منابع پایان نامه ارشد با موضوع جنس مخالف، ایفای نقش، آیات و روایات

دانلود پایان نامه ارشد

اي اسما! زماني كه زن به سن عادت ماهانه رسيد و بالغ شد، درست نيست بدن او ديده شود؛ مگر اين و اين؛ و حضرت به دست و صورت اشاره كرد.
5. ما روته عائشة أيضاً، قالت:
دخلت عليّ ابنة أخي مزينة؛ فدخل عليّ النبي(ص) فأعرض، فقلت: يا رسول الله! إنّها ابنة أخي و جارية. فقال: إذا عركت (أي حاضت) المرأة، لم يجزلها أن تظهِر إلاّ وجهها و إلاّ مادون هذا، و قبض علي ذراع نفسه فترك بين قبضته و بين الكفّ مثل قبضة أُخري.
عائشه گويد: دختر برادرم پيش من آمده بود كه پيامبر بر من وارد شد و روي برگرداند. به پيامبر گفتم: اي رسول خدا! او برادر زادۀ من است و دختر بچه‏اي بيش نيست. پيامبر فرمود: زماني كه زن حيض شد و (بالغ گشت) جايز نيست بدن او بدون پوشش باشد؛ مگر صورت و پايين از اين؛ حضرت دست برساعد خود نهاد و بين كف دست و مكاني كه ساعد خود را گرفت، به قدر قبضه اي فاصله بود.171
دليل سوم: نفي حرج در دين:
در حقيقت اين مطلب، دليل سومي بر جواز اظهار صورت و كف دست نيست، بلكه مؤيّد دو دليل قبلي است. چون ما در تفسير استثناي آيۀ نور (إلاّ ما ظهر منها) دو رأي داشتيم: يكي جواز اظهار صورت و كف دست و ديگري عدم جواز.چنانچه بپذيريم پوشاندن صورت و كف دست براي زن ها در رفت و آمد و تعامل با مردها درجامعه، حكمي حرجي است و خداوند براي مردم حرج و مشقّتي قرار نداده است”ما جعل عليكم في الدين من حرج”172، اين مطلب مؤيّد رأي اوّل مي‏باشد كه مبتني بر جواز اظهار صورت و كف دست است.
اگر تفسير استثناي آيه، مردّد ميان دو رأي بالا (جواز و عدم جواز اظهار صورت و كف دست) باشد، دليل نفي حرج مؤيّد و مرجع رأي اوّل خواهد بود، مگر اين كه دليل قطعي بر حرمت اظهار صورت و كف دست داشته باشيم، كه در اين صورت خواهيم گفت: اين حكم در مورد حرج و مشقت آمده است، از قبيل حكم جهاد و زكات و خمس و قصاص و ديات و امثال آن كه در مورد ضرر آمده است. در غير اين صورت، رأي و دليلي كه خالي از حرج است، بر رأي و دليلي كه مستلزم حرج است، رجحان دارد. و ما اين مطلب را اين جا فقط به عنوان مؤيد مي‏آوريم، نه دليل. استثناء “إلّا ” در “ما ظهر منها” استثناء منقطع است، چون “ظَهَرَ” فعل لازم است از “لا یبدین” که فعل متعدی است استثناء شده است. نکتۀ این استثناء منقطع این است که زنان خود صورت و دست را آشکار نمی کنند بلکه خود به خود ظاهر می گردد، پس باید پوشیده باشد که خود به خود آشکار می گردد و زنان با اراده آن را آشکار نمی کنند، و این هنگامی است که مشغول کار باشند بدون التفات دست یا صورت آشکار گردد.
