منابع پایان نامه ارشد با موضوع حالت طبیعی، جنس مخالف

دانلود پایان نامه ارشد

وجوب شستن است، محدود شدن پاها تا كعب، نيز دليل وجوب شستن خواهد بود. در جواب باید گفت: اينكه ما شستن دستها را واجب مى دانيم نه به دليل محدود شدن دستهاست بلكه به دليل تصريح قرآن كريم بر وجوب شستن آنهاست. حال آنكه در مورد پاها چنين تصريحى وجود ندارد.318 چنان که مشاهده میشود این اعتراض به جا نیست چه آنکه کعب و مسح در لغت عرب واضح و مشخص است بنابراین نمیتوان این ایراد را وارد دانست.
اما در مورد نصوص سنت این گروه باید گفته شود هر چند بر برخی از احادیث از جهت قوت و ضعف ایراد وارد شده ولی به طور کلی نصوص صحیح دیگر آنها را تقویت میکند خصوصاً اینکه سنت فعلی رسول الله (مؤید این قول است.
ادلهی گروه دوم
ادلهی این گروه نیز مبنی بر مسح پا خالی از ایراد نیست، مثلاً دلیل اول (مبنی بر آمدن قرائت بر مجرور بودن «ارجل») چنانکه از پیش گذشت توسط گروه اول مورد قبول واقع شد ولی برداشت آنها از این قرائت وجوب مسح نبود بلکه ادله و قرائنی مطرح کردند که وجوب غسل را میرساند اما در مورد دلیل دوم آنها (مبنی بر محتمل الدلالة بودن قرائت نصب و عطف «ارجل» بر محل کلمهی «روؤس») چنین مورد ایراد قرار گرفته که عطف بر محل خلاف ظاهر است و ظاهر آن عطف بر (وجوه و ايدي) است و عدول از ظاهر به خلافش بدون دليل جايز نيست. اگر عطف (وارجلَكم) بر محل (رؤوس) جايز باشد معني غسل از آن ميفهميم عرب شيء را بر شيء عطف ميكردند به گونهاي كه فعل يكي از ديگري جدا باشد. «أكلت الخبز و اللبن»: يعني شير را نوشيدم. (عَلَّفْتُها تِبْناً و ماءاً بارداً) يعني سقيتها ماءاً بارداً. و اینکه «واو» را «مع» معنی کردهاند بدون قرینه جایز نیست.319 اگر قرائت نصب آن محتمل مسح باشد و قرائت مكسور آن محتمل شستن باشد پس از جانب ديگر ترجيح آن را طلب ميكنيم. 1. گروهی اتفاق نظر دارند كه شستن پا در وضوء فرض آن را اداء ميكند و اينكه مسح را انجام نداده کوتاهی نکرده زيرا شستن پا فعل زیادی بر مسح است. 2. در پا به وسيله كعبين حدي را براي آن تعيين كرده كه در وجوب مسح آن را تعيين نكرده است. 3. غسل به امر و فعل خداوند نزديكتر است.320
در مورد دلیل سوم (روایت ابن عباس) چند ایراد وارد است: اولاً این روایت به فرض صحت با احادیث قویتر از خود در تعارض است ثانیاً روایت گویای نرسیدن آب به پا نیست، بلکه خود کلمهی «فغسلها» فراگرفتن آب را میرساند ثالثاً کسی نمیتواند ادعا کند که این برداشت ابن عباس بوده، چه بسا او در محاسباتش و برداشتش دچار خطا شده است و ما معتقد به معصوم بودن ابن عباس نیستیم و مذهب صحابی حجت نمیباشد. رابعاً: این حدیث نزد برخی از علماء حدیث ضعیف قلمداد شده، خاصه این که با روایت صحیحتر در تعارض و از طرف دیگر از خود ابن عباس در جاهای دیگر روایت شده که او کاملاً پاها را شسته است مثلا در بخاری روایت شده « عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ تَوَضَّأَ فَغَسَلَ وَجْهَهُ أَخَذَ غَرْفَةً مِنْ مَاءٍ فَمَضْمَضَ بِهَا وَاسْتَنْشَقَ ثُمَّ أَخَذَ غَرْفَةً مِنْ مَاءٍ فَجَعَلَ بِهَا هَكَذَا أَضَافَهَا إِلَى يَدِهِ الْأُخْرَى فَغَسَلَ بِهِمَا وَجْهَهُ ثُمَّ أَخَذَ غَرْفَةً مِنْ مَاءٍ فَغَسَلَ بِهَا يَدَهُ الْيُمْنَى ثُمَّ أَخَذَ غَرْفَةً مِنْ مَاءٍ فَغَسَلَ بِهَا يَدَهُ الْيُسْرَى ثُمَّ مَسَحَ بِرَأْسِهِ ثُمَّ أَخَذَ غَرْفَةً مِنْ مَاءٍ فَرَشَّ عَلَى رِجْلِهِ الْيُمْنَى حَتَّى غَسَلَهَا ثُمَّ أَخَذَ غَرْفَةً أُخْرَى فَغَسَلَ بِهَا رِجْلَهُ يَعْنِي الْيُسْرَى ثُمَّ قَالَ هَكَذَا رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَتَوَضَّأُ.»321
در مورد دلیل چهارم: گفته شده که روایت اول از ابن عباس همان ایرادات سابق بر آن وارد است اما در مورد روایت دوم (الوضوء غسلتان و مسحتان) در صورت فرض بر صحت روایت (که بسیاری از علماء حدیث آن را نپذیرفتهاند): چند ایراد وارد شده است: اولاً این روایت قول ابن عباس است و مذهب صحابه حجت نمیباشد. ثانیاً این روایت با بسیاری از نصوص صحیح دیگر و فعل رسول الله( در حداقل 10 سال زندگی در مدینه تعارض دارد.
