منابع پایان نامه ارشد با موضوع دوران کودکی، امید به آینده، ظلم و ستم، ادبیات عربی

دانلود پایان نامه ارشد

عقیده است که اگر مسلمانان به ریسمان الهی چنگ زده و دین اسلام را گرامی داشته و زیر سایه اسلام اختلافات خود را کنار گذارند، قادر به از بین بردن ظلم موجود در سرزمین قدس خواهند بود. به همین منظور، وی با استناد به آیه ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعَاً وَ لَا تَفرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِه إِخْوَانَاً﴾334 مردم را به وحدت و کنار گذاشتن اختلافات قومی مذهبی فرا می خواند.
جویده در ترسیم آینده درخشان سرزمین قدس، دوباره به آیات قرآن کریم اشاره داشته و رؤیای پس گرفتن دوباره سرزمین قدس، سرزمین پیامبران از چنگال ظلم و ستم صهیونیست ها را داشته و در این راستا حضرت محمد را مورد خطاب قرار می دهد و وی را به عنوان نماد رهایی مردم از مصیبت ها و ناراحتی ها دانسته و مسلمانان را به رهایی از جور وستم بشارت می دهد.
يا ليلةَ الإسراء عُودِي بالضّياءْ
هُزِّي بجذعِ النَّخلة العَذراءْ
يَتَسَاقَطُ الأَملُ الوليدُ..
عَلَى رُبُوع القُدسْ..
مازِلْتُ أحلُمُ أن أرَى قبلَ الرَّحيل..
رَمادَ طَاغيةٍ تناثَرَ في الفَضاءْ
مازِلْتُ أحلُمُ..
أنْ يُطِلّ وجهُ الله بينَ رُبُوعنا وَ تَعُودُ.. أرضُ الأنبياءْ335.
اعتقاد فراوان جویده به دین اسلام، وی را بر آن داشته است تا بسیاری از مضامین اشعار خود را با رنگ دین و قرآن مزیّن سازد. وی در قصیده مذکور به وضوح قصه قرآنی و دینی حضرت مریم ﴿ وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبَاً جَنِيّاً ﴾336 را به تصویر می کشد. در این عبارت، جویده رهایی از جور طغیانگران اسرائیل و پس گیری سرزمین پیامبران را بشارت می دهد. نخل در این قصیده، نماد جنبش انتفاضه می باشد که حالتی از سستی به خود گرفته است.
جویده پس از فرو رفتن در مشکلات مردم کشورهای اسلامی و به تصویر کشیدن آن ها، و پس از آن که قتل عام سال 1995میلادی، یعنی دوران حمله صربستان به نیروهای بوسنی اتفاق می افتد، از زبان یک کودک بوسنیایی طی نامه ای به جورج بوش، دین اسلام را دین عدالت و یک دلی خوانده و بر این عقیده است که مردمان هر سرزمینی به هر دینی که معتقد باشند نباید میان آن ها تفرقه و اختلافی وجود داشته باشد. وی در قصیده رسالة الی بوش این گونه می سراید:
يا سيّدي بُوش العَظِيمْ
أنا طِفْلةٌ نَبَتتْ عَلَى أحْضَانِ بُوسْنَةَ..
و أتَيْتُ للإسْلَامِ رَاغِبةً..وَ لمَ أسْمَعْ
صُرَاخَ الحَاقِدِينْ
وَ رَسَمْتُ في قَلْبِي بِلادَ الله حُبّا
لَايُعَادي أيَّ دِينْ
لَا فرْقَ في أوْطَانِنَا بَيْنَ الصَّلِيبِ..أو الهِلَالْ
فالدِّينُ دينُ الله تَحْمِلُه جَوانِحُنَا
بِكلِّ الحُبِّ فِينَا..و الجَلَالْ.337
با تفکر در مضمون این ابیات، این نتیجه برداشت می شود که حتی حرف دل یک کودک بوسنیایی نسبت به دین اسلام و سایر ادیان چیزی غیر از اتحاد و عدم تفرقه نیست.
