منابع پایان نامه ارشد با موضوع حضور ذهن

دانلود پایان نامه ارشد

دیدنت کجاست؟
آن پنجه‌های چابک شیرافکنت کجاست؟

پس سنگر دعای فرج خواندنت کجاست؟
با من بخند قطعة خندیدنت کجاست؟

(همان: 48-49)
در شعر شمیم لبخند بیست و یک فرایند مشاهد می‌شود که از این تعداد چهار فرایند مادی، دو فرایند رابطه‌ای، سه فرایند رفتاری، ده فرایند وجودی، یک فرایند ذهنی و یک فرایند کلامی هستند. میزان به کارگیری فرایندهای وجودی در شعر که ادلة وجود چیزی هستند، نسبت به سایر فرایندها بیشتر بوده و این بیانگر اهمیت این جنبه‌ از فرایندها برای شاعر بوده است. شاعر در این شعر از برخی فرایندها مثل مادی، رابطه‌ای، ذهنی و کلامی به مقدار کمتری بهره برده است.
نگاهی به شرکت‌کنندگان در فرایند نشان‌دهندة آن است که جز حضور شاعر در شعر مشارکین انسانی دیگری در شعر می‌توان مشاهده کرد، مثل «یوسف» در مصرع «ای یوسف نیامده پیراهنت کجاست»، «یعقوب را» در مصرع «یعقوب را رها مکن، عطر تنت کجاست؟». بعضی از مشارکین غیرانسانی شعر عبارتند از: «عطر تنت» در مصرع «یعقوب را رها مکن، عطر تنت کجاست»، «پایت» در مصرع «پایت کجاست، دست و سر و گردنت کجاست؟»، «نور چشم من» در مصرع «ای نور چشم من سخنی هست گوش کن»، «آن چشم قهوه‌ای روشنت» در مصرع «آن چشم قهوه‌ای روشنت کجاست؟»، «دیده‌ام» و «روشن» در مصرع «دیده‌ام به روی تو روشن شود، بتاب»، «خورشید من!» در مصرع «خورشید من! بگو افق دیدنت کجاست؟»، «پیراهن پلنگی» در مصرع «پیراهن پلنگی سرباز من چه شد؟»، «پنجه‌های چابک شیرافکنت» در مصرع «آن پنجه‌های چابک شیرافکنت کجاست؟»، «نفس التماس من» در مصرع «هی شعله می‌کشد نفس التماس من»، «سنگر دعای فرج خواندنت» در مصرع «پس سنگر دعای فرج خواندنت کجاست؟»، «دو چشم مرا» در مصرع «گم کرده‌ام تو را و دو چشم مرا ببخش» و «قطعة خندیدنت» در مصرع « با من بخند قطعة خندیدنت کجاست؟».
شاعر در این شعر به عناصر پیرامونی کمتر توجه کرده و از چهار عناصر پیرامونی بهره گرفته است. در شعر او عناصر مکانی مثل «در ذرّه‌های خاک» و عناصر چگونگی مانند «با من» مشاهده می‌شود.
در جدول (3-21) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر شمیم لبخند اشاره شده است.

جدول 3-21- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر شمیم لبخند
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
است/ وجودی
یوسف نیامده، پیراهنت
کجا
رها مکن/ مادی
(تو: محذوف)، یعقوب را
ــــ
است/ وجودی
عطر تنت
کجا
بوسه می‌زنم/ رفتاری
(من: محذوف)، تو را
در ذرّه‌های خاک
است/ وجودی
پایت
کجا
است/ وجودی
دست و سر و گردنت
کجا
هست/ وجودی
نور چشم من، سخن
ــــ
گوش کن/ رفتاری
(تو: محذوف)
ــــ
است/ وجودی
آن چشم‌های قهوه‌ای روشنت
کجا
شود/ رابطه‌ای
دیده‌ام، به روی تو، روشن
ــــ
بتاب/ مادی
(تو: محذوف)
ــــ
بگو/ کلامی
خورشید من
ــــ
است/ وجودی
افق دیدنت
کجا
شد/ رابطه‌ای
پیراهن پلنگی سرباز من، چه
ــــ
است/ وجودی
آن پنجه‌های چابک شیرافکنت
کجا
شعله می‌کشد/ مادی
نفس التماس من
هی
است/ وجودی
سنگر دعای فرج خواندنت
پس، کجا
گم کرده‌ام/ مادی
(من: محذوف)، تو را
ــــ
ببخش/ ذهنی
(تو: محذوف)، دو چشم مرا
ــــ
بخند/ رفتاری
(تو: محذوف)
با من
است/ وجودی
قطعةخندیدنت
کجا

