منابع پایان نامه ارشد با موضوع دوران جاهلیت، انتخاب سرنوشت، سوره تکویر، کمپ دیوید

دانلود پایان نامه ارشد

توسط اشغالگران و حکومت انور سادات و نفوذ اسرائیلی ها به مصر به وفور ملاحظه می گردد. وی در بیشتر اشعار خود به این موضوع اشاره کرده و حتی، صدای خود در برابر بیگانگان را صدایی محزون به شمار می آورد. به عنوان مثال وی در قصیده المُغَنِّي الحَزِینْ از دیوان شَئٌ سَیَبْقَی بیننا این گونه می سراید:
غِنَائي حَزِینْ..
تُرَیَ هَل سَئِمتُمْ غِنَائي الحَزِینْ
وَ مَاذَا سَأفعَلْ..
قَلْبِي حَزِینْ
زَمَاني حَزِینْ
وَ جُدرَان بَیتِي
تَقَاطِیعُ وَجهِي..
بُکَائي وَ ضَحکِي
حَزِینٌ حَزِینْ..298.
جویده در این قصیده از روزگار ظلم و ستم اندوهگین بوده و در نظر خود تمام زندگانیش را غم آلود می پندارد. زیرا اندیشه حزن و اندوه در درون وجود وی نفوذ کرده و وی را آزار می دهد.
اوضاع سخت داخلی مصر و چپاول و غارت آن توسط اشغالگران و عدم وجود آزادی برای مردم، جویده را به بیان حزن و اندوه آن اوضاع اسف بار وا داشته است. وی در ادامه قصیده فوق، صدای محزون خود را این گونه سر داده است:
أتَیْتُ اِلَیْکُمْ بِلَحْنٍ جَرِیحْ
لِاَنَّ زَمَانِي.. زَمَانٌ قَبِیحْ
فَجُدْرَانُ بَیْتِي دَمَارٌ.. وَ رِیحْ
فَحِیحُ الاَفَاعِي یُحَاصِرُ بَیْتِي
وَ یَبْعَثُ في الصَّمْتِ صَوتٌ کَرِیهْ
وَ فِئْرانُ بَیْتِي صَارَتْ اُسُوداً
فَتَأکُلُ کُلَّ طَعَامِ الصِّغَارْ
وَ تَسْرِقُ عُمْرِي.. وَ تَعْبَثُ فِیْهِ299.
در قصیده فوق، جویده از متجاوزان و اشغالگران با عنوان الأفاعی نمادگرایی کرده و کشور خود را هم چون خانه ای پنداشته است که سربازان دشمن، فئران به چپاول آن پرداخته اند.
فاروق در قصیده سرشار از اندوه و حزن ثمن الرصاصة یشتري خبزاً لنا فریاد اعتراض آمیز خود را نسبت به خشونت پلیس مصر در جریان اعتصاب و انقلاب مردم در میدان التحریر را به تصویر کشیده و با حزن و اندوه فراوان خود، کشته شدن هم وطنانش را بر نتافته و قصیده اش را به روح شهیدان این حادثه تقدیم می کند. وی خون های جاری شهیدان را به نهر تشبیه می کند و از نبود امنیت و مشکلاتی که مردم مصر گریبان گیر آن شده اند و سایه تاریکی و ظلمتی که بر سرشان افتاده، اندوهگین شده و این گونه می سراید:
ثَمَنُ الرَّصَاصَةِ یَشْتَرِي خُبْزاً لَنَا
وَ شَبَابُنَا قَدْ سَالَ نَهراً مِنْ دِمَاءٍ بَیْنَنَا
لِمَ لَا یَکُونَ سِیَاجَ أمْنٍ حَولَنَا
هَذَا الوَطَنْ؟
لِمَ لَا تَکُونُ ثِمَارُهُ مِلْکاً لَنَا
لِمَ لَا یَکُونُ تُرَابُهُ حَقّاً لنَا
سَتَرَی بُطُوناً خَاوِیةْ
وَ تَرَی قُلُوباً وَاهِیةْ
وَ تَرَی جِرَاحاً دَامِیةْ
لِمَاذَا غَابَ ضَوءُ الشَّمْسِ عَنْ عَینَیّ
وَ أغْرَقَنِي ظَلَامِي؟300.
