منابع پایان نامه ارشد با موضوع حائض، جماع، عائشه، فَإِذا

دانلود پایان نامه ارشد

کرده است. اگر لمس زنان را بر معنی حقیقی لمس کردن حمل کنیم آیه حکم طهارت کبری را در شرایط عدم آب بیان نکرده است.377
در مورد دلیل دوم گفته شده که: 1.زمانی که حکمت خفِی باشد و مظنه منجر به آن غالب باشد. مظنه مقام حقیقت آورده میشود و هر دو در اینجا وجود ندارد زیرا اگر مذی یا منی از انسان خارج شود قطعاً به آن علم دارند.378 2. پیامبر برخی از زنانش را بوسید سپس نماز خواند و وضو نگرفت و بوسیدن از شهوت و لذت خالی نیست. در پاسخ به این اعتراض گفتهاند 1. احادیث بوسیدن نبی ضعیف است نمیتوان به آن احتجاج کرد.2. شاید بوسیدن زنش بدون شهوت و به دلیل اکرام و رحمت باشد پس لمس گاهی با شهوت و گاهی بدون شهوت است.379 3. ممکن است عائشه ( را از وراء حائل بوسیده باشد.380
از مناقشه این ادله میتوان چنین نتیجه گرفت که ادلهی وارد شده جای تأمل دارد خاصة اینکه نصوص روایت شده در عدم بطلان وضو (که بیشتر آن در ضمن ادلهی قول اول آورده شده) مؤید آن است که نمیتوان به این قول قناعت حاصل کرد.
قول سوم: بطلان وضو به سبب لمس به طور مطلق
ادلهی این گروه بعضاً خالی از ایراد نیست، مثلاً در مورد دلیل اول (مبنی بر اینکه ملامسه دو معنا دارد خاص و عام و حمل آیه بر عام یعنی لمس و جماع بهتر است) میتوان گفت: جماع به دو دلیل معنی حقیقی ملاسمه است؛ یکی اینکه علی و ابن عباس آن را بر جماع حمل کردند دوم اینکه ملامسه باب مفاعله است که بر مشارکت دلالت دارد. به نظر میرسد که برداشت صحابه بر این معنا یا آن معنا نمیتواند دلیل قاطعی بر موضوع باشد چه آنکه گروهی از صحابه بر معنای لمس و گروهی دیگر بر معنای جماع رفتهاند پس وجه ترجیحی وجود ندارد. اما دلالت لفظ مفاعله از زاویهای دلیل این قول را محل تأمل قرار میدهد خاصة اینکه نصوص سنت در این زمینه خلاف این مدعاست.
در مورد دلیل دوم: مخالفین گفتهاند: روایت اول قول ابن عمر است و خیلی از اصولین مذهب صحابی را قبول ندارند. در مورد روایت معاذ نیز این روایت ضعیف است و قابل استناد نیست.381
با توجه به آنچه گفته شد، این قول نیز نمیتواند قناعت قلبی ایجاد کند، چه آنکه سنتی که قبلاً گذشت خلاف این را بیان میکند.
قول چهارم: مبنی بر بطلان وضو با دست و عدم باطل شدن آن به غیر دست
این گروه نیز چندان دلیلی مطرح نکردهاند، یکی از ادلهی آنان قیاس است که در جواب گفته میشود: زیرا لمس ذکر با دست بر خلاف غیر دست شهوت را بیشتر تحریک میکند و لمس زن به هر عضوی که باشد شهوت را تحریک میکند.بنابراین دلیل این گروه، چندان متوجه و قانع کننده نمیتواند باشد.اما در مورد دلیل آنها که لمس با دست حاصل میشود باید گفت دلالت لغوی بیانگر این معنا نیست و نصی از سنت نیز آن را تأیید نمیکند.382
اما در مورد قول پنجم: نیز باید گفته شود در آیه و حدیث معنایی دال بر عمد یا غیرعمد بودن وجود ندارد بلکه نصوص به صورت مطلق وارد شده است.
با توجه با آنچه از مناقشهی ادله گذشت به نظر میرسد از لحاظ استدلالی قول اول قویتر میباشد چه آنکه نصوص سنت مؤید آن است و نمیتوان آن نصوص را کنار گذاشت، از طرف دیگر عمل به قول دوم با حرج و مشقت همراه است چه آنکه چگونه میتوان بندگان خدا را به حکمی مکلف کرد که علاوه بر مشقت و حرج بودن آن مبتنی بر دلیل قوی نمیباشد.
