منابع پایان نامه ارشد با موضوع جنس مخالف

دانلود پایان نامه ارشد

کنایه از جماع است.344
قول دوم:باطل شدن وضو در لمس زن همراه با شهوت و لذت
لمس زن اگر همرا با لذت باشد یا اینکه نیت لذت را داشته باشد وضو باطل میشود و لامس و ملموس هنگامی که لذت ببرند در حکم باطل شدن مساویاند.
از میان مذاهب، مالکیه345 و روایت مشهور امام أحمد346 و از میان سلف علقمه و نخعی بر این قول قائلند.
طرفداران این قول بطلان وضو را مشروط به شرطی دانسته و بعضی حالات را استثناء کردهاند که توضیح آن به شرح ذیل است:
باطل شدن وضوء با لمس مشروط به سه شرط است: 1. لمس کننده بالغ باشد. 2. ملموس عادتاً347 از جمله کسانی باشد که میل و رغبت به او وجود داشته باشد. 3. لمس کننده نیت لذت داشته باشد یا لذتببرد.
لمس محرم علی القول(قول ضعیف) وضو را باطل نمیکند اگر چه لمس کننده لذت ببرد یا نیت آن را کند؛ زیرا محرم بر حسب عادت لذت آنها منتفی میشود. در قولی دیگر لمس محرم با وجود لذت نه با نیت کردن آن وضو را باطل میکند. لمس صغیره زمانی که میل و رغبتی به او وجود نداشته باشد وضو را باطل نمیکند ولی لمس فَرج صغیره اگر همراه با لذت باشد وضو باطل میشود. وضوء ملموس در صورت لذت بردن باطل میشود ولی اگر نیت لذت داشته باشد ملموس نیست بلکه لامس است. شرط نیست که عضو اصلی یا عضوی که به آن احساس دارد لمس کند بلکه اگر نیت لذت کند یا لذت ببرد و لو به عضوی زائد باشد که احساس نداشته باشد وضو باطل میشود.348
استدلال این گروه:
طرفداران این نظریه به ادلهی زیر استدلال کردهاند:
دلیل اول: آیه شش مائده (إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ(در این آیه سه جمله که مفید سه حکم مختلف است بیان شده است: جمله اول: (وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا( میباشد که مفید جماع است. جملهی دوم: (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ( است که افادهی حدث و قضاء حاجت است. جملهی سوم (أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاء(َ است که گویای لمس و بوسیدن است، بنابراین هر یک از جملات سه گانه در آیه مفید حکمی مستقل است و اگر (أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاء(َ بر جماع حمل شود تکرار حکم قبل(وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا( میباشد.349
دلیل دوم: لمس فی نفسه حدث نیست حالتی که در آن منجر به حدث میشود معتبر است و آن حالت شهوت است زیرا منجر به خروج مذی یا منی میشود پس مظنه مقام حقیقت آورده میشود.350
دلیل سوم: (او لامستم النساء) مراد از آن لمس با دست است چه با شهوت یا بدون شهوت باشد و آن عامی که ارادهی خاص مقصود است پس لذت در آن برای جمع بین آیه و اخبار شرط است زیرا در آیه، لمس زن را مطلقاً مبطل وضو میداند اما این عام بودن کلمهی لمس در آیه، از جهتی که پیامبر ( عائشه ( را هنگام سجده کردن با دست لمس کرد در تعارض است و چه بسا عائشه هم او را لمس کرده باشد و امامة دختر دخترش زینب را حمل کرد، پس حکم را به وجود شهوت معلق میکنیم.351
قول سوم: باطل شدن وضو با لمس زن مطلقاً
لمس زن مطلقاً وضو را باطل میکند چه با شهوت یا بدون آن باشد. از میان مذاهب شافعیه،352 روایتی از امام احمد353 و از میان سلف ابن مسعود، ابن عمر،مکحول، شعبی و زهری بر این باورند.354