جویده در ادامه این قصیده بیان حزن و اندوه خود را به اوج رسانیده و با بیان جملاتی اعتراض آمیز و محزون از زبان یک شهید که باید کفن را با لباس دامادی عوض نماید، چنین بیان می دارد:
فَأنَا شَهِیْدُکِ رُغْمَ أنِّي عَاشِقٌ
وَ دَمِي حَرَامٌ وَ أسألِي سَجَّانٌ
قَدْ جِئتُ یَا أمِّي
لِأطْلُبَ ثَوْبَ عِرْسِي
مِنْ یَدَیْکِ بِفَرْحَتِي، أعْطَیْتِنِي أکفَاني301.
تاراج آزادی های فردی و اجتماعی مردم مصر همیشه در نظر فاروق حزن بر انگیز است. جویده پس از بیان مرگ پرندگانی که نماد آزادی و پرواز هستند، از وجود خفقان و نبود آزادی و وجود حکومت مستبد، و از این که به جای پرندگان آزاد و درحال پرواز، خفاش های ظالم و شوم جایگزین شده اند، اندوهگین شده و ناراحتی خود از اوضاع موجود را این گونه به تصویر می کشد:
طُیُورُکِ مَاتَتْ
وَ لَمْ یَبْقَ شَیءٌ عَلَی شَاطِئَیک
سِوَی الصَّمْتِ و الخَوفِ وَ الذِّکْرِیاتْ
طُیُورُک ماتَتْ وَ لَمْ یَبقَ في العُشِّ غَیْرُ الضَّحَایَا
جَمَعْتَ الخَفَافِیشَ في شَاطِئَیک
وَ مَاتَ عَلَی العَیْنِ ضُوءَ النَّهَارْ
ظَلَامٌ طَوِیْلٌ عَلَی ضِفَّتَیک
وَ کُلُّ مِیَاهِکَ صَارَتْ دِمَاء
فَکَیفَ سَنَشرَبُ مِنکَ الدِّمَاءْ؟302.
جویده پس از آن که در ابیات فوق، پرندگان را نماد آزادی و کسانی که طالب آزادی هستند عنوان می کند، خفاش ها را نماد چپاول گران و مفسدان و کسانی که اموال مردم را به سرقت می برند و آزادی شان را سلب می کنند یاد می کند.
اقتصاد ضعیف، اختلاس حاکمان، نبود آزادی، خفقان بیش از حد و زندگی در اوضاعی نامناسب سبب شده است، جویده با اندوه زیاد و غم تمام نشدنی به صورت نمادین کشور و سرزمین مادری خود را ترک گوید و از مرگ میهنش بسراید. او از وضع موجود چنان ناراضی است که از گم شدن یا نابودی هویتش سخن می گوید و با خشم و اندوه فریاد می زند:303
فَمَتَی أعُودُ اِلَی بِلَادِي
اِنَّنِي سَافَرْتُ مِنْ وَطَنِي
اِلَی وَطَنِي وَ طَالَتْ غُرْبَتِي
دَعْنِي اُلَمْلِمْ فِي بَقَایَا العُمْرِ
مَا أقْسَاهُ مَوتَ کِرَامَتِي
إنِّي سَأقْتُلُ کُلَّ فِئْرانَ الحَدِیقَةِ وَ اللُّصُوصِ
یَا اَیُّهَا الوَطَنُ الَّذِی قَتَلُوهُ في عَینَيَّ
وَ رَاحُوا یَسْکُرُونَ عَلَی بَقَایَا مَهْجَتَيَّ
حُرِّیَتِي یَا قِبْلَتِي
یَا مَوطِنِي مَهْمَا تَغَرَّبْنا
وَ ضَاعَتْ فِي الدَّرُوبِ هُوِیَّتِي
کَبَّلْتَنِي بِالصَّمْتِ حَتَّی مَاتَتِ الکَلِماَتُ حُزْناً في فَمِي304.
پس از انعقاد قرارداد کمپ دیوید و به سلطه درآمدن مصر زیر استعمار اسرائیل، دیگر اختیار مردم نسبت به تعیین سرنوشت کشورشان سلب می شد. پس در نتیجه مردم سهمی در انتخاب سرنوشت خود نداشتند و تنها طرفداران انور سادات و اسرائیل بودند که آن مهم را بر عهده داشتند و با این حال زندگی در کشوری مانند مصر، شبیه زندگی در کنار انسانی می شد که مردم دور او جمع شده اند. جویده در قصیده لیس لنا اختیار از سلب اختیارشان نسبت به تعیین سرنوشت مردم مصر سخن گفته و از عشق نسبت به وطن روی برنتافته و آن عشق را بسان انسانی دانسته است که بی جان افتاده و دارای تحرک نمی باشد. در این قصیده شاعر با حسرت از آینده شوم مصر خبر داده و دوستی اسرائیل را برافروزاننده آتشی می داند که در نهایت به ضرر تمامیت ارضی مصر و نابودی هویت عربی آنان تمام خواهد شد:
مازِلْتُ أسْکُنُ في عُیُونِکِ مِثْلَ حَبَّاتِ النَّهارِ
أطیَافُ عَطْرَکِ بَیْنَ أنفَاسِي رَحِیلٌ.. وَ اْنتِظارْ
مازِلْتُ أشْعُرُ اَنَّنَا عُمْرٌ.. نِهایَتُهُ.. اِنْتِحَارْ
وَ اْلحُبُّ مِثْلَ المَوتِ یَجْمَعُنَا.. یُفَــرِّقُــنَا
وَ لَـیْسَ لــَنــَا اِخْـتیِارْ
هَلْ تُنْجِبُ النِّیْرانُ وَسْطَ الرِّیْحِ شَیئاً.. غَیْرَ نارْ؟305.
