منابع پایان نامه ارشد با موضوع درون گرایی، یونان باستان، داستان های عاشقانه، اجرای برنامه

دانلود پایان نامه ارشد

جایگاه خاص خودش را دارد. به همین خاطر اغراض در آن تعدد نیافته و تنافر اجزا پدید نمی آمد.217
از آن جایی که هر مکتبی دارای معیارها و اصول تعیین شده می باشد، می توان اصولی را که طرفداران و شاعران انجمن دیوان در نظر داشتند، در سه مورد به شکل زیر بیان نمود:
الف: درون نگری، که طرفداران انجمن در پرداختن به درون خود مبالغه می کردند.
ب: عقل گرایی، که لذات آن را در داستان های عاشقانه و شک و درون گرایی می توان مشاهده نمود.
ج: انقلاب و شورش بر ضد مضامین سنتی و قدیمی در شعر، و این که هر مضمونی به درون انسان متصل نیست. بنابراین شعر آنان بین تأمل ذاتی فیلسوف گرایانه و درون گرایی بدبینانه در جریان می باشد.
موضوع سوم همان است که احمد هیکل به عنوان اساسی ترین ویژگی این شاعران نام برده و آن را با عنوان التجدید الذهنی بیان نموده است.218
اساسی ترین ویژگی های فلسفی جدید در توجه به ارزش های انسانی و ادبی که شاعران انجمن دیوان بر آن اعتقاد داشتند را نیز می توان در موارد زیر خلاصه نمود:
الف: این شاعران اعتقاد داشتند که شعر باید بیانگر درون انسان و هم چون حقیقت باشد.
ب: قصیده در نظر آنان، یک کل تجزیه ناپذیر است و هر جزئی از آن همچون اعضای جسم دارای نقش و وظیفه می باشد. این شاعران درباره نظریه تجزیه پذیر بودن شعر با قدما اختلاف داشتند. زیرا گذشتگان بر این باور بودند که هر بیت باید نسبت به سایر ابیات دارای استقلال باشد.
ج: انجمن دیوان از قوانین شعر عربی خارج شده و به سمت شعر مرسل غیر متعهد به چارچوب شعر سنتی کلاسیک روی آوردند که نه روی و نه قافیه واحدی داشت. به عنوان مثال، شعر شکری در قصیده کلمات العواطف مصداق این کلام می باشد:
هَوَینَا الذِّکرَ مِنْ حُبِّ الغَوَانِي کَأنَّ الذِّکرَ مِنْ حِیَلِ الرَّسُولِ
کَفَانِــي مِـنْ نَبِیهِ الذِّکْرِ أنِّي تَمُرُّ بِیَ الحِسَانُ فَتَرتَضِینِي219
کما این که شاعران دیوان، شعر مزدوج یعنی شعری که دو بیت آن قافیه و حرف روی واحدی داشته باشند اهتمام ورزیدند. به عنوان مثال می توان به قصیده نحن و الزمن شکري اشاره نمود:
یُنْــشِدُ البَحْـرُ خَرِیرَ الحِقَبِ أمْ خُفُوقُ القَلْــبِ نَبْضُ الزَّمَنِ
أمْ تَرَی الاَفْلاکَ في دَوراتِها رُتِّـــلَتْ مِـنْهُ خَـفِیَّ اللَّــحَنِ
فَرَشَ النَّاسُ لَهُ مِنهُم وُجُوهاً خَـدَّدَ الــدَّهْرُ بِــها مَا خَدَّدَا
أثَــرٌ فِــي سَیـرِهِ مِـنْ قِـَدمٍ جَعَّـدَتْ مَا کانَ بَضاً اَمرَداً220
د: شاعران این انجمن، تجربه و درد را اساس و اصول شعر دانسته و براین عقیده بودند که اگر شاعر در درون زندگی فرو نرفته و هموم خود را تغییر ندهد، شعر او بی ارزش می باشد.
