منابع پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر، حقوق انسان، سازمان ملل، فلسفه هنر

دانلود پایان نامه ارشد

ي نامدار فرانسوي يورش برد.
در سال 1940م، در زمان اشغال فرانسه توسط آلمان، ماريتن به همراه همسر و خواهر همسرش و بنا به دعوت ژيلسون براي سخنراني در تورنتو کانادا به سر ميبرد. با توجه به سابق? ماريتن در مخالفت با فاشيسم و همچنين خانواد? يهودي ريسا ديگر امکان برگشت به فرانسه براي آنان وجود نداشت؛ لذا به اجبار، آمريکا را براي سکونت انتخاب کردند. ماريتن بيشتر وقت خود را صرف مبارزه با دولت آلمان و نجات کشورش کرد. او در راديو صداي آمريکا غالبا سخنراني ميکرد و يکي از نخستين مدافعان شارل دوگل بود و به همراه ديگر تبعيديان فرانسوي و بلژيکي در مدرس? آزاد مطالعات عالي60 که مؤسسه‌اي فرانسوي در نيويورک بود، مشارکت کرد.
نوشتههاي او در اين زمان بيشتر رنگ فلسف? عملي به خود ميگيرند. به عنوان نمونه ميتوان به مفهوم انساني او از تعليم و تربيت61 اشاره کرد که در سال 1943م در کتاب وي با عنوان تعليم و تربيت بر سر دو راهي62 منتشر گرديد. همچنين کتاب مسيحيت و دموکراسي63 که در همان سال منتشر گرديد، نشان ميدهد که به نظر ماريتن دموکراسي واقعي به عنوان يک نظام سياسي، از مشيت الهي ملهم گرديده است. بسياري از اين نوع تفکرات را ميتوان در کتاب معروف وي با عنوان: “تأملاتي دربار? آمريکا”64 که در سال 1958م انتشار يافت مشاهده کرد. ماريتن در اين کتاب با آن که عشق و علاق? خود به آمريکا را نشان ميدهد، از انتقاد و نشاندادن ضعفهاي اين کشور دريغ نميکند.
ماريتن علاوه بر تأثير در حوز? فلسفي-کلامي تأثير زيادي بر تفکر اجتماعي و فرهنگي کاتوليک داشت. پس از پايان جنگ جهاني دوم، بنا به دعوت رئيس جمهور فرانسه دوگل65 به عنوان سفير فرانسه در واتيکان به ايتاليا رفت و از سال 1945م تا 1948م عهدهدار اين مسئوليت بود.66 در آن ايام ماريتن با مونتيني67 آشنا شد. مونتيني که تحت تاثير آراي ماريتن واقع شده بود، پس از چندي به عنوان پاپ پل ششم انتخاب شد. وي کتاب “سه مصلح”68 او را به ايتاليائي ترجمه کرد و خويش را مريد و هوادار ماريتن ميدانست. بيشترين تجليل از ماريتن زماني صورت گرفت که پاپ توسط ماريتن در پايان واتيکان دوم69 پيامي را براي روشنفکران و متفکران جهان فرستاد و در مقابل جمع، در ميدان سنت پيتر، او را در آغوش کشيد.
پس از پايان مأموريت در واتيکان، ماريتن دو انتخاب داشت: برگشت به وطنش فرانسه و يا بازگشت به آمريکا. در اين زمان تأثير او در فرانسه همچون قبل از جنگ نبود. به علاوه نسلي از کاتوليکها در آمريکا که به مدارس و دانشگاههاي کاتوليکي آمريکا ميرفتند، به او به عنوان مهمترين متفکر زمان خود مينگريستند و احترام ويژهاي براي او قائل بودند. لذا ماريتن پيشنهاد رئيس دانشگاه پرينستون را براي استادي فلسفه پذيرفت و پس از آزادي فرانسه در سال 1948م، وي به مقام استادي فلسفه در دانشگاه پرينستون نائل شد. او تا سال 1960م در آن ‌دانشگاه تدريس کرد. در پرينستون ماريتن و رئيسا فرصت بهتري را براي کارهاي علمي و تأملات فلسفي و همچنين عبادت پيدا کردند. در روزگار اقامت ماريتن (1948-1961)م در پرينستون او آثاري متنوع و ارزشمند از خود باقي گذاشت.