3-1-22- زنده به عشق
نام تو را اگر همه از یاد برده‌اند
جمعیتی به خوشه‌ای از سکه دلخوشند
سیصد هزار سال گذشت و ز غار جهل
«دنیا عجوزه‌ایست عروس هزار مرد»
آنان که با پلاک و دلی عاشق و صبور
«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق»

بن بست‌ها به خاطرة خود سپرده‌اند
جمعیتی نداشته‌ها را شمرده‌اند
بیرون نیامدند و یقین دان که مرده‌اند
جمعی فریب جاذبه‌اش را نخورده‌اند
خود را به بال‌های ملایک سپرده‌اند
آری نمرده‌اند، شهیدان نمرده‌اند

(همان: 50-51)
نگاهی به فرایندها در شعر زنده به عشق نشان می‌دهد که شاعر از شانزده فرایند سود جسته است که از این تعداد ده فرایند مادی، چهار فرایند رابطه‌ای و دو فرایند ذهنی است. فرایند‌های رفتاری، وجودی و کلامی در شعر دیده نمی‌شوند. تعداد فرایندهای مادی در این شعر نسبت به سایر فرایندها بیشتر است و این نشان‌دهندة توجه شاعر به انجام کارها و یا رخداد وقایع است. او در این شعر به مقدار کمی از فرایندهای رابطه‌ای ـ که به توصیف و شناسایی مربوط هستند ـ و فرایندهای ذهنی ـ که به فکر کردن، احساسات و حضور ذهنی رویدادها تأکید دارندـ استفاده کرده است.
نگاهی به مشارکین در فرایندها نشان می‌دهد که شاعر تنها انسانی نیست که در شعر حضور دارد و با کسی سخن می‌گوید، بلکه مشارکین انسانی دیگری نیز در این شعر مشاهده می‌شوند مثل «شهیدان» در مصرع «آری نمرده‌اند، شهیدان نمرده‌اند»، «جمعیتی» در مصرع «جمعیتی به خوشه‌ای از سکه دلخوشند»، «جمعی» در مصرع «جمعی فریب جاذبه‌اش را نخورده‌اند». علاوه بر مشارکین انسانی در این شعر مشارکین غیرانسانی نیز به چشم می‌خورند مثل «نام تو» در مصرع «نام تو را اگر همه از یاد برده‌اند»، «بن بست‌ها» در مصرع «بن بست‌ها به خاطرة خود سپرده‌اند»، «سیصد هزار سال» در مصرع «سیصد هزار سال گذشت و ز غار جهل»، «دنیا» در مصرع «دنیا عجوزه‌ایست عروس هزار مرد» و «دلش» در مصرع «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق».
در این شعر عناصر پیرامونی هم مشاهده می‌شود. شاعر از شانزده فرایندی که در شعر استفاده کرده برای هفت فرایند، عناصر پیرامونی برگزیده است. همچنین از عناصر سببی مانند «اگر»، عناصر مکانی مانند «ز غار جهل» و عناصر نفی مانند «هرگز» استفاده کرده است.
در جدول (3-22) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر زنده به عشق اشاره شده است.
جدول 3-22- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر زنده به عشق
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
از یاد برده‌اند/ ذهنی
همه، نام تو را
اگر
سپرده‌اند/ مادی
بن‌بست‌ها، به خاطرة خود
ــــ
(ند) هستند/ رابطه‌ای
جمعیتی، دلخوش
به خوشه‌ای، از سکه
شمرده‌اند/ مادی
جمعیتی، نداشته‌ها را
ــــ
گذشت/ مادی
سیصد هزار سال
ــــ
نیامدند/ مادی
(آنها: محذوف)
ز غار جهل، بیرون
(یقین دان) دانستن/ ذهنی
(تو: محذوف)
یقین
مرده‌اند/ مادی
(آنها: محذوف)
ــــ
است/ رابطه‌ای
دنیا، عجوزه‌ای عروس هزار مرد
ــــ
نخورده‌اند/ مادی
جمعی، فریب جاذبه‌اش را
ــــ
سپرده‌اند/ مادی
آنان، خود را، به بال‌های ملایک
با پلاک و دلی عاشق و صبور
نمیرد/ مادی
آنکه
هرگز
شدن/ رابطه‌ای
دلش، زنده
به عشق
آری (است)/ رابطه‌ای
آن، درست
ــــ
نمرده‌اند/ مادی
(آنان: محذوف)
ــــ
نمرده‌اند/ مادی
شهیدان
ــــ