به نظر میرسد با مراجعه به آیات وارده در این زمینه نمیتوان به نتیجهای مطلوب دست پیدا کرد زیرا هر دو قرائت وارده صحیح بوده و جای شکی در آن نیست پس تنها چیزی که میتواند در این قضیه راهگشا باشد، بازگشت به نصوص سنت صحیح است، چه آنکه پیامبر ( در طول حداقل 10 سال زندگیش در بین یارانش باید این آیه را عملاً به اجرا گذاشته باشد، بنابراین هر دو قرائت صحیح بوده ولی نمیتوان به طور حتم از قرائتهای وارده حکم قطعی به غسل یا مسح پاها داد بلکه نصوص سنت و زندگی آن حضرت و یارانش میتواند در این زمینه به ما کمک کند که مقصود از آیه چیست؟ رسول الله ( حداقل 10 سال در مدینه روزی چند بار وضو گرفته که این وضو گرفتن دور از چشم اهل بیت و اصحاب او نبوده است آنچه به طور قطع و یقین از آن حضرت روایت شده شستن پا در حالت طبیعی و مسح کردن آن هنگام پوشیدن خف بوده است. بنابراین میتوان گفت آیه بیانگر غسل پا در حالت طبیعی و مسح آن هنگام پوشیدن خف است (چه آنکه سنت صحیح مؤید آن است) و شریعت اسلام برای همهی حالتهای عادی و شرائط استثنایی پیروان خود احکامی دارد که در این قضیه شستن پا در حالت طبیعی و مسح آن در حالت پوشیدن خف میباشد در این قضیه جملهی (مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ( {مائده/6} در آخر آیات وضو میتواند قرینهای به شستن در حالت طبیعی باشد چه آنکه پاکی و طهارت بیشتری حاصل میشود اما در مورد جمع بین غسل و مسح چنانکه که گفته شد مقصود آیه نمیباشد. خاصه اینکه قاعدهی «يَدْخُلُ الْقَوِيُّ عَلَى الضَّعِيفِ»322 مؤید این مدعاست.
2-1-2) اختلاف بر باطل شدن وضو با لمس نامحرم
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا(
در مورد این آیه دو قرائت متواتر روایت شده است:
الف. (لَمَسْتُمُ(حمزه، كسائي و خلف بدون الف قرائت کردهاند.
ب. (لَامَسْتُمُ(بقیه قراء دهگانه، با الف قرائت کردهاند.323
قرائت (لَامَسْتُمُ( از ملاسمه باب مفاعلة است و فقط با دو نفر انجام ميشود پس (لامستم) به معني جماع ميباشد. اين قرائت مقتضي اين است كه جماع وضو را نقض ميكند. اما قرائت (لَمَسْتُمُ( مطلق لمس را نقض وضوء ميداند.324
علماء بنابر اختلاف قراءات در حکم باطل شدن وضو بالمس نامحرم اختلاف نظر دارند و اختلاف در مورد این است که آیا مطلق لمس با دست وضو را باطل میکند یا لمس با دست و غیر دست وضوء را باطل میکند و آیا در لمس شهوت معتبر است یا نه؟ بر این اساس در مورد این مسأله پنج قول وجود دارد که در ادامه تفصیل آنها را میآوریم.