ذ: غلبه بدبینی و شکایت در برخی از قصایدشان، به ویژه در موضوعاتی که از درون خود صحبت می کردند221.
انجمن دیوان به نوآوری در نقد و شعر و نگارش اهتمام می ورزیدند و تلاش می کردند تا برای خود روشی ترسیم کنند تا آنان را از روش های قدیم تقلیدگرا دور سازد. آنان در سرودن شعر به سمت روشی گام برداشتند که محلی یا همان ملی، قومی، انسانی نامیده می شد. هم چنین از سنت های قدیمی اجتناب ورزیده تا میان مردم، طبیعت انسانی و وجدان مشترک را ظاهر سازند. عقاد عقیده بر این داشت که: انجمن دیوان، دارای وجهه انسانی و عربی و مصری می باشد. انسانی از آن جهت که بیانگر سرشت و درون انسان ها و به دور از سنت های ساختگی بود. به این خاطر مصری می نامید که دعوت کنندگان به آن اهالی مصر بوده که زندگی و محیط عربی- مصری بر آنان تأثیر گذاشته و عربی از آن لحاظ که زبان آنان عربی بود.222
هم چنین هدف اصلی شاعران این انجمن، قیام و شورش علیه جماعت عمودالشعر، یا همان شاعران سنت گرا و واکنش طبیعی در قبال نسل گذشته بود.223
نوآوران انجمن دیوان تنها به تجدید شوقی و حافظ اکتفا نکردند. بلکه آنان در اوزان و قافیه نیز نوآوری کرده و فراتر از شاعران قبلی در این مسیر گام برداشتند. مانند این سخنشان که در کتاب دیوان بیان کرده اند: ای شاعر بزرگ بدان که شاعر کسی است که جوهر اشیا را احساس کند نه این که تعداد آن ها و انواع و نمونه های آن را شمارش نماید. مزیت شاعر در این نیست که بگوید چه چیزی به چیز دیگر شباهت دارد، بلکه باید چیستی و هستی آن را بیان نماید. شاعران از دیدگاه این مکتب باید در اعماق اشیا نفوذ کنند و این امر اتفاق نمی افتد مگر این که شاعر دارای درونی پر احساس نسبت به هستی باشد.224
در حقیقت شعر شاعران این انجمن از مرحله سیاسی، اجتماعی و فکری زمانه خود جدا نبوده است. به گونه ای که ابراهیم مازنی این برهه زمانی شک برانگیز و نا آرام را این گونه بیان می دارد: ما در عصری زندگی می کنیم که عصر تفکر عمیق و نا آرامی و آشوب بزرگ و اضطراب زیاد و شک اندک می باشد. عصری که تاریکی و ظلمت بر اندیشه های سیاسی و اخلاقی و عقلانی ما چیره شده است.225
با وجود آن همه مبارزه علیه مکتب تقلید گرای کلاسیسیسم، انجمن دیوان از شعر عربی گذشته کاملا خارج نشده و این تقلید ها گاهی در برخی موضوعات آنان به چشم می خورد.
در میان مکتب ها یا انجمن های ادبی هیچ کدام پایدار نبوده و بالاخره بعد از گذشت مدت اندک یا زیادی رو به سستی و سرانجام افول نهاده است. در بین این مکتب ها می توان به افول انجمن دیوان اشاره نمود. مکتبی که مهم ترین علت از هم پاشیدن آن به اختلافی بر می گردد که میان پیروان آن به وجود آمده بود.
هر یک از شاعران به کوبیدن آرای طرف مقابل می پرداخت و رأی دیگری را نقض می کرد. تا این که این جمعیت ادبی همزمان با دست نیافتن به اهداف خود و اجرای برنامه هایش از بین رفت.