آنچه به نظر نگارنده ترجیح مییابد آن است که از لحاظ دلیل، قول اول قویتر است ولی از لحاظ احتیاط عمل به قول شافعیه بهتر است چه آنکه بنابر قاعدهی فقهی «الخروج من الخلاف مستحب»383

2-1-3) حکم وطء زن بعد از قطع شدن خون حیض و قبل غسل کردن
(وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ( {بقره/222}
درباره شأن نزول اين آيه كريمه بعضى معتقدند كه در زمان جاهليت رسم چنين بود كه زمانی که زنان عادت ماهیانه بودند با آنها غذا نمىخوردند و از نشستن با آنها دورى مىکردند تا از رسول اكرم ( درباره اين موضوع سؤال كردند و اين آيه نازل شد و مجاهد بر این باور است که مردم میخواستند به طور غیرعادی حكم آميزش زنان را در روزههای عادت ماهیانه بدانند و لذا همين مطلب را سؤال كردند و آيه نازل شد.384
قراء در مورد قرائت کلمهی (یطهرن( در این آیه اختلاف نظر دارند که دو قرائت متواتر و یک قرائت شاذ به شرح ذیل روایت شده است:
الف. (يَطَّهَّرن) که «طاء»« و هاء» مشدد قرائت میشود که مضارع (تَطَهَّر) است و اصل آن (یتطهَّرن) که به دلیل قریب المخرج بودن «تاء» در «طاء»، در هم ادغام شدهاند قرائت شعب، حمزه، کسائی و خلف میباشد. بر اساس این قرائت نزدیکی کردن با زنان حائض با غسل کردن جایز میشود.
ب. جمهور كلمهي (يَطْهُرن) را که مضارع (طهُر) است به سكون «طاء» و ضم «هاء» قرائت ميكنند.بر اساس این قرائت خداوند بندگانش را از نزدیکی کردن با زنان حائض تا قطع شدن خون نهی کرده است پس قطع شدن خون را غایت نهی از نزدیکی قرار داده است.
ج. ابن مسعود و أبی آن را (یَتَطَهَّرن) قرائت میکنند که قرائت شاذ میباشد.385
علماء در مورد حرمت نزدیکی کردن با زنان در زمان حیض اتفاق نظر دارند ولی در مورد نزدیکی کردن با زن حائض بعد از قطع شدن خون با هم اختلاف دارند. این اختلاف به دلیل دو قرائت متواتر میباشد که این دو قرائت هر یک بر معنایی دلالت دارد: قرائت (يَطَّهَّرن) بر غسل کردن دلالت دارد و قرائت (يَطْهُرن) به معنی قطع شدن خون حیض است. اما قول ﴿ فَإِذا تَطَهَّرْنَفَأْتُوهُنَّ﴾ که بعد این میآید آیا موکد قطع شدن خون است یا مراد از آن طهارت با آب است؟ اگر طهارت با آب باشد آیا منظور طهارت همهی بدن یا وضو یا فقط شستن فرج است؟386
بر اين اساس فقهاء در مورد معناي طهري كه نزدیکی زن را براي همسرش جایز میکند اختلاف دارند که این اختلاف نظر به چهار قول به شرح ذیل تقسیم میشود:
قول اول:
اگر خون بعد از حداکثر مدت حیض قطع شود نزدیکی با قطع شدن خون جایز است ولی اگر خون در حداقل زمان از مدت حیض قطع شود با قطع شدن خون نزدیکی جایز نمیشود مگر اینکه غسل یا تیمم کند. از میان مذافقهاء، ابوحنيفه بر این باور است.387
پیروان این قول به ادلهی زیر استدلال کردهاند:
دلیل اول: (وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ( در این آیه حرام بودن نزدیکی کردن با زن حائض را تا غایت آن که قطع شدن خون است قرار داده است و ما بعد غایت مخالف با ما قبل آن است، پس واجب است که به دلیل حکم غایت، نزدیکی بعد از قطع شدن خون جایز باشد.به نظر ابوحنیفه حداکثر مدت حیض 10 روز است اگر 10 روز تمام شود چه خون قطع شود یا قطع نشود حکم به طهارت آن میدهند و اگر خون در حداقل مدت حیض قطع شود نزدیکی را جایز نمیدانند مگر اینکه اینکه غسل کند یا وقت نماز به اندازهای که قادر بر غسل کردن باشد بر او بگذرد زیرا خون در حداقل مدت حیض گاهی قطع میشود و گاهی قطع نمیشود پس جانب قطع شدن خون ترجیح داده نمیشود مگر اینکه حکمی از احکام طهارت رخ دهد و آن غسل کردن برای جایز بودن قرائت قرآن یا گذشتن وقت نماز میباشد زیرا نماز دَینی در ذمهاش است پس حکماً طاهر میشود. این دو مورد از احکام طهارت میباشد. حنفیه به دلیل نهی در قرائت تشدید، غسل کردن قبل وطء را مستحب میدانند.388
دلیل دوم: قرائت تشدید حرام بودن نزدیکی قبل غسل کردن را اقتضاء میکند و قرائت تخفیف مقتضی حرمت نزدیکی تا غایت طهر است و جمع بین دو قرائت تا آنجا که ممکن است برای دفع تعارض واجب است، پس قرائت تشدید زمانی است که قطع شدن خون کمتر از ده روز باشد و قرائت تخفیف زمانی است که قطع شدن خون بعد از ده روز است.389
دلیل سوم: انقطاع خون در کسانی که روزهای حیض آنها پایینتر از ده روز است دو چیز معتبر است: یکی اینکه با غسل کردن حکم حیض از او زائل میشود دوم اینکه وقت نماز بر او بگذرد زیرا گذشتن وقت نماز، فرض نماز را لازم میکند و لزوم فرض نماز منافی بقاء حکم حیض است و زمانی که حکمش منتفی شود طهر ثابت میشود و فقط غسل کردن باقی میماند که مانع نزدیکی کردن میشود و بقاء غسل مثل زمان جنابت مانع جایز بودن نزدیکی نمیشود. اما زمانی که روزهای حیض ده روز باشد وجود حیض بعد از ده روز غیر جایز است و مانعی برای نزدیکی وجود ندراد.390
قول دوم: جایز بودن وطء حائض بعد از قطع شدن خون و غسل با آب
از میان مذاهب فقهی، مالکیه،391 شافعیه392 و حنابله393 بر این باورند و قول شیخ صدوق از امامیه،394 ابن جریر395 و ابن عربی396 میباشد.