در 1952م سلسله سخنرانيهايي70 در شهر واشنگتن درباره هنرهاي زيبا71 داشت که در سال 1953م تحت عنوان: “شهود خلاق در هنر و شعر”72 به چاپ رسيد. در 1960م کتابي ديگر از ماريتن دربار? هنر به نام مسئوليت هنرمند چاپ شد. در همين ايام، او کتابهاي “انسان و دولت”73 و “فلسف? تاريخ”74 و همچنين کتاب “تأملاتي دربار? آمريکا” را به زبان انگليسي نوشت. ماريتن با انتشار کتاب‌هايي چون “حقوق بشر و قانون طبيعي” (1942م) و “مسيحيت و دموکراسي” (1943م)، تلاش‌هاي خود را براي آشتي دادن مسيحيت و تجدد سياسي بسط داد.
اين سالها براي ماريتن از نظر علمي بسيار دلپذير بود، اما از نظر خانوادگي چنين نبود. او در سال 1954م دچار سکت? قلبي شد و رئيسا نيز در 1960م هنگامي که به فرانسه رفته بود دچار سکت? مغزي شد و پس از چند ماه فوت کرد. ماريتن هيچگاه فقدان اين دوست و همدم خويش را از ياد نبرد. با مرگ رئيسا در سال 1960م، وي خود را بازنشسته کرد و به تولوز رفت75. در آن‌جا او به “برادران کوچک عيسي”76- انجمني مذهبي که از آغاز بنيادگذاري‌اش در سال 1933م از حمايت ماريتن برخوردار بود- پيوست. واپسين کتاب ماريتن “روستاييِ گارون”77 (1966م) است که نقدي ريشه‌اي است بر شوراي واتيکان دوم و اصلاحات آن.
ماريتن متفکري اجتماعي و سياسي بود که نوشتههاي سياسي و اجتماعي او تأثير زيادي در اروپا و آمريکاي شمالي و جنوبي گذاشته است. در ميان رهبراني که اذعان به جايگاه والاي ماريتن کردهاند ميشود از رافائل کالدرا78 رئيس جمهور وقت ونزوئلا و ادوارد فري79 رئيس جمهور وقت شيلي و از ميان نويسندگان و فعالان سياسي، ميتوان به مورسوليما80 اشاره کرد. او همچنين به عنوان مبارزي عليه تبعيض ديني و مدافع فرانسة آزاد در دوران جنگ جهاني دوم شناخته شده است. ماريتن صرفا فيلسوفي نظري نبود، بلکه به دنبال ارتباط فلسفهاش با مسائل و مشکلات انساني در اجتماع بود. به علاوه او خود را متدين و وامدار مسيحيت ميدانست. سرانجام اين بزرگترين فيلسوف معاصر کاتوليک و داراي بيش از 60 اثر و يکي از افراد اصلي در تدوين اعلامي? جهاني حقوق بشر، در بيست و هشتم آوريل سال 1973م به دليل سکت? قلبي در گذشت.

مبحث دوم: آثار
آثار ماريتن تقريباً هم? قلمروهاي فلسفه و الهيات را مي‌پوشاند. انديش? پيچيد‌? او محافظه‌کاري الهياتي را با ليبراليسم ميانه‌رو ‌در زمين? مسائل اجتماعي و نوعي زيباشناسي رمانتيک و جديد درهم ‌مي‌آميزد. روند و تحول فکري او موجب خلق آثار متنوعي شده است که در ادامه به معرفي مهمترين آثار او ميپردازيم:

گفتار اول: در حوز? مابعد الطبيعه
در عرص? الهيات، اهميت ماريتن از آن‌جاست که او مي‌کوشد تجارب عرفاني را در چارچوب بينش واحدي از معرفت و زندگي انساني قرار دهد. از نگاهِ او، شناخت از نازل‌ترين مراحل آگاهي جسماني آغاز مي‌شود و به شناخت علمي انتزاعي منتهي ميگردد، همچنين از علم، به تأمل فلسفي دربار? هستي ميرسد و از فلسفه به سطح شناخت ارتکازي81 دست مييابد. شناخت ارتکازي آن گونه آگاهي است که از راه مفاهيم و استدلال‌ها حاصل نمي‌شود، بلکه از راه تمايلات، احساس و اراده به دست مي‌آيد. اخلاق و هنر از ديدگاه ماريتن نمونههايي از شناخت ارتکازي هستند، ‌چنان‌که تجرب? عرفاني غير مسيحي نيز از چنين شناختي برمي‌خيزد. ديدارهاي عرفاني فراطبيعي گامي فراسوي معرفت انساني هستند و مقتضي تماسي تجربي با هستي الوهي‌اند. از آن‌جا که از نظر او تجرب? عرفاني، جذبِ فرايند معرفت مي‌شود، قديس شدن براي هر انساني ممکن است. ماريتن اميدوار بود که روزگار جديد سبک تازه‌اي از قديس بودن را مجال دهد به شکلي که همين جهان سکولار، سراسر محضرِ روحالقدس شود.
از آن‌جا که انديش? فلسفي ماريتن سخت وامدار توماس آکوئيناس و دنباله‌روان سد?‌ هفدهمي او مانند ژانِ قديس تومايي82 و دو ويو83، کاردينال کژتان84 است، نظريات وي در قلمرو مابعدطبيعت و فلسف?‌ سياسي که هنوز مفاهيم ارسطويي در آن کارآمد مي‌تواند بود مفيد و سودمند است، اما در زمينه معرفت‌شناسي و فلسفه علم، نظريات وي با روزگار او مطابقت ندارد.
از ويژگي‌هاي چشم‌گير انديش? ماريتن، حساسيت او به گرايش‌هاي فلسفي معاصر خود است. او اين گرايش‌ها را تند و تيز نقادي ميکند و همزمان زير تأثير مفاهيم و فضاي فکري آن‌هاست. اثر هستي‌شناختي او “هفت درس دربار? هستي”85 (1934م)، و “رسال? وجيزه‌اي دربار?‌ وجود و موجود”86 (1947م) با ايستادن بر شان? مابعدالطبيع? توماس مي‌کوشد تا به چالش‌هاي شهودگرايي برگسوني و هستي‌شناسي اگزيستانسياليستي پاسخ دهد. مابعدالطبيع? ماريتن که آن را “اگزيستانسياليسم عقلاني”87 ناميده‌اند، مانند مابعدالطبيع? گابريل مارسل ميان مسائلي که متعلق به حوزه علم هستند و رازها که متعلق‌هاي فلسفه‌اند تمايز مي‌نهد. هستي، به مثاب? راز در فلسفه از طريق کنش شهود بررسي مي‌شود و وجود را از اين راه در برابر عقل پديدار مي‌کند. شهود هستي يک انکشاف است، يک شوک عقلاني است، حالت گذرنده خلسه‌اي اين‌جهاني است. بر خلاف برگسون و اگزيستانسياليست‌ها، ماريتن بر سرشت عقلاني، استعلايي و قياسي چنان شهودي تأکيد مي‌ورزد.
وجود، يک مقوله يا هيأت نيست و در تقابل با ماهيت، در هم? چيزها بر حسب ماهيت آن‌ها، حاضر است. انديش? ماريتن دربار? هستي به نوعي در تقابل با انديشه دکارتي نيز هست. وي مينويسد:
“من از دانستن دست‌کم يک چيز آگاهم؛ از اين‌که آن‌چه هست، هست؛ نه اين‌که من فکر مي‌کنم”.
کتابهاي “مقدمه اي بر متافيزيک”88 در حوزه هستي شناسي و “مراتب شناخت”89 در حوزه معرفت شناسي از جمله مهمتريت آثار ماريتن در حوزه ما بعد الطبيعه مي باشند.

گفتار دوم: در حوز? فلسفه هنر
ماريتن فلسفه‌ هنر تازه‌اي پديدآورد که مفاهيم تومايي را با بينش هگلي دربار? تاريخ در مقام کشف تدريجي سرشت هنر درهم مي‌آميزد. آثار او، “هنر و اصحاب مدرسي “90 (1920م)، “مرزهاي شعر”91 (1927م)، “موقعيت شعر”92 (با مشارکت رئيسا ماريتن، 1938م) و “شهود خلّاق در هنر و شعر”93 (1953م) هنر را در مقام فراورد? عقل عملي بازمي‌نمايد که نه معطوف به عمل که معطوف به ساختن يک مفهوم است. فعاليت هنري از ديد او در اصل از نياز به ارتباط مايه نمي‌گيرد (گرچه اين نياز واقعي است و در هنر سهم دارد)، بلکه از نياز به بيان نيروي معنوي لبريز شونده و نيز نياز به گنجاندن اين نيرو در درون يک ابژه ناشي ميشود. اثر هنري بيشتر تجربه‌اي فطري و شهودي را بازمي‌نمايد تا شناختي مفهومي و انتزاعي. ايد? هنري يک‌سره در درون اثر هنري گنجانده شده است و هدف آن بيدار کردن نهفتِ خلاقِ سوژه است. هنگامي که هنرمند مي‌کوشد اثر خود را به شناخت مفهومي پيوند زند، آن را از سرشت واقعي هنر دور مي‌کند و به بي‌راهه مي‌کشد. ماريتن استدلال مي‌کند که شاعر مجاز نيست از “درخت شناخت” ميوه بچيند. تاريخ هنر و شعر، روايت يک انکشاف است؛ يعني نقاب برانداختن تدريجي سرشت هنر است که به دست هنرمندان والا انجام گرفته است. براي نمونه در شعر، لحظات عالي با کساني مانند آخيلوس94، سوفوکل95، ويرژيل96، دانته97، شکسپير98، راسين99، نروال100 و بودلر101 پديدآمده‌اند. با اين همه، تنها با نروال و بودلر است که شعر از خود در مقام شعر آگاه مي‌شود و به جهشي مقايسه‌شدني با جهش رخ‌داده در فيزيک و اخترشناسي جديد دست مي‌يابد. قوت و خوش‌بيني انديش? ماريتن از اين‌جا برمي‌آيد که او افسون‌زدايي از جهان را، خطايي قابل فهم، اما تأسف‌بار از سوي مدرن‌ها مي‌داند. مکتب تومائي ماريتن خواهان بازگشت حسرت گونه به نظم باستاني سياسي و هنري نيست، اما تلاشي است براي بيان ويژگي‌هاي تجدد با زبان ذات‌گراي102 فلسفه و ايمان.

گفتار سوم: در حوز? فلسف? سياسي
هستي‌شناسي و معرفت‌شناسي ماريتن در سراسر عمر او تقريباً تحولي نيافت، اما فلسف?‌ سياسي او که اثرگذارترين بخش انديش?‌ اوست، دستخوش تب و تاب‌هاي چندي شد؛ از نفي نظام‌هاي تماميت خواه در ده? سي سد?‌ بيستم، تا هواداري فعالانه از ليبراليسم و حقوق بشر در ده?‌ چهل ادامه يافت و نهايتا در ده? پنجاه رسماً در سلک طرفداران لبيرالِ آمريکايي و نظام فدرال درآمد.
نظريه سياسي ماريتن نخست بر پاي? شخص‌باوري103 و در تقابل با فردگرايي و جمع‌گرايي بناشد. شخص، موجود معنوي نسبتاً مستقلي است که شايست?‌ آزادي، حقوق اجتماعي و کرامت معنوي است. ماريتن در کتاب “حقوق انسان و قانون طبيعي”104 (1942م)، نظامي از حقوق را طراحي کرد که تا اندازه‌اي در تدوين اعلاميه جهاني حقوق بشر سازمان ملل تأثير نهاد.
از اين‌گذشته، ماريتن يکي از بنيانگذاران “جماعتگرايي ديني”105 معاصر است؛ انگاره‌اي که بر نفع عمومي تأکيد مي‌ورزد. هم‌چنين، ماريتن يکي از جديترين مدافعان کثرت‌گرايي – سياسي، ديني، اقتصادي و قضايي – بود و براي آشتيدادن مسيحيت و دموکراسي جديد مي‌کوشيد. وي در کتاب “انسان و دولت”106 (1958م)،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر، قرن نوزدهم Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع حقوق انسان، زبان فرانسه، رولان بارت