منابع پایان نامه ارشد با موضوع جهان بینی، علوم جدید، سلسله مراتب، علوم انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

اهل باطن، به حقیقت اشیاء نظر می کند و عالم را نه از منظر بشری که از منظر خدای تعالی می بیند. شوآن طریق اهل باطن را روشی می داند که با احاله دادن به حقیقت جامع، حقیقت گمشده را باز گرداند و نیازهای عاجل برخاسته از دیدگاه و موضع گیری های فلسفی و علمی دنیای متجدد را برآورده کند. (شوآن، 1981، صص. 8-7 ).
به اعتقاد سنت گرایان، اگرچه انقلاب علمی اطلاعات بسیاری درباره بعد کمی طبیعت کشف نمود، اما این امر به بهای فدا کردن وجه دیگر آن؛ یعنی چهره قدسی طبیعت که تمام مخلوقات تا ابد رو به سوی آن دارند، تمام شد. از آن به بعد، تنها وجه کمی طبیعت حقیقت قلمداد شد و علوم جدید تنها علوم طبیعت تلقی گردید. دیگر مفهوم دینی نظام طبیعت به صورت امری بی ربط درآمد و نه جهان به عنوان صحنه تجلی خداوند تعبیر می شود و نه اوراق بی شمار آن به عنوان کتاب آسمانی که در آیات قدرت خداوند نوشته شده، خوانده می شود. کسانی هم در غرب که به دنبال چنین مفهومی از طبیعت بودند به حاشیه تفکر اروپایی رانده شدند و به علوم خفیه و امور مشابه نسبت داده شدند. (قائمی نیا، 1385، ص. 38 ).
در نگاه سنتی جهان عرصه ظهور صفات خداوند است و نقش معرفت، شناساندن خداوند به انسان است که مقدمه ی تقرب انسان به خداوند است. (نصر، 1388، ص. 167 ). نصر معتقد است تا قبل از دوران مدرن انسان ها در جوامع سنتی زندگی می کرده اند و لذا علم و فناوری در آن دوران مبتنی بر جهان بینی الهی بوده و در حرکت انسان به سمت خداوند نقش مهمی داشته اند. در حالی که علم مدرن که روند شکل گیری آن همراه رشد فلسفه های سکولار بوده است، مبتنی بر یک جهان بینی مادی است. نصر به طور خاص به نقش دکارت در این زمینه اشاره می کند و معتقد است تقلیل معرفت یقینی به کارکرد عقل جزئی و کنار گذاشتن شهود و وحی به عنوان معرفت یقینی که توسط دکارت و برای مبارزه با شک گرایی انجام شد، در فرآیند سکولار سازی معرفت نقش عمده ای داشته است، اگر چه ریشه های کنار رفتن شهود و مادی دیدن جهان را در کار فلاسفه یونانی از جمله ارسطو نیز قابل مشاهده می داند. در نتیجه سکولار شدن معرفت، تصویری که علم از جهان ارائه می دهد نیز تقدس زدایی شده و صرفاً مادی می شود و این مسئله علاوه بر این که حضور خداوند را در هستی و به طبع در زندگی انسان ها کمرنگ کرده است، بستر سوء استفاده از محصولات فناوری را نیز فراهم کرده است. (همان، صص. 50-48). نصر بحران های اخلاقی و زیست محیطی جوامع مدرن را محصول جهان بینی الحادی حامی نظریه های علم مدرن می داند. (نصر، 1382، صص. 149-148).
از دید نصر جامعه علمی آرمانی جامعه ای است که در آن علوم طبیعی با تکیه بر جهان بینی الهی تولید شده باشند و در مقام مصرف علم نیز چه از نظر آموزگاران و چه تولید و مصرف فناوری های مبتنی بر علم، جهان بینی الهی حاکم باشد. (زرگر، حسینی، تقوی، 1391، ص. 58 ).
سنت گرایان علم مقدس را یکی از اصول بنیادی سنت گرایی می دانند و از طریق آن سعی در رسیدن به علم اعلی می نمایند، که مهمترین منظومه سنت گرایان به شمار می رود، تا آنجا که سنت گرایان بعضی از نظریات خود را معطوف به علم مقدس می شمارند، مانند حکمت خالده که بعد از علم مقدس آورده شده و مورد بحث قرار می گیرد، در این بحث پساساختارگرایان با بیان نظر ساختارشکنی و نفی فرارویت ها هرگونه ساختار ثابت را نفی و هرگونه فراروایت را رد می کند به رد نظریه علم مقدس می انجامد و نمی توان از طریق علم مقدس به علوم دست یافت، چون علم مقدس یک ساختار ثابت جهت رسیدن به علم اعلی بوده که از نظر پساساختارگرایان مورد پذیرش نیست، البته همانگونه که در گذشته گفته شد پساساختارگرایان با این نظریه به نفی هرگونه ساختار ثابت می پردازند که خود این نظریه یک ساختار ثابت ایجاد کرده است و به همان جهت نفی فرارورایت های پساساختارگرایان نیز خود یک فراروایت است و دارای ساختار ثابت که باز هم نمی توان با تکیه بر آنها به رد هرگونه نظریه در امکان رسیدن به علم پرداخت.
