منابع پایان نامه ارشد با موضوع حرمت نکاح، مواد غذایی، فقهای امامیه، امام خمینی

دانلود پایان نامه ارشد

مادر اوست، ملحق می شود، صرف حمل کودک سبب نمی شود که زن حامل، مادر او به شمار رود». 319

4-1-1-4- حرمت نکاح با مادر اجاره ای
لازم است بررسی شود که طفل متولد شده از زنی که رحم خود را برای پرورش آن اجاره داده از جهت نسب و آثار حقوقی آن چه رابطه ای وجود دارد و در این بحث به این سوال پاسخ داده شود که آیا این زن مادر کودک محسوب می شود یا خیر؟
در لغت و در عرف ، مادر یا والده به کسی گفته می شود که طفلی را می زاید و آن کودک از آن زن متولد می گردد .
در قرآن کریم مادر به کسی اطلاق شده که کودکی را زاییده باشد . 320
در معنای دیگر هم وقتی کلمه مادر یا ام به کار می رود ، منظور این است که عناصر اساسی از او باشد . 321 همان طور که در اقرب الموارد هم آمده که ام ، مادر است و اصل هر چیزی را ام گویند .
از نظر تحلیلی ، عقلی و حقوقی این بحث پیش می آید که یک جنین که از چند سلول تکثیر شده و محصول ترکیب اسپرم و تخمک است ، وقتی وارد رحمی می شود و در آن مکان رشد می کند و به عبارت دیگر ، این چند سلول در اثر وقوع در مکان مناسب به نام زهدان و جذب مواد غذایی لازم و دریافت اکسیژن از خون صاحب رحم ، شروع به تکثیر کرده و در اثر آن ، جنین رشد کرده و اعضای مختلف بدن وی ساخته می شود و به تدریج در اثر رشد جسمی ، روح در وی دمیده می شود .
آیا چنین موجودی حاصل همان سلول های اولیه است و محیط رشد و مواد لازم که به رشد جنین کمک کرده در این رشد به حساب نخواهد آمد و رابطه ای از جهت زیستی در این زمینه بین جنین و صاحب رحم اجاره ای به وجود نمی آید؟ یا این که سلول های اولیه در اثر جذب مواد غذایی در بدن زن اجاره ای تجزیه شده و با نابود شدن سلول های اولیه سلول های بعدی ایجاد خواهد شد؟ یا باید گفت سلول های اولیه ، عوامل اولیه جنین محسوب می شوند و تبدیل و تکثر بعدی نیز به کمک مواد جذب شده از بدن صاحب رحم ، نقش اساسی داشته و عامل بعدی ، مکمل به حساب می آید؟
پذیرش هر کدام از نظریات ابراز شده آثاری را به دنبال خواهد داشت و از نظر حقوقی نیز اخذ نتیجه ، متفاوت خواهد بود پاسخ متفاوتی را نیاز دارد .
می توان گفت مادر کودک ، زنی است که صاحب تخمک است یا صاحب رحم است و یا هر دو ، مادر او هستند و قرابت نسبی و خونی بین کودک و صاحب تخمک و صاحب رحم وجود خواهد داشت . 322
اظهار نظر قطعی کردن در مورد این مسئله جدید که از دایره دانش زیست شناسی و پزشکی وارد دنیای حقوقی شده ، چندان آسان نیست و در جوامع مذهبی نیز ابراز نشر ، با مشکلات بیش تری همراه خواهد بود ، در عمل نیز موضوع درمراجع قضایی ایران ، مطرح نشده تا رویه قضایی بتواند به سوالات مربوط به این موضوع پاسخ قضایی دهد و راهگشا باشد .