3_1_5_ بازگشت به گذشته و یاد آوری دوران کودکی و زندگی در روستا
«اصطلاح نوستالژی Nostalgia)) در علم روانشناسی جدید، غم ناشی از دور افتادن از دلبستگی هاست. شاعر یا نویسنده دوران گذشته یا ایام کودکی و یا سرزمینی را که در خاطر دارد و یاد آن همواره در دل اوست با حسرت و درد ترسیم می کند».338به تصویر کشیدن این درد حاصل از فراق در ادبیات عربی با عنوان حنین یاد می شود.339
«انسان دوران صنعتی به رغم آمدن از روستا به شهرهای بزرگ، و در پی آن از دست دادن پاکی و رو آوردن به گناه و فریب دادن دیگران هم چنان گوش به ندای فطرت خود دارد و در آرزوی پاکی و بی آلایش دوران کودکی یا بازگشت به زندگی در روستا و فرار از تنهایی است».340
پس در شاعران رومانتیسیست، نوعی گریز از جامعه و واقعیات موجود در جامعه وجود دارد. عامل مؤثر بر این فرار به وجود آمدن مفاسد اخلاقی و اجتماعی و عدم برآورده شدن آرزوها و توجه نکردن به حقوق انسان هاست. شاعر رومانتیسیست در برابر سیل عظیم آلام زندگی و جفای روزگار در میان انجمن هم نوعان احساس غریبی می کند و همین احساس بر ذوق و اندیشه اش تأثیر می گذارد. او هم چون انسان غریبی است که میان آرزوها و دل خواسته هایش با واقعیات دردناک زندگی شکافی عمیق می بیند که گوشه گیری و عزلت را ترجیح داده و سوار بر بال های نامرئی رؤیا به سوی آرمان شهر حرکت می کند و در آن عشق ایده آل، خود را در آن جا یافته و به وضوح در اشعارش نمایان می گردد.341
«لذا در اکثر رومانتیک ها روحیه انزوا طلبی و فرار از جامعه، بازگشت به گذشته و یادآوری خاطرات کودکی دیده می شود. آن ها زندگی در روستا و دامان طبیعت را بر زرق و برق های پوشالی مدنیت ترجیح می دهند. شهری که در آن چیزی جز سخن چینی و آزار و اذیت وجود ندارد و نیز شهری که در آن رذیلت ها به عزت و سربلندی رسیده اند و فضیلت ها و ارزش ها در قید و بند پستی ها گرفتار آمده اند».342
جویده خاطره ایامی که در روستا بوده را در ذهن خود زنده نموده و به صلح و آرامش و صمیمیت میان مردمان آن اشاره می نماید. مردمانی که در سکوت و صفا زندگی می کردند و حس انسان دوستی در بین آن ها موج می زد. روستایی که مردم آن با شب ها و شاخه های درختان و اشیای طبیعت مشغول بودند:
یا لَیْتَنِي یَوْماً اَعُودُ لِقَرْیَتِي
اَلنَّاسُ فِیهَا کَالطُّیُورِ الرَّاحِلَةْ
یَمْشُونَ في صَمْتٍ.. وَ یَنْسَونَ السَّفَرْ
وَ یُدَاعِبُونَ اللَّیْلَ.. وَ الاَغْصانَ.. في ضَوءِ القَمَرْ
فِیْهِم وَفَاءُ الطَّیّبِینَ المُخلِصِینَ مِنَ البَشَرْ343.
جویده پس از بیان آرامش و صلح و محبت آن زمان مردمان روستا، با حسرت و حزن نوعی حس اغتراب به آن چه را که از دست داده عنوان نموده است:
قَدْ کانَ لي قَلْبٌ..
وَ ضَاعَ عَلیَ الطَّرِیْقْ
وَ غَدَوْتُ فِیْکِ مَدِینَتِي مِثْلَ الغَرِیْقْ
وَ مَضَیْتُ في الطُّرُقَاتِ اَحْکِي قِصَّتِي
قَدْ کانَ لي قَلْبٌ یَعِیشُ الحُبَّ طِفلاً..
مِثْلَهُ مِثْلُ البَشَرْ
قَدْ کانَ لي وَتَرٌ مَعَ الاَحزَانِ یُنسِینِي..