ب- پوشش زن در نقش مادر بزرگ:
بر اساس آیات قرآن، زنان باید تمام بدن خود را از دید نا محرم بپوشانند و از این اجزا وجه و کفیَّن استثنا شده است و نگاه به این دو عضو اگر به قصد لذت نباشد، اشکال ندارد. بر اساس نظر فقها، وجوب ستر و حرمت نگاه به زن، در مورد زنان مسنی که امید ازدواج در آنها نیست، استثنا شده است.173 مسئلۀ مقدار جواز عدم ستر برای زنان مسن در میان فقها مورد اختلاف است. برخی بر اساس اطلاق آیۀ «قواعد» که در آن «ثیاب» به معنی جمع «لباسها» آمده است معتقدند که زن مسن می تواند لباس هایش را کنار بگذارد و برخی مقدار متعارف در میان زنان مسن جامعۀ اسلامی، فقط برداشتن چادر است.174
دلیل حرمت: آیه:
«وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»
زنان از کار افتاده ای که امید به ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست که لباس های (رویین) خود را بر زمین بگذارند، به شرط آنکه در برابر مردم خود آرایی نکنند و اگر خود را بپوشانند، برای آنان بهتر است و خداوند شنوا و دانا است.»175
با توجه به اطلاق آیه، باید گفت قید «قواعد» شامل تمام زنان، در برابر نامحرم می شود. بنا بر این، زنان مسنی که رغبتی به ازدواج ندارد و تمایل دارند در فیلم و تئاتر بازی کنند نیز، شامل این حکم می شوند. ولی در عین حال، این حکم الزامی نیست. بنا بر این چنان که در ذیل آیه آمده است، اگر آنها نیز مانند زنان دیگر پوشش خو را رعایت کنند، بهتر است.
سؤالی که بر اساس ای آیه به ذهن متبادر می شود، این است که زنان قواعد به چه کسانی گفته می شود. در برخی از روایات اسلامی، «قواعد» به مسنه (زنان سالخورده) تعبیر شده است.176 در حالی که در برخی دیگر از اخبار، قعود از نکاح (باز نشستگی از ازدواج) آمده است.177 جمعی از فقها و مفسران، آن را به معنای پایان دوره ی قاعدگی و رسیدن به حد نازایی و عدم رغبت ازدواج با آنها دانسته اند.178 در مجموع می توان گفت، این سه احتمال به یک واقعیت اشاره دارد: زنانی مدنظر است که به سنی برسند که معمولاً در آن سن، کسی ازدواج نمی کند، هرچند ممکن است به طور نادر چنین زنانی اقدام به ازداوج کنند.
بنا بر این ممکن است یک زن بازیگر با اینکه سن بالایی دارد، ولی در عین حال، باطراوت مانده باشدکه در این صورت،نمی توان او را از زنان قواعد به شمار آورد.به همین خاطر،زنی که بنا به دلایلی مانند مکنت مالی یا موقعیت خانوادگی به شغلی مناسب،یا به دلیل علم وکمالات،تمایلی به نکاح وحتی جنس مخالف ندارد،نمی توان در زمره ی زنان قواعد به شمار آوردالبته این دو ویژگی به حسب برخی زمان ها و مکان ها متفاوت می شود. بنا بر این با توجه به اطلاق آیه، حکم پوشش از زنان بازیگری که مسن هستند و در آنها رغبتی به ازدواج نیست، برداشته می شود.
اما تعابیری که در آیات و روایات از زنان ساخورده آمده است، مطلق است و در هیچ کدام از آنها به زنان شوهردار یا غیر آن اشاره نشده است. امارۀ دیگری نیز در این میان وجود دارد: در روایت صحیحه ی «حریز بن عبدالله»179 قید «مسنَّه» آمده است و مشخص است منظور از «قواعد»، زنان مسنی است که دیگر رغبتی به ازدواج ندارند.