در ادامه به این موضوع هم باید اذعان نمود که سنت گرایان جهت دست یابی به علم مقدس و حکمت خالده نیز راهی متقن و روشن ارائه نداده و بیشتر به بحث پیرامون وجود این تعاریف پرداخته اند که شایسته است از طریق سنت گرایان مشخصاً روش دست یابی به علوم نیز بر مبنای علم مقدس و حکمت خالده مشخص گردد.

1 – معنای علم در علوم سنتی و علوم پست مدرن
ماهیت و معنای علم در علم جدید و علم سنتی کاملاً متفاوت است. اصطلاح علم در علوم سنتی، در خود تمدن های گوناگون سنتی نیز متفاوت می باشد. به گونه ای که اشکال بسیاری از علوم سنتی در این تمدن ها پرورش یافته اند. کاربرد علم سنتی همان علم عالی ای است که هدفش شناخت کلی و جامع نسبت به حقیقت و بحث درباره مبادی اولی هستی و وجود می باشد. این علم نه از راه ذهن بلکه از راه عقل شهودی یا چشم دل حاصل می آید. سنت گرایان این نوع علم را از موجبات کمال نفس می دانند. در نظر آنان هیچ سعادتی برای انسان بالاتر از آن نیست که به معرفت مطلق برسد، کمالی که هیچ وجودی در آن با انسان شریک نیست، بنابراین ارزش انسان کسب این علم است مخصوصاً معرفت مطلق، این نوع علم و معرفت دارای مراتبی است که موازی و همگام با مراتب وجود است. وجود و معرفت به «مطلق» و «نسبی» تقسیم می شود؛ معرفت به وجود مطلق را معرفت مطلق و معرفت به وجود نسبی را معرفت نسبی می نامند. (مظاهری، علوی، 1388، ص. 134 ).
مراد از علم در علوم مدرن، علوم تجربی می باشد که به لحاظ روش تجربی است و مبتنی بر مشاهده، آزمایش، نظریه پردازی و آزمون نظریه ها می باشد. این روش می تواند در علوم طبیعی و هم در علوم انسانی اعمال شوند، از این رو هم علم تجربی طبیعی و هم علوم انسانی صدق می یابد. در این معنا علم نزد سنت گرایان به علم جزئی تعبیر می گردد و بنا به نظر ایشان اینگونه علم در تعبیر قدما مرتبه ای از علم مطلق بوده و جدا از آن نیست. این معنا از علم در علوم جدید جنبه مطلق یافته و تنها راه وصول به شناخت محسوب می شود. به نظر ایشان این علم نمی تواند جنبه مطلق داشته باشد و مقید می باشد. علوم جزئی همیشه مفید و جزئی می باشد و در هستی و اصول و مبادی خویش به علم اعلی نیازمند بوده و هستند، در حقیقت اگر موضوع و مبادی علوم جزئی به وسیله علم اعلی اثبات نشوند این علوم اصلاً اساس و پایه خودشان را از دست می دهند با این حال، این تصور در علم جدید به کلی تغییر یافت، زیرا در نظر آنان علم اعلی انکار می گردد و یا مورد شک و تردید قرار می گیرد. علم جزئی مقید و محدود است در حالی که علم اعلی به همه مراتب وجود از مبدأ تا ماده المواد که پایین ترین مرتبه وجود است می پردازد. (همان، ص. 135).
سنت گرایان گاهی علم جدید را با تعبیر «دانش این جهانی» و علم سنتی-علم مطلوب سنت گرایان- را با تعبیر «دانش آسمانی» نشان می دهد. به اعتقاد او، علومی که بر اساس سنت بنا شده اند دو نقش مکمل دارند: هم میان اجزای آن ها و هرگونه نظم در عالم واقعیت پیوند وجود دارد، و هم متناسب با استعداد واقعیت ها است و آمادگی خاصی نسبت به فهم معارف بالاتر را فراهم می آورند. به عبارت دیگر، این دانش ها هم با عالم تناسب دارند و میان خود آن ها وحدتی حاکم است و هم استعداد فهم معارف بالاتر را در آدمی پرورش می دهند. اما در مقابل، دانش های جدید هیچ یک از این دونقش مکمل را ندارند و در نتیجه، «علوم غیر روحانی» اند. لذا او میان نجوم و فیزیک قدیم و جدید مقایسه می کند. (قائمی نیا، 1385، ص. 43 ).
با توجه به معنای رایجی که امروزه از علم اخذ می شود در وهله اول قرار گرفتن «علم» در کنار «قدسی» و «سنتی» ناسازگار می نماید. زیرا علم به معنای امروزی آن علم جزئی است که دائماً در تغییر و دگرگونی است، به عبارتی دیگر بر روش تجربی مبتنی است که مرتب به عرضه نظریه و دیدگاهی می پردازد که در تحول و تبدل است. اما قدسی بودن بر جنبه کلیت و تعالی دلالت دارد. در واقع آنچه که امروز به معنای علم است از قرن 17 میلادی به بعد در فرهنگ غربی رایج گشت و در این معنا ربطی به امر قدسی ندارد و با آن بیگانه و ناسازگار است. اما علم از نظر سنت گرایان دارای مراتبی است و علم تجربی پایین ترین مراتب آن است. وقتی از علم قدسی و علم سنتی صحبت می شود، منظور کاربرد حقایق متافیزیکی در سطوح مختلف است. بنابراین علم در کنار «سنتی» و «قدسی» دلالت بر معنای حقیقی آن دارد که در این معنا شامل علم تجربی نیز می گردد. (مظاهری، علوی، 1388، ص. 137 ).