وَ حَطَّمْتُ الوَتَرْ.344
شاعر در روستای دوران کودکی اش آرزوهایی داشته است که به آن ها نرسیده، و آن آرزوها هم چون ستارگانی در شب پراکنده شده اند. حس اغتراب نسبت به از دست دادن عمر کودکی و زندگی در میان مردم روستا نیز یکی دیگر از نشانه علاقه داشتن نسبت به بازگشت به دوران کودکی است:
قَدْ کَانَ لي اَمَلٌ تَبَعثِرَ في اللَّیَالِی.. وَانْدَثَرْ
قَدْ کانَ لي عُمْرٌ کَکُلِّ النَّاسْ..
ثُمَّ مَضَیَ العُمُرْ.345
زمانی که اوضاع و شرایط زندگی و جامعه بر جویده غلبه پیدا می کند، وی در رؤیاهایش به یاد گذشته افتاده و خاطرات آن دوران را مرور می کند. به عنوان مثال وی در قصیده بعد رحیل الشمس این گونه بیان می نماید:
مَازَالَ حُبُّکِ/ أمْنِیَاتٍ حَائِراتٍ في دَمِي/ أشْتَاقُ کَالأطْفالِ/ ألْهُو.. ثُمَّ أشْعُرُ بِالدَّوارِ/ وَ أظَلُّ أحْلُمُ/ بِالَّذِي کانَ یَوْماً…/ أحْمِلُ الذِکْرَی عَلَی صَدْرِي/ شُعَاعاً../ کُلَّمَا اختَنَقَ النَهَار/ وَ الدَّارُ یَخْنُقُهَا السُّکُونْ/ فِئْرانُ حَارَتِنَا/ تُعَربِدُ في البُیُوتِ/ وَ سَنَابِلُ الأحْلامِ في یَأسٍ تَمُوتْ346.
حالت نوستالژی در بسیاری از قطعات شعری جویده قابل مشاهده می باشد. وی پس از آن که از شوق و اشتیاق خود نسبت به یادآوری خاطرات دوران زندگی در روستا می سراید، و ایامی را به یاد می آورد که هنگام بازگشت به وطن، همسرش فریاد بالا آورده و وی را صدا می زند:
وَ سَمِعْتُ صَوْتَکِ في زِحامِ النَّاسِ
یَسْرِي.. کَالضِّیِاء
« زَوْجِي فِلَانْ»..« هَذَا فِلَانْ»..347
3_1_6_ رؤیاها
فاروق جویده به عنوان یکی از شاعران مکتب رمانتیسیسم، از قافله رؤیاها عقب نمانده و هنگامی که از اوضاع و شرایط ناهمگون مصر عذاب می کشد، رنگ رؤیاهایش بر احساسات وی غلبه می یابد. هنگامی که جویده از مصر دور شده و در غربت سکنی می گزیند، رؤیای سال های از دست رفته را در ذهن خود به وجود می آورد و می گوید ای کاش بازاری وجود داشت تا قادر بود عمر از دست رفته اش را بازگرداند. وی در قصیده نبي بلا معجزات احساسش را این گونه به تصویر کشیده است:
وَ حِیْنَ افْتَرَقْنَا..
تَمَنَّیْتُ سُوقاً یَبِیْعُ السِّنِیْنْ
یُعِیْدُ القُلُوبَ..وَ یُحْیِي الحَنِینْ348.
رؤیای از بین رفتن ظلم و شکنجه ها یکی دیگر از مواردی است که شاعر بر سر دارد. وی بر این رؤیاها است که اگر حس جوانمردی و غیرت دوباره بر افکار مردم بازگردد، ظلم و ستم نابود خواهد شد:
تَمَنَّیْتُ لَوْ عَادَ نَهْرُ الحَیَاةِ
یُکَسِّرَ فِیْنَا تَلالَ الجَلِیدْ349.
جویده احساس بازگشت دوباره به مصر را در عالم رؤیاها در ذهن خود می پروراند. وی این گونه می پندارد که ای کاش قلبی جسور و قوی داشت و می توانست دوباره به سرزمین مادری خود قدم بگذارد. رؤیای جویده در برابر مشکلات مصر قد خم نکرده و در برابر آن ها مقاومت نموده است تا به آن هدفی که در رؤیاهایش دارد برسد:
تَمَنَّیْتُ قَلْباً قَوِیّاً جَسُوراً
یَجِيءُ اِلَیْکِ بِحُلْمٍ عَنِیدْ350.