2_10_2_ جماعت آپولو
علی رغم جنبش و قیام شاعران انجمن دیوان علیه سنت های قدیم، و بیان کردن افکار و مفاهیم و معیارهای جدیدی که به آن ها اعتقاد داشته و در راه رسیدن به نوآوری تلاش می کردند، با این حال باز هم به روش قدما شعر می سرودند و در بسیاری از مواقع از شعر گذشتگان تقلید می کردند. شاعران مکتب دیوان قصاید طولانی سرودند که در آن هم چنان پایبند شکل قصیده و ساختار و قافیه و روی و وحدت قصیده بودند. در این زمان بود که جماعت آپولو ظهور کرد و راهی را که انجمن دیوان مقدمات آن را فراهم آورده بودند، ادامه داد.226
جماعت آپولو جماعتی ادبی است که در سال 1932 میلادی در قاهره و به دست شاعر طبیب، احمد زکی ابوشادی تأسیس شد. همزمان با این امر احمد شوقی که از شهرت و جایگاه ادبی و علمی فراتری برخوردار بود، به عنوان ریاست این انجمن انتخاب شد. شایان ذکر است شوقی مخالف عقاید مکتب و افکار این جماعت بود، زیرا وی یکی از سردمداران مکتب کلاسیسیسم به شمار می رفت.
این جمعیت که نام خود را از آپولون، خدای روشنایی و زیبایی و هنر یونان باستان اقتباس کرده بود، پیروانش مجله ای به این اسم منتشر کردند که مطلع آن با قصیده ای از شوقی آغاز می شد:
آبُـولُّو مَرحَباً بِکِ یا آبُولُّو فَإنکِ مِنْ عُکَاظِ الشِّعْرَ ظِلُّ
عُکاظٌ، وَ أنْتِ لِلْبُلَغَاءِ سُوقٌ عَلـَی جَنَباتِهَا رَحَلُوا وَ حَلُوا
عَسـَی تَأتِینَنَـا بِـمُـعَلَّقَاتٍ نَـرُوحُ عَلَـی القَدِیم بِهَا نَدِلُّ
لَعَلَّ مَواهِباً خَفِیَتْ وَ ضَاعَتْ تَضَاعُ عَلی یَدیکِ وَ تَستَغِلُّ227
تعداد زیادی از شاعران مصر و سرزمین های عربی به این جمعیت پیوستند. از مشهورترین و بارزترین آن شاعران می توان به ابراهیم ناجی، علی محمود طه، عمر ابو ریشة از مصر، ابراهیم و فدوی طوقان از فلسطین، ابوالقاسم الشابی از تونس، الیاس أبو شبکة از لبنان، بدر شاکر السیاب از عراق اشاره نمود.228
با این که احمد زکی ابوشادی بنیانگذار این مکتب به شمار می رود، ولی با این حال وی برای خود گرایش شعری معینی را انتخاب نکرد. بلکه در آثار و نتایج خود، بسیاری از آداب و فنون و گرایش های ادبی معاصر را جمع آوری نموده و اقدام به ایجاد جنبش شعری و ادبی گسترده ای نمود که همان آپولو می باشد. جمعیت های فرهنگی مصری که ابوشادی در این جنبش، فنون خود را از آن ها اقتباس کرد عبارتند از: نادی القصة، رابطة الادب الحدیث، جامعة ادباء العروبة.229
ابوشادی در مقدمه مجله ای که با اسم جماعت آپولو انتشار داد، این گونه درباره جماعت آپولو بیان می دارد که: مکتب آپولو، مکتب تعاون و همکاری و انصاف و اصلاح و نوآوری می باشد.230
می توان نوآوری و تجدید را در آثار شاعران این مکتب با دلایلی صحیح دانست؛ زیرا نسل جوان آپولو جرأت زیادی بر نوآوری داشته و بعد از انقلاب 1919 مصر، از اوضاع سیاسی و اجتماعی کشورشان تأثیر پذیرفته اند.231
اهداف جماعت آپولو را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:
1_ برتری دادن به شعر عربی و جهت دهی به تلاش شاعران در مسیری دقیق تر.
2_ همیاری و مساعدت نمودن به سایر نهضت های فنی شعری.