با وجود این مشکلات ، می توان گفت زن اجیر با نوزاد ، بیگانه نیست و شیر حاصل از این حمل ، مناسب ترین غذای این کودک به حساب می آید و ممکن است که نوزاد از شیر این زن استفاده کند . 323
اگر تصور شود که زن بعد از تولد به این نوزاد شیر ندهد و او را به صاحبان اسپرم و تخمک تحویل دهد ، در این جا بین فقها اختلاف وجود دارد و اکثر آنها رابطه مادری را ثابت نمی دانند ولی بعضی از آنها مانند سید محمد موسوی بجنوردی میگویند : 324 با توجه به فلسفه رضاع و حرمت ناشی از رضاع برابر ماده 1046 ق. م می توان گفت این کودک از خون اجاره ای ماهها تغذیه کرده و گوشت و استخون و پوست این کودک از خون این زن تشکیل شده است ، پس مادر او تلقی میگردد .
تا حتی برخی از فقها با آن که نسب پدری را برای این فرزند منتفی می دانند ولی به استناد بارداری و زایمان قائل به ثبوت نسب مادری اند . 325
بنابراین جهت نکاح باید معتقد باشیم که این کودک فرزند وی محسوب می شود و نکاح بین آنان ممنوع و شرعاً حرام است .
یا شوهر این زن نیز (اگر زن اجاره ای شوهر داشته باشد) ، از جهت حرمت نکاح رابطه دارد گرچه فرزند وی نیست ولی ربیبه وی محسوب می شود که برابر بند سوم ماده 1047 ق . م نکاح شوهر زن اجاره ای با دختر متولد از رحم زوجه اش که در غیر اجاره بوده با توجه به این که با زن مزبور قرابت خونی دارد ممنوع دائمی است . 326

4-1-1-4-1- حرمت نکاح نسبت به بچه های آزمایشگاهی و نظر امام خمینی (ره)
در این نوع تلقیح (بچه های آزمایشگاهی) نطفه مرد و زن را می گیرند و آن را در خارج رحم ، یعنی دستگاه پرورش فرزند قرار می دهند تا بچه مراحل تکوین خود را سپری کند و کامل شود در اصطلاح عربی به آن «ولدالانبوب» گفته می شود .
بعضی از نویسندگان عرب نیز با همین عنوان کتاب هایی نوشته اند . 327
امام خمینی (ره) درباره حکم این مورد می فرمایند :
«نوع دیگری از تلقیح این گونه است که آب مردی را بگیرند و در رحم مصنوعی قرار دهند ، مثل تولید مثل پرندگان به وسیله دستگاه ، در این مورد بچه به مرد ملحق می شود و به دیگری ملحق نمی شود . 328
پس قطعاً زن ، مادر محسوب می شود و خود به خود احکام حرمت نکاح حمل می شود و دلیل این مطلب حدیث شریف نبوی «الوالد للفراش» می باشد و تمام احکام درباره فرزند و پدر و مادر ثابت خواهد بود . 329
ایشان هم چنین می فرمایند :
اگر بچه در رحم مادر تبدیل به «علقه» شد و باروری خود را به طرف خلقت کامل شروع کرد ، یا تبدیل به «مضغه» شد و تبدیل به گوشت شد و روح در بدن او دمیده شد و او را به جهت مشکلات جسمی مادر از رحم او خارج کنند و یا مادر مرده و بچه زنده مانده و بچه را از شکم مادر قبل از تولد خارج کنند و در دستگاه گذاشته تا مراحل خلقت را بگذراند در تمام این صورت ها ، زن ، مادر او محسوب می شود . 330
همچنین این ملاک درباره ی برادران و خواهران او نیز وجود خواهد داشت چون ملاک همان تکوین فرزند و ولادت اوست .