قلب فاروق از رؤیاها خالی نبوده و همیشه در عالم رؤیا سیر می کند. وی اوضاع آشفته و دوران ظلم را مانعی در از بین رفتن رؤیاهایش ندانسته و با از بین رفتن آن ها، رؤیاهایی جدید در قلب وی به وجود آمده و نشان از ادامه مقاومت در برابر ظالمان دارد.
جویده در قصیده رسوم فوق وجه الریح، با رؤیاهایش سختی های گذشته را به باد فراموشی سپرده و حزن و اندوه را کنار می گذارد و جهانی آرمانی و سرشار از شادی و خرمی به تصویر می کشد. جهانی که در آن محبت هم چون کودکی است که پدر و مادرش او را در آغوش خود گرفته اند:
نَسِیْنَا الاِسْمَ.. وَالمِیلادَ.. وَالعُنْوانْ
وَ مَزَّقْنَا دَفَاتِرَنَا
وَ اَلقَینَا هُمُومَ الأمْسِ
فَوْقَ شَوَاطِئِ النِّسْیَانْ
وَ قُلْنَا.. لَنْ یَجِي ءَ الحُزْنُ بَعْدَ الآنْ
رَاَینَا الفَرْحَ بَیْنَ عُیُونِنَا یَحْبُوُ
کَطِفْلٍ ضَمَّهُ.. اَبْوَانْ..351
جویده رؤیاهایش را به درختی تشبیه می کند که می توان آن را بر خاک قلب کاشته و آن را همیشگی دانسته و دائما به فکر تحقق رؤیاهایش می باشد. وی در قصیده زمان القهر عَلَّمْنِي این گونه بیان می دارد:
أحْلَامُنَا لَمْ تَزَلْ
في الطِّیْنِ نَغْرِسُهَا
اِنْ یَرْحَلِ العُمْرُ
مَا لِلْحُلُمِ تَرْحِیْلُ352.
جویده در ادامه اشعار رومانتیستی خود و تحت شرایط سخت و چیره شدن دشمنان بر کشورش و شدت ناامیدی تسلیم شده و به رؤیاهایش فکر می کند:
عُصْفُورُنَا في الدَّربِ مَاتَ
یَمْضِي عَلَینَا العُمْرُ
وَ الحُلْمُ الجَمِیلْ
مَازَالَ في صَمْتٍ یُقَاوِمْ353.
در ابیات فوق جویده بر رؤیاهایش تأکید داشته و در برابر شرایط سخت تسلیم شده و توان صبوری ندارد؛ زیرا عمر خود را هم چون گنجشکی می پندارد که زندگی اش به اتمام رسیده است. در این قصیده، عصفور نماد انسان ضعیفی است که تحمل درد و مشقت سختی ها را نداشته و در برابر ظلم تسلیم می شود.
3_1_7_ امید به آینده
شاعران رومانتیسیسم در کنار سایر مضامین مرتبط با این مکتب، در درون خود نوعی امید به آینده و مبارزه با یأس و ناامیدی را می پرورانند. در این بین، جویده نیز از شاعرانی است که جهت مقابله با یأس و ناامیدی، امید به آزادی و نجات مسلمانان و عرب ها را در اشعار خود گنجانده است. آزادی سرزمین قدس و اتحاد عرب ها یکی از امیدهایی است که در ذهن و قلب جویده جای دارد.
از دیدگاه اسلام سرزمین قدس از جایگاه والایی برخوردار می باشد. این همان چیزی است که کلیه مذاهب و گرایش ها و طوایف نسبت به آن اتفاق نظر دارند و اگر گفته می شود که مسلمانان باید از آن دفاع کنند مقدسات آن را محترم شمارند اغراق نیست. جویده نیز هم چون سایر شاعران دیگر، مسأله قدس را مهم دانسته و به بیان حزن و اندوه خود نسبت به این عضو در حال رنج کالبد جهان اسلام می پردازد. این حزن و اندوه بیانگر مفهوم این ضرب المثل است: «مَثَلُ المؤمنینَ في تَراحُمِهم وَ تَوَادِّهِمْ وَ تَوَاصُلِهِمْ مَثَلُ الجَسَدِ إذا اشْتَکی مِنْهُ

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قرآن کریم، مفاهیم قرآنی، تربیت دینی، هتک حرمت Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع امرؤالقیس، زبان و ادبیات عربی، نمایش نامه، ادبیات عربی