علوم جدید در پی تأمین هرچه بیشتر منافع صرفاً مادی انسان است، و چون از جنبه های متعالی وجود انسان (بعد روحی) و مراتب برتر جهان غفلت ورزیده، علمی سودجویانه به معنای کمی و مادی است و لذا بازتاب دهنده حقایقی ورای طبیعت و ماده نیست. علوم سنتی در پی برآوردن نیازهای زمینی و مادی صرف نبوده اند، بلکه علاوه بر آن، تأمین منافع و نیازهای معنوی انسان را نیز در نظر می گرفته اند. علوم سنتی، از آنجا که حوزه واقعیات را منحصر به قلمرو واقعیت مادی عالم طبیعت نمی کنند، شناختی از جهان به دست می دهند که ناظر به مراتب بالاتر وجود است، تا اوج آنکه حقیقتی بیان ناپذیر می باشد؛ از این رو حس حقیقت جویی فطری انسان را، که به امور نسبی اکتفا نمی کند، ارضاء می نماید. از این رو علوم سنتی جهان را نه حجاب، بلکه آیینه ای می بیند که انعکاس دهنده جمال الهی است.(احمدی، 1389، ص. 4 ).
در مطالعه علوم در نگاه سنتی و پساساختارگرایی به این نکته (از نظر نگارنده پژوهش) می توان رسید که هیچکدام از این دو رویکرد بصورت متقن و دقیق راهبرد و راهکار مناسبی برای دستیابی به علوم نداده اند وتنها دربیان مفاهیم بصورت کلی اقدام نموده و بیشتر به توضیح و تفسیر همان مفاهیم پرداخته اند، که می توان با بیان اصول مورد نظر رسیدن به علوم هر کدام از رویکردها به علوم مورد نظر هرکدام دست یافت.

2- تفاوت دیدگاه های سنتی و پست مدرن در علوم
2-1- تفاوت در جایگاه امر مقدس
در علوم سنتی امر مقدس جایگاه محوری را دارد به گونه ای که می توان از آن ها به علم مقدس نیز یاد کرد و امور نامقدس و انسانی بر اساس آن تعریف می پذیرد، اما در علوم جدید امر مقدس در حاشیه قرار دارد و امور مقدس و به ویژه انسان در کانون قرار دارد در این نظام علمی آنقدر امور مقدس به حاشیه رفته اند که شناختی از آن ها صورت نمی پذیرد. (مظاهری، علوی، 1388، ص. 149 ).
2-2- تفاوت در نحوه نگرش به سلسله مراتب هستی
علوم سنتی بر بینش سلسله مراتب طولی در هستی مبتنی هستند که در آن هر مرتبه پایین نمادی و مظهری از مراتب بالاتر است و مراتب بالا افاضه کننده وجود و اعطا کننده کمالات مراتب پایین تر محسوب می گردند. عالم مادی در این سلسله مراتب، بالاتر از عالم مادی و عالم نفس، عالم خیال و عالم عقل قرار دارد که ارتباط طولی با یکدیگر دارند این الگو تکامل انسان را طولی محسوب می کند و انسان برای تکامل حقیقی نظر به عوالم بالا دارد اما در نظام علمی پست مدرن که بریده از عالم بالاست ناگزیر به صورت افقی و عرضی و نه عمودی و طولی قائل به سلسله مراتب می گردد که تاریخی است. (همان، ص. 149 ).
2-3- تفاوت در هدف
علوم پست مدرن فقط به ظواهر می پردازد و هدفش سودجویانه است و فقط علم را برای انسان و همچنین علم را برای علم می داند. برعکس در علوم سنتی که به بعد باطنی می پردازد نه سود جویانه و نه انسان مدار و نه علم برای علم بوده بلکه تمام هدفش برآوردن نیازهای انسانی است. این علوم برای تمام نیازهای مادی و معنوی انسان مفید و سودمند هستند. در دیدگاه سنت گرایی هیچ دو گانگی میان حقیقت و سود مندی وجود ندارد. علوم سنتی برای کسانی که آمادگی های فکری و معنوی دارند یکی از ابزارها برای دست یابی عالم نوری هستند. این علوم می توانند کلیدهای حیاتی برای درک جهان و مددکار سفرشان به ماورای این جهان باشند. (همان، ص. 149 ).
علوم سنت گرایان که از دیدگاه بیرونی ممکن است بی فایده به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جهان شناسی، ساختارشکنی، علوم جدید، ساختارگرایی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جهان بینی، معرفت شناسی، هستی شناسی، انسان شناسی