استدلال این گروه به قرار ذیل است:
دلیل اول: ﴿فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ﴾ {بقره/222} از دو وجه به آن استدلال کردهاند: وجه اول: در مورد کلمهی (یطهرن) دو قرائت متواتر روایت شده است قرائت (يَطْهُرن) که به معنی قطع شدن خون و قرائت (يَطَّهَّرن) به معنی غسل کردن میباشد و اختلاف دو قرائت مثل دو آیه است که با هم به کار برده میشود که تقدیر آیه (فَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَنْقَطِعَ دَمُهُنَّ وَيَغْتَسِلْنَ) وجه دوم: حکم در آیه به دو شرط معلق شده است یکی قطع شدن خون ﴿حَتَّى يَطْهُرْنَ﴾ و دوم غسل کردن با آب ﴿فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ﴾ پس مجموع این دو شرط، غایت است، مثل قول خدای تعالی (وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ( که در این آیه شرط برگرداندن مال را به یتیم بلوغ نکاح و رشد دانسته است
دلیل دوم: قرائت تشدید آن متواتر است و فقط احتمال معنی غسل را میدهد زیرا اصل آن (یتطهرن) از باب تفعُل است و باب تفعُل زمانی استفاده میشود که انسان آن را کسب کند و قطع شدن خون اکتسابی نیست.397
دلیل سوم: قرائت أُبی بن کعب و ابن مسعود ﴿حَتَّى یتطهرن﴾ به طور واضح بر طهارت با آب دلالت دارد398 همانگونه که در لغت عرب نیز بر غسل کردن دلالت دارد.399
دلیل چهارم: (ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین) وجه استدلال به این آیه این است که خداوند آنها را به دلیل طهارت با آب مدح و ثنا کرده و چون قطع شدن خون عمل اکتسابی از زنان نمیباشد به خاطر آن مدح و ستایش نمیشوند.400
دلیل پنجم: احادیث روایت شده:
از عائشه ( روایت شده است «خَرَجْنَا مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَلَا نَرَى إِلَّا الْحَجَّ، حَتَّى إِذَا كُنَّا بِسَرِفَ، أَوْ قَرِيبًا مِنْهَا، حِضْتُ فَدَخَلَ عَلَيَّ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَنَا أَبْكِي، فَقَالَ: «أَنَفِسْتِ؟» – يَعْنِي الْحَيْضَةَ قَالَتْ – قُلْتُ: نَعَمْ، قَالَ: «إِنَّ هَذَا شَيْءٌ كَتَبَهُ اللهُ عَلَى بَنَاتِ آدَمَ، فَاقْضِي مَا يَقْضِي الْحَاجُّ، غَيْرَ أَنْ لَا تَطُوفِي بِالْبَيْتِ حَتَّى تَغْتَسِلِي»401
از عائشه ( «قَدِمْتُ مَكَّةَ وَأَنَا حَائِضٌ، وَلَمْ أَطُفْ بِالْبَيْتِ وَلاَ بَيْنَ الصَّفَا وَالمَرْوَةِ قَالَتْ: فَشَكَوْتُ ذَلِكَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «افْعَلِي كَمَا يَفْعَلُ الحَاجُّ غَيْرَ أَنْ لاَ تَطُوفِي بِالْبَيْتِ حَتَّى تَطْهُرِي.»402 پیامبر ( به عائشه امر کردند که تا زمانی که غسل نکرده بیت را طواف نکنند پس دلالت میکند بر اینکه حائض نماز نخواند زیرا غیر طاهر است و طهارت حائض با غسل کردن انجام میشود.403
دلیل ششم: علماء اجماع دارند که نزدیکی کردن قبل غسل حرام است.
اسحاق بن راهویه میگوید: «أجمع أهل العلم من التابعين أن لا يطأها حتى تغتسل. وإذا حصل الإجماع من التابعين فلا عبرة بمن بعد.»404
ابن جریر در جامع البیان: «همه اجماع دارند که برای مرد حرام است که بعد قطع شدن خون با زنش نزدیکی کند مگر اینکه طهارت کند و در تطهری که خداوند معنی کرده است اختلاف کردهاند برخی آن را به غسل کردن و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جنس مخالف Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق