منابع پایان نامه ارشد با موضوع دفاع مقدس، شعر دفاع مقدس، اندیشگانی، حضرت زینب (س)

دانلود پایان نامه ارشد

انداخت و دید چند دفتر سررسید پر از کلمات و جملات احساسی دارد. در آن نوشته‌هایش نوعی موسیقی وجود داشت که با احساسات نوجوانی‌اش آمیخته شده بود و هر شخص عامه تشابه آن را با شعر تشخیص می‌داد. مدتی بعد به اتفاق یکی از دوستانش به جلسه شعری که نزدیک خانه‌اش بود، رفت. در انتهای کلاس نشسته بود و به شعرهای دیگران گوش می‌داد و با خودش می‌گفت که نوشته‌هایش با آن‌ها تفاوت دارد و مطمئن شد که هنوز شاعر نیست. شاید در آن جلسه بود که شروعِ حرفه‌ایِ نوشتن برای او رقم خورد. پس از آن با حضور در جلسات استانی و کسب تجربه از استادانی همچون: حمیدرضا شکارسری، ساعد باقری، قیصر امین‌پور، ضیاءالدین ترابی، صابر امامی، احمد نادمی، حبیب محمدزاده، محمدرضا احمدی، اسماعیل امینی، مصطفی علیپور، شمس لنگرودی، سیدرضا شفیعی، محمد رمضانی و … توانست به کلیتی در شعر برسد. هر چند تعاریف هر یک با دیگران تفاوت داشت، اما او از هر باغی گلی می‌چید و به سمت و سوی خود حرکت می‌کرد. در آن سال‌ها در جشنواره‌ها و جلسات استانی دیگر شرکت می‌کرد، چرا که بخشی از هدف نوشتن خود را ایجاد ارتباط و آشنایی با عقاید و افکار پیرامونش می‌دانست. او در سال 1386 به توصیة دوستانش اولین مجموعة خود را با نام دالان حاج مختار پلاک نه به چاپ رسانید و در آن سال با اقبال خوبی مواجه شد. آن کتاب در اولین گام خود جایزة کتاب سال فجر را به خود اختصاص داد و این خارج از انتظار او بود. دو سال بعد مجموعة قزل آلای قرمز و سربازی با گلولة برفی را به چاپ رسانید. آن روزها تمام تلاشش در نوشتن سربازی با گلولة برفی ـ که مجموعة موضوعی محسوب می‌شد ـ این بود که چیزی نوشته شود که شبیه نوشته‌های دیگران نباشد. او می‌خواست جای دوربینش را در شعر تغییر دهد و می‌خواست معانی موجود را در لباس جدیدی به مخاطب نشان دهد. آن مجموعه نیز با اقبال مواجه شد. آن سال‌ها او دانشجوی تاریخ بود، تاریخ می‌توانست نوعی نگاه، در ادبیات به او بدهد.
سعدآبادی مقطع لیسانس خود را سه ساله به پایان رسانید و خود را بدون وقفه آمادة مهاجرت به کشور عجایب کرد. هندوستان برایش جای غریبی بود. چون او دیگر می‌نوشت و اهل تماشا شده بود. یک سال در دانشگاه «جامیا ملی اسلامی» به تحصیل در رشتة جامعه‌شناسی مشغول شد. هرگاه دلش هوس دیدن هم‌وطن می‌کرد به خانة فرهنگ می‌رفت. جایی که علیرضا قزوه، جلسة شعر داشت. پس از یک سال با دامانی از شعر به ایران بازگشت. تجاربی که در هندوستان کسب کرده بود، باعث شده بود هنگام بازگشت به ایران، تغییراتی در نحوة زندگی و منش شاعرانه او ایجاد شود. بین سال‌های 1389 تا 1393 توانست چند کتاب به نام‌های گل‌فروش مسلمان، روزهای اودینا، غریبه‌ای به غریبة دیگر و روز هشتم بنویسد. او در این سال‌ها برندة جوایز مختلفی شده است و چند دوره هم داور کتاب سال گام اول شد.

کتاب «سربازی با گلولة برفی» اثر مجید سعدآبادی شامل چهل و دو قطعه شعر مستقل است که زندگی کودکی را روایت می‌کند که هم‌زمان با شروع جنگ پا به عرصة جهان می‌گذارد، با آن رشد می‌کند و آن را با تمام وجود درک می‌کند. هرکدام از شعرهای این کتاب یکی از مراحل زندگی را به تصویر می‌کشد. نویسنده در شعر پایانی کتاب تمام کردن شعر جنگ را کاری می‌داند که از عهدة سربازان جنگ برمی‌آید. یکی از عواملی که شاعر این مجموعه سعی کرده با انتخاب آن به منظومه بودن آن کمک کند، زبان کودکانه‌ای است که برای شعرهایش انتخاب کرده است.
شاعر كتاب «سربازی با گلولة برفی» روزهای جنگ را ندیده است، اما شعرش كه بر دوش شنیده‌ها و دیده‌ها و خوانده‌ها استوار است، نگاه تازه و دیگرگونی به این حماسه دارد كه آن را ملموس و بی شعارزدگی جلوه می‌دهد.
اشعار این كتاب با عدد نامگذاری شده‌اند و با روایت دانای كل و بیانی صریح و بی‌پیرایه، به جنگ و حاشیه‌هایش می‌پردازند. مجید سعدآبادی سعی دارد نگاه مستقل خودش را داشته باشد، نگاهی كه گاه تلخ و عصبی است، گاه لطیف و كودكانه است و گاه كنایه‌ها و تلمیح‌های درخشانی دارد. یكی از ویژگی‌های این اشعار مجالی است كه شاعر برای درنگ به خواننده می‌دهد، چرا كه در زیر پوستة بیرونی شعرهایش، همواره چیزی گریبان مخاطب را می‌گیرد كه بایستد و دقایقی به كلماتی كه از برابر ذهن و نگاهش گذشته بیندیشد. شاید بخشی از این خاصیت به دلیل روایت مدرن شاعر از جنگ باشد. تصویرهایی مثل تصویر كفشدوزك روی قنداق تفنگ، گردویی در پوتین‌های پدر، و تشبیه‌هایی چون تشبیه آغوش مادر به نزدیك‌ترین پناهگاه در كنار لحظات درخشانی چون خواباندن جنگ با قصه‌ای كودكانه، نمونه‌هایی از شاعرانگی‌های ناب سعدآبادی در مجموعه شعر «سربازی با گلولة برفی» هستند. لازم به یادآوری است كه این كتاب علاوه بر تحسین بسیاری از منتقدین، برگزیدة سیزدهمین جشنوارة كتاب سال دفاع مقدس شده است.
2-4- شعر دفاع مقدس
جریان‌های ادبی در طول تاریخ، تحت تأثیر پدیده‌های اجتماعی شکل گرفته‌اند. جنگ ایران و عراق به عنوان یک پدیدة عظیم و تأثیرگذار اجتماعی، بازتاب‌هایی در رایج‌ترین هنر نوشتاری، یعنی شعر داشته است (کافی، 90-1391: 364).
شاعران متعهد این سرزمین، تمام هنر و استعداد خدادادیشان را در تصویر کشیدن حماسه‌آفرینی‌های این دوره به عرصة تماشا گذاشتند و با تلاش آنان، شعری ایجاد شد که به «شعر دفاع مقدس» معروف است (شریف‌پور، 1388: 89). شعر دفاع مقدس، یکی از متن‌هایی است که تحت تأثیر گفتمان این دوره قرار داشته است (فقیه‌ملک مرزبان و مجتبی تبار، 1392: 202) و در واقع فصلی جدید در تاریخ ادبیات ایران محسوب می‌شود و به صورتی برجسته و قابل توجه، انعکاس‌دهندة حماسة عاشورا است (جعفرنیا و نظری، 1389: 76).
شعر دفاع مقدس، آمیخته‌ای از عشق و عرفان و حماسه است (شریف‌پور، 1388: 90). حماسه در شعر دفاع مقدس آمیزه‌ای از شهادت، ایثار، مبارزه با ظلم و جلوه‌های نورانی و آرمان‌خواه‌ انسانی است و کربلا تبلور تمام این جلوه‌هاست و شاعران از مضامین عاشورایی و ترکیبات عظیم آن استفاده می‌کنند تا شکوه حماسة رزمندگان اسلام را با شکوه حماسه‌آفرینی شهیدان کربلا پیوند بزنند (علیپور، 90-1389: 380).
شعر جنگ از آنجا که با واقعیتی عینی در خارج مواجه بود، از نظر مضمون و محتوا، سرشار از روح حماسی است. دلاوری‌ها، مقاومت و پایداری و فداکاری رزمندگان، حضور زن و مرد و پیر و جوان در عرصة نبرد، از جمله مسائلی بود که به سرعت به شعر راه یافت و از آن جا که این جنگ برای همه مصداق کاملی از جنگ حق علیه باطل بود، مضامین اعتقادی و به ویژه فرهنگ عاشورا جزء اصلی‌ترین دورنمایة شعر دفاع مقدس بود (نظری و جعفرنیا، 1389: 64).
شاعران جنگ، از اصطلاحات و مضامین عرفانی گوناگونی نیز در اشعارشان بهره می‌گیرند (شریف‌پور، 1388: 90). مضامین عرفانی به صورت گسترده در اشعار دفاع مقدس دیده می‌شود. شاعران دفاع مقدس، عشق به خداوند را در اشعارشان می‌ستایند. عشق را از منازل سختی می‌دانند که هرکس حاضر به ورود به آن نمی‌شود و آن را راه و شیوة مردانی می‌دانند که از دشواری‌های این راه هراسی نداشته باشند و به خطرات آن تسلیم شوند (همان، 1388: 91).
در سروده‌های دفاع مقدس، استفاده از نمادهای حماسی عاشورا، بسیار دیده می‌شود، نمادهایی مانند امام حسین (ع) مظهر حق‌طلبی، سازش‌ناپذیری در برابر ظلم و شهادت‌طلبی، یزید نماد ظلم و حضرت زینب (س) نماد صبر و مقاومت زن در طول تاریخ از این قبیل است (نظری و جعفرنیا، 1389: 76).

فصل سوم:
تحلیل ساخت اندیشگانی شعر پونه نیکوی و مجید سعدآبادی

3-1- تحلیل ساخت اندیشگانی شعر پونه نیکوی
3-1-1- لیلایی (1)
انتشار شکوفه‌های انار
چشم دیدن نداشتم وقتی
حلقه زد اشک توی چشمانم
و بلیطم دوباره سوت کشید
باز پا در میانی چشمت
کوپه کوپه گذشتم و پژمرد
شانه‌هایم چقدر سنگین بود
وَرق زندگی من برگشت
بعد از آن شب که من شهید شدم
پس از این سال‌های تنهایی
رنگ تیره به تو نمی‌آید
آه گیسوی پرکلاغی تو
می‌نشانم به روی گیسویت
خواستم تا به خوابت آیم و تو

لحظة تلخ آخرین دیدار
تکیه‌دادی به سینة دیوار
دل تنگم نداشت راه فرار
پشت انکار پله‌های قطار
که مرا دست بادها نسپار
گل به گل مَتن چادرِ گلدار
آسمان ریخت هم چنان آوار
برنگشتم برای دیگر بار
خنده‌هایت شهید شد انگار!
آمدم، عکس را زمین بگذار
روسری سیاه را بردار
می‌شود هی سپید، تار به تار
چند تا از شکوفه‌های انار
خیره در عکس‌های من بیدار…

(نیکوی، 1393: 5-7)
در شعر لیلایی (1) شاعر از بیست و پنج فرایند بهره گرفته است که یازده مورد آن فرایند مادّی است. فرایندهای مادی کنش و حرکت را نشان می‌دهند و بر انجام کار یا رخداد واقعه‌ای دلالت دارند. بسامد زیاد فرایندهای مادّی در این شعر نشان‌دهندة این است که شاعر دیدگاهی واقع‌گرایانه اتخاذ کرده است و برای انگاره‌سازی جهان بیرون با استفاده از ابزار فرامتن تجربی یعنی نظام‌ گذرایی، دست به انتخاب و استفادة بیشتری از فرایندهای مادّی، زده است. وی در این شعر پنج فرایند رابطه‌ای آورده و با کاربرد این فرایندها ویژگی‌های موقعیت‌های مختلف را به مشارکین شعر نسبت داده است. نیکوی همچنین با کاربرد چهار فرایند ذهنی در شعر لیلایی، دریافت‌ها، احساسات و ویژگی‌های ذهنی و انتزاعی خود و شخصیت‌هایش را معرفی می‌کند و به خواننده انتقال می‌دهد. در این شعر یک فرایند رفتاری هم به چشم می‌خورد که کاربرد این فرایند نشان‌دهندة حالات رفتاری کنش‌گر است. او در این شعر از چهار فرایند وجودی بهره برده است که کاربرد آن‌ها نشان‌دهندة موجودیت یا هستی پدیده‌ای و یا عدم آن است. تغییر فرایندها و تنوع آن‌ها در این شعر نشانة آن است که شاعر به دنبال تغییر فضای حاکم بر شعر است. اگر فرایندهای رابطه‌ای، وجودی و ذهنی بر شعر حاکم بودند، فضای شعر فضایی ساکن و بی‌حرکت بود، امّا وقتی فرایند رفتاری را در فرایند مادی بگنجانیم، فضایی پویا و متحرک می‌بینیم. نگاهی به شرکت‌کنندگان در فرایند نشان می‌دهد تنها انسانی که در این شعر حضور دارد، خود شاعر است که با مخاطبی فرضی سخن می‌گوید. البته بعضی از مشارکین این شعر مشارکینی غیرانسانی هستند. مثل «بلیط» در مصرع «و بلیطم دوباره سوت کشید»، «باد» در مصراع «که مرا دست بادها نسپار». شاعر از عناصر پیرامونی فرایندها نیز بهره برده است. غیر از ده فرایندی که بدون عناصر پیرامونی آمده‌اند، سایر فرایندها عناصر دیگری را نیز با خود به همراه دارند.او در این شعر بیشتر از عناصر زمانی مثل وقتی، بعد از آن شب، سال‌های تنهایی و … و از عناصر مکانی مثل پشت انگار پله‌های قطار، زمین و … بهره برده است.
در جدول (3-1) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر لیلایی (1) اشاره شده است.

جدول 3-1- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر لیلایی (1)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
نداشتم/ وجودی
م (من: محذوف)، چشم دیدن
انتشار شکوفه‌های انار، لحظة تلخ آخرین دیدار، وقتی
تکیه دادی/ مادی
(تو: محذوف)، به سینة دیوار
ـــ
حلقه زد/ رفتاری
اشک
توی چشمانم
نداشت/ وجودی
دل ‌تنگم، راه فرار
ــــ
سوت کشید/ مادی
بلیطم
دوباره، پشت انگار پله‌های قطار
بود/ وجودی
پا در میانی چشمت
باز
بسپار/ وجودی
(تو: محذوف)، مرا، دست بادها
ــــ
گذشتم/ مادی
م (من: محذوف)
کوپه کوپه
پژمرد / مادی
متن چادرِ گلدار
گل به گل
بود/ رابطه‌ای
شانه‌هایم، چقدر سنگین
ـــــ
ریخت/ مادی
آسمان، آوار
هم چنان
برگشت/ مادی
وَرق زندگی من
ـــــ
برنگشتم/ مادی
م (من: محذوف)
برای دیگر بار
شدم/ رابطه‌ای
من، شهید
بعد از آن شب
شد/ رابطه‌ای
خنده‌هایت، شهید
انگار
آمدم/ مادی
م (من: محذوف)
پس از این سال‌های تنهایی
بگذار/ مادی
(تو: محذوف)، عکس را
زمین
نمی‌آید/ ذهنی
رنگ تیره، به تو
ـــــ
بردار/ مادی
(تو: محذوف)، روسری سیاه را
ـــــ
آه= تأسف می‌خورم/

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع اندیشگانی، بافت موقعیتی، کنش اجتماعی، دستور زبان Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع محذوف)،، ـــــ، (من:، مشارکین