قول اول: عدم باطل شدن وضو با لمس زن
اصحاب این قول بر این باورند که لمس زن در هرحالت (چه حائل باشد یا نه، چه با شهوت باشد یا بدون شهوت) وضو را باطل نمیکند. از میان مذاهب فقهی احناف،325 امامیه326 و روایتی از امام احمد327 و از میان صحابه و سلف علی، ابن عباس، أبوموسی، عبیدة «رضی الله عنهم اجمعین» و شعبی قائل به این رأی هستند.328
استدلال این گروه:
طرفدار ان این قول به ادلهی زیر استناد کردهاند:
دلیل اول: از عائشه ( روایت شده «أَنَّ النَّبِيَّ (كَانَ يُقَبِّلُ بَعْضَ أَزْوَاجِهِ ثُمَّ يُصَلِّي وَلَا يَتَوَضَّأُ»329 (تقبیل) از لمس است و بر اساس متن این حدیث پیامبر زمانی که زنانش را میبوسید وضوء نگرفته است.330 نمیتوان این حدیث را بر بوسیدن حجاب و لباس حمل کنیم زیرا حمل کردن لفظ بر معنای مجازی آن بدون دلیل جایز نیست پس معنای حقیقی آن این است که پوست را لمس کرده است چنانچه حدیث را بر بوسیدن حجاب و لباس حمل کنیم در نقل آن فائدهای نیست.331
دلیل دوم: حدیث دیگر از عائشه (: « أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَبَّلَ امْرَأَةً مِنْ نِسَائِهِ، ثمَّ خَرَجَ إلى الصَّلاة ولم يَتَوَضَّأ.»332
دلیل سوم: از عائشه ( «إِنْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (لَيُصَلِّي وَإِنِّي لَمُعْتَرِضَةٌ بَيْنَ يَدَيْهِ اعْتِرَاضَ الْجَنَازَةِ، حَتَّى إِذَا أَرَادَ أَنْ يُوتِرَ مَسَّنِي بِرِجْلِهِ»333
دلیل چهارم: از عائشه («فَقَدْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَيْلَةً مِنْ الْفِرَاشِ فَالْتَمَسْتُهُ فَوَقَعَتْ يَدِي عَلَى بَطْنِ قَدَمَيْهِ وَهُوَ فِي الْمَسْجِدِ وَهُمَا مَنْصُوبَتَانِ وَهُوَ يَقُولُ اللَّهُمَّ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَبِمُعَافَاتِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَأَعُوذُ بِكَ مِنْكَ لَا أُحْصِي ثَنَاءً عَلَيْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ»334 وجه استدلال به این حدیث آن است که رسول خدا، عائشه را مس کردند و عبادت رسول ادامه یافت پس میتوان چنین نتیجه گرفت که لمس وضو را باطل نمیکند.335
دلیل پنجم: حدیث ابو قتاده: «خَرَجَ عَلَيْنَا النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَأُمَامَةُ بِنْتُ أَبِي العَاصِ عَلَى عَاتِقِهِ، فَصَلَّى، فَإِذَا رَكَعَ وَضَعَ، وَإِذَا رَفَعَ رَفَعَهَا»336 معلوم و بدیهی است کسی که این کار را انجام بدهد دستش به بدن کسی که حمل کرده خورده است پس میتوان نتیجه گرفت لمس زن مبطل وضو نیست.337
دلیل ششم: ایجاب وضو به مجرد لمس زن مشقت عظیمی است چه آنکه این مسأله از جمله مسائل تعم به البلوی عمومی است، اگر لمس زن وضو را باطل میکرد رسول خدا آن را برای امت بیان میکرد و زمانی که با فراگیر بودن قضیه پیامبر آن را بیان نکرده خود گویای آن است که وضو با لمس زن باطل نمیشود.338
دلیل هفتم: اصل عدم باطل شدن است مگر اینکه دلیلی صحیح و صریح بر آن اقامه شود و دلیل صحیحی بر این قضیه وجود ندارد و دلیلهای که در موارد قبل بیان شد روشن شد که لمس تاثیری در باطل شدن وضو ندارد.339
دلیل هشتم: آنچه که اسباب حدث باشد زن و مرد در آن فرقی ندارند و لو اینکه زن، زن را و مرد، مرد را لمس کرده باشد، بنابراین همانگونه که لمس مرد با مرد، یا زن با زن وضو را باطل نمیکند لمس جنس مخالف نیز مبطل وضو نیست.340
دلیل نهم: اضافه شدن لفظ «النساء» به لمس، قرینهای است که از آن میفهمیم که مقصود از لمس در این آیه جماع است، همانگونه که لفظ «الوطء» در اصل به معنی پایمال و لگد مال کردن با پا میباشد ولی وقتی «الوطء المرأة» گفته میشود فقط مفهوم جماع از وطء فهمیده میشود مثل قول خدای تعالی (إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ( {بقره/237}341
دلیل دهم: خداوند در حال وجود آب حکم حدث اصغر و اکبر را با قول (إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا( بیان کرده است پس شایسته است آن دو را در حالت نبود آب هنگام وجوب تیمم بیان کند تا خاک برای این دو حدث پاک کننده باشد همانگونه که آب پاک کننده است زیرا مردم به بیان آن دو نیاز دارند زمانی که آیه بر جماع حمل شود بیانی مفید برای حکم در آن دو حاصل میشود. اگر بر جماع حمل شود بعد از ذکر حدث صغری (آمدن از غائط) از حدث کبری ذکری بیان کرده است ولی اگر بر مس با دست حمل شود تکرار محض است.342
دلیل یازدهم: ملاسمه باب مفاعلة میباشد و فقط با دو نفر انجام ميشود پس (لامستم) به معني جماع است که با ذکر لمس، جماع را اراده کرده است قول خدای تعالی ( وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ( {آل عمران/47} این معنی را تأیید میکند.343
دلیل دوازدهم: طهارت ثابت است و باطل شدن آن به دلیل احتیاج دارد و قول (أو لامستم النساء( به دلیل اجماع گروهی بر آن

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع حقیقت و مجاز، ادبیات قرآن Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جنس مخالف