بنابراین زبان را می‌توان «رویه دلالت» نامید.
هال بازنمایی را به معنای استفاده از زبان برای بیان نکته معناداری درباره جهان می‌داند؛ فرایندی که معنا از طریق آن تولید و بین اعضای یک فرهنگ مبادله و توزیع می‌شود. لذا معنا به واسطه نظام معنایی شکل می‌گیرد و ساخته می‌شود. » (همان، 22)
«معنا صریح یا شفاف نیست و از طریق بازنمایی درگذر زمان به یک دست باقی نمی‌ماند. معنا بی‌ثبات یا لغزنده است.» (همان، 16)
معنا در بستر اجتماعی به دلیل ذات متغیر آن در ساختار خاصی قابل دریافت است. انسان هر لحظه از زمان آغاز حیات کنش مند اجتماعی تا لحظه مرگ با آن درگیر است اما نه لزوما آگاهانه و پژوهشگری به نام سوسور این فرایند رابه لحاظ علمی دقیقا تشریح کرده است. پایه کار سوسور بر رابطه دلبخواهانه و نه ذاتی دال و مدلول است. معنای لفظ یا دال به وسیله واقعیت بیرونی خلق نمی‌شود بلکه واژگان در رابطه با یکدیگر معنادار می‌شوند و ما به ازای حتمی ندارند. «معنا محصول رابطه و تمایز است؛ تمایزی در درون مجموعه‌ای از تقابل‌ها و تغایرها.»
زبان رابطه یک به یک با دنیای بیرونی ندارد؛ معانی داخل یک فرهنگ و تاریخ تولید می‌شوند و با تطورات تاریخی و فرهنگی به تدریج تغییر می‌یابند. (همان، 23)
بدین ترتیب مسیری که از زبان تا رسانه‌ طی می‌شود تا واقعیت سازی براساس منطقی غیر از واقعیت عینی صورت گیرد مشخص شد. اکنون به توضیح این امر خواهیم پرداخت که واقعیت چگونه بازنمایی می‌شود و اصولاً بازنمایی به چه معناست.
«بازنمایی، وابستگی رسانه‌ها به نظام نشانه‌ها را که به طور نمادین یا ضمنی عمل می‌کنند، طرح می‌کند.» (همان، 55)
در واقع رسانه واقعیت را از طریق نظام نشانه‌ها براساس چارچوب‌های مفهومی و گفتمانی بازسازی می‌کند.
مطالعات فرهنگی بر این باور است که پدیده‌ها قادر به دلالت نیستند، بلکه «معنای» پدیده‌ها ناگزیر باید از طریق و به واسطه «فرهنگ»‌بازنمایی شود. «به بیان دیگر، بازنمایی از طریق فرایندهای توصیف، مفهوم سازی و جایگزین سازی معنای آنچه را بازنمایی شده است، برمی‌سازد.» (همان، 16)
در واقع می‌توان چنین نتیجه‌ گرفت که بازنمایی، واقعیت را معنادار می‌کند.
2-6-4 بازنمایی از طریق گزینش، عرضه، بازتولید و صورت بندی برجستگان و به حاشیه رانده شدگان
زبان بنا به بستر رشد و شکل گیری آن، بی طرف و خنثی نیست و ابزاری برای اعمال قدرت نمادین در تعاملات اجتماعی است و تعریف جدیدی از جایگاه ها، افراد، موقعیت ها و ارتباطات و … ارائه میکند.
«بازنمایی فرهنگی و رسانه‌ای نه امری خنثی و بی‌طرف، که آمیخته به روابط و مناسبات قدرت جهت تولید و اشاعه معانی مرجّح در جامعه در راستای تداوم و تقویت نابرابری‌های اجتماعی است. اگرچه ارتباط بازنمایی با زندگی و تجربه مردم در جهان اجتماعی، پیچیده است، امّا بازنمایی‌ها برای مردم واقعی، دارای پیامدهای واقعی است. ریچارد دایر براین نکته تأکید می‌کند که «نحوه برخورد با گروه‌های اجتماعی در بازنمایی فرهنگی، بخشی از این نکته است که با آن‌ها در زندگی واقعی به چه نحو برخورد می‌شود. چرا که فقر، آزار و اذیت و تبعیض توسط بازنمایی استحکام می‌یابد و نهادینه می‌شود.» (همان، 17)
مهمترین ابزار رسانه برای تولید پیام زبان است. رسانه با توجه به رویکردی که در ساخت واقعیتاز رویدادی واحد اتخاذ میکند، تفاوت ها را البته نه به طور خنثی بازنمایی میکند.
«فوکو زبان را عرصه ظهور روابط قدرت و تعیین کننده فاعل مسلط و فاعل زیر سلطه به حساب می‌آورد.» (همان، 59)
«در نگاه فوکو، رسانه‌ها مکانیسم یا دستگاه‌هایی هستند که قدرت گفتمان از طریق آن‌ها اعمال می‌شود. بر این اساس، روابط قدرت بیشتر در قالب زبان، نوع خبر، انواع ساختار، شیوه‌های دیدن و درک مسائلی که عناصر سازنده گفتمان هستند، متجلی می‌شود تا در افراد و سازمان‌ها.» (همان، 63)
«تنوع و چندگانگی این بازنمایی‌ها صرفاً به لحاظ تاریخی و فرهنگی نیست، بلکه تنوعشان بازتاب تفاوت در منظر بازنمایی است.» (همان، 18)
اندیشمندان، مفهوم سیاست بازنمایی (به معنای روابط قدرت در روندهای دلالت و بازنمایی) را مطرح می‌کنند. (همان، 18)
«در این سیاست یک پرسش راهبردی دو بخشی اهمیت دارد. بازنمایی‌های چه کسانی حاکم می‌شود؟ چه کسی امکان (اقتدار) بازنمایی حقیقت را دارد… چه کسانی باید به سکوت کشانده شوند تا این بازنمایی‌ها غالب شوند؟ … سیاست بازنمایی بر آثار مادی قدرت گفتمانی تأکید دارد.» (همان، 18)
2-6-5 بازنمایی نظام معنایی با عمل ضمنی نشانه ها در برانگیختن معنا با بهره گیری از نمادسازی
در سیاست بازنمایی، بازنمایی‌ها، اعمال سیاسی‌ای شمرده می‌شوند که قدرت و دیگر کالاها را به طور

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ایدئولوژی، انتقال معنا، روزنامه نگاران، رسانه‌های جمعی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع نشانه شناسی، ایدئولوژی، سیاست بازنمایی، کلیشه سازی