شکوه و عزت از دست رفته مردم مصر و ظلم جلادان بر مردم و تحمیل رنج بر مردم و ایجاد تفرقه و به بردگی گرفتن مردم مصر از درد و ناراحتی هایی است که درون فاروق را محزون ساخته و عذاب می دهد. این حزن و اندوه تا حدی است که وی قصیده أین وجه بلادی را به این موضوع اختصاص داده است. الفاظ این قصیده خشم ، غضب و اندوه نهفته در سینه شاعر که ناشی از استبداد می باشد را نشان داده و خبر از دلی آشفته و غمگین می دهد. زیرا وی در کشور خود، دیگر آن طراوت و شادابی نخلستان های زیبا را مشاهده نکرده و اسارت را جایگزین آن طراوت می بیند. وی در بیان این ناله و اندوه بیان شده چنین می سراید:
کَمْ عِشْتُ أسْألُ: أیْنَ وَجْهُ بِلَادِي
أیْنَ النَّخِیلُ وَ أیْنَ دِفءُ الوادِي
لَا شَیءَ یَبْدُو فِی السَّماَءِ أمَامَنَا
غَیْرُ الظَّلَامَ وَ صُورَةُ الجَلَّادِ
هَذِي بِلَادِي تَاجَرَتْ فِي عِرضِهَا
وَ تَفَرَّقَتْ شِیَعاً بِکُلّ مَزَادِ
لَمْ یَبْقَ فِیْهَا غَیْرُ صُبْحٍ کَاذِبٍ
وَ صُرَاخِ أرْضٍ في لَظِي اسْتِعْبَادِ306.
قصیده المدینة تحترق حکایت از زادگاهی دارد که به دست ظالمان و ستمگران افتاده؛ و عوامل نا بهنجار موجود در جامعه هم چون شعله های آتشی است که همانند گرگ های درنده به سمت خانه فاروق حمله آورده و با از بین بردن لوازم آن باعث برانگیخته شدن حزن و اندوه شاعر می شوند. وی در این قصیده از نبود مدافعان مردمی در برابر مهاجمان و اشغال گران غمگین شده و حزن و اندوه خود را این گونه بیان می دارد:
الدَّارُ یَا أمَّاهُ طِفْلٌ یَحْتَرِقْ
هَذِي ذِئَابُ النَّارِ بِالأحْزانِ تُسْرِعُ..
خَلْفَ حُلْمٍ یَخْتَنِقْ
اَلنَّارُ تَسْرِي في مَدِینَتِنَا.. وَلَیْسَ لَنَا مُجِیرْ
أَکَلَتْ حَدَائِقُنَا مَزَارَعُنا
اَلنَّارُ یَا أمَّاهُ أحْرَقتِ الغَدِیرْ307.
بریده شدن صدای شاعر در ادامه این قصیده بیان از شدت حزن اندوه شاعر نسبت به از بین رفتن وطن خویش دارد:
اَلدَّارُ یَا أمَّاهُ طِفْلٌ یَحْتَرِقْ
صَدْرِي مِنْ الدُّخَانِ
یَصْرُخُ.. کَادَ صَدرِي یَخْتَنِقْ
أمَّاهُ.. النَّارُ مِنِّی تَقْتَرِبْ
أمَّاهُ.. اِنِّي اَخْتَنِقْ
أمَّاهْ..
أمَّاهْ..308.
در ابیات بالا، تکرار منادی أماه و حرف ساکن در آخر مصراع ها بیانگر شدت حزن و اندوه جویده می باشند.
جویده پس از وداع با معشوقه اش، لحظات تلخی را به تصویر می کشد که دوری و فراق از معشوق در وی به وجود آورده است. جویده خود را در این ابیات به انسان دربند زندان تشبیه کرده است که عمرش را نابود کرده و رؤیای روزگارش را از دست داده است. در این ابیات سرشار از حزن و اندوه، جویده زندگی تلخ دوری و فراق از محبوب را نمایان ساخته است:
وَ رَجَعْتُ وَحدِي فِي الطَّرِیقْ
الیَأسُ فَوقَ مَقَاعِدِ الأحزَانِ
یَدْعُونِي اِلیَ اللَّحنِ الحَزِینْ
وَ ذَهَبتِ اَنْتِ وَ عِشْتُ وَحْدِي.. کَالسِّجِینْ
هَذِي سِنِینُ العُمْرِ ضَاعَتْ
وَ انتَهَی حِلمُ السِّنِینْ309.
علامت ساکن در ابیات فوق شدت حزن و اندوه جویده را نشان داده و تکرار این علامت حکایت از اوضاع سخت دوران جدایی دارد.
به عقیده جویده، مادر به عنوان دوست و هم راز انسان ها است. عشق به مادر، دوری از وی و تحمل درد غربت درد عمیقی است که به درون جویده نفوذ کرده است. وی با نگاهی غمناک بدون مادر بودن را رنجی بزرگ تلقی نموده و خود را در کنار این مسأله بسان پرنده ای بدون همدم می داند. به همین خاطر جویده با حزن و اندوه به توصیف بی مادری پرداخته و این گونه می سراید:
قَدْ عِشْتُ بَعْدَکِ کَالطُّیُورِ.. بِلَا رَفِیقْ
وَ شَدَوْتُ اَحْزَانَ الحَیَاةِ قَصِیْدَةً
وَ جَعَلْتُ مِنْ شِعْري الصَّدِیقْ310.
جویده در قصیده من قال ان النفط أغلی مِنْ دَمي اشاره دارد به اشغال کشور عراق در تاریخ 20مارس سال 2003 میلادی که توسط نیروهای آمریکایی و هم پیمانانش که پس از دوره ای طولانی مدت تحریم ها و فقر و گرسنگی دوران حکومت صدام حسین، دیکتاتور عراق انجام گرفت، و دستیابی به نفت را تنها بهانه آمریکایی می داند. وی در این قصیده که سرشار از معنای حزن و اندوه است، مشکلات جامعه و ظلم و فشار حکومت ها بر مردم را از زبان یک کودک عراقی به تصویر می کشد:
أطْفَالُ بَغْدَادَ الحَزِینَةِ یَسْألُونْ..
عَنْ اَيِّ ذَنْبٍ یُقْتَلُونْ
یَتَرَنَّحُونَ عَلَی شَظَایَا الجَوعْ..
یَقْتَسِمُونَ خُبْزَ المَوتَ..ثُمَّ یُوَدِّعُونْ
شَبَحَ الهُنُودِ الحَمْرِ یَظْهَر في صَقِیعِ بِلادِنا311.
از آن جایی که برخی از قبایل عرب دوران جاهلیت به دلایل مختلفی از قبیل فقر، ترس از ننگ و عار و هراس از اسارت دختران در جنگ ها و به کنیزی در آمدن دخترانشان در دست دشمنان، آن ها را زنده به گور می کردند، جویده نیز در این قصیده کشتار کودکان و دختران کشور عراق به دست آمریکایی ها را هم چون زنده به گور کردن دختران دوران جاهلیت دانسته و آن ها را نماد مظلومیت تلقی می کند. وی هم چنین برای این که بتواند اشعار دارای تأثیر بیشتری بر خوانندگان داشته باشد، در این ابیات به آیات سوره تکویر که می فرماید:﴿وَ اِذَا المَوُءودَةُ سُئِلَتْ بِأیَّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ﴾312 اشاره می کند.
3_1_3_ دلتنگی و اشتیاق
جویده در جستجوی یافتن زادگاه مادریش کوتاهی نورزیده و با وجود از بین رفتن امنیت در مصر، هم چنان در جستجوی آن بوده و همواره قلب خود را مشتاق رسیدن به مصر می داند. وی در قصیده و أبحث عنک کثیرا..کثیرا از حنین و اشتیاق خود نسبت به وطن می گوید:
وَ أبْحَثُ عَنْکِ کَثِیراً..کَثِیراً
یَدُورُ الزَّمانُ..وَ قَلْبِي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع شعر معاصر، رژیم صهیونیستی، ظلم و ستم، صهیونیستی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع دوران کودکی، امید به آینده، ظلم و ستم، ادبیات عربی