ج- پوشیدن لباس جنس مخالف و یا همانندی:
در مواردی که برای ایفای نقش های داستان، هنر پیشۀ مناسب وجود ندارد، زنان در نقش مردان ایفای نقش می کنند. بازی در نقش جنس مخالف، مستلزم پوشیدن لباس ایشان است. سؤالی که در این میان به وجود می آید این است که پوشیدن لباسی که به مردان اختصاص دارد، توسط زنان چه حکمی دارد؟
به لحاظ فقهی، این بحث در کتب فقهی و روایی در مباحث «لباس مصلی» مورد نظر قرار گرفته است و مشهور فقها به حرمت آن فتوا داده اند.180مرحوم حکیم این نظر را فتوای اشهر دانسته است و احتمال اجماع در این باره داده است.181 برخی نیز بنا بر احتیاط واجب، پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف را جایز نمی دانند.182 برخی فقها به کراهت فتوا داده اند183 و برخی دیگر آن را جایز شمرده اند.184 بر اساس فتاوای فقهای معاصر، پوشیدن لباس حنس مخالف هنگام بازیگری و بیان خصوصیات بک فرد حقیقی (اگر باعث فساد نشود)، اشکال ندارد.185
نخستين فقيهى كه به اين مطلب اشاره دارد, ابن برّاج است. وى در بحث لباس نمازگزار مى نويسد:
(امّا المكروه ثواب المرئة للرجل.)186
لباس زن براى مرد، كراهت دارد.از روزگار محقق به بعد, در بيشتر كتابهاى فقهى, اين مسأله مطرح شده و بيشتر فقيهان, به حرام بودن اين كار, فتوا داده اند.187از ظاهر سخن محقق: (تزيين الرجل بما يحرم عليه) و ديگران حرام بودن آرايش و آراستن مرد, به طلا, حرير و… بر مى آيد, ولى محقق كركى و شهيد ثانى, اين عبارت را به گونه اى تفسير كرده اند كه در برگيرد مردانى را كه لباس زنان را بپوشند و زنانى را كه لباس مردان را بپوشند.
محقق كركى مى نويسد:(كما لو لبس كلامنهما زينة الآخر).188
بسان اين كه هر يك از زن و مرد، زينت ديگرى را بپوشد.
شهيد ثانى مى نويسد: (كلبس الرجل السوار و الخلخال و الثياب المختصه بها عادة و يختلف ذلك باختلاف الازمان و الأصقاع… و كلبس المرأة مايختص بالرجل كالمنطقة والعمامة).189
بسان اين كه مرد، النگو، خلخال و جامه هايى را كه بنابر عادت, ويژه زنان است، بپوشد و اين، به اختلاف زمانها و مكانها، مختلف مى شود و مانند پوشيدن زن، لباس ويژه مرد را، مانند كمربند و عمامه.
فقيهان ديگرى نيز، اين ديدگاه را پذيرفته و فتوا به حرام بودن اين كار داده اند.190
سيد على طباطبايى مى نويسد:وتزيين الرجل بما يحرم عليه كتزيينه بالذهب وان قل والحرير الاّ ما استثنى ولبسه السوار والخلخال والثياب المختصه بالنسوة فى العادة و يختلف باختلاف الاصقاع والازمان اجماعاً فى الاولين نصاً و فتوى وعلى الاظهر الاشهر المحتمل فيه الاجماع فى الباقى).191 [از جمله محرمات] زينت كردن مرد است با چيزى كه بر او حرام است, مانند آراستن خود با طلا (گرچه كم باشد) و حرير (به جز آنچه كه استثنا شده) و پوشيدن النگو و خلخال و جامه هايى كه بنابر عادت, ويژه زنان است و به اختلاف مكانها و زمانهاى گوناگون, دگرگونى مى پذيرند.
دو حكم نخست, اتفاقى است و به اين, هم تصريح كرده اند و هم فتوا داده اند. و در باقى، بنا بر قول آشكارتر و مشهورتر، احتمال اجماع مى رود.