شافعیه بر این باورند که هنگامی که مرد و زن بیگانه همدیگر را بدون حائل لمس کنند وضوء لمس کننده (لامس) باطل میشود هر چند لامس مرد یا زن، با شهوت یا بدون شهوت، با لذت یا بدون لذت، عمدی یا سهوی یا اتفاقی باشد لمس تدوام داشته باشد یا نه، لمس با عضوی از اعضای طهارت باشد یا نه، ملموس سالم یا بیمار باشد. پس هر یک از موارد بالا وضوء لامس را باطل میکند ولی در مورد وضوء ملموس دو قول مشهور وجود دارد که این دو قول مبنی بر دو قرائت روایت شده است هر کس (لمستم) قرائت کند وضوء ملموس را باطل نمیداند زیرا ملموس لمس نکرده است ولی هر کس (لامستم) قرائت کند وضوء باطل میشود زیرا باب مفاعلة است و این باب دال بر مشارکت بوده بنابراین وضو لامس و ملموس باطل میشود. در قول اصح این دو قول اختلاف دارند.355 باطل شدن وضوی ملموس قول اظهر است چه آنکه مانند جماع، هر دو در لذت بردن مشترک هستند.356
شافعیه برای بطلان وضو در چنین حالتی شروطی را بیان کردهاند که به قرار ذیل است: 1. لمس بین دو جنس مختلف اتفاق افتاده باشد. 2. لمس پوست باشد بنابراین مو، دندان و ناخن باطل نمیکند. 3. بدون حائل باشد.357 4. لامس و ملموس در حدی باشند که به آن رغبت و میل و شهوت وجود داشته باشد. اگر یکی از آنها این ویژگی را نداشت باطل نمیشود. 5. عدم محرمیت بین آنها.358
ادلهی قول سوم:
قائلین این قول به ادلهی زیر استدلال کردهاند:
دلیل اول:(وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا( خداوند وضو را از ملاسمه واجب کرده است و ملاسمه مشتق از لمس و حقیقت لمس به معنی مس با دست است كه آیهی (فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ( {انعام/7}این معنی را تأکید میکند و قرائت دوم (أَوْ لَمَسْتُمُ النِّسَاءَ(بر ترجیح دلالت دارد و برای این شواهدی از قرآن، سنت و لغت وجود دارد.359
لمس لفظ عامی است که شامل جماع و غیر آن میشود و فقط به جماع اختصاص ندارد زیرا لمس به معنی جس با دست و غیر دست میباشد و حمل آن بر معنی عام اولیتر از حمل بر معنی خاص است، زیرا قرائت دوم (أَوْ لَمَسْتُمُ النِّسَاءَ( دلالت بر حمل آیه بر معنای عام میکند بر خلاف معنای خاص که قرائتی مؤید آن نیست پس ملاسمه در قرائت (أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ( به دلیل توافق دو قرائت در معنی به جماع اختصاص ندارد.360
دلیل دوم: از ابن عمر ( روایت شده است: «قُبلَة الرجل امرأته و جَسَّها بیده من الملاسمة، فمن قبَّل امرأته أو جسها بیده فعلیه الوضوء»361 وجه استدلال به این روایت آن است که: ابن عامر قائل به بطلان وضوبه سبب لمس است.
از معاذ بن جبل: «أَنَّهُ كَانَ قَاعِدًا عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَجَاءَهُ رَجُلٌ , فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ أَصَابَ مِنِ امْرَأَةٍ لَا تَحِلُّ لَهُ فَلَمْ يَدَعْ شَيْئًا يُصِيبُهُ الرَّجُلُ مِنِ امْرَأَتِهِ إِلَّا قَدْ أَصَابَهُ مِنْهَا إِلَّا أَنَّهُ لَمْ يُجَامِعْهَا؟ , فَقَالَ: «تَوَضَّأْ وُضُوءًا حَسَنًا ثُمَّ قُمْ فَصَلِّ»362
قول چهارم: لمس با دست مبطل وضو است با غیر دست مبطل وضو نیست
اگر لمس با دست باشد وضو نقض میشود و اگر به غیر دست باشد نقض نمیشود و این قول امام أوزاعی است.363
قائلین به این رأی نیز برای خود ادلهای ذکر کردهاند که به قرار ذیل است:
دلیل اول: (فلمسوه بأیدیهم) {انعام/7} درحقیقت لمس بر جس با دست اطلاق میشودپس واجب است لفظ را بر معنای حقیقیاش حمل کنیم از طرف دیگر این قضیه را بر لمس ذکر که مبطل وضو است قیاس کردهاند.364
مناقشه دلیل: لمس ذکر با دست بر خلاف غیر دست شهوت را بیشتر تحریک میکند و لمس زن به هر عضوی که باشد شهوت را تحریک میکند بنابراین دلیل این گروه، چندان متوجه و قانع کننده نمیتواند باشد.365
قول پنجم:ابطال وضو در صورت لمس با قصد و عمد
اگر لمس عمدی باشد باطل کنندهی وضو است و این قول داودظاهری است.366
دلیل: لمس عمدی غالباً همراه با شهوتاست اما غیر عمد به نص آیه (رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا({بقره/286} برداشته شد.