در تعریف «ولادت» گفته شد : جدا شدن مقداری منی از شخص ، آنگاه دخول آن و استقرارش در رحم ، تا این که به امر خدا انسان کاملی شود و سپس با وضع حمل از زن جدا گردد ، این جدایی باعث پیدایش نسبت های خارجی می شود و نسبت های حقیقی بین دو فرد را به وجود می آورد ، این قطعه نسبت به کسی که از او جدا شده است «بنوت» نسبت به شخصی که از او پیدا شده «ابوت» نسبت فرزند به زنی که دررحم او استقرار داشته «بنوت» و نسبت به خود زنی که در رحم او بچه مستقر شده «امومت» نامیده می شود و همین طور در سایر نسبت ها مثل برادری و خواهری می باشد . 331
پس در صورتی که لقاح مصنوعی به صورت هومولوگ باشد و پرورش جنین در رحمی صورت بگیرد که با مرد صاحب نطفه ، رابطه زناشویی دارد تردیدی در الحاق فرزند به پدر و مادر صاحب نطفه نخواهد بود.
طبعاً کلیه آثار مترتب بر نسب قانونی ، بر کودک و پدر و مادر وی که از لقاح نطفه آن دو جنین ، شکل گرفته است باز می گردد و احکام وراثت و حرمت نکاح یا محرمیت بین آنان برقرار می شود .
آنچه در این واقعه قابل بحث و تردیدآمیز می باشد ، تبیین ماهیت رابطه بین طفل و زنی است که کودک در رحم او پرورش یافته است . 332
نظر به این که انتقال جنین از رحم مادر اصلی به رحم ثالث از پدیده های نوظهور عالم پزشکی است و سابقه چندانی در گذشته ندارد و جزو مسائل مستحدثه محسوب می شود ، طبعاً از متقدمین از فقها در این مورد فتوایی دیده نشده و نظریه ای روشن به دست نیامده است ولی با توجه به بررسی نظرات محققین معاصر و اندیشمندان قرن حاضر می توان به این نتیجه رسید که رابطه خویشاوندی فقط بین طفل و مادر ژنتیکی برقرار است و با این نظر دکتر صفائی ، دکتر شهیدی ، حجت الاسلام قبله ای و دیگران موافق اند و می گویند نمی توان مادر اجاره ای را که فقط باعث رشد جنین شده است مادر تلقی نمود . 333

4-1-2- حضانت
کلمه ی حضانت در لغت به معنای نگاهداری ، در کنار گرفتن کودک ، دایگی کردن برای پرورش کودک و پرورش و پرستاری اوست . 334
قانون مدنی ، کلمه ی حضانت را تعریف نکرده است و لیکن بعضی از فقهای امامیه در تعریف آن چنین گفته اند :
حضانت عبارت است : از ولایت و سلطنت بر تربیت طفل و متعلقات آن از قبیل نگاهداری کودک ، گذاردن او در بستر ، سرمه کشیدن ، پاکیزه کردن ، شستن جامه های او و مانند آن . 335
حضانت ، ولایتی است بر کودک که فایده آن تربیت کردن و پرورش دادن کودک است و انجام آنچه به مصلحت اوست از نگاهداری کردن ، در گهواره خواباندن ، پاکیزه نمودن و مانند این ها . 336
از نظر حقوقی ، می توان گفت : «حضانت ، نگاه داشتن طفل ، مواظبت و مراقبت او و تنظیم روابط او با خارج است ، با رعایت حق ملاقات که برای خویشان طفل شناخته شده است .» 337
4-1-2-1- مبنای روابط ابوین و طفل در حضانت
قواعد حاکم بر روابط پدر و مادر و فرزندان بر دو مبنا قرار دارد که این دو مبنا ملازم و مکمل یکدیگرند :
1- همبستگی خانوادگی : اتحاد زن و شوهر و وابستگی خونی و اخلاقی فرزندان خانواده به آنان باعث می شود که یکی از طبیعی ترین واحدهای اجتماعی به وجود آید .
همبستگی این گروه را قانون ایجاد نکرده است ولی در حفظ آن نفع مستقیم دارد .