در برابر اين ديدگاه، ديدگاه ديگرى وجود دارد. در اين ديدگاه, پوشيدن هر يك از زن و مرد، لباس ديگرى، حرام نيست.گويا نخستين فقيهى كه بر دليلهاى حرام بودن پوشيدن لباس جنس مخالف، خدشه وارد كرده، محقق اردبيلى است. وى مى نويسد:(ولعل دليله الاجماع وانه نوع غش وهو محرم والاجماع غير ظاهر فيما قيل وكذا كونه غشا و هو ظاهر).192
شايد دليل حرام بودن، اجماع باشد و اين كه آن، نوعى غش است و غش هم حرام، و اجماع، ظهورى در آنچه گفته شد [حرام بودن تشبّه] ندارد. و همچنين غش بودن آن هم، ظهور در حرام بودن همانندى ندارد و اين, ظاهر است.مقدس اردبيلى، اشاره اى به روايات همانند شدن زن و مرد به يكديگر ندارد. شايد در نظر ايشان, روايات ضعيف هستند و در خور استدلال نیستند.
شيخ يوسف بحرانى هم، دليل هاى حرام بودن همانندى را ناتمام مى داند و مى نويسد:
(انى لم اقف فى هذا الموضع على خبر ولا دليل يدل على ما ذكروه سوى ما ورد من عدم جواز لبس الرجل الذهب والحرير فلو خص تحريم التزيين بذلك لكان له وجه لما ذكرناه وامّا ماعداه فلم نقف على دليل تحريمه لابفعل الانسان ولابفعل الغيريه).193 من در اين جا، بر خبر و دليلى كه دلالت بر آنچه ذكر كرده اند [حرام بودن] بكند, دست نيافتم, به جز آنچه در مورد جايز نبودن پوشيدن طلا و حرير، بر مردان، وارد شده است. اگر حرام بودن آراستن را به همين دو مورد اختصاص دهند, براى اين حكم، وجهى خواهد بود; امّا جز اين دو مورد، بر دليلى كه دلالت بر حرام بودن بكند، دست نيافتم، نه آن جا كه خود انسان آن را انجام دهد و نه آن جا كه ديگرى انجام دهد.شيخ انصارى نيز، همين ديدگاه را دارد. در بين فقيهان معاصر هم، اين ديدگاه شهرت دارد.194روشن است كه هيچ يك از دليل هاى كسانى كه به حرام بودن پوشيدن لباس جنس مخالف، قائلند، تمام نيست; از اين روى, بازيگران، با هدفهاى خردمندانه مى توانند براى تهيّه فيلم لباس جنس مخالف را بپوشند و در نقش آنان بازى كنند.
د- بازى كردن در نقش ائمه(ع):
به خاطر رواج تعزيه خوانى, مطرح شد. بسيارى از فقيهان درباره اين مسأله جديد در آن روزگار, اظهار نظر كرده اند, از جمله: ميرزاى قمى, در پاسخ اين پرسش كه آياجايز است در روز عاشورا, براى گرياندن مردم, تشبيه به امام(ع) يا دشمنان او؟ مى نويسد:(در تشبيه به معصوم و نيكان راه، منعى در نظر نيست و عمومات رجحان بكاء و ابكاء و تباكى بر سيدالشهداء و تابعان ايشان, دلالت بر آن دارد و شكى نيست كه اعانت بر برّ است.195
شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء مى نويسد:(مباح فى ذاته وان كان تشبيه الأدنى بالاعلى والسافل بالسامى والشريف بالعامى وذى الميزه بالعادى.)196همانندى به امامان(ع) در ذات رواست, گرچه از گونه همانندى پست به عالى و شريف به عامى و صاحبان امتياز, به افراد عادى باشد. از مرحوم آقاى خويى پرسيده شده است:(هل يجوز عمل و اخراج فيلم تاريخى عن النبى(ص) و عن الائمة(ع) وما الحكم بالنسبة الى

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع رسول خدا (ص)، قانون مجازات، دستور موقت، عسر و حرج Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع هتک حرمت، احکام شرعی، امام صادق