مناقشه اقوال و قول ترجیح
قول اول: (عدم بطلان وضو با لمس زن) مخالفین این نظریه، بر بعضی از ادلهی مورد استناد این گروه ایرادات و اشکالاتی وارد کردهاند که به قرار ذیل است:
در مورد احادیث مطرح شده در دلیل اول گفته شده: که این حدیث از سه وجه ضعیف است: 1. ابوروق یکی از راویان حدیث آن را ضعیف کرده است. 2. حدیث مرسل است ابراهیم تمیمی از عائشه ( نشنیده است.367 3. در حدیث مشتبه شده است چه آنکه دلالت اصلی حدیث بر بوسیدن صائم است حال آنکه بعضی از راویان آن را بر عدم باطل شدن وضو به سبب لمس حمل کردهاند.368 علاوه بر ایرادهای وارد شده بر حدیث چه بسااین حدیث خاص ایشان بوده یا اینکه این قضیه قبل از نزول آیهی (أَوْ لامَسْتُمُ النِّسَاءَ( بوده که با نزول آیه حدیث منسوخ شده است.369 اضافه بر اینکه میتوان حدیث را بر بوسیدن از روی حائل حمل کرد.370 هر چند برخی این ایراد را مطرح کردهاند ولی چنانکه در حاشیهی تخریج این حدیث گفته شد بسیاری از محدثین از جمله آلبانی و شعیب ارنوؤط آن را صحیح و قابل استناد دانستهاند، بنابراین نمیتوان به راحتی دلالت این حدیث را با این ایرادات رد کرد.
در مورد حدیث وارد شده در دلیل دوم: نیز گفته شده: حدیث ضعیف است. چه آنکه عروة، عروة بن زیبر نیست بلکه عروة المزنی است و او مجهول است و سماعش از عائشه ثابت نشده است و حبیب بن ابی ثابت یکی از روات از ابن زبیر نشنیده بلکه از عروةالمزنی شنیده است.371 در مورد رد این اعتراض نیز چنانکه در تخریج این روایت گفته شد.372 گروه زیادی از جمله آلبانی و شعیب ارنوؤط آن را صحیح میدانند.
در مورد دلیل چهارم: مخالفین گفتهاند: نمیتوان به این حدیث استناد کرد چه آنکه اولاً در این حدیث پیامبر اکرم ( ملموس بودند و گفته شده در لمس، وضوء ملموس باطل نمیشود. ثانیاً پیامبر (در این حادثه در حال دعا بود نه نماز و اتفاق است که دعا برای شخص محدث بدون طهارت و وضو جایز است. ثالثاً چه بسا پیامبر ناخن را لمس کرده باشد و ناخن در حکم منفصل است یا اینکه با حائل باشد یا این خاص ایشان است بنابراین «إذا تَطَرَّقَ إلَيْهَا الِاحْتِمَالُ سَقَطَ بِهَا الِاسْتِدْلَال»373 هرگاه بر دلیل احتمال وارد شود استدلال به آن جایز نمیباشد.374 به نظر میرسد بعضی از ایرادهای وارد شده بر این حدیث چندان قوی نیست ولی بعضی از آن قابل قبول باشد.
در مورد دلیل پنجم: اعتراضی که بر آن وارد شده است آن است که 1.حمل أُمَامَةُ مقتضي لمس بدنش نيست. 2. امامة صغیره است.3. از ذوات محارم است زیرا دختر دخترش زینب است و در یکی از دو قول محرم و صغیره وضو را باطل نمیکنند.375 چنانکه مشاهده میشود این اعتراض چندان بیمحل نیست، حداقل اینکه احتمال این ورود بر حدیث وجود دارد پس نمیتوان به قطع آن را پذیرفت و در عدم بطلان وضو با لمس به آن استناد کرد.
اما دلیل هشتم این گروه که قیاس بر عدم بطلان وضو در صورت لمس دو همجنس گرفتهاند، این دلیل نمیتواند حجتی قوی برای قائلین این قول باشد، چه آنکه قیاس این دو مسأله بر هم قیاس درستی نیست، چه آنکه اولاً: در این قضیه دو جنس مخالفند ثانیاً چه بسا ادلهای مبنی بر این مسأله باشد ولی در مسأله لمس مرد با مرد وجود نداشته باشد.
اما دلیل نهم آنها (آمدن لفظ نساء قرینهای بر آن است که مقصود آیه جماع است نه لمس) مخالفین گفتهاند: زمانی که لفظ «الوطء» به «المرأة» اضافه شود فقط معنی جماع فهمیده میشود چون عادت بر این نیست که زن را با پا پایمال و لگد کنیم پس در این جا منظور از وطء جماع است بر خلاف لمس، زیرا لمس در جس با دست و غیر آن به کار برده میشود.376
چنانکه ملاحظه شد هر چند بر بعضی از این ادله ایراداتی وارد شد، ولی به نظر میرسد برخی از آن ایرادات وارد و بسیاری از آنها نیز وارد نیست و مقدار ادلهی قوی آن بیشتر از ادلهای است که قابل ایراد است.
قول دوم: بطلان وضو در صورت لمس با شهوت
ایرادی که بر دلیل اول گرفته شده آن است که: مراد از لمس زنان در آیه جماع است زیرا در آیه اصل طهارت صغری و طهارت کبری را با وجود آب با قول(فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ( و(وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا(بیان کرده است و قول (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ( و (أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ( طهارت صغری و کبری را در شرایط عدم آب بیان

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع حالت طبیعی، جنس مخالف Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قواعد فقهی