در این کانون اخلاقی همه باید یکدیگر را یاری کنند و قانون نیز چنین حکمی دارد که حضانت کودک به عهده ی پدر و مادر است . 338
2- حمایت از کودک : گذشته از تامین همبستگی در خانواده ، حمایت از کودک نیز یکی از مبانی مهم سیاست قانونگذاری در تنظیم روابط پدر و مادر و فرزندان است . 339
طفل دارای قوای جسمانی و روانی ضعیف می باشد و خود مستقلاً نمی تواند به زندگی ادامه دهد .
طفل محتاج به حمایت و کمک دیگران است و بهترین کانون برای مصون ماندن او از مخاطرات اجتماعی ، محیط گرم خانواده ای است که از پدر و مادر وی تشکیل شده است .
تا بدین جا قبول کردیم که مبنای همه قواعد مربوط به حضانت ، حفظ همبستگی خانواده حمایت از حقوق و شخصیت کودک است و قانونگذار در تنظیم این قواعد به حمایت جسمی و شخصیت کودک نظر دارد .

4-1-2-2- ماهیت حقوقی حضانت
قبل از هر گونه صحبت و اظهار نظری ، ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که ، از نظر حقوقی «حضانت» حق است یا تکلیف و این که اگر حق است حق فرزند بر پدر و مادر وی است یا حق ابوین بر فرزند ؟
نظریات مختلفی در عالم حقوق در این خصوص وجود دارد :
گروهی از حقوقدانان تکلیف پدر و مادر و حق فرزند را در زمره ی حقوق و تکالیف طبیعی آورده اند .
ریشه ی این نظریه در نوشته های کانت (فیلسوف آلمانی) وجود دارد که می گفت :
«کودک انسانی است که بدون اراده ی خود به دنیا می آید ، پس در برابر کسانی که زندگی را به او تحمیل کرده اند ، حق دارد ».340گروهی دیگر بر این عقیده اند که ماهیت حضانت ، تامین سلطه و ریاست پدر و مادر بر خانواده است به طوری که هابز حکیم انگلیسی آن را حق قوی بر ضعیف می داند و دوما حقوقدان فرانسوی آن را نخستین نوع حکومت می شمارد . 341
درفقه نیز دراین مورد بین فقها اختلاف است و سه نظریه وجود دارد . 342
نظریه اول
بعضی از فقها بر این عقیده اند که حضانت یک حق مطلق و ساده است که می توان آن را ساقط کرد و یا مورد مصالحه قرار داد . 343
اینان بر این باورند که حضانت حق ابوین است و آنان می توانند آن را ساقط کنند یا به شخص بیگانه ای واگذار نمایند . فقهای طرفدار این عقیده ، در دفاع از خود می گویند : دلیلی وجود ندارد که حضانت به کسی تحمیل شود . 344
به نظر می رسد یکی از دلایل پیروی از این نظریه ، استناد به اصل برائت باشد .
نظریه دوم
این گروه از فقهای امامیه برآنند که حضانت ، هم حق و هم تکلیف ابوین است بنابراین دارنده ی آن نمی تواند آن را ساقط کند یا به دیگری انتقال دهد و مادری که عهده دار حضانت است ، چون وظیفه و تکلیف خود را انجام می دهد ، نمی تواند در ازای آن مطالبه اجرت کند . 345
بدین ترتیب به موجب این نظر ، حضانت قابل اسقاط و مصالحه نیست و کسی که حضانت به عهده ی اوست در صورت امتناع ، الزام می شود .
نظریه سوم
برابر این نظر که در فقه امامیه مطرح شده است باید بین پدر و مادر در مورد حضانت فرق گذاشت و در این زمینه قایل به تفکیک شد . اینان معتقدند که اگر مادر از حضانت طفل امتناع ورزد ، حضانت به پدر تعلق می گیرد و اگر هر دو امتناع کنند پدر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قیاس اولویت، استحکام استخوان، قواعد فقهی، شیعه امامی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع حق و تکلیف، سجل احوال، احوال شخصیه، تربیت اخلاقی