3-1-23- دیدار
با خودم فکر می‌کردم امروز
می‌پرم توی آغوش گرمت
با خودم فکر می‌کردم امروز
او که می‌داند امشب می‌آیی
چادرش را به سر کرد و رفتیم
تو! لباس سفیدی تنت بود

با لباس پلنگی می‌آیی
بعد از این سال‌های جدایی
چشم مادر چرا غصه دارد؟!
آرزویی بجز این ندارد
قاب عکس تو را با خود آورد
آه مادر فقط گریه می‌کرد

(همان: 52)
نیکوی در شعر «دیدار» از چهارده فرایند بهره می‌گیرد که شش فرایند آن مادی، یک فرایند رفتاری، پنج فرایند ذهنی و دو فرایند وجودی است. او در این شعر فرایندهای رابطه‌ای و کلامی به کار نبرده است و این بیانگر عدم توجه شاعر به ارتباط بین پدیده‌ها و همین‌طور محاوره و گفت‌و‌گوست. در مقابل بسامد بالای فرایندهای مادی را در این شعر مشاهده می‌کنیم که این فرایندها به حرکت و جنبش و پویایی مربوط می‌شوند. نیکوی در این شعر از فرایندهای ذهنی هم استفاده کرده است که این فرایندها به تجربة ما از جهان مربوط هستند و همین‌طور از فرایندهای وجودی نیز بهره برده است که این فرایندها، وجود داشتن چیزی را بیان می‌کنند.
با بررسی مشارکین فرایندها در شعر دیدار مشهود است که علاوه بر حضور شاعر مشارکین انسانی دیگری نیز در شعر هستند مانند «مادر» در مصرع‌های «چشم مادر چرا غصه دارد؟!» و «آه مادر فقط گریه می‌کرد». شاعر علاوه بر کاربرد مشارکین انسانی از مشارکین غیرانسانی هم بهره گرفته است مثل«آرزویی» در مصرع «آرزویی بجز این ندارد»، «چادرش» در مصرع «چادرش را به سر کرد و رفتیم»، «قاب عکس تو را» در مصرع «قاب عکس تو را با خود آورد» و «لباس سفید» در مصرع «تو! لباس سفیدی تنت بود».
در این شعر نیکوی عناصر پیرامونی نیز به چشم می‌خورد.او در این جا برای بیشتر فرایندهایش عناصری را انتخاب می‌کند، به جز چهار فرایند، سایر فرایندهای او دارای عناصر پیرامونی هستند. عناصر زمانی چون «امروز»، «سال‌های جدایی»، «امشب» و … و عناصر علت مانند «چرا» نیز در شعر او وجود دارند.
فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی شعر «دیدار» در جدول (3-23) آورده شده است.