3_ ارتقای سطح مادی، ادبی و اجتماعی شاعران و دفاع از حقوق آنان.232
4_ جایگزین نمودن تعاون و همکاری و برادری به جای خصومت و دشمنی.
5_ مبارزه با رهبران احزاب و گروه های ادبی که نسبت به شاعر یا ادیب معینی جبهه گیری می کنند.233
2_11_ ویژگی های جماعت آپولو
ویژگی های کلی جماعت آپولو به دو دسته تقسیم می گردد. این دو دسته که در بردارنده زیر مجموعه های ویژه خود می باشند این گونه عنوان شده اند:
الف: ادامه دادن مسیری که رومانتیسیست ها به آن فرا می خواندند.
از آن جایی که رومانتیسیست ها بر عاطفه، خیال، عشق، حزن، اندوه، درد، اشتیاق، غربت، و رؤیا تأکید داشتند، شاعران آپولو نیز از لحاظ ویژگی های ادبی به پیروی از آن ها، این مؤلفه ها را پیش روی خود قرار دادند. به عنوان مثال می توان به موارد زیر اشاره نمود:
1_ انقلاب بر علیه سنت های گذشته.
2_ گسترش بیان و تفکر که مستلزم داشتن نیروی قوی و فرو رفتن در تجربه و سختی های آن می باشد.
3_ روی آوردن به طبیعت.
4_ بیان تصاویر درونی و ذاتی در شعر.234
زمانی که از جماعت آپولو سخن می گوییم، آن را گرایشی عمومی می پنداریم که این گرایش بر آثار شاعران که بیشترشان درون گرا هستند، سیطره یافته است؛ گر چه همه شعرشان دارای این ویژگی نمی باشد.235
شاعران مکتب آپولو به طور کلی از تقلید و اقتباس از شاعران قبل از خود اجتناب می کردند و عواطف و گرایش های درونی خود را با صداقت و اخلاص بیان کرده و تصاویر زیبا و الفاظ معاصر آسان استعمال می کردند.236
هم چنین شکوه از زمانه نزد شاعران آپولو به شعاری تبدیل شده بود که آن را در آثار خویش تکرار می کردند؛ زیرا بیان گر عواطف و تمردشان علیه واقعیت بود.237
ب: یکی دیگر از ویژگی های این مکتب، دیدگاه آنان نسبت به قصیده می باشد که می توان دیدگاه های آنان را در موارد زیر خلاصه نمود:
1_ بکار بردن تجربه شعری در اشعار. به این معنی که شعر را به عنوان تجربه خاص، درد و رنج می دانستند.
2_ دعوت به وحدت عضوی در قصیده. همان گونه که در شعر شاعران جماعت دیوان این امر تداعی داشت. در نظر شاعران جماعت آپولو نیز قصیده باید دارای وحدت عضوی کامل، پویا و دارای ارتباط بین عناصر آن باشد.
3_ قصیده باید از صورت شعری برخوردار باشد. به این گونه که اگر شاعر، امری را به تصویر می کشد باید آن را رؤیت کرده باشد.
4_ الفاظ وحی گونه؛ برای این که صورت نزد این شاعران کامل گردد، می بایست اقسام آن صورت را نیز بیان می کردند. بنابراین کلمات الهام بخش بارزترین خطوط برای تکمیل صورت در نظرشان به حساب می آمد. همانند ابیات زیر که در آن ها شاعر با استفاده از کلمات الهام بخش و الفاظ خیالی، سعی بر به تصویر کشیدن صورت های زیبا دارد:
وَ ِاذا ما کَـفَّنَ الثَّلْجُ الثـَـرَی وَ اِذَا مَا سَتَــرَ الغَیْـمُ السَّــــمَاءْ
وَ تَعَرَّی الرَّوضُ مِنْ اَزْهَارِهِ

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع احساس غربت، دوران کودکی، شعر معاصر، ادبیات معاصر Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جامعه عربی، ادبیات عربی، روشنفکران، ادبیات عرب