جدول 3-23- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر دیدار
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
فکر می‌کردم/ ذهنی
(من: محذوف)
با خودم، امروز
می‌آیی/ مادی
(تو: محذوف)
با لباس پلنگی
می‌پرم/ مادی
(من: محذوف)
توی آغوش گرمت، بعد از این سال‌های جدایی
فکر می‌کردم/ ذهنی
(من: محذوف)
با خودم، امروز
غصه‌ دارد/ ذهنی
چشم مادر
چرا
می‌داند/ ذهنی
او
ــــ
می‌آیی/ مادی
(تو: محذوف)
امشب
ندارد/ وجودی
او (مادر: محذوف)، آرزویی
بجز این
به سر کرد/ مادی
(مادر: محذوف)، چادرش را
ــــ
رفتیم/ مادی
(ما: محذوف)
ــــ
آورد/ مادی
او (مادر: محذوف)، قاب عکس تو را
با خود
بود/ وجودی
لباس سفید
تنت
آه (تأسف می‌خورم)/ ذهنی
(من: محذوف)
ــــ
گریه می‌کرد/ رفتاری
مادر
فقط

3-1-24- کبوترانه
می‌خواستم بابای من باشد، کبوتر شد
می‌خواستم همبازی تنهایی‌ام باشد
باران گرفت و اشکِ مادر توی باران گم
چیز زیادی را از او یادم نمی‌آید
می‌خواستم بابای من باشد ولی او رفت
گفتند: بابای مرا در جبهه گم کردند

تا مال من باشد ولی او مال سنگر شد
همبازی او توپ‌های یک نفربر شد
مادر برایم هم پدر، هم اینکه مادر شد
او رفت و تنهاییّ ما چندین برابر شد
من هر چه از او خواستم یک جورِ دیگر شد
بابا نشانیّ‌ات کدامین سنگ مَرمَر شد؟

(همان: 53-54)
شاعر در شعر کبوترانه 22 فرایند به کار برده است که از این تعداد چهار فرایند مادی، دوازده فرایند رابطه‌ا‌ی، پنج فرایند ذهنی و یک فرایند کلامی است. در این شعر فرایندهای رفتاری و وجودی به چشم نمی‌خورد و میزان فرایندهای رابطه‌ای که به توصیف و شناسایی در شعر مربوط هستند نسبت به سایر فرایندها بیشتر است. هنگامی که فرایندهای رابطه‌ای در شعر افزایش پیدا می‌کنند به همان نسبت فرایندهای مادی که بر انجام کار و یا رخداد واقعه‌ای دلالت دارند، کاهش پیدا می‌کنند. شاعر در این شعر از فرایندهای ذهنی که بر جنبة احساسی، شناختی و ذهنی تأکید دارند، نیز بهره گرفته است.
نگاهی به شرکت‌کنندگان در فرایند نشان می‌دهد که علاوه بر حضور شاعر، مشارکین انسانی و غیرانسانی دیگری نیز در شعر حضور دارند که نمونه‌هایی از آن به شرح زیر است:
مشارکین انسانی مثل «بابای من» در مصرع «می‌خواستم بابای من باشد، کبوتر شد»، «همبازی» در مصرع «می‌خواستم همبازی تنهایی‌ام باشد»، «مادر» و «پدر» در مصرع «مادر برایم هم پدر، هم اینکه مادر شد»، «بابای من» در مصرع «می‌خواستم بابای من باشد ولی او رفت»و «بابای مرا» در مصرع «گفتند: بابای مرا در جبهه گم کردند».
و مشارکین غیرانسانی نیز مانند: «کبوتر» در مصرع «می‌خواستم بابای من باشد، کبوتر شد»، «مال سنگر» در مصرع «تا مال من باشد ولی او مال سنگر شد»، «توپ‌های یک نفربر» در مصرع «همبازی او توپ‌های یک نفربر شد»، «اشک مادر» در مصرع «باران گرفت و اشکِ مادر توی باران گم»، «چیز زیادی» در مصرع «چیز زیادی را از او یادم نمی‌آید»، «تنهاییّ ما» در مصرع «او رفت و تنهاییّ ما چندین برابر شد» و «یک جور دیگر» در مصرع «من هر چه از او خواستم یک جورِ دیگر شد».
نیکوی در این شعر کمتر به عناصر پیرامونی توجه نشان داده است و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ـــــ، محذوف)، (تو:، رابطه‌ای Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ناسازگاری